
این روزها کمتر کسی است که به فکر مهاجرت نباشد. مشکلات اقتصادی از یک سو، تنشها و جنگهای سیاسی از سوی دیگر افراد را وادار کرده به پدیده مهاجرت فکر کنند. یکی از مهمترین مقاصد مهاجران و پناهجویان آلمان است چرا که به آنها پناه میدهد اما چه به روز هویت آلمان آمدهاست؟
آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
«خانه جایی است که در آن مردم مثل ما حرف میزنند»؛ این جملهای است که از دور در یکی از منطقههای آلمان به چشم میخورد. البته واژهای که به آلمانی به عنوان خانه نوشته شده Heimat است که میتواند معانی متعددی بدهد: چشمانداز، آیین، رسوم، هویت، خانه، خانواده و عادت. در واقع این واژه ذاتاً با واژههای متعددی گره خوردهاست. این روزها که تعدد و تکثر در آلمان زیاد شده این واژه نیز بیشتر از هر زمانی به گوش میرسد. بحث وطن به یکی از داغترین مباحث سیاسی در میان افراد تبدیل شدهاست.
دولت جدید در آلمان بحث خانه و وطن را به صورت کاملاً جدی در دستور کار خود قرار دادهاست. آنها حتی وزارتخانهای به این منظور تشکیل دادهاند. این جامعه هر روز بازتر و در نتیجه بیشتر دچار پراکندگی میشود. به همین خاطر است که به سنتهای پیشین خود نظیر همین شعارهای میهنپرستانه روی آوردهاست.
بزرگترین اتفاقی که در سالهای گذشته در آلمان رخ داده همین هجومِ بیامانِ مهاجران و پناهجویان است که در مقیاس وسیعی صورت گرفتهاست. البته آلمان نسبت به سایر فرهنگها چندان مهاجردوست و مهاجرپذیر نبودهاست. ایتالیاییها و ترکها با عنوان کارگر مهمان به این کشور میرفتند و تعداد آنها نیز کاملاً محدود بود. البته همیشه تلاش میشد آنها را با جامعه آلمان یکپارچه کنند تا این جامعه دچار شکاف نشود.
*هویت ازدسترفته
اما آن آلمان قدیم حالا هویت خودش را به کلی از دست داده و تغییرات بزرگی را تجربه کردهاست. تا سال 1990 در تیم فوتبال آلمان تنها نامهای آلمانی وجود داشت اما در جام قهرمانی اروپا در سال 2016 اسمهای خارجی بسیاری به گوش میرسید. در سیاست نیز سهم نمایندگان مجلس که مهاجر هستند از سال 2009 تا کنون سهبرابر شدهاست. دو تن از بزرگترین صاحبان رسانه در این کشور اصالت عراقی دارند. آلمان هر روز بیش از گذشته به کشوری مملو از مهاجر تبدیل میشود.
این اتفاق به صورت تدریجی رخ دادهاست. شاید نخستین مواجهه آلمانها با پدیده مهاجرت به معنای واقعی از دهه 50میلادی شکل گرفت. در آن زمان امریکاییها به این کشور هجوم آوردند. بومیهای قدیمیتر میگویند این نخستین مواجهه آنها با افرادی با رنگ پوستهای متفاوت بود. در دهه 60میلادی کارگران ترک به این کشور یورش بردند. به این ترتیب همه اتفاقات به صورت کاملاً تدریجی رخ داد.
حالا چادرها برای اقامت غیرآلمانیهایی که قرار است در خاک این کشور اقامت کنند، افراشته شدهاست. این مسئله تا مرز بحران پیش رفته و اکنون آلمانیها به تکاپو افتادهاند. ناگفته نماند که آلمانیها در عملیات یکپارچهسازیِ مهاجران نسبتاً عملکرد خوبی داشتهاند. بررسیها نشان میدهد 51درصد از پناهجویان در آلمان در کلاسهای یکپارچهسازی و آموزش زبان شرکت میکنند. این در حالی است که در سوئد تنها 34درصد و در یونان تنها 11درصد در این برنامهها شرکت میکنند. حالا آنها سعی دارند «فرهنگ خوش آمدید» را در میان خود رواج بدهند.
خوشامدگویی به مهاجران در زبان ساده است اما در عمل پیچیدگیهای بسیاری دارد. یکی از مهمترین مسائل در ارتباط با این پناهجویان، بحث اشتغال است. آنها به کار نیاز دارند. این نیز جزو برنامههایی است که در آلمان دنبال میشود. البته تاکنون ظاهراً اوضاع در این کشور خوب پیش رفته؛ دستکم به قدری خوب بوده که متقاضیان برای مهاجرت به آلمان افزایش یافتهاست. یکی از پناهجویان در آلمان میگوید: «آلمان بسیار ساکت و آرام است.» همین آرامش آنها را به سوی خود جلب کردهاست. اکنون تنها پرسش بزرگ این است که آیا آلمانیها میتوانند هویت خود را در این آشفتهبازار حفظ کنند؟ طبعاً باید بیشترین تلاش را به خرج بدهند تا آلمان همان خانه خودشان باقی بماند.
