
برنامهای که براساس منافع ملی، سیاستهای کشور را در برخورد با مهاجران افغانستانی تنظیم کند نداریم. ما و اجتماع مهاجران افغانستانی آنقدر در هم تنیدیم که جداییمان بهراحتی ممکن نیست. افغانستان شرایط مناسبی برای پذیرش مردمش ندارد، سازمانهای بینالمللی نگران از تشدید بحران برنامهای برای بازگشت مهاجران از ایران به کشورشان ندارند و اقتصاد ایران با توجه به حضور مؤثر کارگران ارزان افغانستانی در ایران آسیبپذیرترین بخش از بازگشت مهاجران است. آیندهنگر با محمدحسین عمادی دراینباره گفت وگو کرده است.
منبع:آینده نگر
*مهاجرت نیروی کار خارجی به روندی معمول در دنیا برای پاسخ به نیازهای بازار کار تبدیلشده است. در ایران در این زمینه چطور عمل کردیم؟
مهاجرت همواره عامل رشد و تحول جامعه بشرى بوده است. در اسلام مبناى تقويم و تاریخ اسلام را مهاجرت مسلمين گذاشتهاند. در دنياى كنونى هم مهاجرت نيروى انسانى از مهمترین امور تأثیرگذار بر تمدن بشرى و شکلگیری ملتهاست. مهاجرت همواره هم فرصت تلقي میشود و هم خطر. تأثیر مهاجرت را بايد از دو بعد در نظر گرفت. از ديدگاه فرد و جامعه مهاجرت كننده و از منظر جامعه مهاجرپذیر. زمانی مهاجرت فرصت تلقی میشود که اولا مصالح هر دو گروه تأمین گردد و با برنامهریزی و به سود منافع ملی همراه باشد. در حال حاضر مهاجرپذیرى هدفمند بهعنوان اصلیترین برنامههای توسعه برخى كشورهاى جهان همچون آمریکا کانادا، اتحاديه اروپا و اقيانوسيه قرار گرفته است. اين كشورها با برنامهریزی از مهاجران بهعنوان فرصت یاد میکنند و با لحاظ كردن نقاط مثبت و منفي آن منافع ملي خود را تأمین میکنند. البته در بعضی کشورها مهاجر فرستى و مهاجرپذیری براساس مصالح ملی نیست و طبیعی است که آن را خطری برای توسعه اقتصادی و اجتماعی و امنیت ملی کشور تلقی کنند. اما در ايران به مقوله مهاجرت فرستى و مهاجرپذیرى در ارتباط با منافع ملی بهطور دقیق تعریفنشده است. باآنکه بيش از هفت میليون ايرانى به كشورهاى ديگر مهاجرت كرده و بيش از دو میليون مهاجر در ايران زندگى میکنند، هيچ محاسبه دقيقی از ابعاد مثبت و منفي تراز مهاجرتى در سطح ملي وجود ندارد. در برخى كشورها حق شهروندى و حق داشتن گذرنامه آن كشور دقیقاً بهصورت اقتصادى محاسبهشده و بدون دريافت نقدى آن بههیچوجه حق شهروندى به فرد مهاجر داده نمیشود. در دنياى كنونى حق آورده و ستانده هر مهاجر مبناى قبول و يا رد مهاجرت است اما متأسفانه در ايران هنوز نمیدانیم مهاجرت کدام گروه ايرانى به خارج و كدام مهاجر خارجى به ايران مثبت است و کدام منفی؟ به همین دليل نقد وًتحليل منافع مهاجرت هرکدام از این گروهها مزایا و ابعاد مهاجرپذیری و مهاجر فرستی ایران هنوز مشخص نشده است.
*مهاجرت افغانستانیها به ایران یک نمونه از مهاجرپذیری کشور است. در این زمینه چطور عمل کردیم؟
تاكنون دراینباره يك ارزيابي جامع و دقيق بر مبناى منافع ملي انجامنشده است. اما مهاجرت افغانستانیها به ایران سابقه و تاريخچه خاص خود را دارد. این حرکت از زمان آغاز جنگ سرد و حمله شوروی به افغانستان شروع و در سالهای اول انقلاب اسلامی در ایران شدت گرفت و تا جایی پیش رفت که پس از وقوع جنگ تحمیلی در ایران آمار مهاجران افغانستانی به چند میلیون نفر در کشورمان رسید.
