
مباحثی که میزس مطرح میکند علیرغم ظاهر تند و تیزی که دارد آنقدر هم سوسیالیسم جهانی را به آن معنای ناب و خالص خود زیر سوال نمیبرد. میزس و طرفدارانش در حقیقت مداخلهگری را زیر سوال میبرند. او معتقد است مردم مطابق با غریزههای خودشان واکنش نشان میدهند. حتی زمانی که چنین چیزی از آنها نخواهید و مانع آن بشوید باز هم آنها مطابق غریزه خودشان عمل میکنند.
اقتصاددانها و اندیشمندان اقتصادی بسیاری در زمینه لیبرالیسم و اقتصاد آزاد سخن گفتهاند اما لودویگ فن میزس اقتصاددان اتریشی تنها کسی است که عنوان «آخرین شوالیه لیبرالیسم» را از آنِ خودش کردهاست. تحلیلهای عمیقی که او در زمینه سوسیالیسم و لیبرالیسم انجام داده نام او را برای همیشه در تاریخ اقتصاد ماندگار کردهاست. این اندیشمند در زمینههای مختلفی قلم زدهاست از جمله درباره انقلاب کینزی و همچنین توجه ویژهای به نظریات مربوط به کسبوکار داشتهاست. میزس یکی از رهبران بزرگ اندیشههای علوم اجتماعی بوده و روی نظریات ماکس وبر نیز کارهای عمیق و قابل توجهی انجام دادهاست. روی هم رفته او به مردی شناختهشده در تاریخ اقتصاد جهان تبدیل شدهاست که همه اهالی اقتصاد باید با اندیشههای او آشنایی داشتهباشند.
مجله فوربز نام او را به عنوان یکی از بزرگترین متفکران اجتماعی به ثبت رساندهاست. البته او ایدههایی نیز برای رشد اقتصادی و چرخه اقتصادی مطرح کرده که در دنیای امروز کاملاً کاربردی است. مهمترین سهم او در دنیای اقتصاد این اندیشه بود: سوسیالیسم نمیتواند در نظام اقتصادی عقلانی عملکرد درستی داشتهباشد و به هر حال مالکیت خصوصی لازمه زندگی است که باید به عنوان یک ارزش مهم به آن نگاه شود. او معتقد است تنها از این دریچه میتوان ارزشها را به حداکثر و هدررفت را به حداقل رساند. به این ترتیب او بحث خود را در دنیای اقتصاد با این پرسش شروع میکند که آیا مالکیت عمومی و اجتماعی در نظام اقتصادی میتواند روی عملکرد تولیدی اثرگذار باشد؟
*محل اکتشاف
میزس معتقد است اصلاً با خرد انسانی نمیتوان به این نتیجه رسید که مالکیت عمومی به فرایند تولید کمک کند. البته منتقدان او در جبهه سوسیالیسم این نظر او را پذیرفتهاند. اما مباحث به همینجا ختم نشدهاست. میزس بحث را یک قدم به پیش میبرد: بدون مبادله و معاوضه نمیتوان ارزش چیزی را مشخص کرد و معامله، مبادله یا معاوضه به هر شکلی خارج از مالکیت خصوصی و شخصی امکانپذیر نیست. از اینجا به بعد او وارد مبحث بازار میشود و در نهایت مسئله بازار آزاد را به میان میآورد. به باور او بازارهای آزاد محل مناسبی برای تعیین ارزش هستند و در عینحال میتوانند ابزاری کارآمد برای تعدیل و حتی کاهش قیمتها باشند. به این ترتیب بازار در نظریهها و اندیشههای میزس نقشی ضروری و حیاتی ایفا میکند. او معتقد است مبادله و معامله در بازار در واقع راهی برای اطلاعرسانی و کسب دانش در زمینه تولید است و به این ترتیب از بازار به عنوان محل اکتشاف نام میبرد. در نگاه میزس بازار جایی است که حق مالکیت خصوصی به خوبی خودش را نشان میدهد؛ او جزو نخستین کسانی است که از بازار با این نگاه یاد میکند و به این ترتیب این سنت را در میان اندیشمندان و اقتصاددانها به راه میاندازد. هرچند بعداً درباره آن مباحث زیادی مطرح شدهاست.
مباحثی که میزس مطرح میکند علیرغم ظاهر تند و تیزی که دارد آنقدر هم سوسیالیسم جهانی را به آن معنای ناب و خالص خود زیر سوال نمیبرد. میزس و طرفدارانش در حقیقت مداخلهگری را زیر سوال میبرند. او معتقد است مردم مطابق با غریزههای خودشان واکنش نشان میدهند. حتی زمانی که چنین چیزی از آنها نخواهید و مانع آن بشوید باز هم آنها مطابق غریزه خودشان عمل میکنند. به این ترتیب هر نوع مداخلهگری میتواند در این فرایند اخلال ایجاد کند و عواقب ناهنجاری داشتهباشد. یکی از مهمترین عواقب این مسئله نیز از نگاه میزس این است که کارایی و کارآمدیِ اقتصاد را زیر سوال میبرد. در واقع هرچه میزان دخالت و مداخلهگری بیشتر باشد آسیب اقتصادی آن نیز بیشتر خواهد بود. پس این مداخله باید متوقف شود.
به هر حال حدی از مداخله همیشه وجود دارد به همین خاطر است که اندیشمندان امروزی معتقدند باید شکل و نوع مداخله مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان تصویر کلی از عواقب آن به دست آورد و در نهایت هزینهها و فایدههای آن مداخله را محاسبه کرد. اما مسئله اینجاست که نمیتوان قیمت و ارزش حقیقی هرچیزی را به درستی محاسبه کرد. یعنی هرچند این ارزشگذاریها صورت میگیرد اما در نهایت نمیتوان این را به صورت واقعی درآورد و ماجرا از همینجا پیچیده میشود. سخن آخر و اصلی میزس این است که دانش اقتصادی برای ساختار تمدن بشری امری کاملاً حیاتی است و همه باید به آن توجه ویژه داشتهباشند. در واقع نژاد بشر برای حفظ خود به دانش اقتصاد نیاز مبرم دارد.
لودویگ فن میزس
متولد 29سپتامبر 1881 است ولی اندیشههایش هنوز در دنیای اقتصاد نقش مهمی ایفا میکند. لودویگ فن میزس اقتصاددانی اتریشی است که در مکاتب اتریشی تحصیل کرده و با اندیشهها و نظریههای امریکایی- اتریشی آشنا شدهاست. او بیش از هرچیزی در حمایت از لیبرالیسم در مفهوم کلاسیک آن نوشتهاست. میزس در سال 1940 از اتریش به امریکا مهاجرت کرده و با جنبش لیبرالیسم در امریکا همراه شدهاست. این اقتصاددان یهودی سالها در امریکا کار کرده و در نهایت در 10 اکتبر 1973 از دنیا رفتهاست.