روستاها در مسیر توسعه

دگردیسی فضاهای روستایی؛ قابلیت‌ها و فرصت‌ها

تاریخ 1396/09/28 ساعت 14:21

در یادداشت شماره قبل به این موضوع پرداختم که دگرگونی‌های گسترده حوزه‌های فرهنگی، نه‌تنها شرایط اجتماعی روستاها را دستخوش تحول کرده، بلکه پیامدهای اقتصادی این دگرگونی‌ها نیز باعث استقرار فعالیت‌های جدیدی شده است و البته تغییرات محیطی اکولوژیکی که ریشه در تغییرات اجتماعی، اقتصادی مذکور دارند، باعث شده‌اند که ساختارها و کارکردهای تولیدی، سکونتی و توسعه‌ای روستاها دستخوش تغییر و دگرگونی شود. بر آنم که در این یادداشت، به تحلیل و واکاوی این تغییرات راهبردی و قابلیت‌ها و فرصت‌های ناشی از آن برای بخش‌ها

محمدامین خراسانی

فضاهای روستایی کشور ما به دلایل متعدد، دچار واپس‌ماندگی مضاعف بوده‌اند. منظور از واپس‌ماندگی مضاعف، جا ماندن از فرایند توسعه در سطح ملی در قیاس با شهرها از یک سو، و مضاف بر آن، عقب ماندن از جریان توسعه روستایی در سطح بین‌المللی و غیرقابل قیاس بودن توسعه و رفاه روستایی در کشورهای توسعه‌یافته و ثروتمند با روستاهای ایران، از دیگر سو است. اما طی نیم قرن اخیر، تلاش‌های عمرانی و توسعه‌ای فراوانی برای خروج روستاها از چنین وضعیتی در ساختارهای کلان مدیریتی ایران شکل گرفته است. همچنین تداوم و تقویت پیوندهای روستاها و ساکنان آنها با شهرهای کوچک و متوسط منطقه‌ای و کلان‌شهرهای ملی، زمینه را برای حرکت در مسیر تغییر و جایگزین كردن تصویری جدید از فضاهای روستایی با تصویر رایج و سنتی این سکونتگاه‌ها، مهیا كرده است. به طور کلی می‌توان این تغییرات را در دو گروه عمده، گروه‌بندی و بررسی كرد: 

* دگرگونی‌های اجتماعی، اقتصادی

در ارتباط با این دگرگونی‌ها، مطالب چندانی در فضای گفتمان عمومی و مدیریتی کشور ما طرح نمی‌شود. تغییرات اجتماعی متعدد مانند پیری نیروی کار بخش کشاورزی، مهاجرت جوانان، و افزایش دختران مجرد تحصیل‌کرده روستایی، در زمره تغییراتی هستند که گه‌گاه مورد توجه رسانه‌ها و مدیران قرار می‌گیرند. اما این در حالی است که تغییرات عمیق‌تر و مهم‌تر در این زمينه، دگرگونی‌هایی هستند که به عنوان پیامدهای اقتصادی دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی رخ نموده‌اند. فشار بیش از اندازه بر منابع بخش کشاورزی که حاصل آن افت عملکرد این بخش و کاهش ارزش افزوده نهایی تولیدات کشاورزی است موجب شده تا نیروی کار جوان و تحصیل‌کرده روستاها به سمت فعالیت‌های جایگزین در بخش‌های صنعت و خدمات گرایش یابند. مضاف بر اینکه جایگاه شغلی بالاتر و جامعه‌پسندتر این فعالیت‌ها، آینده جذاب‌تری را برای جوانان روستا متصور می‌سازد. مجموعه این شرایط موجب شکل‌گیری وضعیتی جدید برای برنامه‌ریزی اقتصادی با ویژگی‌های زیر می‌شود:

