
تکنولوژی شغل های خوب را حذف نمی کند اما به نابرابری دامن می زند.
نویسنده:ژان تیرول*
آینده کار چگونه خواهد بود؟ آیا گیگ ها جای حقوق بگیران را می گیرند و ربات ها کاری می کنند که آدم ها دیگر هیچ فعالیتی برای انجام دادن نداشته باشند؟
تکنولوژی تا اندازه زیادی مشاغل مستقل را آسان کرده و به صاحبان مشاغل کمک می کند تا با برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان از آن ها پشتیبانی کند. از این مهم تر، تکنولوژی امکان ایجاد و بهبود شهرت با هزینه کم را برای مشاغل حقیقی و خصوصی فراهم کرده است. مشتریان پیش از ظهور تکنولوژی به شهرت یک کمپانی تاکسی یابی اعتماد می کردند یا یک ماشین لباسشویی را براساس برند کارخانه ای که آن را تولید کرده می خریدند اما امروز هر شغلی یک برند است. در اوبر، مسافران می توانند براساس رده بندی رانندگان را رد کنند و شهرت یک شرکت با توجه به مسئله نظارت همیشگی بر رفتار کارکنان در کمپانی از اهمیت کمتری نسبت به گذشته برخوردار است.
همانطور که اشاره کردم تکنولوژی هم چنین می تواند به استانداردسازی استخدام حقوق بگیران کمک کند. برای مثال دو اقتصاددانان به نام های جرج بیکر و توماس هوبارد توضیح دادند که چطور رایانه ها می توانند به حمل ونقل جاده ای در آمریکا کمک کنند. با نظارت و کنترل رفتار کارکنان آن ها یک مشکل خطرناک اخلاقی را حل خواهند کرد. داستان از این قرار است که رانندگان انگیزه کمتری برای مراقب از کامیون های شرکت در مقایسه با کامیون های خودشان دارند. بنابراین آن ها بیش از آنکه بخواهند تنها کار کنند، به شرکت هایی اضافه خواهند شد که ناوگان های جاده ای را می خرند و مدیریت می کنند. در این شرایط آن ها مجبور به سرمایه گذاری برای خرید کامیون شخصی نیستند چراکه این روش آن ها را نسبت به بحران هایی که ممکن است پس اندازشان را از بین ببرد آسیب پذیر می کند و از سوی دیگر اگر با کمپانی ها کار کنند، زمانی که کامیون خراب شده بیکار نخواهند شد.
به طور کلی مشاغل مرسوم و معمولی امتیازهای زیادی دارند. اول اینکه ممکن است یک نفر یا جمعی از شاغلان ظرفیت مورد نیاز برای راه اندازی یک کسب وکار را نداشته باشند یا ترجیح بدهند از استرس ها و مخاطرات راه اندازی یک کسب و کار دور بمانند. (دراین مورد پزشکان یا دندان پزشکان برای کلینیک های درمانی کار می کنند مثال خوبی است). دوم اینکه صاحبان مشاغل ممکن نیست از کارکنانشان بخواهند که رییس دیگری داشته باشند، این مسئله زمانی که اطلاعات کار محرمانه است یا کارکنان باید وقت و توجه بیشتری را به کار اختصاص دهند، اهمیت بیشتری پیدا می کند و سومین امتیاز این است که شهرت شرکت ها براساس امتیازدهی ممکن است قابل اعتماد نباشد. دایان کایل، اقتصاددان در تحقیقی نشان داده است که مشاوره یک شخص حقیقی به سختی قابل کنترل است یا دست کم فورا قابل کنترل نیست در حالیکه نظر یک مشاور سنتی کیفیت را تضمین کند. خلاصه اینکه من معتقدم استخدام دستمزد بگیران تحت تاثیر تکنولوژی از بین نخواهد رفت اما در نهایت کمتر از همیشه متداول خواهد بود.
