
آماری که اخیرا درباره صنعت کتاب در انگلیس منتشر شده نشان میدهد که آمار فروش کتابهای الکترونیک در طول سال گذشته ۱۷ درصد پایین آمده در حالی که فروش کتابهای فیزیکی ۸ درصد بالا رفته است. طبق آمار انجمن ناشران، میزان فروش کتاب چاپی در سال ۲۰۱۶ حدود ۸۹ میلیون دلار بالاتر از سال ۲۰۱۵ بوده است
مترجم: کاوه شجاعی/ آینده نگر/ نویسنده: پائولا کوکوزا/ منبع:گزارش گاردین
تا همین چند سال پیش، کتابخوانهای الکترونیک - مثل کیندل - را در مرگ قریبالوقوع کتاب سنتی مقصر میدانستند. اما تازهترین آمار نشان میدهد که ورق به طرزی باورنکردنی برگشته و فروش ایبوکها رو به کندی گذاشته است. پائولا کوکوزا، از روزنامه گاردین، علت این روند تازه در صنعت نشر دنیا را بررسی میکند:
اینها کارهایی است که نمیتوانید با کیندل بکنید: نمیتوانید گوشه یک ورقش را تا کنید، یا لایش چوبالف بگذارید یا آن را دمر روی زمین بگذارید تا بالاخره عطفش تا شود، یا نمیتوانید با یک نگاه ببینید که چقدر خواندهاید و چقدرش باقی مانده. نمیتوانید گوشههای چپ و راست صفحات چیز بنویسید و در مواقع حساس سریع پیدایشان کنید. نمیتوانید کتاب را به دوستتان قرض دهید. نمیتوانید آن را در کافه جا یا بیرون پنجره بگذارید تا کسی که میخواهد برش دارد.
چند سال پیش من یک کیندل هدیه گرفتم. آن زمان دوباره به دانشگاه میرفتم و باید کتابهای زیادی میخواندم و نیاز داشتم که کتابها ارزان و سبک باشند. اما حالا؟ کیندل بالای قفسه کتابخانهام جایی است که در حالت معمول اصلا دیده نمیشود. اتاقم را کتابها پرکردهاند و کیندل نتوانسته جایگزین آنها شود.
من تنها نیستم. آماری که اخیرا درباره صنعت کتاب در انگلیس منتشر شده نشان میدهد که آمار فروش کتابهای الکترونیک در طول سال گذشته ۱۷ درصد پایین آمده در حالی که فروش کتابهای فیزیکی ۸ درصد بالا رفته است. طبق آمار انجمن ناشران، میزان فروش کتاب چاپی در سال ۲۰۱۶ حدود ۸۹ میلیون دلار بالاتر از سال ۲۰۱۵ بوده است. چرا کتاب چاپی دوباره قدرت گرفته است؟
ده سال پیش، زمانی که شرکت آمازون، کیندل را به بازار معرفی کرد، خیلیها جادوی آن شدند. هنوز دو سال تا معرفی آیپد مانده بود و اینکه بتوانید صدها کتاب را درون این وسیله پلاستیکی کوچک جا بدهید و کتابخانهتان را با خودتان حمل کنید عالی به نظر میرسید. در کمتر از ۵ ساعت آمازون همه کیندلهای تولیدیاش را فروخت، آن هم با قیمتی که حالا باورنکردنی به نظر میرسد: ۳۹۹ دلار (یا ۱۹۵ پوند). حالا بعد از گذشت ۱۰ سال اگر تازهترین کیندل را کنار اسمارتفون یا تبلتتان بگذارید آن را کهنه و منسوخ خواهید دید. در این ده سال تجربه مطالعه در کیندل هم خیلی بهتر نشده است.
کاترین سامرهیز، از انتشارات کرتیس براون میگوید: «آن زمان کیندل جدید و هیجانانگیز بود، حالا تپل و ازمدافتاده به نظر میرسد. من فکر میکنم مردم علاقه دارند دستگاههایی داشته باشند که به تازهترین تکنولوژی مجهز باشد و حالا کلا هیچ کتابخوان الکترونیکیای نداریم که بتوانیم آن را مد روز قلمداد کنیم.» به اعتقاد سامرهیز افراد کتابخوان هنوز به دنبال این هستند که کتاب فیزیکی دستشان بگیرند و آن را ورق بزنند. این باعث میشود که احساس کنند سرعت زندگی پایین آمده و وقت بیشتری برای تفکر دارند.
در واقع کوچ به تلبت در میان خریداران کتاب هم بعد از دوران اوج خود در سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ دچار افت شده است. نسبت به سالهای گذشته، افراد کمتری جذب کتابخوانهای الکترونیک میشوند و حتی آنهایی که کتاب الکترونیک میخرند، خرید کتابهای چاپی را کاملا قطع نمیکنند. سرویس Oyster که قرار بود نتفلیکس کتابها به حساب بیاید بعد از یک سال کسب و کار خود را جمع کرد.
