تغییر اقلیم آسیا بسیار خطرناک است

پیامدهای امنیتی تغییر اقلیم حوضه آبریز مرکزی ایران

تاریخ 1396/11/03 ساعت 11:11

عواقب جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بحران آب و اقلیم 53 درصد مساحت کشور را تهدید می‌کند

یدالله کریمی‌پور، مراد کاویانی‌راد، هدایت فهمی، صادق کرمی/ آینده نگر

پژوهش: تبیین پیامدهای امنیتی تغییر اقلیم در حوضه آبریز مرکزی ایران

کوشش برای تأمین امنیت همواره در پس کنش و منش انسان‌ها وجود داشته است. طی دو دهه اخیر، مسئله امنیتی تغییر اقلیم با توجه به پیامدهای پایدار آن بر زیست و تمدن بشر بیشترین توجه را به خود معطوف داشته است. در این میان، کشورهای واقع در کمربند خشک جهان به واسطه کاهش بارش ناشی از تغییرات اقلیمی و ناکارامدی مدیریت منابع آب، بیشترین آسیب را دیده‌اند که کشور ما نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی‌اش به شدت متأثر از این رخداد شده است. برابر داده‌های موجود، حوضه آبریز مرکزی که استان‌های واقع در آن از وزن ژئوپلیتیک بالایی نیز برخوردار هستند، بیشترین اثرپذیری را از عوامل یادشده داشته است. پژوهش حاضر بر این فرضیه استوار است که پیامدهای امنیتی تغییرات اقلیمی در حوضه آبریز مرکزی، علاوه بر پیامدهای ناگوار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی برای شهروندان این منطقه پهناور از کشور این توانایی را دارد که با توجه به سهم تقریبی 84 درصدی آن در تولید ناخالص داخلی کشور و نیز تعلق آن به یکی از پربسامدترین محورهای تمدنی ایران، امنیت کشور را در مقیاس ملی و گستره جغرافیایی فرهنگ ایران با چالش‌های بنیادی همراه کند. در صورت تداوم وضعیت موجود، پیامدهای تغییر اقلیم در حوضه آبریز مزکزی این توانایی را دارد که ثبات و امنیت ملی را به چالش بکشاند. یدالله کریمی‌پور، مراد کاویانی‌راد، هدایت فهمی و صادق کرمی در پژوهشی که نتایج آن را با عنوان «تبیین پیامدهای امنیتی تغییر اقلیم در حوضه آبریز مرکزی ایران» در شماره 45 مجله علمی – پژوهشی «تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی» در دانشگاه خوارزمی منتشر کرده‌اند، سعی داشته‌اند به این موضوع بپردازند.

***

کشور ایران به صورت تاریخی و با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، همواره در معرض پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی بوده است. قرارگیری ایران در کمربند بیابانی زمین و برخورداری از یک‌چهارم منابع آبی (بارش و آب‌های سطحی)، لزوم توجه به ابعاد مختلف تغییرات اقلیمی در ایران را آشکار کرده است. تغییرات اقلیمی به دلیل ابعاد و تاثیرات پیچیده و چندوجهی خود، سطوح متفاوتی از مدیریت فضا را متاثر می‌سازند و عدم شناخت جامع آن، یکی از موانع جدی در راستای مدیریت بهینه فضا و سرزمین محسوب می‌شود. در فضای جغرافیایی ایران، نواحی متعددی را می‌توان شناسایی کرد که به لحاظ سابقه تاریخی، تاثیرات تغییرات اقلیمی در آن در مقیاس ملی و حتی منطقه‌ای است.

یکی از چنین نواحی‌ای حوضه آبریز مرکزی است که یکی از محورهای تاریخی تمدن ایران به شمار می‌آید و بزرگ‌ترین حوضه آبریز از نظر وسعت جغرافیایی را شکل می‌دهد. قرارگیری 25 استان کشور و دربرگیری بیش از 53 درصد مساحت کل کشور در این حوضه، مسئله ابعاد امنیتی تغییرات اقلیمی در این حوزه را در مقیاس ملی و فراملی روشن می‌کند.

