
هندرسون میگوید قصههای میلیسنت نوعی انقلاب در دنیای علم اقتصاد به پا کردهاست.
نسیم بنایی/آینده نگر
«فمینیست»، «فعال جنش زنان»، «فعال سیاسی»؛ اینها عناوینی هستند که میلیسنت فاوست عموماً با آنها شناخته میشود اما مجمع جهانی اقتصاد در فهرستی کوتاه نام او را در کنار بزرگترین اقتصاددانهای زن نظیر ژانت یلن قرار دادهاست. به این ترتیب فاوست به عنوان زنی اقتصاددان و اثرگذار در تاریخ نیز شناخته میشود. او در سال 1870 به عنوان اقتصاددان کتاب «اقتصاد سیاسی برای مبتدیان» را نوشت؛ کتابی که کاملاً مختصر و مفید نوشته شده اما محتویات آن به اصولی اساسی تبدیل شده که دانشآموزان و دانشجویان در کتابهای اقتصاد خود میخوانند. بهعلاوه این کتاب در 41 سال به صورت مکرر تجدید چاپ میشد. همین کتاب باعث شد نام این زن به عنوان اقتصاددانی بزرگ در تاریخ ماندگار شود.
مسائلی که میلیسنت فاوست در کتابش مطرح کرده مورد بررسیهای علمی بسیاری قرار گرفتهاست. بررسیهای «آیندهنگر» نشان میدهد یکی از معروفترین مطالعات مربوط به ویلی هندرسون از دانشگاه آکسفورد میشود که محتویان کتاب فاوست را به قصه تشبیه کرده و سپس به بررسی اثرات این قصهها در دنیای اقتصاد پرداختهاست. هندرسون در مقاله خود تأکید دارد که مقالههای فاوست در واقع ابتداییترین شکل قصههای اقتصادی هستند که باید مورد بررسی قرار بگیرند. او از این طریق به این پرسش پاسخ داده که چطور میتوان اقتصاد سیاسی را در قالب قصه به مخاطب آموزش داد. او تأکید دارد که قصهگویی یکی از موثرترین شیوهها برای توسعه ایدههای اقتصادی است و باور دارد که فاوست میتواند بهترین الگو در این زمینه باشد.
*آموزش اقتصاد در قالب داستان
میلیسنت فاوست از نگاه هندرسون زنی قصهگو است که از طریق قصه و داستان، مفاهیم اقتصاد سیاسی را آموزش میدهد. البته این قصهها مورد تحلیل و بررسی نیز قرار گرفتهاست. مککلاسکی دیگر اقتصاددانی است که میگوید اقتصاددانها عادت دارند ایدههای خود را با داستانپردازی و قصهگویی برای بقیه تعریف کنند. او در همین راستا به سراغ فاوست و ایدههایش رفته تا آنها را تحلیل کند. آنچه در نهایت از این مطالعات به دست میآید این است که قصهگویی ابزاری مناسب برای اقتصاد نئوکلاسیک است و اقتصاددانها نیز از آن بهره میگیرند. آنطور که مطالعات نشان میدهد ریشه این قضیه نیز به بریتانیای کبیر و اواخر قرن هجدهم بازمیگردد. در آن زمان است که اقتصاددانها به قدرت قصه برای آموزش مفاهیم سنگین و خشک اقتصادی پی میبرند. در واقع زمانیکه همه به اقتصاد به چشم علمی خشک و غیر قابل انعطاف نگاه میکردند افرادی مانند فاوست موفق شدند با داستانگویی، اقتصاد سیاسی را برای همه قابل فهم کنند.
قصههای اقتصادی فاوست تنها برای افراد بزرگسال نبود، او حتی داستانکهایی دارد که مخاطب آن کودک است اما محتوایش از قضا به اقتصاد سیاسی مربوط میشود. به این ترتیب این پدیده به یک ایده اقتصادی بدل شد. در حال حاضر نیز نظریه قصهگویی در اقتصاد به عنوان ابزاری در آموزش علم اقتصاد مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار ساده به توسعه علم اقتصاد نیز کمک بسیار زیادی کردهاست. فاوست در قصههای خود تلاش میکند مخاطب یا خواننده را وادار کند درباره رویدادهای اقتصادی فکر کنند. بررسیها نشان میدهد نخستین قصه او، تجارت آزاد را آموزش میدهد. البته علم اقتصاد به شکل رسمی ممکن است در برابر این مسئله مقاومت داشتهباشد اما تأثیر آن در دنیای اقتصاد به اثبات رسیدهاست.
هندرسون میگوید قصههای میلیسنت نوعی انقلاب در دنیای علم اقتصاد به پا کردهاست. او از یک سو از قدرت تخصص خودش بهره گرفته و از سوی دیگر سعی دارد به کمک سادهترین ابزار، مفاهیم سنگین و پیچیده را به مفاهیم ساده و قابل فهم تبدیل کند. قصه شاید مهمترین چیزی بود که فاوست به عنوان کارشناس به دنیای اقتصاد اضافه کرد و همین امر کافی است تا نام او را به عنوان فردی اقتصاددان ماندگار کند.
میلیسنت فاوست
متولد 11 ژوئن 1847 در بریتانیا است و اغلب او را به عنوان روشنفکری فمینیست میشناسند. اما در مجمع جهانی اقتصاد نامش در فهرست اثرگذارترین اقتصاددانهای زن قرار گرفتهاست. میلیسنت گارت فاوست نخستین بار کتابی درباره تاریخ جنبش زنان در بریتانیای کبیر نوشت اما رفتهرفته به سمت اقتصاد سیاسی نیز حرکت کرد. پدرش همیشه او را تشویق به خواندن میکرد؛ به مرور پای او به فعالیتهای سیاسی باز شد. فاوست با زنان بسیاری آشنا شد که در زمینه حقوق زنان فعالیت میکردند و از این طریق به مرور به فعال حقوق زنان تبدیل شد. همه او را به عنوان زنی انقلابی میشناختند. هنوز هم کمتر کسی او را به عنوان اقتصاددان میشناسد چرا که بیشتر فعالیتهای سیاسی داشته اما در کنار آن به اقتصاد سیاسی نیز ورود پیدا کردهاست. میلیسنت فاوست در پنجم آگوست 1929 از دنیا رفت.