متأسفانه در زمینه اثرات مهاجرات افغانستانیها به ایران از سوی سازمانهای بینالمللی و پژوهشگران مطالعات خوبی انجامنشده است. تحلیلی چندجانبه، علمی، جامع و ملی دراینباره وجود ندارد تا بتوان با اتکای به آن درباره اثرگذاری حضور افغانستانیها در ایران صحبت کرد. بااینوجود یک ارزیابی کلی نشان میدهد که بیشترین اثر مهاجرت افغانستانیها بر موضوع نیروی انسانی و بازار کار ایران مشهود است.
زمانی که این مهاجران وارد ایران شدند، درواقع پناهنده از آتش جنگ بودند و قصد مهاجرت و ماندن نداشتند. لذا نه سرمایه داشتند و نه حامل فناوری خاصی به کشور بودند. مهاجران از جامعهای آمده بودند که با جامعه ایران از نظر زبان، تاریخ ، مذهب و فرهنگی دارای اشتراکاتی بودند و در لواى همدلي و همدردى به ايران پناهنده شدند. البته گروهی که به ایران آمدند از نقاط خاصي و از نژاد خاصی از افغانستان بودند. پشتوها از اقوام پرتعداد افغانستان هستند که بیشتر به پاکستان مهاجرت کردند و کمتر به ایران آمدند. مهاجران به ایران بیشتر از نژاد هزاره و تا حدودی تاجیک بودند که از نظر نژادی، فرهنگی ، دینی و اقلیمی به مردم تاجیک بیشتر شهرهای ایرانی که همسایه کشور آنها بودند، احساس نزدیکی میکردند. این افراد بیشترین تأثیر را در بازار کار بر جای گذاشتند. در زمان جنگ که وضعیت اقتصاد خوب نبود، آثار حضور مهاجران بر نیروی کار بيشتر احساس میشد و نارضایتیهای را با خود به همراه داشت. اما پس از جنگ و شروع دوره بازسازی، اثر معنیدار حضور افغانستانیها بر بازار کار مشخص شد. بیشتر پروژههای عمرانى، ساختمانسازی صنايع كوچك در بسيارى استانها توسط نيروى انسانى و كارگران افغان انجام میگرفت. مهاجران نیروی کار موردنیاز بسیاری از صنایع را تأمین میکردند و بهعنوان نیروی ساده حتى در بخش كشاورزى و مزارع نيز مشغول به کار شدند. بررسیها نشان میدهد که حضور مهاجران در ایران بیشتر تأثیر اقتصادی داشت تا فرهنگی و اجتماعی.
دولت ایران در این سالها تلاش میکرد تا کنترل امور پناهندگان را از نظر امنيتى و اجتماعى به دست بگیرد اما متأسفانه يك روش تعریفشده بلندمدت و متكى بر منافع ملي و حقوق انسانى دراینباره تعریفنشده و بهصورت قانونى درنیامد. از سوی دیگر بحث امنیت ملی بهویژه در مرزهای شرقی کشور مطرح شد و کمکم، پیامدهای اجتماعی حضور نیروی کار افغان در کشور برجسته شد. بخشی از نیروی کار ایرانی افغانستانیهای مهاجر را رقیب خودشان در بازار کار میدیدند و از بودن آنها در جامعه ایرانی خوشحال نبودند و برخوردهايي در جوامع محلي ايران با افغانهای مهاجر به وجود آمد . مهاجران نیروی کار ارزان بوده آنها با دستمزد کمکار میکردند و از این منظر رقیب قابلتوجهی برای جامعه تهیدست و نیروی کار ایرانی بودند. این مسئله باعث بروز تنشهای اجتماعی در شهرهای کوچک بین مهاجران و طبقه کمدرآمد ایرانی بود. در استانهای شرقی، مرکزی و تا حدودی در غرب کشور تنشهای اجتماعی شدیدی رخ داد.
