
الینور اوستروم سالها وقت خود را صرف مطالعه درباره اموال عمومی و رفتارهای انسانی در قبال این اموال کرد. حاصل این مطالعات نیز نظریهای بود که با نام اموال عمومی یا مشترکات عمومی در علم اقتصاد بر سر زبانها افتاد. او به خاطر همین نظریه، نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
نسیم بنایی/آینده نگر
الینور اوستروم عقیده داشت مردم دنیا از عقل سلیم برخوردارند. یعنی اگر آنها را به حال خود رها کنند، راههای منطقی و عقلانی برای نجات و زنده ماندن پیدا میکنند. هرچند زمینهای قابل کِشت، جنگلها، آب سالم و ماهیها در دنیا محدود هستند اما میتوان بدون تمام کردنِ این منابع طبیعی هم در آنها سهیم بود و بدون جنگ از آنها مراقبت کرد. در حالی که اکثر افراد نگاه تیره و تراژدیگونهای به پدیده اشتراک در میان افراد داشتند و تنها زیادهروی در کِشت و برداشت از روی حرص را میدیدند، الینور اوستروم با خندههای بلند خود، نگاهی کاملاً متفاوت در پیش گرفت.
تجربه سالها کار به او و دیگران نشان دادهبود که انسانها خودشان را در منابع محدود و در حال اتمام، به تله نینداختهاند. او جنگلهای نپال، سیستم آبیاری در اسپانیا، روستاهای کوهستانی در سوئیس و ژاپن و ماهیگیری در اندونزی را دیده بود. او حتی به عنوان بخشی از رساله دکترای خود در دانشگاه کالیفرنیا، در زمینه جنگ آب نیز مطالعاتی کردهبود. او از همه این مشاهداتش تنها یک درس گرفتهبود: اینکه تمامیِ آحاد بشر تمایل دارند با قوانین منطقی و عقلانی از منابع عمومی استفاده کنند. همسایهها برای یکدیگر مرزهایی را تعیین و هرچیزی را سهمیهبندی میکنند. سهم هرکسی از آب، مشخص است. همه فعالیتهای اشتراکی به صورت مستمر رصد میشود و کسانی که قوانین را به درستی رعایت نکنند، جریمه میشوند. این نظام قرنهاست که به همین شکل جواب دادهاست.
اما مهمترین نکته این است که هیچیک از این قوانین، از بالا به کسی تحمیل نشدهاست. الینور به دولت نیز باور چندانی نداشت؛ او در حقیقت به چندمرکزگرایی باور داشت و چنین شرایطی از نظر او کاملاً ایدهآل بود. از نظر او توجه و مراقبت از عموم مردم، یک وظیفه چندگانه بود که باید هنجارهای فرهنگی از طریق آن شکل میگرفت. در واقع افراد باید در این زمینه به صورت رودررو صحبت کنند و اعتماد میان آنها شکل بگیرد. البته الینور اوستروم از نظریه بازی برای پیشبینیِ رفتارِ افراد در مواجهه با منابع محدود، بهره میگرفت.
کوچک زیباست
«کوچک زیباست»؛ این ظاهراً مهمترین عقیده اوستروم بود. کارگاهی که او در آن به کمک همسرش مشغول مطالعه بود، کلبهای کوچک بود که این عقیده را در او به خوبی نشان میداد. الینور در کنار اعتقادی که به عقل سلیمِ عمومی و جمعی داشت، بر همکاریهای عمومی نیز تأکید میکرد. او میگوید: «به محض اینکه افراد به فردگرایی روی بیاورند یا جوامع نخبهای درون خود شکل بدهند و بر اساس آن پیش بروند، تمامی طرحهای عمومی را به هم میریزند.» او که خودش در جامعهای فقیر به دنیا آمدهبود، معتقد بود بشر برای نجات خود باید به رفتارهای جمعی چنگ بزند و از رفتارهای فردی دوری کند. او در زندگیِ حرفهای خودش نیز به طور مستمر با همسرش همکاری میکرد و در عمل نشان میدهد که بشر از طریق فعالیتهای جمعی، موفقتر است. به باور او، عقل سلیمِ همگانی در جهان وجود دارد و بشر تنها با چنگ زدن به این خرد جمعی میتواند به موفقیت برسد. او در کارهای خود ثابت کرد که چطور انسانها میتوانند با تکیه بر همین خرد جمعی، از منابع عظیمِ طبیعی نظیر جنگلها، ذخایر نفتی و زمینهای قابل کشت بهترین بهرهبرداری را داشتهباشند و مدیریتی موفقتر از دولتها داشتهباشند. این نظریه مورد توجه آکادمی سوئد واقع شد و در نهایت به عنوان مهمترین اثر حرفهای اوستروم، او را به نخستین زنِ اقتصاددانِ نوبلیست تبدیل کرد.