یک اتفاق دیگر در حوزه نشر این است که کتاب فیزیکی دوباره به چشم مردم زیبا ميآيد. آنها جذابیت فیزیکی دارند و در مقابل کتاب الکترونیک نهفقط زیبا نیست که در طول سالهای اخیر گرانتر هم شده است. یک رمان جدید الکترونیک فقط یک یا دو پوند از نسخه چاپیاش ارزانتر است و این باعث شده مردم ترجیح بدهند نسخه چاپی گالینگور را بخرند.
جیمز دانت، از انتشارات واترستون میگوید: «فشار کتابهای الکترونیک باعث شد ناشران به این فکر کنند که چرا از کتاب فیزیکی خوششان میآمده و آن بخشها را تقویت کنند.» دانت مثل بقیه افراد فعال در نشر کتابهای فیزیکی، اول نسخه کیندل کتابها را میخواند و بعد نسخه کاغذی کتابهای مورد علاقهاش را میخرد و جمع میکند.
دانت توضیح میدهد: «کتاب فیزیکی در اواخر قرن بیست و اوایل قرن حاضر به جنسی کمقیمت و رنگ و رو رفته تبدیل شده بود. ناشران کیفیت کاغذ را پایین آورده بودند و اگر کتاب را زیر نور خورشید رها میکردید خیلی زود زرد میشد. آنها ورقها را با چسب میچسبانند و دیگر خبری از دوختن نبود. آنها روی کتابهای کالینگور را با جلدی کاغذی میپوشاندند، اما زیر این جلد خبر خاصی نبود. حالا اوضاع فرق کرده: اگر جلد را کنار بزنید حتما چیز جذابی منتظرتان است.»
و همه اینها در اینستاگرام دیده میشوند. هشتگ bookstagram که بین کتاببازها محبوبیت دارد با کتاب به شکل کالای زینتی برخورد میكند. اینجا کتابها سوپرمدل هستند: از کتابها در منظره عکس گرفته میشود، عکس گربهها و سگهایی را میبینیم که کتاب میخوانند، کتاب سر میز صبحانه، کتاب همراه گل، کتاب سر قبر یا کنار فنجانی از قهوه، کتابخانههایی که رنگ کتابها در آن ست شده، کتابهایی که رنگشان با رنگ لباس مدل ست شده. هرچه که تصورش را بکنید. شما نمیتوانید با کتاب الکترونیک سلفی بگیرید.
روزگاری دور مردم کتاب میخریدند چون مطالعه را دوست داشتند. حالا مردم کتاب میخرند چون کتاب را دوست دارند. جنیفر کاونی، مدیر سایت مشهور نقد کتاب بوکیفر که به خاطر عکسهایش از کتابها معروف است میگوید یک بار کیندل خریده اما خیلی سریع از آن متنفر شده است: «به نظرم گروه فزایندهای از مردم کتاب را به عنوان یک شیء هنری در خانه نگه میدارند. طراحی روی جلد کتاب این روزها به اندازه طراحی کاور آلبومهای موسیقی جدی گرفته میشود.»
دانت هم توضیح میدهد که بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ دنیا، صنعت نشر دچار تجربه نزدیک به مرگ شد. «اما وقتی شما زیر فشار قرار دارید سعی میکنید قویتر بازی کنید و این ماجرایی بود که برای صنعت نشر اتفاق افتاد.»
البته دلایل دیگری هم برای کاهش فروش کتابهای الکترونیک وجود دارد. کتاب کودک که این سالها شاهد رشد خارقالعادهای است در کتابخوانهای الکترونیک جذابیت خود را از دست میدهد. به علاوه کودکان و نوجوانان میتوانند ساعتها در کتاب کاغذی غرق شوند، اما اگر بخواهند در تبلت یا موبایل کتاب بخوانند به احتمال زیاد بعد از چند دقیقه آنلاین میشوند و اینستاگرام خود را چک میکنند و یادشان میرود که داشتند کتابی میخواندند.