  • کاهش راندمان کشاورزی با شیوه‌های سنتی و مبتنی بر نیروی کار سال‌خورده و کم‌سواد
  • گسترش شیوه‌های کشت عمقی مبتنی بر دانش نیروی کار جوان و تحصیل‌کرده
  • زوال و حاشیه‌ای شدن بنگاه‌های صنعتی (صنایع تبدیلی و تکمیلی و صنایع دستی) دارای تکنولوژی ابتدایی در نواحی روستایی
  • احیا و گسترش فعالیت‌های صنایع دستی بازارپسند با اتکا به دانش بومی و میراث فرهنگی- تاریخی نواحی و گرایش مجدد بازارهای شهری به میراث صنایع دستی روستاها
  • پذیرش گردشگری روستایی و گردشگری کشاورزی به عنوان شیوه جدید کسب و کار و راهبردی منطقی برای تنوع‌بخشی به معیشت در نواحی روستایی
  • اهمیت روزافزون ارائه خدمات در نواحی روستایی با اتکا به تغییر سبک زندگی در بین نسل‌های جدید و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • ایجاد و گسترش فزاینده صندوق‌های اعتبارات خرد و تعاونی‌های زنان روستایی.

اتخاذ یک مشی راهبردی و فرصت‌شناسانه برای بهره‌گیری از وضعیت جدید در فضاهای روستایی علاوه بر اینکه می‌تواند تهدیدهای شکل‌گرفته به واسطه تغییرات اجتماعی را مدیریت و تعدیل كند، زمینه بسیار وسیعی را برای سرمایه‌گذاری و رونق کسب و کار در بخش‌های مختلف اقتصادی، حتی در شهرهای مجاور و بخش توزیع و فروش تولیدات روستایی، فراهم مي‌كند.

*دگرگونی‌های محیطی، اکولوژیکی

قرار گرفتن بخش مهمی از زمین‌های کشاورزی و منابع طبیعی سرزمین ما در نواحی روستایی موجب شده است که این نواحی، بیشتر و پيش‌تر از شهرها از بحران حاکم بر این منابع متأثر شوند. در حالی که تمام نگاه‌ها و توجهات در این شرایط به سمت چگونگی مدیریت بحران‌های پیش رو است، فرصت‌های متعددی برای ایجاد و راه‌اندازی کسب و کارهای منطبق با شرایط و الزامات زیست‌محیطی جدید در روستاها شکل گرفته است. فرایندهایی نظیر جایگزینی فناوری‌های جدید و ارزان‌قیمت آبیاری با فناوری‌های ناکارآمد سنتی، تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کم‌آب‌بر بومی و غیربومی نواحی از طریق ترویج و توسعه بازارها و فعالیت‌های مکمل بخش کشاورزی، ایجاد و توسعه کشت و بسته‌بندی گیاهان دارویی بومی نواحی، نوآوری‌ها در زمینه ارائه خدمات حمل و نقل عمومی و جابه‌جایی و حمل بار در نواحی روستایی مشابه با الگوهای مدرن و روزآمد شهری، در زمره اهم فرایندهایی هستند که در صورت دریافت توجه و گرایش کافی و مؤثر از سوی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، مدیران نهادهای دولتی متولی توسعه و رفاه روستایی و نهایتاً سمن‌ها و تشکل‌های خیریه، می‌توانند علاوه بر اینکه به مدیریت بحران‌های طبیعی و زیست‌محیطی حاکم بر فضای روستایی ما کمک کنند، زمینه را برای ایجاد مسیرهای جدیدتر، نوآورانه‌تر و کارآمدتر توسعه اقتصادی و گسترش بازار عرضه و تقاضا در نواحی روستایی فراهم ‌آورند.

لازمه شناخت و توجه به این تغییرات، به رسمیت شناختن دگردیسی فضاهای روستایی از فضاهایی راکد و کم‌اثر، صرفاً تولیدی، و مبتنی بر فرهنگ و مناسبات سنتی به فضاهایی متغیر، تولیدی- مصرفی و مبتنی بر مناسبات جدید و بی‌سابقه است. اینک در مرحله‌ای تاریخی از حیات نواحی روستایی کشورمان از یک سو و نیز توسعه دانش‌بنیان بخش‌های اقتصادی در کشورمان هستیم. هم‌زمانی این دو مرحله اثرگذار، زمینه مناسبی را برای گذار از ساختارها و رویکردهای ناکارآمد، هم در حوزه توسعه و رفاه اقتصادی روستایی و هم در حوزه فعالیت‌ها و بنگاه‌های خرد و کلان اقتصادی و به ویژه، جوانان تحصیل‌کرده و کسب و کارهای دانش‌بنیان و نوآور، فراهم كرده است.