
در هر انتخابات، رایی که مردم به سبد می ریزند، تنها تعیین کننده نتیجه ریاست جمهوری نیست. بلکه خبر از رفتارها و تقاضاهای اقتصادی و سیاسی مردم که با تحلیل جزییات آرا مانند نحوه توزیع آرای استانی، می توان آینده را پیش بینی کرد و حتی به تحلیلی از منطق بازار در آینده رسید. این گزارش را بخوانید تا بتوانید تحولات مردمی سال های آینده ایران را پیش بینی کنید.
ریحانه یاسینی/ آینده نگر
چین و چروکهای روی پیشانی و قدمهایی که به سختی برداشته میشوند، از زنی در میانههای دهه هشتم زندگی روایت میکند. پیرزنی که بهره او از سواد تنها خواندن شمارههای روی تلفن برای تماس با فرزندانش است و از روستایی در اصفهان، ۵۰ سال پیش به تهران مهاجرت کرده است. او در یکی از مذهبیترین محلههای جنوب شرق تهران زندگی میکند و تمام آنچه از محیط بیرون منزل میشناسد، به مسجدی در همسایگیشان خلاصه میشود. پیرزن ۷۵ ساله در همین مسجد، یک ماه پیش رأيش را با عنوان حسن روحانی به صندوق انداخت. او در زمان کارزارهای انتخاباتی میگفت: «من مناظرهها را که نگاه میکردم دلم خواست به روحانی رأي بدهم. این قالیباف و رئيسی چرا اينقدر عصبانی بودند؟ بیرون رفتن از خانه به خاطر پاهایم برایم سخت است ولی تمام تلاشم را میکنم رأي بدهم.» انتخابات امسال به همین ترتیب، روایتها و تحلیلهای سنتی را در هم شکست. با آغاز به کار تبلیغات انتخاباتی و حتی پیش از آن، تصور میشد وعدههای پوپولیستی، رأي مردم را خریداری کند اما در اولین روزهای خرداد، همه این تحلیلها بر هم ریخت.
گزارش وزارت راه و شهرسازي نشان ميدهد 33 درصد جامعه ايران زير خط فقر زندگي ميکنند. همين گزارش تاکيد دارد خانوادههاي طبقه متوسط براي خريد خانه بايد حداقل يکسوم درآمد ماهيانهشان را به مدت 96 سال پسانداز کنند. آرزوي خريد خانه در کشورهاي توسعهيافته با پسانداز 14 ساله يکسوم درآمد رنگ واقعيت ميگيرد. گزارش تکميلي مرکز آمار ايران هم نقل ميکند حداقل 4 دهم درصد از جمعيت ايران در کپر و چادر زندگي ميکنند. در مقابل 6 ميليون نفر از مردم ايران در وضعيت مالياي قرار دارند که ميتوانند ويلاي شخصي در اختيار داشته باشند. در صورتي که گزارشهاي مرکز آمار مبناي تحليل وضعيت اقتصادي ايران باشد، 40 ميليون تومان فاصله درآمدي ميان دهک اول و دهم کشور وجود دارد.
لايههاي نزديک به جريان «دولتي» (حداقل در دولت نهم و دهم) بيشترين ميزان سهم از درآمد 700 هزار ميليارد توماني نفت را داشتند ولي لايههاي دورتر با کمترين امکانات به زندگيشان ادامه دادند. تحليلهاي جامعهشناساني مانند حميدرضا جلاييپور نشان ميدهد همين گروه دوم در جريان انتخابات سال 92 رأي به تغيير مديريتي کشور دادند. گروهي که اميد به بهبود وضعيت دارند و تنها راه پيش رويشان براي تحقق زندگي مطلوبتر را صندوقهاي رأي ميبينند. بررسي زندگي ساکنان استانهاي بزرگ کشور و مقايسه آن با تهران نشان ميدهد که فاصله از مرکز قدرت و سياست در ايران به کاهش ميزان بهرهمندي منجر ميشود. فاصلهاي که به اختلافات ريشهاي ميان مرکزنشينان و حاشيهنشينان منتهي شد. با وجود این فاصله و با وجود تلاش برای دوقطبیسازی بیشتر جامعه، داغتر کردن آتش این اختلافات نتوانست جناح اصولگرا را روی کار بیاورد و بزرگترین رسانهها نیز کمکی به آنها نکرد. ۹۳۳ شهر ایران، سینما ندارند اما ضریب نفوذ موبایل در میان مردم، ۱۰۴ درصد است و ۴۰ میلیون ایرانی فقط در تلگرام عضویت دارند. آگاهی سیاسی و اقتصادی که در سایه همین شبکههای نوین ایجاد شده، رفتار سیاسی مردم ایران را به راه تازهای وارد کرده است. «آیندهنگر» کنش مردم را در برخی از استانهای شاخص، بررسی و تحلیل کرده است.
