
خصوصیسازی عبارت است از «تغییر کنترل یا مالکیت از سیستم دولتی به سیستم خصوصی.
آینده نگر
سیاست خصوصیسازی و خود خصوصیسازی در جهان در دهه ۸۰ همهگیر شد و اکثر کشورها برای خصوصی کردن اقتصاد خود در تلاش بودند. آغاز این روند نیز همراه با واقعیتی بود که کشورهای سوسیالیستی سابق خصوصیسازی را یک سیاست ضروری برای دستیابی به «اقتصاد بازار» میدانستند. علاوه بر این، نهتنها کشورهای پیشرفته (سرمایهداری)، بلکه کشورهای در حال توسعه نیز به عنوان یک سیاست مهم به طور مداوم به آن پرداختهاند. تلاش نظريهپردازان در دورانهای مختلف برای خصوصیسازی چنین بوده که شيوه و سیاستهای ارائهشده خود را بهترين گزينه براي دستیابی به اهداف اجتماعی،اقتصادی و سياسی تفسیر کنند. حاصل تلاشهای مختلف، عموما گرايش به سوی يكی از دو قطب «بازار» يا «دولت» بوده است. در سال ۱۹۸۳ برای اولین بار واژه خصوصیسازی در دانشگاه ثبت شده و تعریف آن اینگونه بوده است: خصوصيسازي عبارت است از «تغيير کنترل يا مالکيت از سيستم دولتي به سیستم خصوصی.»
تاریخچه خصوصیسازی
دولتها در نيمه اول قرن بيستم با اين توجيه که مکانيزم بازار و سيستم قيمتها در تخصيص بهينه منابع و ايجاد حداکثر رفاه دچار مشکل و ناتوانی است و قادر نيست به نيازهاي اساسي جامعه به طور مثال، توليد و عرضه کالاها و خدمات عمومي، ايجاد زيرساختهای اقتصادی، توزيع مناسب درآمدها، تامين امکانات آموزشی و بهداشتی، سرمايهگذاریهای کلان در صنايع استراتژيک و... پاسخ مثبت دهد، به اقتصاد ورود پیدا کردند و تصدی بسیاری از فعاليتهای اقتصادی را به عهده گرفتند، به طوری که در خیلی از کشورها اکثر مسئولیتهای اقتصادی و زیرساختی در دست دولت بود. اما با افزایش میزان فعاليتهای اقتصادی دولتها در اواخر دهه 1970، کارايی فعاليتهای اقتصادی بنگاهها و مؤسسات دولتی به شدت کاهش پیدا کرد و تبعات این اتفاق کاهش انگیزه شغلی میان کارمندان، ضعف مدیریت و افزایش اختلاس بود. به همین ترتیب دولتها آغاز به واگذاری شرکتهایشان شدند. با این کار سهم دولت در تولید ناخالص ملی کاهش پیدا کرد و به تبع آن رشد اقتصاد کشورها افزایش پیدا کرد. به همین ترتیب خصوصیسازی جهانی شد و کشورها آغاز به خصوصیسازی و دولتها شرکتهای خود را واگذار کردند.
پررنگیِ نقش خصوصیسازی
پس از جوابگویی خصوصیسازی به مشکلات اقتصادی در جهان، خصوصیسازی به عنوان یکی از برنامههای صندوق بینالمللی پول برای حل مشکلات اقتصادی در کشورها ارائه شد و تبديل به يکی از استراتژيهاي اساسي کشورهاي توسعهيافته براي دستيابی به کارايی بالاتر و رشد اقتصادی بيشتر همزمان با کاهش نياز به وامگيری بخش دولتي شده است. بحث اصلی خصوصیسازی این است که شرکت های خصوصی با انگیزه دستیابی به سود بیشتر، با توجه به استفاده درست و بهینه از منابع، هزینه ها را به صورت قابل توجهی کاهش میدهند و از این فعالیت و اقدام، کارایی بالاتری را به ثبت میرسانند. مدیران بنگاههای خصوصی به دلیل اهداف و انتظارات طبیعی سهامداران در راستای کسب سود و ارتباط معنیداری که تامین این انتظارات با حفظ شغل و مزایای جبران خدمتشان دارد، به ایجاد سود حداکثری علاقهمندی بالایی نشان میدهند.