سخن از نقش‌آفرینی چندوجهی زنان است

حذف زنان از توسعه ممکن نیست

تاریخ 1396/08/30 ساعت 10:16

علی‌رغم همه مشکلات فرهنگی و ساختاری، تغییر شرایط اجتماعی داخلی و بین‌المللی و همگام با آن غلبه اراده جمعی جامعه زنان، راه آنان را از عرصه خصوصی به سپهر عمومی گشوده و هر روز بیش از گذشته شاهد شکوفایی قابلیت‌ها و استعدادهای این «نیمه عقب نگاه‌داشته‌شده جامعه ایرانی» و مشارکت همه‌جانبه آنان در روند توسعه هستیم.

فخر السادات محتشمی پور/آینده نگر

 گفت‌وگو پیرامون سهم زنان از توسعه پیش از آنکه نقش آنان در توسعه بررسی شود، ممکن نیست. چرا که در جوامع انسانی به طور طبیعی باید هرکس به میزان نقشی که در رشد و توسعه جامعه ایفا می‌کند در کنار منفعتی که دیگران می‌برند خود نیز منتفع شود. البته این در صورتی است که جامعه از تبعیض رنج نبرد و نقش‌آفريني زنان فقط کام مردان را شیرین نکند و خود نیز بهره‌ای متناسب تلاشی که کرده‌اند و زحمتی که کشیده‌اند بگیرند.

در ایران امروز به دلیل میزان رشدیافتگی زنان براثر راه یافتن به دانشگاه و دست‌یابی به تحصیلات عالی و در کنار آن اجتماعی شدن و نقش‌آفريني‌های چندوجهی‌شان در عرصه خصوصی و عمومی نمی‌توان ایفای نقش آنان را در مسیر توسعه به ویژه توسعه پایدار نادیده گرفت.

سخن از نقش‌آفريني چندوجهی زنان گفته شد و نمی‌توان از سختی‌های آن نگفت. درصورتی که خانواده به شیوه مشارکتی اداره نشود و همه بار بر روی دوش زن باشد و به عبارتی خانه برای زن محل کار اول یا دوم و برای مرد استراحت‌گاه باشد، نقش‌های هم‌زمان مادری، همسری، پرستاری و مربیگری در کنار امور جاری منزل و گاه امور مرتبط بیرون منزل آن‌گاه که با نقش‌های اجتماعی مقارن می‌شود می‌تواند به فرسودگی زودرس زن و عدم رضایت از زندگی منجر شود. در اینجا باز هم توپ در زمین زنان است که در نقش مربی باید درس زندگی به فرزندان بدهند و با شکستن کلیشه‌های جنسیتی آنان را برای زندگی مشارکتی آماده سازند خاصه در زمان بی‌توجهی رسانه ملی و دیگر دستگاه‌های مرتبط، به وظیفه و رسالت‌های اساسی‌شان در فرهنگ‌سازی برای آحاد جامعه.

علی‌رغم همه مشکلات فرهنگی و ساختاری، تغییر شرایط اجتماعی داخلی و بین‌المللی و همگام با آن غلبه اراده جمعی جامعه زنان، راه آنان را از عرصه خصوصی به سپهر عمومی گشوده و هر روز بیش از گذشته شاهد شکوفایی قابلیت‌ها و استعدادهای این «نیمه عقب نگاه‌داشته‌شده جامعه ایرانی» و مشارکت همه‌جانبه آنان در روند توسعه هستیم. هرچند نمی‌توان از نقش مکانیسم‌های نهادین و دیگر عوامل بیرونی در بهبود وضعیت زنان و زمینه‌سازی برای پیشرفت آنان در عرصه‌های مختلف سخن نگفت اما بی‌تردید مهم‌ترین عامل رشد و توسعه اجتماعی زنان خودآگاهی آنان و افزایش خودباوری و تلاش برای کشف توان و استعدادهای ذاتی و بهره‌گیری از آموزش و کسب مهارت‌های لازم برای پرورش این استعدادهاست که منجر به مشارکت اقتصادی و سیاسی فزاینده زنان نه‌فقط در جوامع شهری بلکه در روستاهای سراسر کشور شده است.

