
به گفته فرجادی، در بخش دولتی از آنجا که کمتر دغدغه بهرهوری و کارایی وجود دارد، در طول زمان دولت به اشباع میرسد و حتی با مازاد نیروی کار مواجه میشود. برای مثال در اوایل انقلاب به دلیل توجه زیاد دولت به حوزههای اجتماعی، اشتغال زیادی در این حوزهها ایجاد شد. به مرور نیز شاغلان دولتی هزینه زیادی را به بودجه دولت تحمیل کردند تا جایی که دولت دیگر توان مدیریت آن را نداشت. اما در بخش خصوصی قضیه متفاوت است.
آینده نگر
«اقتصاد توسعه»، «اقتصاد فقر» و «اقتصاد بازار کار»؛ اینها سه زمینهای هستند که غلامعلی فرجادی اقتصاددان ایرانی در طول سالهای گذشته توجه و تمرکز خود را روی آنها گذاشتهاست. در این بین بازار کار اهمیت ویژهای دارد چرا که هرگونه اهمال و کمتوجهی نسبت به آن میتواند مشکلات بزرگ اقتصادی و اجتماعی به بار بیاورد بهویژه اینکه باعث سرخوردگی فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز میشود؛ فارغالتحصیلانی که حالا دیگر فقط متعلق به مقطع کارشناسی نیستند بلکه کارشناسی ارشد و دکتری را نیز در بر میگیرند. هر روز بر تعداد جوانانی که باید وارد بازار کار شوند افزوده میشود، در این بین میل زنان به اشتغال نیز رشد بالایی داشته و همه این مسائل در کنار پدیدههایی نظیر کمرونقی اقتصاد کلان وضعیتی پیچیده را در کشور ایجاد کردهاست. فرجادی سعی دارد تحلیلی پخته و دقیق از این وضعیت ارائه بدهد و سپس راهکاری را پیش پای مسئولان بگذارد.
بیکاری در همه کشورهای در حال توسعه یکی از مهمترین مشکلات اجتماعی به شمار میآید. در ایران در سالهای گذشته همراه با تحولات اجتماعی و دورههای رونق و رکود اقتصادی، شمار بیکاران نوسانهایی داشتهاست. در این میان رشد جمعیت ناشی از بالا بودن سطح باروری و کاهش مرگومیر و نبود سرمایهگذاری کافی برای افزایش تقاضای نیروی کار، نقش بنیادی داشتهاست. فرجادی در گفتوگویی با «دنیای اقتصاد» میگوید: «در ایران به دلیل آنکه در دهه 60 با رشد بسیار بالای جمعیت مواجه شدیم، طبیعتاً ما انتظار داریم که این رشد شدید زاد و ولد، بعد از حدود 20 تا 25سال تأثیر خود را به صورت فشار شدید برای ورود جوانان به بازار کار نشان دهد.» او در جای دیگر میگوید: «صرفنظر از ابهامات ناشی از عدم انتشار رسمی آمارهای بیکاری و نیز آمار مربوط به تعداد خالص شغلهای ایجادشده در کشور، بر مبنای آمارهای رسمی «مرکز آمار ایران»، در فاصله سالهای 85 تا 88 در کشور به طور خالص سالانه 170هزار شغل ایجاد شدهاست.» او معتقد است دلیل عدم افزایش آمار رسمی نرخ بیکاری، به عدم افزایش آمار رسمی «جمعیت فعال» کشور مربوط میشود. منظور از جمعیت فعال، مجموعه افرادی هستند که تمایل به اشتغال دارند، افراد شاغل گرفته تا افراد بیکاری که به دنبال یافتن شغل هستند. در واقع محاسبه جمعیت فعال یا جمعیت افراد متقاضی مشارکت در بازار کار، مبنای اصلی محاسبه نرخ بیکاری است، چون نرخ بیکاری برابر است با جمعیت بیکاران بخش بر جمعیت فعال. به این ترتیب از نگاه فرجاد مرکز آمار باید آمارهای دقیقتر و شفافتری ارائه بدهد چرا که از نگاه او آمارهای فعلی دارای ابهام است.
