
از سالها قبل در برنامههای پنجساله توسعه، میانگین رشد اقتصادی کشور، 8 درصد هدفگذاری شده است. رشد اقتصادی 8 درصد، نرخ رشدی است که کمتر اقتصادی در جهان توانسته است بدان دست یابد و دورهای طولانی آن را تداوم بخشد. تجربه تاریخی اقتصاد ایران نیز نشان میدهد، به رغم هدفگذاریهای بالا، در عمل میانگین رشد اقتصادی ده سال گذشته 2.2 درصد، میانگین رشد اقتصادی بیست سال گذشته 3.5 درصد و میانگین رشد اقتصادی پنجاه سال گذشته کمتر از 4 درصد بوده است.
حمید آذرمند/آینده نگر
دستیابی به نرخ رشدهای بالا و پایدار با محدودیتهای متعددی مواجه است. در حال حاضر، مهمترین محدودیتهای رشد اقتصادی در ایران، محدودیت منابع طبیعی (انرژی و آب)، محدودیت تقاضای داخلی، محدودیت بازارهای مالی (نظام بانکی، بازارسرمایه و ابزارهای تأمین مالی)، ضعف زیرساختها (حمل و نقل و انرژی)، ناکارايیها در سطح اقتصاد خرد (نوآوری، فناوری و مقیاس تولید بنگاهها)، کیفیت حکمرانی، کیفیت نهادها (قوانین و مقررات)، انحصارات، محیط کسب و کار، کیفیت سرمایه انسانی و موانع تجاری است.
مجموع محدودیتهای ذکرشده، احتمال دستیابی به نرخ رشدهای بالاتر را کاهش میدهد و در چنین شرایطی سیاستهای طرف تقاضا نیز، مانند افزایش مخارج دولت یا افزایش نقدینگی، رشدی ناپایدار ایجاد ميكند و اثر تورمی دارد.
برخی از محدودیتهای رشد قابل برطرف کردن است و با اصلاح برخی ساختارها و سیاستها میتوان به نرخ رشدهای بالاتری دست یافت. با این حال، همانطور که در مباحث نظری مطرح شده است و تجربه کشورها نیز مؤید آن است، نرح رشدهای بالا، عوارض و تبعات خاص خود را دارد.
در این یادداشت، از یک سو به مزایا و ضرورتهای رشد اقتصادی بالا و از سوی دیگر به هزینهها و مخاطرات پافشاری بر رشد اقتصادی بالا اشاره شده است.
مزیتهای رشد اقتصادی بالا
رشد اقتصادی بالا و پایدار، مزیتها و منافعی برای کشور به دنبال دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود.
ایجاد اشتغال
در اثر عواملی از جمله تحولات جمعیتی کشور، نرخ مشارکت اقتصادی افزایش یافته است. در چنین شرایطی اگر اقتصاد کشور نتواند متناسب با رشد جمعیت فعال، به حد کافی شغل ایجاد کند، نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت. آمارها نیز افزایش ملایم نرخ مشارکت و نرخ بیکاری را تأیید میکند. اقتصاد ایران برای ایجاد شغل و کاهش نرخ بیکاری، به ویژه در نیمه دوم دهه 90، به رشد اقتصادی بالا و پایدار نیاز دارد. روشن است که بیکاری فزاینده تبعات نامطلوبی مانند مشکلات اجتماعی و سیاسی، گسترش اقتصاد پنهان و افزایش مهاجرت نخبگان دارد. بنابراین، دستیابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار برای مواجه نشدن با بحرانهای ناشی از رشد بیکاری، بسیار ضروری است.
افزایش درآمد سرانه و رفاه جامعه
رشد اقتصادی بالا و پایدار موجب افزایش درآمدسرانه خالص کشور میشود و در نتیجه به بهبود رفاه جامعه کمک میکند. آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد، طی سالهای 1387 تا 1394، درآمد سرانه خالص کاهش قابل توجهی داشته است به طوری که درآمد سرانه خالص سال 1394 به قیمتهای ثابت، حدود 27 درصد کمتر از درآمد سرانه سال 1386 بوده است. کاهش درآمد سرانه به معنی کاهش سطح رفاه جامعه است. جبران این کاهش، مستلزم رشد اقتصادی مستمر و بالا طی چندین سال آینده است. بنابراین، برای جبران کاهش درآمد سرانه سالهای گذشته و بهبود رفاه جامعه در سالهای آینده، به رشد اقتصادی بالا و پایدار نیاز است.
افزایش درآمدهای مالیاتی دولت
کاهش وابستگی بودجه عمومی دولت به درآمدهای نفتی، مستلزم افزایش درآمدهای مالیاتی است که آن هم وابسته به رشد فعالیتهای اقتصادی بخشهای مختلف، یا همان رشد تولید ناخالص داخلی غیرنفتی است. با افزایش مستمر تولید ناخالص داخلی کشور، به تناسب امکان افزایش درآمدهای مالیاتی دولت و به تبع آن بهبود ارائه خدمات دولتی فراهم میشود. بنابراین برای کاهش وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی و افزایش پایداری و توازن بودجه عمومی و همچنین بهبود خدمات دولتی، دستیابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار ضروری است.
بهبود موقعیت کشور در منطقه و جهان
افزایش مستمر تولید ناخالص داخلی هر کشوری با شتابی بیش از سایر کشورها، موجب ارتقای جایگاه آن کشور در منطقه و جهان میشود. البته ناگفته نماند که اهمیت و تاثیرگذاری کشورها در اقتصاد جهان، علاوه بر تولید ناخالص داخلی، به مولفههای دیگری نیز بستگی دارد که خارج از موضوع این بحث است.
در مورد اقتصاد ایران، رشد اقتصادی بالا و افزایش مستمر تولید ناخالص داخلی، میتواند از جمله عوامل افزایش اقتدار کشور و بهبود موقعیت جغرافیای سیاسی کشور باشد. به رغم این واقعیتها، در عمل طی 10 سال گذشته رشد اقتصادی ایران نهتنها بیش از سایر کشورهای منطقه و متوسط جهان نبوده بلکه به میزان قابل توجهی کمتر از متوسط منطقه و جهان نیز بوده است.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی، متوسط رشد اقتصادی کشور طی 10 سال گذشته برابر با 2.2 درصد بوده است. این در شرایطی است که متوسط رشد اقتصادی کشورهای جهان در 10 سال گذشته برابر با 3.5 درصد و متوسط رشد اقتصادی کشورهای منطقه برابر با 3.8 درصد بوده است. این فاصله بدین معنی است که جایگاه اقتصاد ایران طی 10 سال گذشته در منطقه و جهان کاهش یافته است. بر اساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول، میانگین رشد اقتصادی کشورهای جهان طی 5 سال آینده برابر با 3.6 درصد و میانگین رشد اقتصادی کشورهای منطقه برابر با 3.4 درصد خواهد بود. براساس برآوردهای نویسنده این مقاله، میانگین رشد اقتصادی ایران طی 5 سال آینده، در صورت تداوم شرایط فعلی برابر با 2.5 درصد خواهد بود. به بیان دیگر، در صورت ادامه شرایط فعلی، فاصله اقتصاد ایران با سایر کشورهای منطقه و متوسط جهان، بیشتر خواهد شد.
با این توضیح، اقتصاد ایران به رشدی پایدار و بالاتر از متوسط 3.5 درصد نیاز دارد تا مانع تنزل جایگاه اقتصاد کشور در منطقه و جهان شود.