در اینجا بد نیست برای شناخت بیشتر از سهم زنان در توسعه نگاهی به شاخص‌های توسعه انسانی بر مبنای جنسیت بیندازیم.

در حال حاضر برای مقایسه رشد و توسعه کشورها از شاخص‌های متفاوتی استفاده می‌شود که از جمله می‌توان به شاخص توسعه انسانی، شاخص نابرابری جنسیتی و شکاف جنسیتی اشاره كرد. شاخص توسعه انسانی یکی از جامع‌ترین ملاک‌ها برای سنجش نتیجه نهایی سیاست‌های اجتماعی دولت‌ها و ترکیبی از ملاک‌هایی چون امید به زندگی، دسترسی به دانش و آموزش، و البته سطح زندگی مناسب است. افزایش این شاخص بدان معناست که دولت موفق شده درآمدهای ملی را به درستی و در حوزه‌های مربوط به بهداشت عمومی، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی هزینه کند. در حال حاضر برای محاسبه این شاخص از روش جدیدی استفاده می‌شود که به آن «شاخص تعدیل‌شده با نابرابری» گفته می‌شود.

در حالی که شاخص‌های متعددی برای تعیین میزان توسعه‌یافتگی کشورها مورد بررسی قرار می‌گیرد، وزن 4 شاخص آموزش، سلامت، مشارکت اقتصادی و مشارکت سیاسی به نسبت بقیه شاخص‌ها بیشتر است. در ایران علی‌رغم اینکه دو شاخص سلامت و آموزش به برابری کامل جنسیتی نزدیک بوده اما نرخ پایین مشارکت اقتصادی و مشارکت سیاسی زنان موجب افت شدید معدل ایران شده است.

گزارش شاخص جهانی کارآفرینی در سال 2015-2016 میلادی نیز حاکی از رشد 12درصدی و ارتقاي 7‌رتبه‌ای ایران است. بر اساس این گزارش ایران در میان 130 کشور مورد مطالعه رتبه 94 و در میان 15 کشور منطقه رتبه 15 را دارد. ولی به نظر می‌رسد در افق پساتحریم می‌توان انتظار داشت کشور گام‌های موثری در مسیر تغییر این وضعیت بردارد. بر اساس این گزارش، امریکا با کسب 85 امتیاز در صدر کشورهای جهان و بنگلادش با امتیاز 4/14 در انتهای لیست قرار دارد. امتیاز ایران 7/27 است و در منطقه خاورمیانه امارات با امتیاز 1/61 و کسب رتبه 22 در مقیاس جهانی در رأس کشورهای منطقه قرار دارد و ایران پس از لیبی، الجزایر، مراکش و مصر در رتبه آخر قرار گرفته است.

در این گزارش شاخص‌های کارآفرینی برای زنان نیز مورد بررسی قرار گرفته و ایران در میان 77 کشور مورد مطالعه این گزارش با امتیاز 6/20 در رتبه 73 قرار دارد. امریکا با امتیاز 9/89 در رتبه اول و پاکستان با امتیاز 2/15 در رتبه آخر کارآفرینی زنان است. نقاط قوت کارآفرینی زنان در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا سطح بالای تحصیلات و فناوری‌های جدید است و نقاط ضعف آن عدم انگیزه کافی برای کارآفرینی، چالش رسیدن به مدیریت سطوح بالا و در اولویت فاینانس نبودن است. در مورد ایران شاخص آمادگی زنان برای کارآفرینی بیشترین امتیاز و دسترسی به اینترنت کمترین امتیاز را کسب کرده است.