از سوی دیگر ایران نظام حقوقی مشخص و دقیقی در برخورد با مهاجران و آثار اجتماعی حضور آنان در جامعه نداشت. به همین دليل بلاتكليفي شديدى در ميان نسل دوم افغانهای مقيم ايران به وجود آمده است. ازیکطرف آنها تربیتشده نظام آموزشي و پرورشي ايران بوده و بههیچوجه گرايش به بازگشت ندارند و از يكسو هم نظام اجتماعى و حقوقي ايران آنها را نپذيرفته است. هرروز اخباری در مورد ازدواج زنان ایرانی با مهاجران افغانستانی و عدم اعطای هویت ایرانی به فرزندان حاصل از این ازدواجها منتشر میشود. مسائلی ازایندست باعث بروز نارضایتی در بین افغانستانیهایی شده که سابقهای طولانی در سکونت در ایران دارند. بعضی مطالعات نشاندهنده فشاری است که ایران در دوره جنگ و تحریم به دلیل حضور بیش از یکمیلیون نیروی کار افغانستانی در بازار کار و مقاومتهای داخلی از سوی بخش کمدرآمد جامعه متحمل شده است. نیروی کار مهاجر در ایران دستکم از 300 تا 500 دلار در ماه درآمد داشته است که بخش عمدهای از آن به افغانستان بازمیگردد. اگر نیروی کار افغانستانی را دستکم یکمیلیون نفر در نظر بگیریم که ماهیانه 500 دلار درآمد دارد و 300 دلار با به افغانستان میفرستد، نزدیک به 300 میلیون دلار از ایران به افغانستان ارسال میشود که این میزان رقم قابلتوجهی است.
بازگرداندن مهاجران به کشورشان به دلایل مختلف ازجمله اینکه نیروی کار ضعیف و متوسط ایرانی در بخشهای کشاورزی و ساختمانی آنها را رقیب خود میدید، مطرحشده است. نزدیک به 30 سال از مهاجرت افغانستانیها به ایران گذشته است. حضور افغانستانیها در بازار کار بهعنوان نیروی انسانی ارزان که حتی نقش تعیینکنندهای در تعیین نرخ نیروی انسانی پایه و ساده داشته، تبدیل به یک قاعده شده است. اگر یکمیلیون نیروی انسانی از بازار کار ایران خارج شود، تمام معادلات اقتصادی در کشور تغییر میکند.
*در ده سال اخیر بحث بازگشت مهاجران افغانستان به کشورشان مطرح شد، بااینوجود بهطور کامل دنبال نشد.
بازگرداندن مهاجران به کشورشان به دلایل مختلف ازجمله اینکه نیروی کار ضعیف و متوسط ایرانی در بخشهای کشاورزی و ساختمانی آنها را رقیب خود میدید، مطرحشده است. نزدیک به 30 سال از مهاجرت افغانستانیها به ایران گذشته است. حضور افغانستانیها در بازار کار بهعنوان نیروی انسانی ارزان که حتی نقش تعیینکنندهای در تعیین نرخ نیروی انسانی پایه و ساده داشته، تبدیل به یک قاعده شده است. اگر یکمیلیون نیروی انسانی از بازار کار ایران خارج شود، تمام معادلات اقتصادی در کشور تغییر میکند.