رفتار انتخاباتی حاشیهنشینان چطور بوده است؟
در زمانی که بیم از تبلیغات گسترده قالیباف و رئیسی در روستاها و شهرهای حاشیهای وجود داشت، یکی از روزنامهنگاران کارکشته اقتصادی میگفت: «نگران نباشید، وزارت کشاورزی گندم را به ۴ برابر قیمت از کشاورزان خریده است. اینطور نیست که دولت هیچکاری نکرده باشد.» در آن زمان، تبلیغات گسترده و دوقطبیسازی شدید فقیر و غنی جریان داشت و ستادهای اصولگرا از هیچ حربهای برای جذب رأي روستاییها دریغ نکرده بودند. از دروغهای سند ۲۰۳۰ گرفته تا عکس یادگاری با مردم محروم و استفاده از تصاویر آنها، همه شرایطی را به وجود آوده بود که خطر روی کار آمدن پوپولیسم احساس میشد، با این حال گزارشهای مختلف نشان میدهد دولت یازدهم از جمعیت روستایی غافل نبوده و روستاییان نیز به روحانی بیاعتماد نبودهاند.
دولت حسن روحانی موفق شد تمام روستاهای بالای40 نفر جمعیت را صاحب برق کند و تنها 9 روستا در سراسر کشور هنوز به برق دسترسی ندارند. همچنین به پنج هزار و 200 روستا آب سالم رسانده شد یعنی بیش از 4 میلیون نفر به آب سالم دست پیدا کردند. دولت یازدهم همچنین به 9 هزار روستا گازرسانی هم انجام داده است. روستاهای برخوردار از گاز در سال 85، 3هزار و 45 روستا بوده است که در پایان سال 1394، 19 هزار و 157 روستا به سیستم گازرسانی متصل شدهاند. دولت موفق شده وضعیت بهداشت و درمان را نيز در روستاهای کشور بهبود بخشد. در حال حاضر 995 خانه بهداشت و با 2 هزار و700 مرکز درمانی به روستايیان خدمات میدهند و بیش از 6 هزار مرکز نیز هماکنون در دست ساخت است. همچنین دولت یازدهم طی4 سال به 25 هزار روستای کشور اینترنت پرسرعت رسانده است. همه این اقدامات در کنار خرید تضمینی محصولات زراعی و باغی با قیمتهای بالا سبب شده بود تا مردم روستاهای کشور حتی بیش از شهرنشینان به روحانی علاقه پیدا کنند.
دولت روحانی طی4 سال گذشته بیش از 2 میلیون کارگر ساختمانی را با هزینه 4 هزار میلیارد تومانی بیمه کرده است. همچنین 11 میلیون نفر از حاشیهنشینان کشور تحت پوشش بیمه درآمدهاند. هردوي این اقدامات موجب شد تا رأي روحانی در مناطق حاشیهنشین کشور افزایش یابد. حتی رئیس کمیته امداد امام خمینی هم با بیش از 4.5 میلیون نیازمند تحت پوشش، چند روز قبل از انتخابات رياستجمهوري با اظهارنظرهایی در پرده تایید کرد که روحانی درمیان فقرا بیش از کاندیداهای دیگر محبوبیت دارد. بخش مهمی از جمعیت این حاشیهها را زنان تشکیل ميدهند. به گفته رئیس سازمان بهزیستی کشور 2.5 میلیون زن سرپرست خانوار در کشور زیر نظر این سازمان هستند. همسران یک میلیون و 800 هزار نفر از این زنان سرپرست خانوار فوت شدهاند. شوهران350 هزار نفر از این زنان نیز ازکارافتاده یا زندانی هستند،250 هزار نفر آنها طلاق گرفتهاند و حدود 100 هزار نفر نیز دختران مجردی هستند که به صورت خودسرپرست زندگی میکنند. ابراهیم رئیسی درجریان مناظرههای انتخاباتی سعی کرد رأي این گروه را به سمت خود جلب کند. اما بررسی شیوه رأيدهی حاشیهنشینان تهران نمایان ساخت که الگوی رفتاری در حاشیهها برخلاف تصور اصولگرایان بوده است.