«دیسکوی ساکت کتاب» در کوربریج انگلیس که سال گذشته جایزه بهترین کتابفروشی محلی را از آن خود کرد، همین نگاه را به کتاب دارد. آنها یک نگارخانه هنری را تبدیل به کتابفروشی کردهاند. در این کتابفروشی بازدیدکنندگان در نگارخانه میگردند و از کتابها - مثل آثار هنری - دیدن میکنند و همزمان به موسیقی آرامی گوش میدهند. هلن استانتون، موسس این کتابفروشی میگوید: «تعداد زیادی از مشتریانم دستگاههای کتابخوان الکترونیک دارند، اما دوباره به کتاب چاپی برگشتهاند. ما مثل نگارخانههای هنری، برنامههای مختلف برگزار میکنیم و مردم برای دیدن و خریدن کتابها پیش ما برمیگردند.» استانتون قصد دارد سیستمی را در کتابفروشیاش راه بیندازد که در آن بازدیدکنندگان به کمک هدفونهای بیسیم در نقاط خاصی از نگارخانه، شعر خاص یا بخشی از یک داستان را بشنوند.
پیشبینیهایی برای آینده
البته هیچکدام از اینها به آن معنا نیست که انتشارات دیجیتال دشمن انتشار کتاب کاغذی است. هدف صنعت نشر فروش بیشتر کتاب است، چه دیجیتال، چه سنتی. به همین خاطر است که ناشران از افزایش محبوبیت کتابهای صوتی هم استقبال میکنند. ورود پادکستهای ادبی - که کتابهای منتشره را به طور منظم برای خوانندگان میخوانند یا داستان را از ابتدا برای پادکست مینویسند مثل پادکست محبوب Serial - یکی از نقاط قوت انتشارات دیجیتال به حساب میآید. طبق اعلام انجمن ناشران انگلیسی دانلود کتابهای صوتی در سال گذشته ۲۸ درصد رشد داشته است. بازار کتابهای صوتی به سرعت به صحنه نبرد ناشران تبدیل میشود. ناشران صوتی تلاش میکنند کتابها را همزمان با زمان انتشار نسخه چاپی منتشر کنند و همزمان ناشران کتابهای چاپی اصولا کتابها را بدون کسب حقوق صوتیشان نمیخرند. در امریکا، شرکت Audible Originals وابسته به آمازون قصد دارد نسخه صوتی کتاب جدید تام رچمن را - که داستانهایی کوتاه درباره دونالد ترامپ است - حتی زودتر از نسخه کاغذی به بازار بفرستد.
ماجرا پیچیدهتر هم میشود وقتی بدانیم ناشران کتابهای کاغذی گاهی اوقات به کتاب الکترونیک به عنوان ابراز بازاریابی، پیش از انتشار نسخه چاپی نگاه میکنند. مثلا یک ناشر انگلیسی که دیده بود پخش محدود کتابش میان منتقدان و وبلاگنویسها موج مثبتی ایجاد نکرده، کتاب را به عنوان ایبوک یک پوندی به بازار عرضه کرد. کتاب با این قیمت پایین شروع به فروختن کرد و توجهات جلب شد. اینجا بود که ناشر تصمیم گرفت کتاب کاغذی را وارد فروشگاهها بکند و آنها هم استقبال کردند.
آمار انجمن ناشران انگلیس درباره اوضاع نهچندان مناسب کتاب الکترونیک را باید با احتیاط بیشتری بررسی کرد. چون آنها در بررسی خود کتابهایی را که توسط شخص نویسنده منتشر شده است لحاظ نکردهاند و اینگونه کتابها اکثرا به شکل کتاب الکترونیک منتشر میشوند. به گفته دن فرانکلین، متخصص انتشارات دیجیتال، بیشتر از ۵۰ درصد فروش در این حوزه مربوط به ایبوکهاست.
جیمز دانت، از انتشارات واترستون میگوید: «این ماجرا به معنای مرگ کتابهای الکترونیک نیست. این یعنی ایبوکها کمکم سطح طبیعیشان را در بازار پیدا میکنند. حتی در سالهایی که ایبوکها رشد عظیمی را تجربه میکردند و به روشنی فروش کتابهای فیزیکی را تحت تاثیر قرار داده بودند، متخصصان بازار مطمئن بودند که این روند دائمی نیست و به زودی به تعادل میرسیم.»
در انگلستان فروش کتابهای الکترونیک در سال ۲۰۱۵ حدود ۵۶۳ میلیون دلار بود که در سال ۲۰۱۶ به ۵۵۴ میلیون دلار کاهش پیدا کرد. در مقابل کتابهای چاپی در سال ۲۰۱۵ نزدیک به ۲.۷۴ میلیارد دلار فروخته بودند که در سال ۲۰۱۶ این رقم به ۲.۷۶ میلیارد دلار رسید.
جالب اینجاست که ناشران و کتابفروشان از مرگ ایبوکها حمایت نمیکنند. دانت تاکید میکند: «ما میخواهیم مردم کتاب بخوانند، مهم نیست چاپی یا الکترونیک. البته من مطمئنم آنها که کتاب میخوانند، دیر یا زود، کتاب چاپی میخرند. این روند بازار است.»