*دولت باید چه سیاستی را در این زمینه دنبال کند؟
باید سیاست مشخص و مدونى درباره تدوين گردد سياستى كه درست که براساس منافع ملی ايرانيان و حقوق بديهى و انسانى افغانها استوار باشد. ما باید منافع ملیمان را در این رابطه دقیقاً تعریف کنیم. حمایت از افغانستانیها در ایران از یکسو بهعنوان وظیفه دولت اسلامی مطرح میشود. افغانستان کشور دوست ، همسایه و مسلمان است بايد حقوق بديهى و انسانى آنها را به رسمیت شناخت. قبل از هر چيز بايد آمار و اطلاعات دقيقي از آنها داشت از سوی دیگر باید به معادلات اقتصادی نيز نگاه کرد. بخش زیادی از هزینه بهداشت و آموزش این تعداد افغانستانی در کشورمان بر عهده دولت ایران است و حتی امکان استفاده از یارانه هم برای آنها فراهمشده است. بخشهایی از اقتصاد ایران که به نیروی انسانی ساده نیاز دارد ازجمله صنعت ساختمان و کشاورزی، از وجود مهاجرات افغانستانی به دلیل ارزان بودن نیروی کار استفاده میکند و اگر این تعداد نیروی کار از ایران خارج شود، متوسط قیمت کارگر بهشدت افزایش پیدا میکند. نیروی کار مهاجر در ایران درجاهایی به کار گرفته میشود که نیروی انسانی پرتوقع ایرانی حاضر به کار در آن نیست برای مثال مشاغلی مثل فعالیتهای كارگرى و طاقتفرسا. با توجه به این مسائل خروج افغانستانیها از بازار کار ایران شوک بزرگی برای اقتصاد کشور است. مسئولان ایرانی هم به مسئله آگاهی دارند و نمیتوانند شعار بازگشت مهاجران به افغانستان را بدهند و آن را عملی کنند. به نظر میرسد مسائل انسانی نقش کمرنگتری در این زمینه دارد. اینیک واقعیت است که کارگر ساده افغانستانی در بازار کار ایران شرایط را ایجاد کرده که تغییر آن آسان نیست و هر نوع تغییر بهمثابه یک جراحی عمیق است.
تجربه طرح بازگشت افغانستانیها به کشورشان نشان میدهد که چقدر در این مورد باید با حساسیت عمل کرد. همین تجربه نشان میدهد که بازگشت افغانستانیها بهسادگی امکانپذیر نبوده و ابعاد مخرب انسانى خواهد داشت و بر معادلات بازار کار و تولید ایران بهشدت اثرگذار است. حتى بخش عمدهای از کشاورزی ایران توسط افغانستانیها انجام میشود. حتى در مواردى مديريت مزرعه نيز بر عهده آنهاست افغانستانی زمین را از ایرانی اجاره کرده و تمام فرایند تولید را خودش دنبال میکند. در حاشیه شهرها بیشتر مزارع تولید مواد غذایی و سبزیها توسط افغانها اداره میشود. نیروی کار مهاجر در بازار کار کشور ریشه دوانده و افغانستانیها بخشی از تاروپود جامعه ایران شدهاند. بازگشت مهاجران بهسادگی نیست.
*با توجه به درهم تنیدگی جامعه مهاجران در ایران بازگشت آنان دشوار به نظر میرسد. این درهم تنیدگی نتیجه چیست؟
در دنیا دو روش درباره پذیرش مهاجر وجود دارد. درروش اول، مهاجران را راهی کمپهای دور از جامعه میکنند و سازمان ملل هزینه آنها را میپردازد. در حال حاضر در اردن اجازه ورود مهاجران جنگزده سوری به شهر و بازار داده نمیشد. نزدیک به پنجاههزار نفر مهاجر با هزینه روزی پنجتا ده دلار در این کمپها نگهداری میشوند تا جنگ تمام شود و به خانه خودشان بازگردند. روش دوم، روشی است که در آن مهاجران در جامعه ادغام میشوند. این روش ایران در پذیرش مهاجران افغان بود. این مهاجران به شهرها و روستاها آمدند و ارتباطاتی با مردم برقرارشده است. با توجه به هم در هم تنیدگی نمیتوان بهراحتی مسئله بازگشت مهاجران را مطرح کرد و درباره آن تصمیم گرفت. اینیک طرف ماجراست. طرف دیگر داستان، وضعیت کشور افغانستان است. بهعنوان مشاور سابق رئیسجمهور افغانستان این آگاهی را دارم که بگویم هیچکس نمیتواند امکان رجعت گسترده مهاجران به افغانستان را بدهد. مسائل اقتصادی و موارد متعدد سیاسی باعث مخالفت دولت افغانستان با مسئله بازگشت مهاجران شده است.
