
روسیه یکی از مهمترین بازیگران دنیای سیاست و همچنین اقتصادِ امروز است. این کشور یکی از شرکای تجاریِ مهم ایران نیز به شمار میآید. اما اقتصاد این کشور با فراز و نشیبهایی همراه بوده، در این گزارش با وضعیت اقتصاد روسیه آشنا میشوید.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
روی صحنه سالنِ تأسیسات اتومبیلسازیِ گورکی میایستد، اوایل دسامبر 2017 است، کارگران کارخانه مقابلش ایستادهاند و او از تاریخ منطقه برای آنها سخن میگوید. او ولادیمیر پوتین است، رئیسجمهوریِ روسیه که به تاریخ این کشور اشاره میکند: «و بعد از قرن هفدهم، روسیه به اتحادی بزرگ و قدرتمند تبدیل شد که به سرعت در جهت توسعه گام برمیداشت.» سپس از کارگران کارخانه خودروسازی میخواهد در همان مسیرِ سنتی قدم بردارند: «با مشارکت مردمیِ شما، روسیه به سمت جلو قدم برخواهد داشت.» همانجا کارگران هم از او خواستند سال بعد برای ریاستجمهوری دوباره به میدان بیاید. یکی از کارگران گفت: «همه کسانی که اینجا حضور دارند از شما حمایت خواهند کرد.»
صنعت اتومبیلسازیِ روسیه در جبهه اقتصادیِ این کشور بدون تردید در مسیر حرکت به جلو قرار دارد، هرچند به کُندی حرکت میکند. اقتصاد این کشور دو سال متوالی گرفتارِ بحران شد و بالاخره در سال 2017 با رشد همراه شد. کاهش قیمت نفت از یک سو و تحریمهای غربی از سوی دیگر شوکِ بزرگی را به اقتصاد وارد کردهبود اما سیاستهای اقتصادی جواب داد و روسها فعلاً موفق شدهاند اقتصاد خود را نجات بدهند. بانکهای مرکزی موفق شدهاند نرخ تورم را به زیر هدفِ 4درصدی برسانند در حالیکه در سال 2015 نرخ تورم در این کشور به 16درصد رسیدهبود. بودجه نیز سروسامانی گرفته و به لطف برنامههای درست به سطحِ قابل مدیریتی رسیدهاست. به هر حال اقتصادی که به لطف نفت به پیش میرفت تا بحران اقتصادیِ اخیر کاملاً متوقف شدهبود و رشد نمیکرد: رشد تولید ناخالص داخلی در سال 2013 با نفتِ 100دلاری باز هم تنها 1.3درصد بود. امسال هم زیر 2درصد خواهد بود. بانک جهانی برآورد کرده که اگر در روسیه اصلاحات چشمگیری رخ ندهد رشد اقتصادیِ این کشور در سال جدید 1.8درصد خواهد بود.
باتلاق اقتصادی
اقتصادی که اینچنین در منجلاب مصیبت گرفتار شده برای کرملین و آقای پوتین که میخواهد وارد دوره بعدیاش بشود، یک چالش بزرگ است. رشدِ اقتصادیِ پایین منجر به رکود خواهد شد و به دنبال آن به سبکهای زندگی آسیب وارد خواهد کرد. دولت به خوبی از این مسئله آگاه است و سعی دارد آن را برطرف کند. در دو دوره نخستِ آقای پوتین، زمانیکه اقتصاد به صورت متوسط سالانه 7درصد رشد داشت، درآمدها افزایش پیدا کرد و همین امر زمینهسازِ محبوبیتِ رئیسجمهوری شد. از سال 2012 که دوباره به ریاستجمهوری بازگشته (بعد از یک دوره نخستوزیری)، سیاستهای خارجی را جایگزین تمرکز برای پیشرفت اقتصادی کردهاست و همین را بزرگترین دستاورد خود در روسیه میبیند. 18مارس سال 2018 میلادی قرار است دوباره انتخابات برگزار شود و او روی همین مورد انگشت گذاشتهاست. پیروزیِ او در هالهای از ابهام قرار دارد. بحرانِ کریمه نیز جزو مسائلی است که او باید حل کند. مقامات روس در اینباره گفتهاند: «ما ملتِ صبوری داریم اما این ماجرا تا ابد ادامه پیدا نخواهد کرد.»
اتفاقاتی که بعد از انتخابات میافتد ارتباطِ کمی با آنچه پوتین انجام میدهد خواهد داشت. یکی از مشاوران روس میگوید: «پوتین در هر دوره جدیدی که به میدان میآید، بسته اصلاحیِ جدیدی را آغاز میکند.» همه سیاستگذاران در روسیه معتقدند این کشور به تغییرات اساسی نیاز دارد. اما تفاوتهایی میان استراتژیها وجود دارد. برخی به دنبال تغییرات و اصلاحات ساختاری هستند برخی هم تنها به دنبال اقدامات کوچکی برای ایجاد تغییر میگردند.
به هر حال گروهها به صورت نزدیک و در کنار هم برای نجات روسیه کار میکنند ولی اولویتهای آنها با هم فرق دارد. آنها که استراتژیک فکر میکنند به دنبال اصلاحات و تغییرات عمیقی هستند که بتواند اقتصاد روسیه را احیا کند. از نظر آنها همهچیز باید تغییر کند از نظام آموزشوپرورش کشور گرفته تا نظام سلامتِ آن. در واقع از نگاه آنها همهچیز باید به صورت ریشهای در روسیه مورد بازبینی قرار بگیرد. اما در مقابلِ آنها عدهای دیگر به دنبال بهبود وضعیت موجود هستند. معتقدند با کمی سرمایهگذاری در بعضی از بخشها میتوان تغییرات لازم را در کشور ایجاد کرد.
دولت امید دارد که تغییراتِ تدریجی تمامی آن چیزی باشد که برای تغییر وضعیتِ موجود نیاز است. آنها به نفتِ بالای 40دلار در ازای هر بشکه دل خوش کردهاند اما این به تنهایی برای رشد اقتصادی کافی نخواهد بود. آقای پوتین به چرخدندههای قویتری برای پیش بردنِ اقتصاد کشورش نیاز دارد.