رشد کم اشتغالزایی در ایران دلایل متعددی دارد. فرجادی در یادداشتی در «دنیای اقتصاد» میگوید: «در ابتدا باید اشتغالزایی را به دو بخش دولتی و خصوصی تقسیم کنیم زیرا هریک از این بخشها ویژگیهای خود را دارند. عمده سهم اشتغال بخش دولتی در حوزه خدمات، آموزش و بهداشت است.» به گفته فرجادی، در بخش دولتی از آنجا که کمتر دغدغه بهرهوری و کارایی وجود دارد، در طول زمان دولت به اشباع میرسد و حتی با مازاد نیروی کار مواجه میشود. برای مثال در اوایل انقلاب به دلیل توجه زیاد دولت به حوزههای اجتماعی، اشتغال زیادی در این حوزهها ایجاد شد. به مرور نیز شاغلان دولتی هزینه زیادی را به بودجه دولت تحمیل کردند تا جایی که دولت دیگر توان مدیریت آن را نداشت. اما در بخش خصوصی قضیه متفاوت است.
*بیماری هلندی اشتغال در ایران
اشتغالزایی در بخش خصوصی قصه خودش را دارد. فرجادی میگوید: «بخش خصوصی با توجه به بهرهوری و تولید اقدام به جذب نیرو میکند. سیاستهای دولت قبل عامل اصلی عدم ایجاد اشتغال در بخش خصوصی بودهاست.» به این ترتیب در حالی که دولت میتوانسته از توانایی بخش خصوصی برای ایجاد اشتغال بهره بگیرد عملاً این بخش را فلج کردهاست، برای مثال با واردات بیرویه و سیاستهای نادرست ارزی، اشتغالزایی در بخش خصوصی به طور کلی قفل شدهاست. این همان چیزی است که فرجادی از آن به نام بیماری هلندی یاد میکند. او میگوید: «وقتی نیاز خانوارها از طریق واردات با قیمت مناسب تأمین میشود، طبعاً نیازی به تولید شکل نمیگیرد و هرگاه تولید نباشد اشتغال ایجاد نمیشود.» به همین سادگی بخش خصوصی و تولید داخلی همراه با اشتغالزایی بخش خصوصی ویران میشود.
تنوع تولیدات از جمله راهکارهایی است که فرجادی به عنوان اقتصاددان به آن اشاره میکند. او میگوید: «هر قدر سبد تولیدات یک کشور متنوعتر باشد، رشد اشتغالزاتر است، همچنین نوسانات کمتری دارد. در کنار آن گسترش بازار نیز موثر است. یعنی هرقدر یک اقتصاد بازتر باشد با تقاضای بیشتری مواجه است لذا در شرایط رونق میتواند تولید بیشتر و در نتیجه اشتغال بیشتری ایجاد کند. در یک کشور با اقتصاد بسته حجم تقاضا در مرحلهای به اشباع میرسد و تقاضا افزایش چشمگیری نخواهد یافت لذا سرمایهگذاریهای مشترک و صادرات به تولید و در نتیجه اشتغال کمک میکنند.» کلیدیترین نکتهای که فرجادی بر آن تأکید دارد نیز بهرهگیری از نیروی زنان در بازار کار است و به همین خاطر معتقد است اقتصاد کشور به اصلاحات زیادی در این زمینه نیاز دارد.
غلامعلی فرجادی
متولد 1327 در اراک است. مدرک کارشناسیاش را سال 1350 از دانشگاه تهران در رشته اقتصاد دریافت کرده اما در ایران ماندگار نشده و کارشناسی ارشد و دکتری خود را در دانشگاه نیویورک در امریکا گرفته و دوباره به ایران بازگشتهاست. از همان زمان مشغول به تدریس در دانشگاهها شدهاست. غلامعلی فرجادی از جمله اقتصاددانهایی است که تمرکز خود را روی اقتصاد فقر گذاشته و از ایده توانمندسازی در این زمینه حمایت میکند. او توسعه آموزش و توسعه بهداشت و سلامت را زیربنای توانمندسازی خانوارهای فقیر میداند.