
کنت ارو یکی از بزرگترین اقتصاددانهای معاصر است که در فویه 2017 از دنیا رفت. نام او در کنار چند اقتصاددان بزرگ دیگر به عنوان کسانی آورده شده که عصری طلایی در نظریههای اقتصادی به ارمغان آوردهاند. او از قضیه عدم امکان و نظریه تعادل عمومی میگوید.
نسیم بنایی/منبع: آینده نگر
«پایان عصر طلایی نظریههای اقتصادی»؛ این تیتر بسیاری از مجلهها و روزنامه در فوریه 2017 بود. آنها به مرگ کنت ارو اقتصاددان بزرگ امریکایی اشاره میکردند. کنت ارو همعصر با پائول ساموئلسون و گری بکر بود؛ اندیشمندانی که عصری طلایی در تاریخ نظریات اقتصادی رقم زدند. آنها منطق جدیدی را برای پایههای علوم اجتماعی به ارمغان آوردند. رویکرد اقتصادی به تصمیمگیریهای فردی در حقیقت از تقابل اولویتها، محدودیتها و عقاید نشئت میگیرد. در نهایت میتوان از طریق همین رویکرد، تحلیل کرد که چطور بازارها روی تصمیمگیریها اثر میگذارند. ارو و دیگر همکارانش در این دوره طلایی روی همین نظریهها کار کردند و شالوده کار را فراهم آوردند. در واقع آنها نشان دادند که قلمروی اقتصاد فراتر از مسئله بازار و قضیه قراردادیِ عرضه و تقاضاست.
بزرگترین دستاورد ارو «قضیه عدم امکان» است. در کانون این قضیه نشان داده میشود که چطور تصمیمهای دولتی یا هر تصمیمِ جمعیِ دیگری میتواند اولویتهای فردی را به عنوان عاملی اثرگذار در دلِ خود داشتهباشد. نظامهای دیکتاتوری میتوانند این کار را به راحتی انجام بدهند: اولویتهای رهبر، اقدامات را تعیین میکند. موارد دیگر کمی پیچیدهتر از این مورد خواهد بود. این جریان در نظامهای دموکراتیک به شکلی پیچیدهتر بروز پیدا میکند. در واقع «خواست مردم» در قالب رأیدهندگان، خط اصلی را مشخص میکند. اینجاست که بحث سنجشِ ارزشِ هر رأی به میان میآید. اصلاً آیا هرکسی باید در ازای هر انتخابات، یک رأی داشتهباشد فارغ از اینکه شدت و نوع احساساتش در هر مورد انتخاباتی متفاوت است؟ آیا میتوان از نظام سهمیهبندی هم استفاده کرد؟
*نظریهای برای ناممکنها
پرسش بزرگی که در زمینه رأی دادن وجود دارد این است که آیا رأی اکثریت میتواند صدای واحدی ایجاد کند؟ در واقع ما همه تمایل داریم با رأیگیری خطمشی و سیاستِ مشخصی را به شکلی یکصدا حاکم کنیم. یعنی قرار است با رأیگیری، تصمیمهای منسجم و یکدستی گرفته بشود. اما آیا واقعا چنین چیزی امکان دارد؟ کنت ارو در «قضیه عدم امکان» به این پرسش پاسخ میدهد: «خیر». او در تحلیلهای خود نشان میدهد در هر رویهای، هرچند که به صورت هوشمندانه صورت بگیرد، خطر حصولِ نتایج نامطلوب وجود دارد. به عبارت دیگر، هیچگاه نمیتوان گفت که در رأیگیری، صدای واحد مردم به گوش خواهد رسید. البته ارو در این نظریهاش قصد ندارد ارزشهای نظام دموکراتیک را زیر سؤال ببرد. او در حقیقت تلاش میکند تأثیرات اولویتهای فردی در تمامی مسائل را نشان بدهد. از نگاه او، نظام رأیگیریِ جمعیِ آرمانی و کاملی اصلاً وجود ندارد.
قضیه عدم امکانِ ارو در حقیقت درباره پارادوکسهای انتخابهای اجتماعی است. اما در کنار این نظریه، او بحث رفاه را هم مطرح کرده که نظریهای جالب توجه است و نگاه اقتصادیتری به مسئله دارد. او همچنین به تحلیل «ابهام در تصمیمگیریهای اقتصادی و نتایجِ احتمالیِ آن» پرداخته که به درک تعادل در بازار کمک میکند. مسئله تعادل بازار یکی از محوریترین مسائل در آثار و کارهای ارو است. همیشه در دنیای اقتصاد، تعادل بازار و مسئله عرضه و تقاضا مطرح است. نگاه ارو این بود که چنین رویهای روی کلیتِ اقتصاد چه تأثیری میگذارد. این رویکرد به فهم بیشتر اقتصاد کمک کرد.
جایزه نوبل اقتصادی که کنت ارو در سال 1972 و به عنوان یکی از جوانترین افراد به همراه سر جان هیکس دریافت کرد به پاس همین تلاشها در زمینه نظریههای تعادل بود. او در نظریه تعادل عمومی که شاخهای از اقتصاد نئوکلاسیک است تلاش کرده شکلگیریِ عرصه، تقاضا و قیمت را در کل اقتصاد با در نظر گرفتنِ ارتباط بین بازارهای مختلف توضیح بدهد. اصلیترین حرف در این نظریه، این است که یک نفر یا یک چیز به تنهایی نمیتواند روی بازار به شکلی جداگانه اثر بگذارد. کنت ارو با نظریههای مختلف خود خدمتی بزرگ به علم اقتصاد در بخش نظریهها کرد و عصری طلایی را در کنار همکارانش رقم زد.
کنت ارو
متولد 23 آگوست 1921 است؛ اقتصاددان، ریاضیدان، نویسنده و نظریهپردازِ سیاسیِ امریکایی که در 21 فوریه 2017 از دنیا رفت. او در سال 1972 به همراه جان هیکس جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. عموماً او را در دوران بعد از جنگ جهانی دوم و به عنوان نظریهپرداز اقتصاد نئوکلاسیک میشناسند. کنت ارو نهتنها خودش به نوبل اقتصاد دست پیدا کرد بلکه بسیاری از شاگردانش نیز به این جایزه رسیدند. مهمترین نظریههای او نظریه انتخاب اجتماعی و قضیه عدم امکان است. تحلیل او در زمینه تعادل عمومی نیز در نهایت او را به نوبل اقتصاد رساند. البته او کارهایی نیز در زمینه رشد اقتصاد و اطلاعات اقتصادی انجام داده اما به صورت کلی به خاطر نظریاتش در زمینه رفاه اجتماعی و تعادل بازار شناخته شدهاست.