تحریم‌های فلج‌کننده نفتی علیه ایران چگونه جان گرفت؟

حمله تمام عیار

تاریخ 1396/05/07 ساعت 12:38

خون حیات ایران وابسته به نفتش بود و ایران سومین صادرکننده بزرگ نفت خام بود که بخش اعظمی از نقدینگی موردنیازش را از این راه تأمین می‌کرد. هر کاری می‌توانستیم کردیم تا تجارت را برای ایران مخصوصاً در حوزه نفت سخت کنیم. مسدود کردن دارایی‌های بانک‌های ایران، خرید بیمه برای تانکرهای ایرانی را در بازارهای بین‌المللی غیرممکن کرد و دسترسی‌اش را به شبکه مالی جهانی قطع کرد. این حمله‌ای تمام‌عیار بود.

بیژن زنگنه وزیر نفت دولت یازدهم در چهار سال گذشته برای احیای تولید و صادرات نفت خام تلاش کرده است. او در پاسخ به سؤالی دراین‌باره که اگر برجام نبود وضعیت امروز صنعت نفت ایران چگونه بود گفت: طبق روال تحریم، تولید در حداقل ممکن و صادرات نفت خام ما به‌سرعت به‌سوی نفت در برابر غذا می‌رفت. آن زمان خوش به حال مافیای نفت و دلالان بود.

تحریم‌های نفتی از سنگین‌ترین ابزارهای اعمال فشار اقتصادی به ایران بود. هیلاری کلینتون رقیب دموکرات ترامپ در آخرین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از سال 2009 تا 2013 در کابینه اوباما به‌عنوان شصت و هفتمین وزیر امور خارجه فعالیت می‌کرد. او در کتاب «انتخاب‌های سخت» که پس از پایان دوره فعالیتش به‌عنوان وزیر امور خارجه به نگارش درآورده از تلاش‌های آمریکا برای تشکیل جبهه‌ای متحد  علیه اقتصاد ایران پرده برداشته است. کلینتون در بخش «ایران، تحریم‌ها و رازها»ی این کتاب می‌نویسد: «از طریق قانون‌گذاری و اجرای مصوبات، دولت اوباما و کنگره همکاری نزدیکی برای افزودن تحریم‌های سخت‌تر و سخت‌تر داشتند که همه براساس اقدامات شورای امنیت در تابستان 2010 بناشده بود.»

البته این تلاش‌ها تنها محدود به اقناع رقبای داخلی و صدور قطع‌نامه نبود. تلاش‌های دولت اوباما برای تحریم‌های همه‌جانبه ایران در بازارهای بین‌المللی با دیپلماسی فعالانه کلینتون ادامه پیدا کرد. او دراین‌باره می‌نویسد: «به دنبال صنعت نفت ایران، بانک‌هایش و برنامه‌های نظامی‌اش رفتیم و نام شرکت‌هایی از قبیل بیمه، خطوط دریایی، معامله گران انرژی، مؤسسات مالی و بسیاری از بازیگران این عرصه را در فهرست تحریم‌ها اضافه کردیم تا دست ایران از دادوستد جهانی کوتاه کنیم. از همه بیشتر این مسئله را مأموریت اصلی خود قرار دادم که مصرف‌کنندگان اصلی نفت ایران را قانع کنم که منابع تأمین نفت گوناگونی را انتخاب کنند و از تهران کمتر نفت بخرند. خون حیات ایران وابسته به نفتش بود و ایران سومین صادرکننده بزرگ نفت خام بود که بخش اعظمی از نقدینگی موردنیازش را از این راه تأمین می‌کرد. هر کاری می‌توانستیم کردیم تا تجارت را برای ایران مخصوصاً در حوزه نفت سخت کنیم. مسدود کردن دارایی‌های بانک‌های ایران، خرید بیمه برای تانکرهای ایرانی را در بازارهای بین‌المللی غیرممکن کرد و دسترسی‌اش را به شبکه مالی جهانی قطع کرد. این حمله‌ای تمام‌عیار بود. طبق قانون جدید امضاشده توسط رئیس‌جمهور اوباما در دسامبر 2011، کشورهای دیگر باید هر شش ماه ‌نشان می‌دادند که استفاده از نفت ایران را به طرز فراوان ای کاهش داده‌اند وگرنه خودشان با تحریم روبه‌رو می‌شدند. برای عملی کردن این قانون به اداره تازه تأسیس منابع انرژی به مدیریت کارلوس پاسکار رجوع کردم. هرجایی که ایران می‌خواست نفتش را بفروشد، تیم ما آنجا بود و پیشنهاد تأمین‌کنندگان جایگزین را می‌داد و ریسک دادوستد با یک کشور طردشده را برای آن‌ها تشریح می‌کرد. مشتریان اصلی ایران با انتخاب‌های سختی که نتایج اقتصادی شدیدی داشت، روبه‌رو بودند.»