بررسی وضعیت شاخص‌های ایران در گزارش سال 2015 نشان می‌دهد که ایران در شاخص کلی مشارکت اقتصادی زنان در رتبه 141 و در زیرشاخص‌ها همچون مشارکت در بازار کار رتبه 143 و در کسب مناصب مدیریتی رتبه 106 و در کسب مشاغل تخصصی در رتبه 108 و در جمع کشورهایی با شکاف بالای جنسیتی در حوزه اقتصاد قرار دارد. این رتبه با توجه به نرخ بالای زنان تحصیل‌کرده قابل تأمل و بررسی است. بررسی دیگر شاخص‌های اقتصادی در این بخش نشان می‌دهد که در ایران نسبت بیکاری زنان 8/19 و مردان 6/8 درصد است. به عبارت دیگر نرخ بیکاری زنان نزدیک به دو و نیم برابر مردان است.

شکاف جنسیتی در دست‌یابی زنان و مردان به آموزش از طریق 4 مؤلفه نرخ باسوادی زنان به مردان، نرخ زنان به مردان در ثبت‌نام آموزش ابتدایی، آموزش متوسطه و آموزش عالی محاسبه می‌‌شود. بر اساس گزارش سال 2016 ایران از نظر شاخص آموزش در رتبه 94 و از نظر نرخ باسوادی در رتبه 109 قرار دارد و در شاخص تحصیلات ابتدایی و متوسطه جهش معناداری داشته و به رتبه یک دست یافته است. بر اساس این گزارش ایران موفق شده در تحصیلات ابتدایی و متوسطه به برابری جنسیتی دست یابد. همچنین ایران از نظر دانشگاهی رتبه 101 را کسب كرده و در مجموع شاخص‌های آموزشی بهترین وضعیت مربوط به تحصیلات ابتدایی و متوسطه است.

شکاف جنسیتی در سلامت و بقا با استفاده از دو مؤلفه نسبت جنسی تعداد دختران نسبت به پسران در بدو تولد و امید زندگی سالم مردان و زنان مورد بررسی قرار گرفته است که بر اساس این گزارش ایران از نظر رتبه کلی در رتبه 98 و از نظر امید به زندگی در رتبه 107 قرار دارد.

شاخص توانمندسازی سیاسی به شکاف جنسیتی در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری سیاسی و از طریق بررسی نسبت زنان به مردان در مؤلفه‌های موقعیت وزارتی، جایگاه پارلمانی و سنوات در اختیار داشتن مهم‌ترین مقام اجرایی (رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و ریاست دولت) در پنجاه سال گذشته، نشان می‌دهد ایران رتبه کلی 136 را کسب كرده و در شاخص‌هایی همچون زنان در پارلمان رتبه 133، در مناصب وزارتی رتبه 112 و در مناصب مهم اجرایی رتبه 68 را کسب كرده است.

بررسی شاخص‌های مربوط به توسعه انسانی و شکاف جنسیتی نشان می‌دهد طی یک دهه گذشته ایران در برنامه‌های زیرساختی و بنیادین خود همچون آموزش، بهداشت، و مشارکت اقتصادی و سیاسی ضمن حفظ شرایط موجود تغییری در موقعیت خود ایجاد نکرده است. این در حالی است که اکثر کشورهای همسایه که در دو دهه گذشته در رتبه‌های پایین‌تری نسبت به ایران قرار داشتند، تغییر موقعیت داده و فاصله معناداری با ایران پیدا کرده‌اند. در حالی که آموزش و بهداشت دو زیرساخت مهم توسعه‌ای در کشورها تلقی می‌شوند و ایران طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری زیادی در این زمینه انجام داده این سؤال همچنان مطرح است که چرا این شاخص‌ها از نظر کیفی مورد توجه سیاست‌‌گذاران قرار نگرفته و به حفظ وضع موجود بسنده شده است. بررسی وضعیت ایران در دو شاخص دیگر همچون سیاست و اقتصاد نشان داد که بیشترین شکاف جنسیتی در این دو شاخص متمرکز شده است و یکی از مهم‌ترین دلایل عدم توفیق ایران در کسب رتبه‌های بالاتر، پایین بودن میزان مشارکت اقتصادی (8/12 درصد) و مشارکت سیاسی (1/3 درصد) است. این در حالی است که دو کشور عربستان و ترکیه با استفاده از راهبردهای مختلف، این‌دو شاخص اثرگذار را رشد داده‌اند. عربستان در سال 2011 با استفاده از سهمیه‌بندی جنسیتی در پارلمان 20 درصد از کرسی‌های مجلس را به زنان اختصاص داد و با این ترتیب توانست قدم مهمی در مسیر کاهش شکاف جنسیتی در حوزه سیاست بردارد. علاوه بر این در سال 2015 نیز قانونی برای شرکت زنان در انتخابات شهرداری‌ها تصویب و به این ترتیب مشارکت زنان را در سطوح محله‌ای نیز تسهیل كرد (طبیعی است که با اعلام سیاست‌های جدید دولت و اعطای حقوق بازداشته‌شده زنان به آنها، زودی شاهد رشد صعودی و کسب رتبه‌های بهتر این کشور باشیم).

