
کارآفرینی که تجارت، صنعت، شهرسازی و فعالیتهای گسترده خیریه را با هم تلفیق کرد و تنها فعال صنعتی بود که قبل از انقلاب توسط چریکهای فدایی ترور شد؛ این ها ویژگی های محمد صادق فاتح است.
او در سال 1277 هجري شمسي در خانواده اي بازرگان و مذهبي در يزد به دنيا آمد تا 13 سالگي در مكتب خانه تحصيل كرد و پس از آن در حجره پدرش كه يكي از بازرگانان مشهور بود، مشغول كار شد. خودش گفته اولين نصيحت پدر به او اين بود:«امروز روز تولد تجاري توست و سرمايه واقعي ات راستي، درستي، انجام تعهدات و خوش قولي است.» محمد صادق صبح ها بايد به كاروانسرا مي رفت تا قند و چاي وارداتي از هندوستان و ساير مال التجاره هايي را كه به وسيله قاطر و شتر از بندر عباس به يزد مي رسيد، دريافت كند و پس از پرداخت كرايه، معاملات را در دفتر ثبت و گزارش آن ها را به پدرش دهد. كاري كه در آن باوجود سن كمش خوش درخشيد و همين شد كه پدر پس از مدتي مسئوليت دفاتر تجارتي، صندوق، تحويل اجناس به فروشنده و دريافت اقساط وام را به او واگذار كرد البته به صورت نامحسوس بر كارش نظارت مي كرد و هميشه به دنبال اين بود كه فضا را براي رشد او مهيا كند. تقريبا يك سال از حضور محمد صادق در حجره پدر گذشته بود كه او سرمایه اندکی در اختیارش قرار داد تا كار مستقلي را شروع كند ولی در معاملاتی همه را از دست داد و دوباره به حجره پدر بازگشت. محمدصادق فاتح گفته بعد از بازگشت نزد پدر دومين نصيحت را به او كرد و گفت:«این ضرر در واقع به نفع توست و تجربه تو را زیاد میکند.» پس از آن مجددا سرمایهای را به محمد صادق داد که بخشی از آن بر اثر حوادث غیرقابل پیشبینی دوران جنگ جهانی اول از بین رفت.
از بیرجند تا مشهد
در اوایل قرن 13 شمسی تجارت در شرق کشور بین هندوستان، زاهدان، بیرجند و مشهد رونق فراوانی داشت و همین موضوع باعث شد تا محمد صادق فاتح بعد از صحبت با پدرش از یزد راهی بیرجند شود و دفتر تجاری آن جا راه اندازی کند. او همچنین بعد از دو سال و با توسعه کارش به مشهد رفت و باتوجه به صداقت در کار خیلی زود به یکی از تجار مهم و خوش نام این شهر تبدیل شد تا جایی که شرکت نفت براساس همین اعتبار، نمایندگی فروش نفت و بنزین خراسان را به او واگذار کرد. البته حضور فاتح در مشهد چندان طولانی نشد زیرا با تصویب و اجرای قانون انحصار تجارت در سال 1309 فعالیت بازرگانان(خصوصا در شهرستانها و مناطق دور از پایتخت9 دستخوش دهها مجوز و پروانه شد و پیچیدگی کار به جایی رسید که فاتح محبور شد برای ادامه کار کلیه اراضی کشاورزی، املاک و... را بفروشد و به تهران بیاید. بعد از حضور فاتح در تهران و راه اندازی تجارتخانه در تهران او سفرهای متعددی را به هندوستان، ژاپن و اروپا کرد و توانست از این راه، معاملههای بزرگ و پرسودی را انجام دهد و پس از این سفرها به صورت گسترده وارد تجارت چای شود و به همراه برادر زنش شرکت چای جهان را راه اندازی کند.