گزارشهای مرکز آمار نشان ميدهد که 88 درصد از جمعیت تهران را مهاجران تشکیل ميدهند. بر همین اساس رأي اهالی پایتخت نشان دقیقی از وضعیت عمومی ایران است. در آخرین ساعات انتخابات، پیامی از طرف کانال تلگرامی ستاد روحانی در همهجا میچرخید: «هر ۱۰ درصد مشارکت بیشتر در تهران، ۷۰۰ هزار رأي به سبد روحانی ميریزد. با اطرافیانتان تماس بگیرید و مطمئن شوید کسی نیست که رأي نداده باشد! در این دو ساعت باقیمانده، نتیجه را همین افراد تعیین میکنند.» در نهایت، تلاشها برای جذب رأي تحریمیها کارساز شد و شهر تهران با مشارکت بیشتر از ۷ میلیون نفر، ۷۰ درصد رأي به سبد روحاني ريخت. اما در حاشیههای پایتخت نیز که مردم آن از نظر اقتصادی در شرایط خوبی به سر نمیبرند، به روحانی اعتماد شد. 57 درصد اسلامشهریها در مقابل 37 درصد آنها به روحانی رأي دادهاند. 51 درصد اهالی پاکدشت هم نام روحانی را روی برگههای رأي نوشتهاند و در سوی مقابل رئیسی تنها 43 درصد رأي آورده است. 62 درصد اهلی پردیس هم نظرشان روی روحانی بوده است که با توجه به بافت جدیدساز و کارمندنشین منطقه چندان عجیب نیست. اما 53 درصد اهالی پیشوا به روحانی رأي دادهاند تا مذهبیترین منطقه نزدیک تهران هم روحانی را برگزیده باشد. وضعیت در رباطکریم نیز به همین شکل بوده و 52 درصد اهلی این منطقه حاشیهنشین صنعتی روحانی را برگزیدهاند. 54 درصد اهالی ری نیز همین باور را داشتهاند.
توزیع آرای تهرانی ها از چه روایت می کند؟
از میدان بهارستان تا میدان شهدا، کمتر از پانزده دقیقه راه است. اما دو روز مانده به انتخابات و این مسیر ۱۵ دقیقهای، راه هر خودرویی را بیشتر از ۴۵ دقیقه سد کرده است. رانندهها با کلافگی پایشان را روی کلاج و ترمز حرکت میدهند و به کمترین میزان جابهجا میشوند. نزدیکیهای مسجدی در خیابان مجاهدین اسلام، نرسیده به میدان شهدا، مردانی با ریشهای بلند روی موتورهایشان نشستهاند، در پشت سر آنها تصویر بزرگی از ابراهیم رئیسی قرار دارد و در دستانشان نیز پوسترهای این کاندیدای ریاستجمهوری ديده میشود. بعضیها نیز پلاکاردهایی را در دست گرفتهاند که روی آنها نوشته شده است: «آخر هفته، روحانی رفته!» بیتوجه به آنها، دو دختر با شالهایی که تا نیمه سرشان قرار دارد، در میان خط ماشینها حرکت میکنند و پوسترهایی با رنگ زمینه بنفش را پخش میکنند. اما در چشم رانندگان در محلهای مذهبی از تهران، به جای تصاویر روحانی بیشتر شال عقبرفته دختران خود را نشان میدهد و نگاههایی شماتتبار را نثار آنها میکنند. ساعت از ۱۰ شب گذشته اما در هر چند متری که خودروها امکان حرکت پیدا میکنند، جوانهای جدیدی مشغول تبلیغ کاندیدای مورد نظرشان هستند. تمام حامیان رئيسی را مردان تشکیل میدهند و در کنار خیابان، گعدهای تشکیل دادهاند. در میان حامیان روحانی اما دختر و پسر کنار هم حضور دارند و در میان خودروها، به تبلیغ کاندیدایشان میپردازند. پسر جوانی مقابل شیشه پايین خودرویی میرود و میپرسد: «جمعه ایشالا حسن دیگه؟» پاسخ میشنود که: «داداش همین الان دارم از ستاد میآم.» هردو میخندند و از کنار هم عبور میکنند. محله پیروزی تهران به عنوان منطقهای سنتی و مذهبی، نمادی از کل پایتخت به شمار میآید که در این منطقه، نفوذ سنتی اصولگرایان بر هم ریخته است.
