
جوانها و نوجوانها نسبت به گذشته بهتر رفتار میکنند؛ بررسیها نشان میدهد آنها تمایل کمتری به کارهای خلاف عرف دارند و به دنبال ساختن آینده خود هستند؛ اما یک مشکل وجود دارد: آنها حجم عظیمی از تنهایی را در خود احساس میکنند.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
عدهای نوجوان دور هم نشستهاند و وقت میگذرانند. آنسوتر مردی از آینده میگوید. او پر از دغدغه و نگرانی است، نگرانی برای دانشآموزهایی که نمیتوانند در آینده شغل مناسبی پیدا کنند و در نهایت برای پرداخت وامهای دانشجویی خود با مشکل مواجه میشوند. از نگاه او بسیاری از آنها در نهایت بیخانمان میشوند. او میگوید: «به نظر عجیب میآید، رباتها کارها را از انسانها میگیرند.»
نسل جوان که نسل جدید محسوب میشود نسبت به یک نسل پیش از خودش متفاوت فکر میکند و متفاوت رفتار میکند. همسنوسالهای او در نسل قبلتر اصلاً اینطور فکر نمیکردند و اینطور رفتار نمیکردند. این تغییرات در همه کشورهای ثروتمند قابل مشاهده است از امریکا گرفته تا هلند و کرهجنوبی. در چند سال اخیر این تغییرات شدیدتر نیز شدهاست.
شاید یکی از مهمترین تغییرات در مورد جوانان این باشد که آنها نسبت به نسل پیش از خود نوشیدنیهای الکلیِ کمتری مصرف میکنند. آنها از سن بالاتری نیز شروع به مصرف الکل میکنند در حالیکه در گذشته خیلی زودتر شروع میکردند. در بریتانیا یکپنجم 16 تا 24سالهها هیچگاه نوشیدنیهای الکلي مصرف نمیکنند. تعداد مکانهای عمومی که برای نوشیدن و وقتگذرانی به آنها مراجعه میکردند نیز کاهش پیدا کردهاست. اما این همه تغییرات نیست.
نوجوانها بسیاری از خلافها را دیگر انجام نمیدهند. آنها نسبت به نسل پیش از خود، گرایش کمتری به مصرف مواد مخدر دارند. بررسیها نشان میدهد تعداد نوجوانهایی که سیگار را امتحان میکنند سال به سال کمتر میشود. تعداد زیادی از آنها هیچگاه تنباکو را امتحان نمیکنند. در گذشته آسیب رساندن به یکدیگر نیز در میان نوجوانها به وفور مشاهده میشد. اما این روزها دعوا و زد و خورد هم کمتر از گذشته شدهاست. به صورت کلی جرایم جوانان تا حدود زیادی کم شده و این نشانهای امیدوارکننده به نظر میرسد. در یک کلام میتوان گفت که جوانها رفتاری بهتر نسبت به گذشته دارند.
*چطور بهتر شدند؟
اما چه اتفاقی باعث شده نوجوانها نسبت به نسلهای پیش از خود بهتر رفتار کنند؟ یکی از توضیحات میتواند این باشد که زندگی خانوادگی تغییر کردهاست. بررسیها در 11 کشور جهان نشان میدهد این روزها والدین نسبت به گذشته زمان بیشتری را صرف فرزندان خود میکنند. طبق بررسیها در امریکای سال 2012، پدر و مادرها به طور متوسط روزانه 88دقیقه از زمان خود را صرف نگهداری از فرزندانشان کردهاند. این در حالی است که در سال 1965 تنها 41دقیقه از وقت پدر و مادرها متعلق به فرزندان بودهاست. پدرها کمتر از مادرها وقت میگذارند اما به هر حال وقت میگذارند. از آنجا که خانوادهها کوچکتر شدهاند میتوانند بخشی از وقت خود را نیز به نوهها اختصاص بدهند.
فرزندان نیز نسبت به گذشته با آرامش بیشتری با پدر و مادر خود صحبت میکنند و از مسائل شخصی خود میگویند. در حالیکه در گذشته اغلب بچهها از حرف زدن با پدر خود محروم بودند این روزها دخترها و پسرها به راحتی با پدر خانواده ارتباط برقرار میکنند و با او حرف میزنند.
اما دلایل دیگری نیز برای توجه بیش از اندازه نوجوانان به درس و مدرسه و سربهراه شدن وجود دارد. اکثر نوجوانان تمایل دارند تحصیلات خود را ادامه بدهند و به دانشگاه راه پیدا کنند. این روزها بچهها کمتر کار میکنند و بیشتر درس میخوانند و به تفریحات خودشان میرسند. در گذشته آنها بیشتر مجبور بودند کار کنند و همین امر مانع از تحصیلشان میشد.
اما آنچه مهم است این است که نوجوانان این روزها بسیار تنها هستند و حجم زیادی از تنهایی را در خود احساس میکنند. آنها دیگر به راحتی با همکلاسیهای خود دوست نمیشوند و تنهاییشان را ترجیح میدهند؛ برخی میگویند به خاطر شکل جدید تربيت است و برخی هم به مسائلی نظیر گوشیهای تلفنهمراه اشاره میکنند؛ به هر حال واضح است که آنها نسبت به گذشته حجم زیادی از تنهایی را احساس میکنند. برخی از کشورها نظیر ژاپن و کرهجنوبی بیشتر با این معضل روبهرو هستند و نوع خاصی از انزوا را تجربه میکنند. به هرحال نوجوانان و جوانان امروزی ارزش این را دارند که بیشتر به آنها توجه شود.