هرچه جمعیت شهری بیشتر می‌شود، زندگی در ساختمان‌های بلند نیز بیشتر می‌شود

ایمنی در برابر آتش، مرگ در شهر

تاریخ 1396/05/10 ساعت 11:02

پلاسکو به واژه‌ای تلخ و دردناک تبدیل شده‌است؛ اما این تنها ایران نیست که تجربه تلخی از عدم ایمنی ساختمان‌های بلند دارد؛ دنیا با این چالش روبه‌رو است و اکونومیست به این چالش پرداخته‌است.

مترجم:نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست

نیمه‌شب چهاردهم ژوئن بود که خبر رسید برج گرنفل در لندن آتش گرفته‌است. ساختمانی 24 طبقه با آپارتمان‌های کوچک که از سال 1970 تا آن شب سرپا ایستاده‌بود، در آتش می‌سوخت. طولی نکشید که 250 آتش‌نشان به محل حادثه اعزام شدند. اما آتش، مهارنشدنی بود. چند ساعت بعد بخش‌هایی از داخلِ آن فروریخت و عده‌ای را در داخل خود حبس کرد. عصر شده‌بود و طبقه‌های بالایی هنوز می‌سوخت. یک هفته بعد مشخص شد 79 نفر در این حادثه کشته یا ناپدید شدند.

ماجرا خیلی زود نَقل محافل شد. تحلیل‌گران بررسی می‌کردند که چطور مردم نتوانسته‌اند از آن ساختمان فرار کنند و چرا تجهیزات لازم برای خاموش کردنِ آتش در آن ساختمان فراهم نبوده‌است. شهردار لندن از دستور برای کوبیدنِ ساختمان‌های قدیمی می‌گفت و عده‌ای هم در رسانه‌ها از «پایان عصرِ زندگی در آسمان‌خراش‌ها» می‌گفتند.

اما چنین چیزهایی غیرممکن است. مثلاً در بریتانیا تنها 2درصد از جمعیت در ساختمان‌هایی کمتر از شش طبقه زندگی می‌کنند. اما برنامه‌ریزی‌های نادرست باعث شده زندگی در آسمان‌خراش‌ها از نظر مردم چندان خواستنی نباشد. به هر حال در شرق آسیا، اروپای شرقی و سرتاسر امریکا، پدیده زندگی در آسمان‌خراش به امری رایج تبدیل شده‌است. هرچه شهری شدن بیشتر رواج پیدا می‌کند، این سبک زندگی نیز بیشتر مورد استقبال واقع می‌شود. بر اساس پیش‌بینی‌های سازمان ملل تا سال 2050 دست‌کم دوسوم از کل مردم جهان در شهرها زندگی خواهند کرد، و بسیاری از آنها در برج‌ها کار می‌کنند تا بتوانند از زمین‌های نایاب و گران‌قیمتِ کمتری استفاده کنند.

*بهتر از پشیمانی

دانیل نیلسون از دانشگاه لاندِ سوئد معتقد است اگر برخی نکات ایمنی در نظر گرفته‌شود، آسمان‌خراش‌ها به اندازه هر نوع دیگری از ساختمان‌ها می‌توانند امن باشند. مهندس‌ها و معمارها به دو شیوه تلاش می‌کنند امنیت ساختمان‌های بلند را افزایش بدهند. نخستین روش، ایجاد محدودیت برای بروز آتش‌سوزی و سرایت کردنِ آن به سایر نقاط است. یعنی تا جای ممکن امکاناتی را ایجاد کنند که مانع بروز آن بشود. دومین روش نیز تخلیه است؛ یعنی فضا را به گونه‌ای طراحی کنند که افراد بتوانند در سلامت کامل و به سرعت ساختمان را ترک کنند.

برای مهار یا سرکوب آتش، رایج‌ترین کاری که انجام می‌دهند ساختِ دیوارهای ضخیم و مقاوم در برابر آتش است که برای تقسیم‌بندی در ساختمان‌های بلند به کار می‌برند. در اکثر مواقع این روش خوب عمل می‌کند. از میان صدها آپارتمانی که در سال در لندن آتش می‌گیرند، در تعداد بسیار کمی از آنها آتش مجال گسترش پیدا می‌کند. بقیه به خاطر همین تکنیک به سادگی سرکوب می‌شوند. در امریکا تنها 4درصد از آتش‌هایی که در ساختمان‌ها رخ می‌دهد به سایر نقاط سرایت می‌کند. در حالی‌ که 10درصد ساختمان‌های یک‌طبقه به سرعت می‌سوزند چرا که چنین تقسیم‌بندی‌اي در خود ندارند.

