کشوری که بیش از هر نقطه دنیا آغوش خود را به روی پناهندگان باز کرده‌بود اکنون باید روی این افراد کار کند

وقتی مردم سوئدی می‌شوند

تاریخ 1396/04/10 ساعت 11:12

سوئد یکی از کشورهای مهاجرپذیر است که اخیراً همین مهاجرپذیری‌اش به دردسر تبدیل شده‌است. مردمی که به این کشور می‌آیند با فرهنگ خودشان می‌آیند و تا پذیرشِ فرهنگِ مقصد، دردسرهای زیادی ایجاد می‌کنند؛ حالا سوئد باید چه‌کار کند؟

ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست

ناسیتو ویلی روی یکی از نیمکت‌های کافه نشسته؛ اینجا مردها و زن‌ها جدا از هم می‌نشینند. کافه در محله‌ای قرار دارد که متعلق به مهاجران است. اکثر مهاجرانِ سوئدی، در این نقطه از استکهلم دور هم جمع مي‌شوند. او مانند بسیاری از دیگر مردم سومالی که به سوئد آمده‌اند، تک‌وتنهاست و به همین خاطر نمی‌تواند از مالیات ناله کند یا دغدغه اجاره‌خانه‌اش را داشته‌باشد. اما واقعیت همین است و او به دنبال راهی برای تأمین هزینه‌های خانه‌ای است که 27سال پیش وقتی در جست‌وجوی سرپناه بود، به دست آورده‌است. حالا وقتی از دو بار تلاشی که برای راه‌اندازی مغازه در سوئد کرده، می‌گوید، دست‌های حنابسته‌اش را مشت می‌کند و در فکر فرو می‌رود.

بر اساس گفته‌های خانم ویلی، بزرگ‌ترین مشکل در این منطقه، مسکن و بیکاری است. این چالش‌ها از زمانی‌که سوئد درگیرِ یکپارچه‌سازیِ موجِ جدیدِ پناهندگانش شده، شدت گرفته و به صورت وضعیت اضطراری درآمده‌است. در سال 2015 بیش از 163هزار پناه‌جو از سوریه، افغانستان، عراق و دیگر کشورها به سوئد سرازیر شدند. این سیل از پناهندگان نسبت به جمعیت 10میلیون نفریِ سوئد، یک موج بی‌سابقه به شمار می‌آید که در تاریخ این کشور به ثبت رسیده‌است. سوئد جزو کشورهای ثروتمند جهان است. در این شرایط هرکسی نمی‌تواند به این کشور وارد شود و در آن بماند؛ برای مثال سال گذشته دوپنجمِ افرادی که به این کشور پناه آورده بودند، پذیرش نشدند. اما آن دسته‌ای که پذیرش می‌شوند و در خاک سوئد باقی می‌مانند به خانه، مدرسه و شغل نیاز دارند.

منطقه تنستا در استکهلم به خوبی نشان می‌دهد که این کارها چندان هم ساده نیست. هر سال مردمِ بومیِ سوئد به نقاط بهتری می‌روند و این منطقه بیشتر در اختیار پناهندگان قرار می‌گیرد. حالا این منطقه به یکی از 53 بخشِ سوئد تبدیل شده که پلیس آن را بسیار آسیب‌پذیر عنوان کرده‌است. بسیاری از جرايم در این منطقه به راحتی صورت می‌گیرد. نرخ بیکاری نیز در این منطقه نسبت به کل کشور بیشتر است. نرخ بیکاریِ این کشور، 6.6درصد است. دیت وستین که 20سال است این منطقه را می‌شناسد بارها اظهار کرده که تنش در این بخش در حال افزایش است. هرچند طرح‌های توسعه‌ای برای این منطقه در نظر گرفته شده اما هیچ‌کدام کمک خاصی به اوضاع نکرده‌است. از معامله مواد مخدر گرفته تا بسیاری از جرایم دیگر در این منطقه در جریان است.

تنها 6درصد از جمعیت سوئد در مناطقی مانند تنستا زندگی می‌کنند. هرچند اوضاع مردمی که در این منطقه زندگی می‌کنند از مردم امریکا یا فرانسه بهتر است اما باز هم وجود آنها در جامعه سوئد به راحتی قابل هضم نیست. مقامات مختلف می‌دانند که برای ادامه‌دار نشدنِ مشکلات باید همین حالا اقدام کنند. هر روز بر تعداد پناه‌جویان افزوده می‌شود و رسیدگی به این مناطق نیز دشوارتر می‌شود. هرچند سوئدی‌ها طبق قانون خود باید پناه‌جویان را بپذیرند اما باز هم با مشکلاتی روبه‌رو هستند. مشکل مسکن نیز عمده‌ترین مشکلِ آنهاست.

یافتن کار برای پناه‌جویان، مثل شکستنِ یک گردوی سفت است. تقریباً 95درصد از مشاغلی که در سوئد وجود دارند به تحصیلات تکمیلی نیاز دارند. تقریباً یک‌سومِ مهاجرانی که به سوئد آمده‌اند و اکثرِ آنها زن هستند، هیچ‌گونه تحصیلاتی ندارند یا کمتر از 9کلاس سواد دارند. این اتفاقات باعث شده نرخ بیکاری در این کشور افزایش پیدا کند. شکاف عظیمی نیز میان مهاجرانی که تحصیلات کافی ندارند و بیکار هستند با مردمِ عادیِ سوئد به وجود آمده‌است. این شکاف در سیل اخیرِ مهاجران، تشدید شده و به چالشی بزرگ تبدیل شده‌است.

سوئد می‌خواهد چگونه کشوری باشد؟

مهاجرت همچنین در این کشور باعث شده استانداردهای تحصیل کاهش پیدا کند. اغلب کشورهای موفقی که بسیار مورد اعتماد هستند نظیر سوئد با این چالش مواجه مي‌شوند چرا که در برابر این مسئله بسیار آسیب‌پذیر هستند. در واقع آنها افراد را به داخل جذب می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را به درستی به کار بگیرند. هرچه تعداد افرادی که می‌پذیرند بیشتر مي‌شود، میزان آسیب‌پذیری‌شان نیز بیشتر مي‌شود. ساختنِ هویت ملی در این شرایط بسیار دشوار می‌شود. همه کسانی که به این کشور می‌آیند و در آن بچه‌دار می‌شوند در نهایت می‌دانند که متعلق به کشوری دیگر هستند و حالا باید تصور کنند که سوئدی هستند. یکنواخت کردنِ جامعه از این لحاظ بسیار دشوار می‌شود.

این مسئله باعث شده مقامات سوئدی مورد نقد قرار بگیرند. حالا یک پرسش اساسی در مورد سوئد از سوی منتقدان مطرح می‌شود: سوئد قرار است چگونه کشوری باشد؟ کشوری که زمانی خودش را با آغوشِ بازش به روی مهاجران و پناهندگان تعریف می‌کرد اکنون به همین خاطر با چالش مواجه شده‌است. سیاستِ حاکم بر این کشور همیشه به این شکل بوده که به مردم دنیا کمک کنند تا زندگی بهتری داشته‌باشند. اما اکنون خودشان با مشکل روبه‌رو شده‌اند. سوئد در وضعیت ناامیدکننده‌ای قرار گرفته‌است و انتظار می‌رود مدت زیادی با این روند دوام نیاورد.