چای جهان
چای جهان مشهورترین و موفق ترین شرکتی است که محمد صادق فاتح در طول چند دهه فعالیت اقتصادی خود تاسیس کرد و بسیاری او را با همین برند می شناسند. اداره شرکت چای جهان به این صورت بود که فاتح کارهای بسته بندی، فروش، تبلیغات و بازاریابی و... را در تهران و داخل کشور انجام می داد و برادر همسرش محمد علی غضنفر که 14 سال در هند زندگی می کرد، کارها را در هندوستان پیش می برد و ترتیب صادرات چای به تهران را انجام می داد. همچنین در دهه 20 آن ها با توسعه کار در لاهیجان و رامسر هم دو کارخانه فرآوری چای خریدند که کارخانه لاهیجان در سال 45-1344 به مبلغ پنج میلیون تومان به شرکت گلستان فروخته شد.
حاجی آباد کرج و فعالیت صنعتی
در کنار تجارت از نیمه های دهه 20 محمد صادق فاتح وارد کار ساخت و ساز در بخش هایی از کرج که حالا به استانی مستقل بدل شده است، شد. او در اواخر دوره رضاشاه، اقدام به خرید زمینهای گسترده ای در کرج و شروع ساختوساز در آنجا کرد. فاتح از سال 1320 به بعد، در کنار تجارت چای، به تفکیک زمینها و آمادهسازی آنها برای ساخت منازل مسکونی، مراکز خدمات عمومی و درختکاری میپرداخت با این کارها بهتدریج منطقه بیابانی حاجیآباد به یکی از مراکز آباد و پرارزش کرج تبدیل شد. آباد شدن این منطقه ثروت وی را افزایش داد. فاتح زمینهایش را به انبوهسازان نمیفروخت، بلکه به هر کس به اندازه نیاز یک واحد میفروخت. همین مساله نقش موثری در افزایش ارزش املاک او و توسعه منطقه حاجیآباد داشت. فاتح در دهه های 30 و 40 فعالیت های گسترده ای در این منطقه کرد و شرکت آبادانی جهان را در این منطقه راه اندازی کرد که مسوولیت ساختوساز در جهانشهر کرج را بهعهده داشت. در دهه 30 و 40 ساخت شهرک نمونه و احداث 400 دستگاه ساختمان کارگری باتوسعه فعالیت های اقتصادی محمد صادق فاتح در این منطقه کرج در دستور کار قرار گرفت که در نهایت 200 دستگاه آن به بهره برداری رسید. فاتح، اقدام به درختکاری خیابانهای جهانشهر کرج کرد و نسبت به آن، رسیدگی دائم داشت؛ درختانی که هنوز در این منطقه به یادگار باقی مانده اند. در آن زمان، خانهها آب لولهکشی شهری نداشت؛ از این رو بر سر هر کوچه، شیر آبی نصب کرده بود.
ورود به فعالیت های صنعتی
در کنار این فعالیت های تجاری و ساختنمانی در دهه 30 شمسی محمد فاتح که یکی از سهام داران چیت سازی ری بود، تصمیم گرفت وارد فعالیت های صنعتی هم بشود و کارخانه نساجی راه اندازی کند. البته فارغ التحصیلی پسرش در رشته مهندسی نساجی از انگلستان نقش مهمی در این تصمیم داشت. فاتح سهام خود در چیت ری را فروخت و به همراه محمدعلی غضنفر ( برادر زنش که گفته می شود او هم فارغ التحصیل نساجی بود) در 8 مهر 1333 اقدام به تاسیس کارخانه جهان چیت در حاجیآباد کرج کرد؛ کارخانه ای که در سال 1335 به بهرهبرداری رسید. کارخانه با هدف تبدیل پنبه خام و ابریشم مصنوعی به چیت، چلوار، پاتیس، پارچه پردهای و مبلی تاسیس شد. قدرت تولید کارخانه 5/1 میلیون متر از انواع پارچه بود. قسمت چاپ، رنگرزی، تکمیل و گلزنی، حدود سه برابر تولید کارخانه ظرفیت داشت. مساحت کارخانه، صد