ابوالحسن ابتهاج از نخستین ایرانیانی بود که استفاده از عواید نفتی را برای طرح‌های عمرانی توصیه کرد

معمار برنامه‌ریزی ایرانی

تاریخ 1396/09/01 ساعت 13:07

ابوالحسن ابتهاج جزو پایه‌گذاران اصلی برنامه‌ریزی توسعه در ایران به شمار می‌آید. او یکی از تأثیرگذارترین افراد در اقتصاد ایران است. ایده‌های او برای بهره‌برداری از پول نفت در جهت پیشبرد طرح‌های عمرانی در زمانی مطرح شد که اغلب افراد به این مسئله حتی فکر هم نمی‌کردند.

نسیم بنایی/ منبع: آینده نگر

 خاک و سنگ با سخاوت کنار می‌رفت و طلای سیاه از دل آن می‌جوشید. در آن سال‌ها، ایرانی‌ها تازه به این ثروت خود دست پیدا کرده‌بودند. آنها با سخاوتی چندین برابر سخاوت زمین، دست در دل خاک می‌کردند و نفت خود را به این و آن می‌فروختند. پول نفت بدون سختیِ زیاد به دست می‌آمد و کسی دغدغه چندانی برای استفاده بهینه و درست از آن نداشت. اما در همان زمان هم افرادی بودند که اعتقاد داشتند درآمد طلای سیاه باید صرف اموری مهم‌تر از ارتش این کشور بشود. ابوالحسن ابتهاج یکی از آن افراد بود. زمانی‌ که او به عنوان رئیس بانک ملی ایران فعالیت و هفته‌ای دست‌کم یک بار با شاه دیدار می‌کرد، این قضیه را مطرح کرده‌بود. ابتهاج در خاطراتش می‌گوید: «از موقعی که در بانک ملی بودم با شاه تماس داشتم، عقیده‌ام این بود که عایدات نفت باید منحصراً خرج عمران بشود. یک‌شاهی‌اش نباید خرج دیگری بشود.» از همین‌جا بود که جرقه سازمان برنامه در ایران روشن شد. او به دنبال راه‌اندازیِ برنامه‌های عمرانی و استفاده بهینه از عایدات نفتی بود.

ابتهاج قاطعانه تصمیم می‌گرفت و روی حرفش پافشاری می‌کرد. حتی اگر از سوی شخص اول مملکت هم برایش پیغام می‌آمد، باز هم کاری را که خودش درست می‌دانست، انجام می‌داد. در مرور خاطراتش جملات و عبارت‌هایی از این دست بسیار دیده می‌شود: «شما چه‌کسی هستید که به من می‌گویید این کار را انجام بدهم؟» یا «شما خودتان به من گفتید اینجا کار کنم و حالا می‌خواهید زیر عبای این شخص بروم!» همین سرسختی‌ها و مخالفت‌هایی که به‌ویژه با اطرفیان شاه داشت باعث شد سال‌ها مورد حمله‌های تبلیغاتی در روزنامه‌ها قرار بگیرد و حتی به اتهام مالی روانه زندان بشود. سخنان تند و تیزی که علیه امریکا در زمان نخست‌وزیری علی امینی داشت کار دستش داد. اما باز هم کوتاه نمی‌آمد و حتی مقابل فرمان شاه ایستادگی می‌کرد تا جایی ‌که استعفا داد و اولین بانک شخصی ایران را با نام «بانک ایرانیان» راه‌اندازی کرد.

سال‌های ریاست بر بانک ملی

دو سالی در بانک رهنی مشغول به کار بود که قضایای شهریور 1320 به وجود آمد. ابتهاج در مرور خاطرات آن زمان با حبیب لاجوردی مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران می‌گوید: «یک چندتا بمب کوچولو در تهران انداخته‌بودند، می‌دانید سروصدایی شده‌بود. روس‌ها به نظرم بمب انداخته‌بودند؛ چیز مهمی نبود اما همین سروصدا بانک ملی را به تعطیلی کشانده‌بود.» ابتهاج به خاطر می‌آورد که همه از ترسِ روس‌ها، به اصفهان می‌گریختند طوری‌که راه اصفهان مثل خیابان لاله‌زار شده‌بود. در همان زمان عده‌ای از کارمندان بانک رهنی نیز اعتراض کردند تا به دنبال کارمندان بانک ملی به اصفهان بروند اما ابتهاج مقابل آنها ایستاد. این کارمندان می‌ترسیدند که مبادا روس‌ها، تهران را اشغال کنند و در نتیجه فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند. ابتهاج می‌گوید: «ما که سرجای خودمان نشستیم و دیدیم هیچ خبری هم نیست. وقتی کابینه فروغی تشکیل شد و مشرف نفیسی به عنوان وزیر دارایی انتخاب شد، به من تکلیف کردند که رئیس بانک ملی بشوم.» ابتهاج شرایطی را تعیین می‌کند و وزیر با همه آنها موافقت می‌کند (البته در ابتدا با افزایش دوبرابریِ حقوق او موافقت نمی‌شود که مسئله با رایزنی حل می‌شود) و در نهایت او به عنوان رئیس بانک ملی ایران مشغول به کار می‌شود.

سازمان برنامه ایران قصه‌ای دراز دارد. به گواه تاریخ، دولت ایران از سال 1316 در دوران نخست‌وزیری محمود جم به دنبال تهیه برنامه عمرانی برای کشور بود و به این منظور، شورایی نیز تشکیل داد که ابوالحسن ابتهاج مدیریت آن را به عهده داشت؛ به همین خاطر است که ابتهاج را به عنوان معمار اصلی برنامه‌ریزی در ایران می‌شناسند. البته ابتهاج از برنامه اول به عنوان رئیس این سازمان آغاز به کار نکرد. پیش از او افراد دیگری مدیریت این سازمان را عهده‌دار شدند اما حضور ابتهاج در نهایت تکانی بزرگ به این سازمان وارد کرد. او موفق شد با برنامه‌های جدید و جلب اعتبارات بیشتر، پروژه‌ها را کامل کند. از آن زمان تاکنون این سازمان تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته؛ نمونه‌اش در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود که مباحث انحلال و ادغام این سازمان را به میان آورد. اما حسن روحانی رئیس‌جمهوریِ فعلی ایران این سازمان را احیا کرد تا شاید راه ابتهاج را ادامه بدهد.