در نهایت، ۷۰ درصد از تهرانیها حتی در مذهبیترین محلهها به روحانی اعتماد کردند. محسن گودرزی و عباس عبدی در ایام انتخابات پژوهشی انجام داده بودند که نتیجه آن را در روزنامه ایران منتشر کردند. بر اساس نظرسنجی انجامشده در شهر تهران در دو روز پایانی رقابتها (۲۷ و ۲۸ اردیبهشت) نشان میدهد که در مقابل هر ۵ رأي به آقای روحانی تقریبا ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده است ولی این نسبت در گروههای مختلف اجتماعی یکسان نیست. جوانان تهرانی بیشتر از میانگین جامعه به آقای روحانی رأي دادهاند؛ یعنی تقریباً در برابر ۷ رأي به آقای روحانی، ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده است. هرچه سطح تحصیلات افزایش مییابد، نسبت رأي آقای روحانی به آقای رئيسي افزایش مییابد. برای نمونه در بین افراد دارای تحصیلات کارشناسی تقریباً در مقابل هر ۸ رأي به آقای روحانی، ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده و در بین دارندگان تحصیلات بالاتر از کارشناسی ارشد تقریباً در برابر هر ۱۲ رأي به آقای روحانی، ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده است. همچنین در بین افراد بیکار در مقابل هر یک رأي به آقای روحانی، یک رأي به آقای رئيسي داده شده است. در مناطق شهری بالا، تقریباً در برابر هر ۱۴ رأي به آقای روحانی، ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده؛ در حالی که در مناطق پایین در مقابل هر ۳ رأي به آقای روحانی، ۲ رأي به آقای رئيسي داده شده است.
اعتماد قاطع اصفهان صنعتی و مذهبی به اصلاح طلبان
«بازار کاشان هنوز روی پاست و رونق دارد. مغازه تعطیل در آن نمیبینی. خلاصه اینکه نبض اقتصاد آن ميزند. دو روز مانده به انتخابات، بازار را گشتم. از زرگر و خواربارفروش تا فروشنده لوازم خانگی و عطرفروش و حتی بوتیکدار و لوازمالتحریرفروشی تصویر روحانی را زده بودند. از یک آقایی که در مغازه کوچک عطرفروشیاش نشسته بود پرسیدیم چرا اکثر بازار با روحانی است؟ گفت او ثبات را به بازار برگردانده و جلو تورم را گرفته. گفتیم برای رکود چه ميگویید؟ گفت رکود به ضرر ما نبوده حتی شاید به نفع ما هم بوده است. ما افزایش قیمت بیحساب و کتاب نمیخواهیم. اینکه شما گران بخرید و گرانتر بفروشید بعد دوباره گرانتر بخرید و باز هم گرانتر بفروشید به چه درد ميخورد؟ منفعتی در آن نیست.» جوان ۲۴ ساله کاشانی که در ایام انتخابات در قسمتهای مختلف این شهر به عکاسی مشغول بود، چنین درباره فضای انتخاباتی شهر مذهبی و سنتی کاشان روایت میکند. او در توضیح ادامه مشاهداتش در کاشان به «آیندهنگر» میگوید: «یک شب رفتم ستاد مرکزی روحانی. دوستان و همکلاسیهای من هم بودند. گپ سه، چهارنفرهای بود درباره چرا روحانی؟ دوستم دانشجوی ارشد مهندسی معدن و پدرش معلم بازنشسته آموزش و پرورش است، ميگفت: مادر من قبل از برجام قرصهایی به خاطر قلبش ميخورد که دو سال از انقضایش گذشته بود ولی الآن دیگر اینطور نیست. قرصها به خاطر برجام وارد ميشود و دیگر تاریخ گذشته نیست.»
کاشان، یکی از مذهبیترین و سنتیترین شهرهای استان اصفهان به حساب میآید. با این حال اما در شهر اصفهان اوضاع متفاوتی جریان داشت. ملیکا، دختر تهرانی که در دانشگاه صنعتی اصفهان درس میخواند، میگوید: «در خیابانها که راه میرفتیم مردم هوادار روحانی بودند، آن روز که روحانی اینجا برنامه گذاشت رفتیم و جمعیت خیلی زیادی آمده بودند. اما بعد از آن برای برنامه رئیسی در میدان امام قیامت بود. همان شب زنگ زدم خانه و با گریه میگفتم بدبخت شدیم، رئیسی رئيسجمهور میشود. آن جمعیت را که دیدم فکر نمیکردم روحانی رأي بیاورد.»
