
در اقتصاد گذشته چه مکانیزمهایی امکان تحقق آرزوهای کارآفرینانه را فراهم میکرد و سرمایه اندک یا نداشتن سرمایه نقطهای بر یک آغاز بود یا آغازی برای یک کسب وکار؟ علیاصغر سعیدی پژوهشگر اقتصادی در گفتوگو با «آیندهنگر» با شرح اینکه صاحبان صنایع در گذشته چگونه سرمایه صفر یا اندکشان را برای راهاندازی یا توسعه کسبوکار زیاد میکردند، از اجرای مکانیزمی در اقتصاد پیش از انقلاب اسلامی خبر میدهد که در آن سیاستهای مشخص در حمایت از صنایع به توسعه روزافزون آن انجامیده بود.
منبع:آینده نگر
*راهاندازی کسب و کار با سرمایه صفر و شروع از هیچی و به همهچیز رسیدن در ایجاد کسب و کارهای گذشته چقدر مطرح بوده است؟
شروع فعالیت یک بنگاه اقتصادی با سرمایه کم که اصطلاحا شاید آن را سرمایه صفر معرفی ميکنید در دورههاي مختلف تاریخی در اقتصاد کشور متفاوت بوده است. برای مثال پس از آغاز نهضت صنعتی شدن در دهه 30 خورشیدی و بعد از کودتای 28 مرداد 32، اولین گروههاي اقتصادی و صنعتی با دریافت وامهاي کممبلغ فعالیتشان را به طور محدود آغاز کردند. در این زمان مسئله دریافت سرمایه بیشتر به دلیل دایره محدود فعالیتهاي اقتصادی اولین گروههاي صنعتی در کشور شاید کمتر از امروز مطرح بود اما همین صنایع کوچک به روشهاي مختلف مورد حمایت قرار ميگرفتند. برای مثال برقراری معافیتهاي مالیاتی برای واردات ماشینآلات مورد نظر این بنگاهها کمک بزرگی به آنها بود یا مشکلات مربوط به کمبود سرمایه به طور عمده با مشارکت چندین نفر حل و فصل ميشد. به تدریج یک یا دو بانک برای تخصیص اعتبارات به صنعتگران شکل گرفتند. بانک اعتبارات صنعتی یک نمونه از مراجعی است که به کسب و کارها وام ميداد اما با توجه به مدیریت هلندی این بانک فرآیند وامدهی آن مورد مخالفت و اعتراض بعضی قرار گرفت چراکه فرآیند وامدهی تحت نفوذ و نظر هیئت عامل بانک انجام ميشد.
در سالهاي بعد یعنی دوره صدارت شریفامامی، فرآیند وامدهی به صنایع و تامین سرمایه برای فعالیت بنگاههاي اقتصادی با ایجاد صندوقی به نام تجدید ارزیابی جواهرات سلطنتی شکل دیگری به خود گرفت. بر این اساس ارزش جواهرات سلطنتی مورد ارزیابی قرار گرفت و با اتکا به 700 میلیون ریال اضافه ارزش این جواهرات صندوقی تشکیل شد که به صاحبان کسبوکار وام پرداخت ميکرد. بسیاری از افرادی که از این صندوق وام گرفتند سرمایه اندکی داشتند تا جایی که ميتوان گفت این افراد بدون دریافت وام از این صندوق نمیتوانستند کسبوکارشان را پیش ببرند. صندون تجدید ارزیابی جواهرات سلطنتی در دوران خود توانست نقش موثری در زمینه تامین سرمایه کسبوکارها ایفا کند.