اما اگر این روشِ تقسیم‌بندی جواب ندهد ممکن است فاجعه به بار بيايد. ساختمان گرنفل در لندن هم چنین سیستمی داشت اما جواب نداد. هنوز برای صحبت کردن در مورد علت این حادثه کمی زود است اما بسیاری معتقدند آتش از طریق پنجره‌ها، این تقسیم‌بندی‌ها را دور زده و به سایر نقاط نیز راه پیدا کرده‌است. مشابه این اتفاق در ساختمانی در دوبی سال 2015 و در ملبورن سال 2014 رخ داد. در شانگهای نیز سال 2010 ساختمانی به همین شکل آتش گرفت و باعث مرگ 58 نفر شد.

بر اساس بررسی‌های پژوهشگران، امنیت ساختمان‌ها در اکثر نقاط دنیا در برابر آتش، بیشتر از طریق همین دیوارهای ضخیم برای تقسیم‌بندی صورت گرفته‌است. سیستم‌های آب‌پاش از دیگر سیستم‌های رایج برای اطفای حریق بوده‌است که جزو راهکارهای سرکوبِ آتش در مهندسیِ ساختمان به شمار می‌آید. شواهد نشان می‌دهد این آب‌پاش‌های کوچک می‌توانند تا زمانی ‌که نیروی آتش‌نشانی برسد بسیار کمک‌کننده باشند و حتی گاهی می‌توانند در ساختمان‌های کوچک، آتش‌های کم را به کلی مهار کنند. به همین خاطر است که بسیاری از آن استفاده می‌کنند.

اکثر کسانی که در برج گرنفل ساکن بودند، به ایمنیِ تقسیم‌بندی ایمان داشتند و تصور می‌کردند این دیوارهای ضخیم مانع سرایتِ آتش می‌شود؛ به همین خاطر خانه خود را ترک نمی‌کردند و حتی در حالی‌که برج می‌سوخت باز هم در خانه خود نشسته بودند. در واقع افراد بر این باورند که ماندن در ساختمان بهتر از گریختن و اسیر شدن در آتش و دود است. چنین اتفاقاتی در دیگر کشورها نیز رایج است.

اما اکثراً تمرکز خود را روی شیوه دوم برای ایجاد امنیتِ ساختمان در برابر حریق می‌گذارند: فرار کردن. معمولاً ساختمان‌های بلند دو راه‌پله دارند که در دو سوی مختلف طراحی و ساخته شده‌است (البته برج گرنفل مانند بسیاری از دیگر برج‌های بریتانیایی تنها یک راه‌پله داشت). منطق این قضیه برای ساختن دو راه‌پله هم واضح است؛ دو راه برای فرار بهتر از یک راه است. اما این شیوه هم مانند شیوه تقسیم‌بندی می‌تواند به نتایجی فاجعه‌بار و مرگ‌آور ختم شود. راه‌پله‌ها معمولاً به گونه‌ای طراحی می‌شوند که دیوار آنها در برابر آتش و دود عایق باشد. باید تا جای ممکن مانع ورود دود به راه‌پله‌ها شد. اما در سال 2013 مطالعه‌ای بر روی 50 ساختمان بلند که آتش گرفته‌بود، صورت گرفت و نشان داد مردم در حالی ‌که از راه‌پله‌ها فرار می‌کردند ناگهان گرفتار دودِ آتش شده‌اند. در سال 1980 ساختمان هتلی در لاس‌وگاس آتش گرفت، در این حادثه 85 نفر کشته شدند که اکثر آنها به خاطر دود آتش در راه‌پله‌ها خفه شدند.

تخلیه مردم از ساختمان، کاری بسیار دشوار است. و مشکلی که دنیا با ساختمان‌ها دارد این نیست که هر روز تعداد بیشتری از آنها ساخته می‌شود، بلکه افزایش ارتفاع و تعدادِ طبقاتِ آنهاست. این ساختمان‌ها هر روز بلندتر می‌شوند. هرچه تعداد طبقه‌ها بیشتر می‌شود، تخلیه ساختمان از افراد نیز سخت‌تر می‌شود؛ به‌ویژه که این تخلیه از طریق پله‌ها صورت می‌گیرد و گاهی به امری نشدنی تبدیل می‌شود. در حالی‌که ساختمان در چند دقیقه به صورت کامل آتش می‌گیرد، گاهی یک ساعت طول می‌کشد تا فردی از پله‌های آن پایین بیاید. و نکته جالب توجهی که در این بین وجود دارد این است که این ساختمان‌ها در کشورهای ثروتمند در حال افزایش است، یعنی در جایی که تعداد افراد پیر و چاق و تنبل، در حال افزایش است. افراد ناتوان را هم به این ماجرا اضافه کنید و تصور کنید اینها بخواهند از ساختمانی بلندمرتبه که در حال سوختن است، از طریق پله‌ها به شیوه‌ای ایمن خارج بشوند.