یکی از بازاریان متمول و قدیمی اصفهانی به «آیندهنگر» میگوید: «ما هوادار روحانی بودیم. اصلا بیشتر شهر اصفهان از همان اول با روحانی بود. شما ندیدید، از چند روز پیش اتوبوس در شهرهای اطراف گذاشته بودند. اکثریت جمعیت میدان امام اصفهانی نبودند. ما که اینها را میدانستیم، خیالمان راحت بود روحانی رأي میآورد.»
اقتصاد استان اصفهان بر محور صنعت استوار است. به گفته يکي از نمايندگان مجلس، سوءمديريت مديران قبلي وزارت صنعت، معدن و تجارت در استان 7 هزار ميليارد تومان به صنايع فولادي خسارت وارد کرده است. راهپيماييهاي خياباني و صف کشيدن بازنشستگان در مقابل سازمان بازنشستگي و حتي اعتصابهاي مداوم کارگران صنعتي کارخانههاي اصفهان نشان ميدهد ساکنان اين استان از وضعیت مالی و شغلی چندان مناسبی برخوردار نیستند. اصفهانیها با نرخ بیکاری ۱۲.۶ درصدی، نهمین استان کشور با بیشترین نرخ بیکاری به حساب میآیند. نرخ بیکاری جوانان این استان نیز ۲۵ درصد است و با این حال، بیشتر از ۵۵ درصدشان به حسن روحانی اعتماد کردهاند.
اما در این شهر، فراتر از انتخابات ریاستجمهوری، انتخابات شورای شهر معنادار بود. تمام ۱۲ نفر لیست امید در اصفهان رأي آوردند و کاندیداهای اصولگرا و مستقل، نتوانستند حتی یک کرسی در شورای این شهر از آن خود کنند. اصفهان در میان ۱۰ استانی قرار میگیرد که با ۱۱۳ درصد، موبایل بیشترین ضریب نفوذ را در میان مردم آن دارد.
ورقی که یک شبه در استان فارس برگشت
استان فارس حداقل طي هشت سال گذشته بارها و بارها تلاشهاي مداومي را براي جذب سرمايهگذاران خارجي کليد زد. سرمايهگذاراني که هرکدام ريشهاي شيرازي داشتند و قرار بود از هتل تا مجتمعهاي فولاد را براي هماستانيهايشان راهاندازي کنند. پژوهشي در استانداري فارس نيز نشان ميداد حداقل يک هزار و 200 ميليارد تومان ميزان داراييهاي احتمالي سرمايهداران مهاجر استان است. ماهنامه مهرنامه چند وقت پیش در گزارشی نوشته بود: «کشاورزي که در حاشيه اروند به کار مشغول است، وضعيت اسفبار زندگياش را با سه جمله نشان ميدهد. او از حمله مدام گرازها به درختان نخل نالان است و اميد به فعاليتهاي سربازان سپاه پاسداران براي شکار اين گرازها بسته است. در جمله دوم تاکيد ميکند بحران آب نخلستان را خشک کرده و در جمله سوم يادآوري ميکند يارانه 45 هزار و 500 توماني بسياري از کارگران فصلي را از حضور در نخلستانها بازداشته است.» البته نرخ بیکاری در استان فارس با ۱۰ درصد از متوسط کشوری پایینتر است.
در ایام انتخابات در استان فارس، روایتهای متناقضی جریان داشت. زنی میانسال که در آخرین روزهای اردیبهشت به شیراز سفر کرده بود، میگوید: «از بعضی جادهها که رد میشدیم، از روستاها صدای افرادی میآمد که فقط فریاد میزدند و «رئیسی» میگفتند.» جوانی شیرازی میگوید: «اطرافیان من به دو دسته تقسیم میشدند. دسته اول آنهایی بودند که با اطمینان میخواستند به روحانی رأي دهند. ۹۲ هم به روحانی رأي داده بودند و راضی بودند. دسته دوم هم تحریمیها بودند. خیلی تلاش کردیم آنها را توجیه کنیم، استدلالهای عجیبی داشتند و آخر هم راضی نشدند رأي دهند.»