پس از آغاز فعالیت گروه اقتصادی علینقی عالیخانی و دوره وزارت او کمبود سرمایه کسبوکارها و واحدهای صنعتی بیشتر از طریق جلب اطمینان بازاریها انجام ميشد. در آغاز این دوره بیشتر کسبوکارها بدون کمک دولت شکل ميگرفتند و سرمایه و ریسک آن با سرمایهگذار بود. پس از شکلگیری بانک اعتبارات توسعه صنعتی و معدنی اما فرآیند پرداخت وام به صاحبان کسبوکار شدت گرفت و ميتوان گفت به طور تقریبی بسیاری از صنایع در این دوره با سرمایه بسیار اندک یا حتی صفر فعالیتشان را شروع کردند. البته feasibility study یا امکانسنجی پروژهها هم در پرداخت این وامها مد نظر قرار ميگرفت. امکانسنجی در آن دوره به این صورت بود که متقاضیان باید تا اندازهای از کار را پیش ميبردند و پس از آن وام دریافت ميکردند. براساس بعضی گزارشها حدود 40 درصد از کسبوکار را پیش ميبردند و برای 60 درصد باقیمانده آن تقاضای وام ميکردند. برای مثال شرکت مینو ساختمانش را ساخته بود اما اگر ميخواست چند کارخانه دیگر راه بیندازد و کارش را توسعه دهد یا محصولی مثل ویفر را به دایره محصولاتش اضافه کند و هیچ سرمایهای نداشت، از بانکها کمک ميگرفت. درواقع فعالان اقتصادی با این روش برای سرمایهگذاری اولیه در یک صنعت و یا توسعه کار و تامین نقدینگی سراغ بانک توسعه صنعتی ميرفتند.
بعضی از صنایع که تمام سرمایهشان را از بانکها تامین ميکردند باید بانک را هم در کار مشارکت ميدادند. زمانی که صاحب کسبوکار سرمایه اندکی داشت یا اصلا سرمایهای نداشت، بانک ترجیح ميداد در ایجاد صنعت شریک شود. یکی از صنایعی که با این روش تامین سرمایه کرد ایران ناسیونال بود به این دلیل که راهاندازی آن به سرمایه زیادی نیاز داشت که تامین آن از توان افراد و صاحبان سرمایه خارج بود. رضاییها هم در ساخت کارخانههاي مختلف از جمله فولاد از اعتبارات بانکی استفاده کردند و اغلب هم موفق بودند.
از سوی دیگر در آن زمان غیر از بحث امکانسنجی یک طرح اقتصادی و کسبوکار، اعتبار اشخاص هم مطرح بود. در زمان مدیریت ابوالقاسم خردجو در بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران مسئله اعتبار اشخاص از اهمیت بسزایی برخوردار بود. اعتبار اشخاص تا جایی اهمیت داشت که خردجو براساس شناخت خودش از افراد به آنها وام ميداد. این مسئله مورد انتقاد محققان در سالهاي اخیر قرار گرفته بود چراکه منتقد بودند متقاضیان وام قدرت ریسکپذیری ندارند اما در دوره مدیریت خردجو شناخت او از متقاضیان وزن سنگینی در پرداخت وامها داشت. در این دوره برای مثال علی خسروشاهی برای انجام پروژههاي توسعهای از بانک وام ميگرفت. کارخانهای که او در خرمدره ساخت، براساس سرمایه دریافتی از بانک بود. کفش ملی برای توسعه خطوط تولید از وامهاي بانک استفاده کرد و برخوردار برای توسعه پارس الکتریک از بانک وام گرفت.