 تغییر اقلیم در غرب آسیا

تغییرات اقلیم به دلیل ابعاد علمی و کاربردی (اثرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی) آن از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است چراکه سیستم‌های انسانی وابسته به عناصر اقلیمی مانند کشاورزی، صنایع و امثال آن بر مبنای ثبات و پایداری اقلیم طراحی شده و عمل می‌کنند. از این رو، بدیهی است که کوچک‌ترین تغییرات در اقلیم پیامدهای ویژه‌ای بر امنیت جوامع انسانی در ابعاد گوناگون آن برجای خواهد گذاشت. فعالیت‌های انسانی به‌ویژه از انقلاب صنعتی به این سو، میزان گازهای موجود در جو همچون دی‌اکسید کربن را به میزان زیادی افزایش داده است، تولید گاز زیادتر از حد توان جو زمین به بهای به هم خوردن سیستم طبیعی تمام شده و پدیده‌ای به نام تاثیر گلخانه‌ای را به همراه داشته است. این وضعیت به همراه فرآیندهای دینامیکی و طبیعی سبب تغییرات اقلیم شده است. تغییرات یادشده هم به نوبه خود پیامدهای مهمی بر چرخه حیات، به ویژه هیدرولوژی بر جای می‌گذارد. افزایش وقوع سیل و خشک‌سالی‌ها، گرد و غبارهای گسترده، افزایش مناطق بیابانی و تغییر در سطح منابع آب سطحی و زیرزمینی هم از دیگر آثار زیست محیطی تغییرات اقلیم به شمار می‌رود که بیشترین تاثیر سوءشان بر فعالیت‌های اقتصادی همچون تولید مواد غذایی، کشاورزی و عرصه‌های منابع طبیعی و محیط‌زیست است. به همین دلیل، تغییر اقلیم و پیامدهای آن، تنها مقوله‌ای از جنس امنیت ملی شمرده نمی‌شود، بلکه کل بشریت و کره زمین را دربر می‌گیرد.

با توجه به اینکه بیشترین وسعت جنوب غرب آسیا در مناطق خشک و نیمه‌خشک واقع شده و منابع آبی آن بسیار محدود است، تغییر اقلیم در آن بسیار چالش‌برانگیزتر خواهد بود. بسیاری از کشورهای منطقه مانند سوریه، لبنان، اردن و عراق منابع آبی سطحی مناسب ندارند. اما بالا رفتن استانداردهای زندگی و رشد سریع شهرنشینی تقاضا برای آب را افزایش می‌دهد. این امر مصرف آب سالانه در منطقه را به 1710 میلیون متر مکعب افزایش داده که در مقایسه با میانگین جهانی 645 میلیون متر مکعب در سال بسیار بالا است. درجه تهدید بحران آب متوجه جنوب غرب آسیا در صورت تحقق پیش‌بینی سناریوهای اقلیمی که بر طبق آن 20 درصد بارش منطقه در صورت گرم شدن آن تا 2 درجه و 12 درصد منابع آن تا 2030 کاهش خواهد یافت، روشن‌تر می‌شود.

 پیامدهای تغییر اقلیم در حوضه آبریز مرکزی

آثار و پیامدهای زیست‌محیطی تغییر اقلیم بر حوضه مرکزی که به نوعی قلب کشور محسوب می‌شود، بسیار قابل تامل است. اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک، به دلیل ساختار اکولوژیکی خاص خود بیش از سایر اقلیم‌ها نسبت به تغییرات محیطی حساس بوده و آسیب‌پذیری بیشتری دارند. متوسط بارندگی در حوضه مرکزی به‌عنوان یک اقلیم خشک و نیمه‌خشک، بسیار ناچیز است. این میزان اندک بارندگی در اثر تغییر اقلیم با کاهش فزاینده‌ای مواجه خواهد شد؛ به‌گونه‌ای که بیشتر نقاط افزایش دما را به خود خواهند دید. این امر در اقلیم خشک و نیمه‌خشک حوضه مرکزی به مراتب شدیدتر است؛ به‌گونه‌ای که اکوسیستم آن نیز با تاثیرپذیری از تغییر اقلیم دچار تغییرات زیادی می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که حجم گرد و غبار در حوضه مرکزی در سال ۹1 در مقایسه با سال‌های پیش از آن به بیش از 8 برابر رسیده و از میزان استاندارد جهانی نیز 6 برابر فراتر رفته است. ادامه این روند، علاوه بر افزایش بیابان‌زایی، گستره وسیعی از کشور را با آلودگی ریزگردها و تشدید وضعیت نابسامان آلودگی هوا مواجه خواهد کرد. در کنار کاهش آب‌های زیرزمینی، کاهش کیفیت آنها نیز مسئله مهم دیگری در پیوند با تغییرات اقلیمی در منطقه است. همچنین کاهش بارندگی و برداشت بی‌رویه آب‌خوان‌ها، افت سطح آب‌های زیرزمینی در مناطق فلات مرکزی را به همراه داشته به گونه‌ای که در برخی مناطق این افت به 66 متر در طی 13 سال اخیر رسیده است.