درعین‌حال این سیاست دنبال شد که دیگر کشورهای تولیدکننده با تولید نفت بیشتر به کمک تنظیم بازار بیایند. کلینتون به کشورهایی مثل آنگولا، نیجریه، سودان جنوبی و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس اشاره می‌کند که از سوی آمریکا تشویق به افزایش تولید و فروش نفت شدند تا آسیب‌های ناشی از جهش قیمت به وجود نیاید. از سوی دیگر صنعت نفت احیاشده عراق که مدت‌ها یکی از اولویت‌های آمریکا بود ثابت کرد که برای تنظیم بازار بی‌اندازه ارزشمند است اما حیاتی‌ترین منابع تأمین نفت جدید از حیاط‌خلوت خود امریکا آمد. درحالی‌که تولید صنایع نفت و گاز داخلی آمریکا به کمک تکنولوژی‌ها و اکتشافات جدید به‌شدت رشد می‌کرد، واردات انرژی آمریکا تنزل پیدا کرد که همین فشار را از روی بازار جهانی برداشت. چیزی که به قول کلینتون کار حذف ایران را آسان‌تر کرد چراکه با تکیه سایر کشورها به ذخایر آمریکا دیگر نیازی به آن‌ها نبود.

اقتصادهای نوظهور جهان که در آن زمان از بزرگ‌ترین مشتریان نفت ایران بودند، هدف دیگر دستگاه دیپلماسی آمریکا قرار گرفتند. هرچند هندی‌ها در ابتدای کار به دلایل متعدد از طرح عدم خرید نفت از ایران تبعیت نکردند اما درنهایت راضی شدند که کمتر از ایران نفت بخرند. هند و چین به نفت ایران برای تأمین نیازهای روزافزونشان وابسته بودند. اقتصاد پیشرفته کره جنوبی و ژاپن هم به واردات نفت تکیه داشت اما ژاپن به دلیل انفجار نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما برای  خرید کمتر نفت از ایران در معذوریت بزرگی قرار گرفت بااین‌حال همه این کشورها درنهایت سهم ایران در سبد خرید نفتشان را کاهش دادند. خریدهای محدود این کشورها از ایران هم با مشکلاتی همراه بود که ازجمله آن خرید نفت از ایران با واحد پول هند یا عدم پرداخت مطالبات ایران از سوی این کشورها بود.

کلینتون در پایان می‌نویسد: «در پایان تلاش ما به ثمر نشست و حتی مخالف‌ترین‌هایشان هم موافقت کردند خرید نفت از ایران را کاهش دهند. تورم در ایران به بالاتر از 40 درصد اوج گرفت و ارزش واحد پولی ایران سقوط کرد. صادارت نفت از پنج میلیون و دویست هزار بشکه نفت خام در هرروز در ابتدای سال 2012 به یک‌میلیون افت کرد که درنتیجه حدود هشتاد میلیارد دلار ضرر در درآمد ایران ایجاد کرد. تانکرهای نفت ایرانی بلااستفاده مانده بود. هیچ بازاری پذیرای آن‌ها نبود و هیچ سرمایه‌گذار خارجی با شرکت بیمه‌ای حاضر نبود آن‌ها را حمایت کند. جت‌های ایرانی در آشیانه‌شان زنگ می‌زدند و هیچ قطعه جایگزینی در دسترس نبود. کمپانی‌های بزرگ چندملیتی مثل شل، تویوتا و دویچه بانک شروع به خروج از ایران کردند. سال‌ها درباره تحریم‌های فلج‌کننده صحبت کرده بودم و حالا این حرف به واقعیت پیوسته بود.»

باگذشت هفت سال از تصویب قطع‌نامه شورای امنیت علیه ایران در تابستان سال 2010 و تلاش‌های گسترده وزارت امور خارجه آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران، در ماه گذشته شرکت ملی نفت ایران با یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی اروپایی قرارداد همکاری امضا کرد. 20 ماه مذاکره پرفشار از سوی دستگاه دیپلماسی ایران با کشورهای 5+1 درنهایت منجر به برنامه جامع اقدام مشترک شد که در سال 2015 به توافق طرفین رسید و فرصت عرض‌اندام دوباره صنعت نفت ایران در بازارهای جهانی را فراهم کرد. ایران قرار است تا سال آینده میلادی تولید روزانه نفتش را به 5.7 میلیون بشکه در روز برساند.