ترکیه نیز از سال 1999 سیستم سهمیه‌بندی جنسیتی را به شیوه‌ای دیگر به اجرا درآورده است. به این ترتیب که حزب جمهوری‌خواه خلق 31 درصد و حزب عدالت و توسعه 40 درصد از سهمیه کاندیداهای خود را به زنان اختصاص داده‌اند و در حال حاضر 14 درصد از نمایندگان پارلمان را زنان تشکیل می‌دهند. شاخص دیگر که اهمیت فراوانی در ارتقاي وضعیت شکاف جنسیتی دارد مشارکت اقتصادی زنان است. درصد مشارکت اقتصادی به درصد افرادی گفته می‌شود که یا کار می‌کنند یا به دنبال کار می‌گردند، در مقایسه با کل جمعیت کشور که در سن کار قرار دارند. با توجه به این تعریف، آمارهای بانک جهانی (2015) درصد مشارکت اقتصادی زنان ایرانی را 17% نشان می‌دهد به این معنی که تنها 17% زنان ایرانی یا مشغول به کارند یا به طور جدی دنبال کار می‌گردند و 83% بقیه نه کار می‌کنند نه امیدی به یافتن کار دارند.

باید توجه داشت چالش آمار و داده‌ها از مهم‌ترین عوامل کاهش رتبه ایران در شاخص‌های بین‌المللی است که این خود متأثر از ضعف و تعلل در ارائه بموقع آمار و عدم تجمیع و استاندارد شدن آن‌ توسط مرکز آمار ایران است. اما با همین ملاحظه نیز شاهد وضعیت قابل قبولی برای زنان توانمند کشورمان نیستیم. به عبارت دیگر به همان میزان که شاهد نقش‌آفريني این انسان‌های سخت‌کوش در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی هستیم بهره‌گیری آنان را مشاهده نمی‌کنیم. تو گویی به میزانی که این قهرمانان برای رسیدن به قله پیروزی تلاش می‌کنند و شتاب می‌ورزند، با همان سرعت هدف از آنان دور می‌شود! و این دور باطلی است که علی‌رغم آن موفقیت‌های زیادی برای زنان به ویژه در بخش خصوصی حاصل آمده است.

نتیجه آنکه اگر موانع از پیش پای این دوندگان پرتوان برداشته شود زودتر و بهتر شاهد مقصود را در بر خواهند گرفت و دریغ و عجبا که سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان پرورش‌یافته در فرهنگ پدرسالار هنوز از اهمیت نقش و سهم نیمی از جمعیت برای رسیدن به توسعه پایدار غافل‌‌اند که پاسخ به مطالبات عمومی را یا به سکوت می‌گذرانند یا به شعاری که عمل از آن برنمی‌آید.

*رئیس هیئت مدیره انجمن زنان مدیر کارآفرین