و اما در مورد هوش مصنوعی چطور؟ مشاغلی که وظایف روتینی را انجام می دهند با ظهور روبات ها حذف خواهند شد مثل مشاغل مربوط به امور روزمره.معاملات بانکی دیجیتالی خواهد شد، چک ها با پردازش های نوری قابل پیگیری است، مراکز تماس با استفاده از نرم افزارهایی ارتباط بین کارفرما و کارمند را کوتاه می کنند و حتی ربات ها جایگزین انسان ها خواهند شد. این تغییرات و تحولات پیامدهای جهانی در پی خواهد داشت. از جمله این پیامدها تهدید مشاغل کم دستمزد است که کشورهای نوظهور برای کاهش فقر بر توسعه آن ها متمرکز شدند.در کشورهای توسعه یافته تمایل به همکاری با کارکنانی که مهارت های دیجیتال دارند افزایش پیدا می کند. در آمریکا شکاف درآمد بین کسانی که در دانشگاه تحصیل کردند و افرادی که پس از دبیرستان تحصیل را رها کردند، در 30 سال گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
با این وجود هنوز مشخص نیست که کامپیوترها کدام یک از وظایف انسان ها را برعهده می گیرند و این مسئله چه آثاری در پی دارد. یک دستگاه خودپرداز بانکی بسیاری از وظایف یک کارمند بانک را انجام می دهد اما با وجود گسترش شبکه خودپرداز استخدام در بانک ها افزایش پیدا کرد چراکه شغل های جدید با شرح وظایف تازه متولد شده بود.
مهم ترین وظیفه ای که کامپیوترها قادر به انجام آن نیست رویایی با مشکلات پیش بینی نشده است چراکه رویدادهای نادر الزاما با قانون های تجربی و الگوها قابل تجزیه و تحلیل نیست. فرانک لووی و ریچارد مونای یک خودروی بدون راننده را طراحی کردند که می تواند عبور یک توپ از مقابلش را تشخیص دهد، توپی که خطری برای خودرو ندارد بنابراین دلیلی برای ترمز کردن نیست درحالیکه انسان پیش بینی می کند که ممکن است کودکی این توپ را دنبال کند پس واکنش متفاوتی از خود نشان خواهد داد. خودروهای بدون راننده تجربه کافی برای واکنش مناسب ندارند، هرچند ممکن است یادگیری رایانه( یکی از شاخه های هوش مصنوعی) روزی این مشکل را حل کند اما این مشکل نشان می دهد که هم چنان چه محدودیت هایی برای رایانه ها وجود دارد. آدم ها و کامپیوترها با چالش های متفاوتی دست و پنجه نرم می کنند. کامپیوترها در انجام وظایف قابل پیش بینی ، منطقی و برنامه ریزی شده سریع و مطمئن اند و با کمک رشته یادگیری رایانه در هوش مصنوعی می توانند هر روز با وظایف غیرقابل پیش بینی بیشتری رو به رو شوند البته اگر داده لازم برای شناخت از ساختار یک مسئله در اختیار آن ها قرار بگیرد.از سوی دیگر مغز انسان انعطاف بیشتری دارد. یک کودک پنج ساله می تواند مشکلات را بهتر از یک کامپیوتر رفع کند. با توجه به همه این ها در دنیای جدید کسانی موفق خواهند بود که با کسب دانش انتزاعی خودشان را با محیط سازگار کنند و اما افرادی که یادگیری دانش ساده آن ها را برای انجام وظایف روتین آماده کرده، بیشتر در خطر جایگزینی با کامپیوترها قرار دارند. به همین دلیل، آموزش عالی بسیار مهم است. اگر سیستمی وجود نداشته باشد که امکان فراگیری مهارت های ضروری برای افراد را فراهم کند، زمینه خانوادگی و تفاوت های آموزشی به نابرابری دامن می زند.
*برنده جایزه نوبل در سال 2014، مدرسه عالی اقتصاد شهر تولوز فرانسه