هزار مترمربع و زیربنای آن، سی و چهار هزار مترمربع بود. ماشینآلات آن را با قیمت حدود یک میلیون لیره از انگلستان، آلمان و بلژیک خریداری شد. این شرکت اساسا خانوادگی بود با این وجود فاتح در اداره مستقیم کارخانه مشارکت نداشت. حضور و کنترل او از طریق خویشاوندانش صورت میگرفت. کاظم فرهنگی خواهرزاده فاتح، مدیرعاملی کارخانه بود. سرمایه شرکت، بعد از چند مرحله در اوایل دهه پنجاه به چهارصد و پنجاه میلیون ریال افزایش یافت. کارخانه سه مهندس، 39 کارمند، 1600 کارگر داشت. زیربنای آن، 38 هزار مترمربع بود و سالیانه بیست تا بیست و چهار میلیون متر از انواع پارچههای نخی پنبهای و الیاف مصنوعی تولید میکرد. گفته می شود محصول روزانه این کارخانه هفتاد هزار متر پارچه بوده است. علاوه بر این در سال 1349، کارخانه جهان چیت، کارگاه دیگری بهنام آرمه در حاجیآباد کرج تاسیس کرد که 240 پرسنل 5458 مترمربع زیربنا داشت.این کارخانه، سالیانه 1400 تن انواع نخ، کیسههایی از نخ پلاستیکی، توری پنجره و... تولید میکرد. همچنین کارخانه پشمبافی جهان هم با شراکت محمدصادق فاتح، محمدعلی غضنفر در کنار این مجموعه ها تاسیس شد. کارخانه در اوایل سال 1339 در کیلومتر 10 جاده ساوه در زمینی به مساحت پنجاه و پنج هزار متر و زیربنای دوازده هزار متر ساخته شد. این کارخانه 2000 دوک ریسندگی و 60 دستگاه بافندگی داشت که آنها را از آلمان خریده بودند. تولید سالیانه شرکت هفتصد هزار متر پارچه و صد هزار تخته پتو بود.
روغن نباتی جهان
در کنار کارخانه های حوزه نساجی مهم ترین فعالیت صنعتی محمد صادق فاتح را باید در « روغن نباتی جهان» دنبال کرد؛ محصولی که خیلی زود به برندی مهم در کشور تبدیل شد و به رقیبی برای شرکت های بهشهر و قو. کارخانه روغننباتی جهان در 15 آبان 1334 برای تولید روغن نباتی از روغن دانههای پنبهای در حاجیآباد کرج با سرمایهگذاری فاتح و محمدعلی غضنفر تاسیس شد. کلیه فعالیتهای تولیدی، اعم از روغنکشی، پالایش، چاپخانه، ظروف فلزی، pet تولید هیدروژن و... در این کارخانه انجام میشد. میزان تولید آن، سالیانه هفتاد و پنج هزار تن بود که به تولید انواع روغن جامد، مایع در وزنهای 900 گرمی تا 17 کیلوگرمی میپرداخت. ظرفیت تولید آن پس از انقلاب، گسترش یافت. تولید روزانه آن 260 تن روغن جامد و مایع بود. این کارخانه اولین تولیدکننده لستین خوراکی بود و سالیانه 250 تن از آن و هفتاد هزار تن کنجاله تولید می کرد. این کارخانه بعد از انقلاب مصادره شد؛ در اواسط سال 1385، 6 درصد از روغن موردنیاز کشور را تامین میکرد. کارخانه در اواخر دهه هشتاد به کیلومتر 15 بزرگراه زنجان-قزوین منتقل شد. سهامداران فعلی آن، بنیاد شهید با 5/47 درصد سهام و ستاد اجرایی فرمان امام با 8/6 درصد سهام هستند. بقیه سهام در اختیار سایر شرکتهای سرمایهگذاری و عمومی است.
البته محمد صادق فاتح و محمدعلی غضنفر دو شریک و خویشاوند در اواسط دهه 1340 بهصورت دوسانه مالکیت شرکتها را بین خود تقسیم کردند. فاتح مالکیت چای جهان و جهان چیت را گرفت و غضنفر مالکیت روغن نباتی جهان و پشمبافی جهان را بهدست آورد.