بررسیهای «آیندهنگر» نشان میدهد شهرهای مذهبی استان فارس مانند جهرم، همه به طور یکدست طرفدار رئیسی بودند اما در یکی، دو روز مانده به انتخابات، ورق رأي آنها برگشت. یکی از جوانهای جهرمی فضای انتخاباتی این شهر را چنین توصیف میکند: «تمام شهر با رئیسی بودند. لحظه آخر حتی مادربزرگم هم تصمیم گرفت به روحانی رأي دهد و گفت ببینیم در این ۴ سال دوباره حسن چه میکند. اما اصلا نمیتوانم بگویم اتفاق خاصی افتاد که اینطور شد. یکدفعه جو عوض شد. در شهرهای کوچک، جو کلی خیلی تعیینکننده است. شاید چون آدمهای مذهبی هستند، در روز آخر ماجرای تتلو برایشان خیلی سنگین تمام شد.»
در نهایت، در استان فارس، روحانی قاطعانه ۶۲ درصد رأي آورد و ابراهیم رئيسی ۳۷ درصد آرا را از آن خود کرد.
اقلیتهای قومی و مذهبی چطور رأي دادند؟
استان کردستان با ۱۶ درصد، سومین نرخ بالای بیکاری را در کشور دارد. اما مردم آن در کنار چهارمحال و بختیاریها، بالاترین میزان اعتماد را در کل ایران با ۷۳ درصد، به تداوم کار روحانی داشتهاند. کولبران، در همین استان مرزی فعالیت میکنند و مردم آن، در دسته ساکنان شهرهای پیرامونی قرار میگیرند که کمترین بهره را از توسعه بردهاند. میانگین درآمد آنها سالانه حدود ۲۷ میلیون تومان است که از میانگین ۳۲ میلیون تومانی کشوری پایینتر است.
اقلیتهای قومی و مذهبی اگرچه از اوضاع اقتصادی بسامانی برخوردار نیستند، اما بیشترین میزان اعتماد را در تمام شهرهای کردنشین و ترکنشین، به روحانی داشتهاند.
استان کرمانشاه با ۲۴.۵ درصد، بالاترین نرخ بیکاری را در کل استانهای کشور داراست. با وجود اين، ۶۸ درصد از مردم این استان به روحانی رأي دادهاند و در کل کشور، کرمانشاه پنجمین استانی بوده که بیشترین اعتماد را به روحانی داشته است. به گواه استاندار کرمانشاه، شاخصهای اقتصادی در این استان وضعیت مطلوبی ندارند و با این حال تنها در سال ۹۳، ۴۹ واحد صنعتی راکد و نیمهراکد در این استان به چرخه تولید بازگشتند.
بعد از کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری با ۲۰.۶ درصد، دومین استان کشور از نظر نرخ بالای بیکاری است. با این حال ۵۵ درصد از مردم آن به روحانی رأي داده و ۳۲ درصد نیز آرایشان را در سبد رئیسی ریختهاند.
پس از کردستان نیز اردبیل با ۱۵.۶ درصد چهارمین استان با میزان بیکاری بالا قرار دارد که ۶۰ درصد از مردم آن، به کاندیدای اصلاحات و اعتدال رأي دادهاند.
اما سیستان و بلوچستان که ۷۳.۲ درصد از رأیدهندگان آن به روحانی اعتماد کردهاند، یکی از کم برخوردارترین استانهای کشور است. تابستان سال ۹۴، حمیدرضا پشنگ نماینده مردم خاش در مجلس از زندگی ۷۰ درصد مردم این استان زیر خط فقر خبر داده و گفته بود: «سهم پایین استان در اداره امور سیاسی و اقتصادی کشور ما را جزو ۱۲ استان عقبمانده قرار داده است. دوسوم جمعیت از آب شرب محروماند. ۵۱ درصد استان ما روستایی است اما درآمد استان کمتر از یک درصد از تولید ناخالص داخلی کشور است.»