*چند مورد از کسبوکارهای نوپا در ایران توسعهیافتهاند و از شکل استارتآپی تبدیل به شرکت شدهاند. در مورد این کسبوکارهای نوپا که بیشتر هم در زمینه خدمات فعالیت ميکنند مسئله استفاده از پول یا سرمایه ارزان خارجی در ایران مطرح است. البته زمانی هم كه در مقیاس کوچکتر با فعالان استارتآپی درباره توسعه کار یا دریافت سرمایه گفتوگو ميکنیم از گرانی پول انتقاد ميکنند. تفاوت در ارزش پول در گذشته تا چه اندازه به فرآیند شروع کسب و کار با سرمایه اندک یا توسعه آن کمک ميکرده است؟
استارتآپها در شرایط فعلی با سرمایه مشارکتی که قابل دریافت از Venture capital یا صندوقهاي سرمایهگذاری است کار را آغاز ميکنند. امروز یک نفر صاحب ایده است و سرمایه فیزیکی را از جای دیگری تامین ميکند. در گذشته فکر متعلق به کارآفرین بوده و طرح را کارآفرین ميداده و با سرمایه ارزان هم کسبوکار راه ميافتاده است. امروز مسئله دریافت سرمایه یا پول ارزان خارجی در مورد بعضی کسبوکارها مطرح است اما بحث صرفا گران یا ارزان بودن پول نیست. در گذشته هم پول گران بود اما دولت صندوق مشخصی را به صنعتگران اختصاص داده بود که نسبت به دیگر بانکها و وامها، مبالغی را با بهره پایینتر در اختیار فعالان اقتصادی قرار ميداد. بانکهاي توسعهای در آن دوره نقش مهمی در توسعه صنعت ایفا ميکردند و برای صنعتگستری ایجاد شده بودند. سازمانهایی مثل سازمان برنامه یکی از تکههاي پازل بزرگی بود که توسعه صنعتی ایران را نشان ميداد. البته نمیتوان این مسئله را دال بر رانت گرفتن یا پول ارزان دریافت کردن در دوران گذشته دانست. در متون اقتصادی یک رانت با نام شولپیتری داریم و یک رانت ریکاردویی. در نوع ریکاردویی رانت را در اختیار کسی قرار ميدهید که در جایی که سود بیشتری دارد سرمایهگذاری کند اما در نوع شولپیتری وام کمبهره به فردی پرداخت ميشود که در جایی که مورد نظر شماست سرمایهگذاری ميکند و البته آن فرد، فرد درست است و وقت پرداخت آن وام، وقت مناسب. درواقع شما این رانت و تفاوت را ایجاد ميکنید تا آن فرد در آینده با کارآفرینی آثار رانتی را که دریافت کرده در اقتصاد سرشکن کند.
*از این نظر چه تفاوتی بین گذشته و حال وجود دارد؟ چرا چنین مکانیزمی اکنون در اقتصاد جاری نیست؟
نبود چنین مکانیزمی امروز از نقصهاي دولت است. زمانی که یک کارخانه دچار مشکل ميشد، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، ایدرو وظیفه داشت که کارخانه را با حمایتهاي مادی و معنوی زنده کند. پرداخت وام با نرخ بهره پایین یکی از این حمایتها از کار و کارآفرینی بود. اگر یک کارخانه ورشکسته ميشد سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران آن بنگاه اقتصادی را با کمک گرفتن از نیروهای خودش به سوددهی ميرساند و کارخانه را به صاحبش پس ميداد. معنی حمایت از صنایع داخلی به طور کامل روشن بود. سیاستهاي دولت و کمکهاي فنی از مسیرهای مشخص عرضه ميشد. مرکز راهنمایی صنایع در این دوره به پروژههاي بزرگ نوسازی صنایع کمک ميکرد و کمکهاي فنی به طور عمده از سازمان مدیریت صنعتی انجام ميشد. براساس اصل 4 ترومن سازمانهایی در امریکا ایجاد شده بود که مدیران کارآمد بازنشسته را با هزینه بسیار کم و دستمزد ناچیز برای کمک به توسعه صنایع کشورهای در حال توسعه به این کشورها اعزام ميکرد و با هدف گسترش و توسعه صنایع از این ظرفیت در ایران هم استفاده شد. غیر از اینها سیاست معافیتهاي مالیاتی به رشد صنایع کمک ميکرد. امروز به طور تقریبی میراث صنعتی ما از آن دوره باقی مانده است. دورهای که به طور قطع پول در آن هم مثل امروز گران بود اما دولت با روشهایی به کمک صنایع ميآمد.