اعتراض کارگران، ترور فاتح
با نزدیک شدن به دهه 50 شمسی مبارزات سیاسی به خصوص از نوع کارگری و کمونیستی اش شدت گرفته بود، فعالیت هایی که با شروع مبارزات چریک های فدایی خلق در سال 1349 در برخی از نقاط و جمع های کاری به شدت، شعله ور شد که یکی از آن ها کارخانه های زیر مجموعه محمد صادق فاتح بود. کارگران این کارخانه ها به وضعیت معیشت، بیمه، حقوق و دستمزد و ... اعتراض داشتند و همین شد که دست به اعتصاب زدند و 9 اردیبهشت 1350 کارگران کارخانه فاتح در دستهای 200 تا 500 نفره به سمت تهران حرکت کردند و زمانی که به کاروان سراسنگی رسیدند با نیروهای ژاندارمری درگیر شدند و براثر تیراندازی 3 کارگر (و به روایت نصرالله حدادی 20 نفر تهران شناس) جانشان را از دست دادند و تعدادی هم زخمی شدند. این حادثه برای فاتح بسیار تلخ بود و البته گران تمام شد و بعد از آن دو سال به کارخانه نیامد و در نهایت هم به ترور او از سوی چریک های فدایی منجر شد. چریکهای فدایی، سه سال و سه ماه پس از کشته شدن کارگران، به انتقام خون آنان در دادگاهی غیابی، فاتح را محکوم به اعدام کردند و در 20 مرداد 1353 هنگامی که او از تجریش عازم محل کار خود بود، در محل پل ستاری فعلی او را ترور کردند. او را در حاجیآباد کرج، یعنی همان محل که حدود سی و پنج سال فعالیت داشت، در کنار برادر همسرش مهندس غضنفر دفن شد. محمد صفری لنگرودی و اعظم روحی آهنگران (ترورکنندگان فاتح) دو سال بعد، یعنی در 7 شهریور 1355 تیرباران شدند.
با ترور فاتح اداره کارخانه ها و فعالیت های شرکت های او برعهده اعضا خانواده و فرزندانش قرار گرفت تا اینکه بعد از انقلاب کارخانه و داراییها در سال 1362 توقیف و در سال 1364 مصادره شد. البته خانه محمود فاتح در شمیران تهران در نیمه اول دهه 1370 و حدود 15 سال پس از انقلاب از سوی دادگاه انقلاب به خانواده اش برگردانده شد.
بنیاد خیریه فاتح
حوزه اجتماعی و خیریه فعالیتهای محمد صادق فاتح ترکیبی از اشکال مدرن و سنتی بود. توجه او به تاسیس بنیاد خیریه در کنار وقف بخشی از زمینها و دارایی خویش، جامعیت و تنوع این فعالیتها را نشان میدهد. او دو مسجد به نام رسول اکرم و مسجد جامع ساخت و علاوهبر اهدای زمین، در آغاز صد و پنجاه هزار تومان به این کار اختصاص داد بعد از فوتش مسجد به بهرهبرداری رسید، احداث دبستان جهان چیت و راهنمایی فاتح (بعدها به بنتالهدی و عالم بخش تغییر نام داد) از دیگر فعالیت های او است. احداث دبستان در تهران و مشهد، کمک به ساخت بیمارستان سوانح سوختگی شهید مدنی، احداث خوابگاه دانشجویی در دانشگاه تهران، تاسیس دو ساختمان برای پیکار با بیسوادی کارگران و ساکنان محله،از دیگر اقدامات او بود. درختهای کهنسال، زمینهای سبز و پارکهای امروز جهانشهر، یادآور تلاش مردی زاده کویر است که به زندگی اهمیت می داد. بنیاد خیریه فاتح در سال 1352 در جهانشهر کرج به ثبت رسید. سرمایه اولیه بنیاد، هجده هزار تومان بود. بنیاد به هیچ حزب سیاسی وابسته نبود و حق دخالت در سیاست را نداشت. هدف بنیاد، گسترش فرهنگ عمومی از طریق تاسیس مدرسه، کتابخانه، مسجد، فیلم آموزنده، انواع کمک نقدی و غیرنقدی به دانشآموزان و دانشجویان، خدمات بهداشتی مثل تاسیس درمانگاه، آموزشگاه پرستاری، پرورشگاه، مهد کودک، خوابگاه و ... بود. درآمد بنیاد را موسسین از طریق واگذاری زمین، ساختمان، اجاره املاک زراعتی، وجوه نقدی و سهام تامین میکردند.