
قیمت نفت همیشه یک معما بودهاست بهویژه برای آنها که این بازار را دنبال میکنند یا از آن سودی میبرند. آنها به دنبال پیشبینی آینده طلای سیاه هستند اما بازار این کالا همیشه ثابت کرده که قابل پیشبینی نیست و شاید باید دست از تحلیل بازار نفت کشید.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
برای کسانی که نظارهگر صنعت نفت هستند آنچه میتواند آزارهنده باشد تغییرات و نوسانات قیمت یک بشکه نفت نیست بلکه تحلیلها و نظریههایی است که مدام از پشتصحنه این اتفاقات گفته میشود. در واقع خودِ نوسان قیمت مهم نیست، آنچه ماجرا را میسازد کسانی هستند که مدام سعی دارند این وضعیت را تحلیل کنند و بگویند چهچیزی پشت این بالا و پایین شدنِ قیمت نفت است. مارس 2014، قیمت نفت سه رقمی بود؛ همان زمان هم خیلیها تلاش میکردند وضعیت را تحلیل کنند. رئیس شورون میگفت نفت 100دلاری به نفتِ 20دلاریِ معمولی تبدیل خواهد شد. اما دو سال بعد نفت به 28دلار در ازای هر بشکه سقوط کرد و 100دلار دیگر رقمی عادی نبود بلکه کاملاً هم رویایی بود. در این زمان همه شروع کردند درباره مازاد عرضه نفت در جهان صحبت کردن و برخی نیز درباره قدرت ازدسترفته اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت خام (اوپک) میگفتند. حالا دوباره نفت به محدوده 70دلار در ازای هر بشکه رسیدهاست و تحلیلگران دوباره به دنبال تحلیلهای جدید از پشت صحنه ماجرا هستند.
جورج اورول در کتاب «1984» اصطلاحی به نام تفکر دوبل را مطرح کرده که در آن نشان میدهد میتوان همزمان به دو چیز متناقض باور داشت. به نظر میرسد تحلیل نفت نیز به چنین تواناییهای خارقالعاده و ناممکنی نیاز دارد. سه پرسش در اینجا مطرح میشود. نخست اینکه چرا قیمت نفت در فاصله تنها دو سال دو برابر حد انتظارات تغییرات داشتهاست؟ دوم اینکه چرا این صعود و سقوط با خوشبینی از سوی بازار سهام همراه شده و نگرانیای درباره اقتصاد جهان ایجاد نکردهاست؟ سوم اینکه در نهایت قیمت نفت در کجا خواهد نشست؟
میتوان از سفر 70دلاری شروع کرد. سقوط قیمت نفت که دو سال پیش شاهد آن بودیم در حقیقت واکنش به ضعف تقاضا بود و در کنار آن بحث اقتصاد چین نیز به عنوان یک نگرانیِ بزرگ در بازار نفت مطرح بود. البته که مازاد عرضه هم تا حدودی مطرح میشد. عده زیادی تصور میکردند اوپکیها تولید نفت خود را کاهش میدهند تا از این طریق قیمت نفت دوباره بالا برود. عربستان سعودی به عنوان طلایهدار اوپکیها و یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان در برابر این مسئله مقاومت کرد. آنها میگفتند در حال حاضر بازار با نفت شیل اشباع شده و در نتیجه امریکا باید کنار بکشد. ایران نیز به دنبال برداشته شدنِ تحریمها خودش را وارد بازار کرد.
به هر حال تقاضا خیلی زود بهبود پیدا کرد. چین نیز موفق شد اقتصاد خود را از سقوط نجات بدهد و در نتیجه خلقی را از نگرانی نجات داد. قیمت کالاها افزایش پیدا کرد. در عرض چند ماه ورق برگشت. اوپکیها نیز ثابت کردند که توانایی مدیریت این بازار را دارند. آنها در نوامبر 2016 به توافقی تاریخی دست پیدا کردند. قیمتها یک روز پایین و روز دیگر بالا میرفت.
*روزهای باورنکردنی نفت
اما حالا کسی باور نمیکند که قیمت نفت اینقدر بالا رفتهباشد. برخی میگویند آشفتگی سیاسی در خاورمیانه منجر به افزایش قیمتها شدهاست. نگرانیهای معمولی نیز هنوز وجود دارد. شیل همچنان به قدرت و قوت خود باقی است. بسیاری از تولیدکنندگان در امریکا عقب کشیده بودند و حالا احتمالاً چند ماهی طول میکشد تا دوباره بتوانند چاههای نفتی خود را فعال کنند و نفت را بیرون بکشند.
بازار مالی هیجان کمی نسبت به صعود و سقوط قیمت نفت نشان میدهد. بازار سهام هنوز رفتار عجیبی دارد و این خودش یک پازل است. در دنیا همه تولیدکننده و مصرفکننده نفت شدهاند و همین امر باعث شده بازار نفت در وضعیت خنثی باشد. تحلیلهایی که درباره قیمت نفت و احتمال سقوط یا صعود آن صورت میگیرد هیچیک قابل اعتماد نیست. واقعیت این است که صادرکنندگان بزرگ نفت خام نمیتوانند کاهش قیمت آن را تحمل کنند. آنها دست به هر کاری میزنند تا قیمت نفت را دوباره افزایش بدهند اما اینکه چقدر در این کار موفق باشند، کاملاً بستگی به شرایط دارد و این یعنی هرچیزی در آینده ممکن خواهد بود. به هر حال همه نفت در محدوده 60دلار را پیشبینی میکنند. مهم اینجاست که این وضعیت نفت به معنای سلامت اقتصاد جهان است و همه میتوانند از آن سود ببرند.