*آسانسورهای ضدحریق

به همین خاطر است که مهندس‌ها به دنبال راه‌های موثرتری برای تخلیه ساختمان هستند. یکی از ایده‌ها این است که عقاید تعصبیِ ایمنیِ را کنار بگذاریم و از ساکنان برج‌های بلند بخواهیم از طریق آسانسور، خارج شوند. مطالعات نشان می‌دهد این کار، سرعت را تا دوسوم افزایش می‌دهد. مهندس‌ها می‌دانند چطور آسانسورهایی بسازند که در برابر آتش‌سوزی مقاوم باشد. برج‌هایی در دنیا وجود دارند که به این آسانسورها مجهز هستند، مثل برج خلیفه در دوبی که بلندترین برج دنیا نیز هست.

البته روان‌شناسی به اندازه تکنولوژی اهمیت دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد حتی اگر افراد اطمینان داشته‌باشند که در خطر چندانی نیستند باز هم بیشتر از چند دقیقه برای آسانسور منتظر نمی‌مانند. یکی از مزیت‌های این آسانسورهای هوشمند این است که به طبقه‌های نزدیک به آتش، اولویت می‌دهند. اما بقیه افراد در بقیه طبقات ممکن است نگران شوند.

طبقات پناهگاه، یکی دیگر از ایده‌های حاضر است. آنها دیوارهایی ویژه دارند که در طبقاتِ غیر ساکن طراحی می‌شوند و خارج از حد طبیعی در برابر آتش دوام می‌آورند. اغلب اوقات آنها راهی به بیرون دارند تا اگر دود به آنها راه پیدا کرد، بتواند خارج بشود. افراد ناتوان یا سال‌خورده که خارج کردنِ آنها از ساختمان به صورت فوری امکان‌پذیر نیست می‌توانند به این پناهگاه‌های داخل ساختمان بروند. بسیاری از کشورها مانند هند، سنگاپور، کره‌جنوبی و هنگ‌کنگ ساختمان‌های خود را به این شیوه طراحی می‌کنند که پناهگاهی داشته‌باشد.

«پل‌های‌ آسمان» یکی دیگر از راه‌حل‌هاست که دو ساختمان یا چند ساختمانِ بلند را به هم متصل می‌کند. این شیوه نیز به افراد اجازه می‌دهد از محیط ناامن خارج بشوند و به محیطی امن بروند. برج‌های دوقلوی کوالالامپور برای همین منظور به این شکل طراحی شده‌اند. برخی نیز در کشورهایی مانند هند اصرار دارند که از هلی‌کوپترها برای نجات استفاده کنند اما عده‌ای از منتقدان در مقابل می‌گویند هلی‌کوپترها کوچک هستند و سیستم بسیار کندی دارند. به‌علاوه نشاندنِ آنها بر ساختمانی که در حال سوختن است نیز کمی دشوار است.

البته که اگر مهندس‌ها گزینه‌های بسیاری پیش رو داشته‌باشند بهتر است اما هیچ‌کدام از اینها نمی‌تواند در نهایت، مشکل را ریشه‌کن کند. آب‌پاش‌ها موثرند اما در سال 2014 ساختمانی در ملبورن آتش گرفت که همین آب‌پاش نتوانست مانع گسترش آن بشود. این سیستم‌های دفاعی هرچند خوب هستند اما اکثر مواقع جواب نمی‌دهند و زمانی که شکست می‌خورند نتیجه‌ای مرگبار به همراه دارند. راه‌های فرارِ بسیار در یک ساختمان می‌تواند خیلی خوب باشد. اما نباید افرادی را که مضطرب و در خطر هستند در برابر خطرات بیشتر قرار بدهند.

*تلخ‌ترین حرف‌ها

بسیاری از ساختمان‌ها روکش فلزی دارند؛ مانند گرنفل. و همین می‌تواند جرقه آتش‌های بزرگ را بزند. بسیاری از کشورها مانند آلمان و امریکا این روکش‌های فلزی را ممنوع کردند. به هر حال پیشگیری از بروز آتش بهتر از تلاش برای خاموش کردن یا مهار آن است. شاید اگر قوانین به درستی رعایت شوند بسیاری از ساختمان‌ها به جای اینکه جهنم بشوند، پناهگاهی دائمی برای مردم باشند.