15 درصد كارگاه هاي صنعتي كشور در استان تهران قرار گرفته است

توسعه صنعتی حلقه مفقود در كشور

تاریخ 1397/03/26 ساعت 12:48

به طور كلی به رغم پیشینه نسبتاً طولانی آمایش سرزمین در كشور، دستاوردهای مورد انتظار از آنها ظاهر نشده و كشور در تمامی مؤلفه های بنیادین آمایش (جمعیت و فعالیت) دچار عدم توازن های جدی و بحران آفرین است.

براساس بررسي هاي انجام شده در مطالعه حاضر، برنامه ريزي هاي توسعه منطقه اي صورت گرفته در ايران تاكنون دستاوردهاي قابل اعتنايي نداشته اند و در اغلب موارد نابرابري و شكاف توسعه بين مناطق مختلف كشور افزايش يافته است. به عبارت ديگر كشور از منظر پراكندگي جمعيت و فعاليت داراي چهره اي دوگانه شده كه بخشي از آن كمتر توسعه يافته و محروم و بخش ديگر توسعه يافته است. با در نظر گرفتن ويژگي هاي جغرافيايي و زيست محيطي نظير بخش هاي وسيع خشك و كويري در استان هاي مركزي و شرقي، انتظار بر آن نيست كه تراكم جمعيت و فعاليت در استان هاي مذكور دقيقاً مشابه يا برابر استان هاي شمالي و غربي باشد؛ اما به منظور جلوگيري از بحران هاي جدي كه پايداري ملي را تهديد مي كنند، ضروري است برنامه منسجمي درخصوص پراكندگي مطلوب (كه با منطق طبيعت سازگار باشد و نه نوعي برابري معارض اقتضائات اقليمي) در دستور كار نظام اجرايي كشور قرار داشته باشد.

درحالي كه بررسي عملكرد كشور طي دو دهه گذشته از منظر شاخص هاي اقتصادي و اجتماعي در استان هاي كشور، حكايت از بي توجهي بايسته به اين مسئله و افزايش نابرابري هاي ناموجه در سطح كشور دارد. انتظار مي رود براساس منطقه اي بنيادي آمايش سرزمين، در فرآيند تقسيم كار ملي شايستگي هاي منطقه اي و بايستگي هاي اقليمي در نظر گرفته شود؛ درحالي كه بحران هاي زيست محيطي نظير بحران آب نمايانگر كاركردهاي ضد توسعه اي اقدامات انجام شده و كم دست اورد بودن برنامه هاي توسعه پيشين در زمينه توسعه پايدار مي باشد. به طور كلي به رغم پيشينه نسبتاً طولاني آمايش سرزمين در كشور، دستاوردهاي مورد انتظار از آنها ظاهر نشده و كشور در تمامي مؤلفه هاي بنيادين آمايش (جمعيت و فعاليت) دچار عدم توازن هاي جدي و بحران آفرين است.

پراكندگي جمعيت در استان هاي شرقي و مركزي كشور نسبت به استانهاي شمال، شمال غرب و غربي بسيار كمتر است. در حال حاضر استان تهران با سهمي حدود 8/0 درصد از كل مساحت كشور نزديك به 17 درصد كل جمعيت را به خود اختصاص داده است.

  43 درصد از كل جمعيت كشور در پنج استان ( تهران، خراسان رضوي، اصفهان، فارس و خوزستان) متمركز شده اند. درحالي كه استان هاي مذكور تنها نزديك به 26 درصد از كل مساحت كشور را در اختيار دارند. در مقابل سهم جمعيت 20 استان كم جمعيت كشور حدود 30 درصد بوده است.  استان هاي مرزي در شرق، جنوب شرقي و جنوب كشور (خراسان شمالي، خراسان جنوبي، سيستان وبلوچستان و هرمزگان)، با وجود اينكه نزديك به 27 درصد از مساحت كشور را به خود اختصاص داده اند، تنها 8 درصد از جمعيت كل كشور را درون خود جاي داده اند.

ازسوي ديگر براساس تجربيات تاريخي ساير كشورهاي توسعه يافته، دستيابي به توسعه از مسير توليد صنعتي مدرن مي گذرد. زيرا توليد صنعتي به طور همزمان قابليت كنترل «فقر» و «عقب ماندگي» را دارد. بر اين اساس عدم توازن هاي جدي در توزيع فعاليت ها در پهنه سرزمين وجود دارد. به نظر مي رسد ريشه اصلي اين مسئله فقدان استراتژي توسعه صنعتي قابل اتكا و بايسته است. در نتيجه نبود استراتژي توسعه صنعتي بخش هاي بزرگي از پهنه سرزمين خالي و بخش هاي ديگر، فوق اشباع است.

استان تهران 5/15 درصد از كل تعداد كارگاه هاي صنعتي 10 نفر كاركن و بيشتر كشور را به خود اختصاص داده است. حدود 40 درصد از كل كارگاه هاي صنعتي 10 نفر كاركن و بيشتر در چهار استان تهران، اصفهان، خراسان رضوي و آذربايجان شرقي كه حدود 5/17 درصد مساحت كشور را دارند، متمركز شده است. هفت استان هاي مرزي «هرمزگان»، «سيستان وبلوچستان»، «كردستان»، «خراسان جنوبي»، «بوشهر»، «خراسان شمالي» و «ايلام» هريك سهمي كمتر از يك درصد از كل كارگاه هاي صنعتي 10 نفر كاركن و بيشتر را داشته اند. به علاوه براساس منطقه اي بنيادي آمايش سرزمين، در فرآيند تقسيم كار ملي ضروري است.