در انتخابات امسال، تمام اقلیتهای قومی و مذهبی به روحانی رأي دادند. بیشتر جمعیت کردستان را افراد سنیمذهب تشکیل میدهند و فضای آنها به یک دوقطبی خاص تبدیل شده بود. کردهای سنی یا به روحانی رأي میدادند یا رأي نمیدادند. سروه، دختر کردی است که در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحصیل کرده است، او در آخرین روزهای مانده به انتخابات، در شهر مریوان به سر میبرد و چنین از حال و هوای انتخاباتی آنجا روایت میکند: «در این شهر کوچک، انتخابات ریاستجمهوری کاملا در حاشیه قرار داشت. اصلا کسی توجهی نداشت. ورود به شهر مثل وارد شدن به داخل یک آلبوم عکس بزرگ از نامزدهای شورای شهر بود. حدود ۱۵۰ نفر برای شهر ۱۹۵ هزار نفری تایید صلاحیت شده بودند که در آخر هفت نفر باید وارد شورا میشدند. عکسها آتلیهای بودند، ژستها شبیه به هم و حتی شعارها تکراری و عین هم. هیچ نامزد شورای شهری از برنامههایش نمیگفت و عکسها به عکس مدلهای لباس کردی شباهت بیشتری داشت تا نامزدهایی همراه با برنامه مدون. هرروز به تعداد پلاکاردها اضافه میشد و تقریبا امکان نداشت بتوانی میدان دیدی بدون تبلیغ پیدا کنی. مریوان شهر کوچکی است و سواره در عرض یک ساعت میتوان تمام مناطق آن را گشت.»
او با همین گشت یکساعته در تمام شهر، درباره معدود تبلیغات ریاستجمهوری چنین روایت میکند: «بهجز یک پلاکارد از رئيسي که از بالکن خانهای ۳ طبقهای آویزان شده بود، پلاکارد نصبشده بیفایده قالیباف که در میان تعداد زیاد نامزدهای شورای شهر دیده میشد و پلاکارد روحانی مقابل ستاد تبلیغاتیاش، هیچ تبلیغ دیگری از دیگر نامزدهای رياستجمهوري ندیدم. اگر کسی اهل ایران نبود و اطلاعی از انتخابات نداشت و او را مستقیم وارد مریوان میکردی، هیچوقت متوجه نمیشد که دو انتخابات همراه با هم برگزار ميشود و آنیکی که چهرهای ندارد، قطعا بسیار مهمتر از دیگری است.»
اما بیتوجهی مریوانیها به انتخابات ریاستجمهوری، نه بر اثر اهمیت ندادن، که به خاطر انتخاب قاطع آنها بود. سروه، دختر جوان کُرد میگوید: «انتخابات رياستجمهوري هیچ چهرهای در این شهر نداشت. مردم انتخابشان را کرده بودند. روحانی بیشترین هوادار را داشت و انگار لزومی به دیده شدن برای برگزیده شدن نداشت. البته تعداد تحریمیها هم بسیار بود.»

*توسعه ارتباطاتی به داد روحانی رسید
بر اساس اظهارات نصراله جهانگرد، رئیس سازمان فناوری اطلاعات، در ایام انتخابات بیشتر از ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون پیام جابهجا شده که از این میزان ۷۰ درصد مربوط به پیامهای چندرسانهای بوده است. جهانگرد درباره تاثیر ارتباطات بر انتخابات میگوید: «در حقیقت این دور انتخابات در ایران و افزایش سطح مشارکت مردم و امنیت، مرهون دسترسی به این بستر ارتباطی بوده است. ۷۰ درصد این پیامها در قالب پیامهای چندرسانهای بوده است به گونهای که هر کاندیدا به هر نحوی که در جریان تبلیغات انتخاباتی سخن ميگفت، فیلم آن را مردم سراسر کشور ميدیدند. بهجرئت ميتوان گفت که زیرساختهای ارتباطی که در حال حاضر وجود دارد، پایه تحولات بسیار مهمی در آینده ایران است و ما موظف بودیم شبکه ملی اطلاعات را راهاندازی کنیم. توسعه شبکه دسترسی در بیش از هزار شهر در کشور، اجازه تحرک را به کاربران داده است.»
در طول تمام مناظرات انتخاباتی، حسن روحانی به گسترش اینترنت و برداشتن نگاه امنیتی از شبکههای اجتماعی نگاه ویژهای داشت. بارها به آن اشاره کرد و بارها طیف اصولگرا را به مخالفت با گسترش ارتباطات محکوم کرد. او در آخرین روزهای مانده به انتخابات، بارها از مردم میخواست که از طریق موبایلهایشان خود ستاد باشند و بر اهمیت رسانههای نوین تاکید میکرد.
وزیر ارتباطات احمدینژاد در سال ۸۶ گفته بود: «ما از نظر اینترنت در وضعیت خوبی هستیم. سرعت ۱۲۸ در دانشگاهها و سازمانها هم بیاستفاده مانده است. نیازی به سرعت بالاتر نیست.»