یکی از پیامدهای اقتصادی تغییرات اقلیمی در حوضه مرکزی، آسیب‌های ایجادشده در بخش کشاوزی است. این پدیده می‌تواند به تولید انواع محصولات باغی و کشاورزی که عمده‌ترین منابع غذایی کشور را تشکیل می‌دهند، آسیب وارد کند. پیامد اقتصادی دیگری که از تغییرات اقلیمی در حوضه مرکزی به‌وجود می‌آید، توجه به نقش و حجم تاثیر این حوضه در تولید ناخالص ملی است. حوضه آبریز مرکزی با تامین نزدیک به 61 درصد از کل حجم تولید ناخالص داخلی کشور، یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی کشور به‌شمار می‌آید. تغییرات اقلیمی که منجر به کاهش آب، افزایش بیابان‌زایی، افزایش شوری و از میان رفتن حاصلخیزی خاک می‌شود، بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی- صنعتی در این حوضه را با دشواری‌های فراوانی مواجه می‌سازد.

درباره تغییرات اجتماعی تغییر اقلیم در منطقه مورد تحقیق، باید گفت که تغییرات اقلیمی در حوضه مرکزی که با کاهش بارندگی در کنار پدیده‌هایی مانند گرمایش زمین، دگرگونی الگوی بارش، ناکارآمدی مدیریت منابع، رویکرد کمّی محور به توسعه، کندن بی‌رویه چاه‌های غیرمجاز در چند دهه اخیر، متاثر از دو مؤلفه «کمبود» و «نیاز» است، طرح انتقال آب بین‌حوضه‌ای را به میان آورده است. این راهکار نیز به نوبه خود فارغ از چالش و تهدید نیست. انتقال آب بین حوضه‌ای زمانی اتفاق می‌افتد که توزیع غیریکنواخت زمانی و مکانی بارش و پراکنش ناهمگون پتانسیل منابع آب سطحی در سطح کشور از یک سو، و رشد جمعیت و توسعۀ جوامع شهری و توسعۀ فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی از دیگر سو وجود دارد. این عوامل مسئله کمبود آب برای مصارف شرب، صنعت و کشاورزی را در برخی از نقاط کشور پررنگ‌تر می‌کند. با توجه به این کمبودها، در برخی از مناطق کشور، که در شرایط خشک‌سالی‌های طولانی، وضعیت به مراتب وخیم‌تر می‌شود و از طرفی، وجود حوضه‌های پرآب در برخی دیگر از مناطق کشور، سبب می‌شود که گزینۀ انتقال آب در دستور کار قرار گیرد. اما این راهکار هیچ‌گاه بدون مسئله نبوده است و میان حوزه مقصد و شهرهای دریافت‌کننده تنش‌هایی را دامن می‌زند. کاهش فعالیت‌های کشاورزی و افزایش سطح شوری و خشک شدن آبها، بخش وسیعی از فعالیت‌های اقتصادی- صنعتی را در کشور به چالش می‌کشاند. نخستین پیامد چنین رویه‌ای، افزایش حجم بیکاری و بحران مهاجرت است.

پیامدهای تغییر اقلیم از نظر سیاسی نیز دارای اهمیت است؛ در نتیجه تغییرات اقلیمی بر پهنه حوضه مرکزی، طرح انتقال آب بین‌حوضه‌ای را به دنبال خود خواهد آورد، در نهایت حداقل برون‌داد زنجیره یادشده تنش‌های سیاسی خواهد بود. افزایش تنش‌های میان‌استانی که نمونه‌های بارز آن میان استان‌های خوزستان، اصفهان و چهارمحال بختیاری در سال‌های اخیر مشاهده شد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای سیاسی تغییرات اقلیم است که دولت‌ها را ناگزیر به طرح انتقال بین حوضه‌ای می‌کند. افزایش تنش‌ها به‌ویژه در میان قشر کشاورز که به دلیل انتقال آب بین‌حوضه‌ای، حجم وسیعی از آب‌های خود را برای مصرف در استان‌های دیگر از دست می‌دهند، منجر به اختلال در سازماندهی سیاسی فضا و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی می‌شود. در صورت دامنه‌دار شدن تنش‌های ناشی از تغییر اقلیم، استان‌هایی از کشور که مبدأ انتقال آب بین‌حوضه‌ای هستند، به فضایی از تنش و منازعه‌های فرساینده و گسترده تبدیل خواهند شد. از سوی دیگر، افزایش حجم نارضایتی‌ها و شدت گرفتن فاصله میان دولت و ملت، سبب افزایش بی‌اعتمادی به لایه‌های سیاسی در میان مردم می‌شود.