
اقتصاد مصر سالهاست که بر پایه یارانهها میچرخد. از سوخت گرفته تا آب و نان، به همهچیز یارانه تعلق میگیرد تا جایی که دیگر پولی برای دولت باقی نمیماند که صرف آموزش یا بهداشت و درمان کند. اکونومیست در این گزارش به نقد این موضوع پرداختهاست.
ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست
با وجود اینکه فقط چند هفته تا انتخابات ریاستجمهوری مصر باقی مانده، هیچکس از نامزد انتخابیِ خودش نمیگوید. چرا؟ چون عملاً انتخابی وجود ندارد. همه کسانی که علیه عبدالفتاح السیسی در سال 2013 قیام کردند، ترسیدهاند و در نتیجه پای خود را از بازی بیرون کشیدهاند. تنها یک نفر به نام موسی مصطفی موسی به عنوان نامزد انتخاباتی ثبتنام کرد و این کار را تنها 15دقیقه مانده به پایان موعد انجام داد؛ آن هم با چندین امضا و درخواست. برخی میگفتند اصلاً احتمال دارد آقای مصطفی این کار را تنها به صورت نمایشی انجام داده باشد.
اما مصریها به جای اینکه درباره انتخابات صحبت کنند تمرکز خود را روی تورم گذاشتهاند و درباره آن صحبت میکنند. از سال 2016 بود که دولت مصر اجازه شناور شدنِ پوند مصری را داد؛ از آن زمان تاکنون ارزش این ارز تقریباً نصف شدهاست. بسیاری از واردات اصلاً مقرونبهصرفه نیستند. یکی از ساکنان قاهره میگوید: «تا سه سال پیش میتوانستید با 50هزار پوند، همه وسایل برقی خانه را خریداری کنید. اما هزینه آن در حال حاضر دستکم 150هزار پوند است.»
زندگی بدون یارانه برای این مردم ممکن نیست
آن دسته از افراد که دولت را نقد میکنند اغلب میترسند اسم واقعی خودشان را بگویند بهویژه از زمانی که اعتراضات در سال 2013 با واکنشهای تند دولتی همراه شد و همه مخالفان قلعوقمع شدند، همه افراد چشم ترسیده دارند و نمیتوانند به این راحتی چیزی را درباره رژیم خود نقد کنند. اما همه به مسائل مختلف نگاه انتقادی دارند. یک نفر از افزایش ناگهانی قیمت بنزین گلایه دارد و به آن اشاره میکند: «من از افزایش قیمت کرایهها عاصی شدهام.» دیگر افراد نیز از برداشته شدنِ یارانهها و افزایش قیمت گلایه دارند. یک نفر میگوید: «مردم نمیتوانند بدون نانی که یارانهبندی شده، زندگی کنند.»
اینها عقاید ثابت و دقیق در مصر است که کسی نمیتواند به راحتی آن را تغییر بدهد. آنها اقتصاد خود را به این شکل میبینند. مردم از ابتدا اینطور عادت کردهاند که همهچیز را به صورت کنترلشده و یارانهای دریافت کنند. برای آنها یارانهها از ابتدای تولدشان بوده و در نتیجه حالا هم باید باشد، اصلاً معنایی ندارد که یارانهها قطع شود. این مردم از آسیبهای احتمالیِ این وضعیت آگاه نیستند.
سه کالای اساسی در این کشور یعنی سوخت، نان و آب به خوبی مشکل را ترسیم میکند. با سوخت شروع کنیم. در حالیکه کشورها به سمت اقتصاد سبز حرکت میکنند و مالیات سنگینی را برای بنزین و گازوئیل در نظر میگیرند در مصر این کار به صورت برعکس انجام میشود. موتورسواران تنها 59درصدِ هزینه سوخت را پرداخت میکنند. از آنجا که رانندگی کردن ارزان است، مردم این کار را انجام میدهند. در نهایت هوای آلوده شهر نیز دودی است که به چشم خودشان میرود. پیشبینیها درباره وضعیت ترافیک نیز در شهرهای بزرگ مصر از جمله قاهره بسیار بد است.
در مورد نان هم وضعیت مشابه است. یارانههایی که به نان تعلق میگیرد باعث شده مصریها بتوانند روزانه پنج عدد نان را با یکدهمِ هزینه واقعی آن خریداری کنند. دولت حتی برای شکر، روغن خوراکی و دیگر خوراکیها نیز یارانه گذاشتهاست. این یکی از چندین دلیلی است که باعث شده مصر در زمینه چاقی افراطی در جهان، نرخ بالایی داشتهباشد. این شیوه میتواند نظام اقتصادی را به قهقرا بکشاند.
دولت آنقدر پول برای یارانهها پرداخت میکند که تقریباً چیزی برایش باقی نمیماند که صرف بهداشت و درمان و یا آموزش کند. یارانههای سوخت در سال 2016 و 2017 حدود 3.3درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میداد. این رقم نسبت به زمانی که آقای سیسی قدم به دفتر ریاستجمهوریِ این کشور گذاشت کاهش پیدا کرده؛ در آن زمان، این رقم 5.9درصد بود. یارانههای خوراکی جزو مواردی است که درباره آنها زیاد بحث میشود. دولتهای پیش بارها تلاش کردند این نظام را اصلاح کنند اما به موفقیت نرسیدند. در این بین آب حساسترین موضوع است. مردم در مصر به راحتی از آب برای آبیاری مزارع کشاورزی خود استفاده میکنند. مصر نباید به مردم خود اجازه بدهد به این شکل از آب استفاده کنند؛ آنها باید صرفهجویی در مصرف آب را یاد بگیرند. اما به نظر میرسد هیچکس در این کشور نگران اشتباه بودنِ قیمتها نیست.