تفاوت نگاه در دولت روحانی با دولت پیشین و تلاش برای گسترش اینترنت، باعث شد تبلیغات رسانههای بزرگ بیاثر شود و دولت کِشتههای ارتباطاتیاش را از سبدهای رأي درو کند.
بر اساس گزارش وزارت ارتباطات، تعداد روستاهای دارای ارتباط از 52 هزار و 962 روستا در سال 91 به 55 هزار و 207 روستا تا پایان 95 ارتقا پیدا کرده است، همچنین جداول منتشرشده در مقایسه ضریب نفوذ تلفن ثابت طی سالهای 86 تا پایان 95 نشان ميدهد ضریب نفوذ تلفن ثابت به 38.54 درصد رسیده و این میزان در سال 86، 33.49 درصد بوده است. از سال 86 تاکنون ضریب نفوذ موبایل در کشور به 104.14 درصد و آمار استفادهکنندگان از اینترنت همراه به 33 میلیون نفر تا پایان سال 95 رسیده است. آمارها نشان ميدهد ضریب نفوذ مشترکان تلفن همراه از سال 86 تاکنون نیز رشد چشمگیری داشته به گونهای در سال 86 ضریب نفوذ 39.5 درصد بوده و این میزان تا پایان سال 95 به 104.14 رسیده است.

از طرف دیگر ۴۰ میلیون ایرانی در تلگرام عضویت فعال دارند، شبکهای که بیشترین اثرگذاری انتخاباتی را از آنِ خود كرده بود. هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات و رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات ایران در ایام انتخابات و در روزهای پس از آن تحلیلهایی را درباره فضای رسانهای انتخابات در گفتوگو با نشریات مختلف منتشر میکرد. او در مجله کرگدن درباره نسبت رسانه و انتخابات نوشته بود: ««انتخابات رسانهایشده» یا «رسانههای انتخاباتیشده» دستاندرکار آفرینش شگفتی دیگری در این سرزمین هستند، رسانههای خرد شبکهای دارند میدان را از رسانههای بزرگ و متمرکز میگیرند. صفهای جمعه و نتایج شنبه درستی این نظر را نشان داد؛ جامعه ایرانی که جلوه حضورش در روزهای منتهی به انتخابات بیشتر به چشم آمد و صدای بلند اصلاحطلبیاش بهتر به گوش رسید، در گذار از شبکههای «بیم و امید» کاری کارستان کرد.» پس از آن نیز در گفتوگو با نشريه تجارت فردا از غلبه رسانههای کوچک به رسانههای بزرگ صحبت کرد: «فکر میکنم عامل نهایی را که کدام نقش اجتماعی را رسانههای مجازی و شبکهها بر عهده گرفتند میزان سرزندگی و فعالیت خود جامعه تعیین میکند. اگر جامعه، جامعهای باشد که به تفکر و کنش اجتماعی و سیاسی اهمیت دهد، در آن آرمانهایی وجود داشته باشد و مناسبات و روابط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی در پویایی باشند، در چنین جامعهای رسانه و امکانات جدید به نقش رسانهها شتاب میدهند کمااینکه در این انتخابات اخیر ما بیشتر میتوانیم به فرصتآفرینی این رسانهها توجه کنیم. شما میتوانید دو نوع چرخه را برای نسبت بین رسانههای مجازی و میدانهای واقعی که میدانهای کنش سیاسی است در جریانهایی نظیر انتخابات تعریف کنید. یک چرخه این است که کنش از تلگرام، توئیتر، فیسبوک و اینستاگرام شروع میشود و به همین رسانهها برمیگردد. یک چرخه این است از این چهار رسانه اجتماعی آغاز شده، به جامعه میرسد و دوباره به خود آنها بازمیگردد. در اینجا نوعی ارتباط تعاملی و دوسویه بین جامعه و رسانه شکل میگیرد. به نظر من در این انتخابات بین این دسته از رسانههای کوچک یعنی کانالهای تلگرامی، شبکههای مجازی و جامعه کنش و واکنش شکل گرفت. ادعاهایی که در مناظرهها مطرح میشد یا هریک از نامزدها علیه دولت مطرح میکردند، در کمتر از چند دقیقه پیشینه و درستی و نادرستی آن در معرض دید و نظر مخاطبان قرار میگرفت. این نشاندهنده زنده و فعال بودن خود جامعه بود.»