*جامعه و اقتصاد افغانستان تا چه اندازه برای بازگشت مهاجران آماده است و یا نسبت به آن تمایل نشان میدهد؟
ایران یکطرف ماجراست. طرف دیگر داستان، وضعیت کشور افغانستان است. بهعنوان مشاور سابق رئیسجمهور افغانستان این آگاهی را دارم که بگویم هیچکس نمیتواند امکان رجعت گسترده مهاجران به افغانستان را بدهد. مسائل اقتصادی و موارد متعدد سیاسی باعث مخالفت دولت افغانستان با مسئله بازگشت مهاجران شده است. عامل اقتصادی وزن بیشتری در بین دلایل مخالف با بازگشت دارد. افغانستان هم بهخوبی میداند که ایران به دلایل اقتصادی تمایل به برخورد رادیکال و ریشهای با مهاجران ندارد. افغانستانیها امروز به جزئی از اقتصاد و ماهیت بازار کار ایران تبدیل شدند و تغییر اساسی در این زمینه نیازمند برنامه بلندمدت با همراهی سازمانهای بینالمللی و دولت افغانستان است. اینیک معامله چند سویه است. اقتصاد افغانستان اقتصادی نیست که گنجایش بازگشت این تعداد از نیروی انسانی را داشته باشد پس به نفع دولت این کشور است تا مهاجران بازنگردند. سازمانهای بینالمللی هم با توجه به این مسئله که بازگشت چندصدهزار افغانستانی به کشور بحران را تشدید میکند، تمایلی به بازگشت آنها ندارد. هیچ سیاست رادیکال و یکشبهای هم نمیتواند به حل مسئله حضور افغانستانیها در ایران کمک کند. راهحل در تعامل و هماهنگی و تدبیر بینالمللی دولت افغانستان، ایران و سازم آنها بینالمللی است.
*فکر میکنید خود مهاجران چه نظری درباره بازگشت به کشورشان دارند؟
اینیک طرف ماجراست. طرف دیگر داستان، وضعیت کشور افغانستان است. بهعنوان مشاور سابق رئیسجمهور افغانستان این آگاهی را دارم که بگویم هیچکس نمیتواند امکان رجعت گسترده مهاجران به افغانستان را بدهد. مسائل اقتصادی و موارد متعدد سیاسی باعث مخالفت دولت افغانستان با مسئله بازگشت مهاجران شده است. عامل اقتصادی وزن بیشتری در بین دلایل مخالف با بازگشت دارد. افغانستان هم بهخوبی میداند که ایران به دلایل اقتصادی تمایل به برخورد رادیکال و ریشهای با مهاجران ندارد. افغانستانیها امروز به جزئی از اقتصاد و ماهیت بازار کار ایران تبدیل شدند و تغییر اساسی در این زمینه نیازمند برنامه بلندمدت با همراهی سازمانهای بینالمللی و دولت افغانستان است. اینیک معامله چند سویه است. اقتصاد افغانستان اقتصادی نیست که گنجایش بازگشت این تعداد از نیروی انسانی را داشته باشد پس به نفع دولت این کشور است تا مهاجران بازنگردند. سازمانهای بینالمللی هم با توجه به این مسئله که بازگشت چندصدهزار افغانستانی به کشور بحران را تشدید میکند، تمایلی به بازگشت آنها ندارد. هیچ سیاست رادیکال و یکشبهای هم نمیتواند به حل مسئله حضور افغانستانیها در ایران کمک کند. راهحل در تعامل و هماهنگی و تدبیر بینالمللی دولت افغانستان، ایران و سازم آنها بینالمللی است. پس از اشغال افغانستان با اعلام بهبود شرایط اقتصادی، بعضی افغانها خودجوش به کشورشان بازگشتند اما تعداد آنها کم بود. پسازآن دوباره اقتصاد افغانستان دچار مشکل شد و روند بازگشت خودجوش متوقف شد. از سوی دیگر مناطق مرکزی و استانهایی مثل مزار شریف و حتی هرات که همیشه امنیت خوبی داشت، ناامن شده است و شرایط خوبی ندارد. در مورد دیگر در دوره تحریم ایران بعضی افغانستانیها به کشورشان و بعدازآن به اروپا رفتند و تعداد زیادی از آنها در کمپهای مهاجران در اروپا نگهداری میشوند. با توجه به این مسائل نیروی انسانی که قصد بازگشت دارد، منصرف میشود و در ایران میماند. بیشتر مهاجران به این نتیجه میرسند که رفتن خطاست. به این دلیل که از نظر رفاهی و اجتماعی به شرایط نامناسبی دچار میشوند.