
در سال 2015 ارزش اقتصاد آلمان برابر با 3.841 هزار میلیارد دلار بود و نرخ رشد اقتصادی این کشور برابر با 1.5 درصد بود. آلمان در دو سال گذشته با سرعت بالاتری رشد کرد و توانست اقتصادی پویا ایجاد کند اگرچه فشارهای ناشی از کمکهای مالی آلمان به دیگر کشورهای اروپایی سبب شد تا این کشور فشار مالی بزرگی را تحمل کند.
مترجم: مونا مشهدی رجبی/ آینده نگر
انتخاباتهای ریاست جمهوری کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سالهای اخیر رنگ و بوی تازهای داشته است. در اغلب آنها نامزدهایی حضور داشتند که در مورد خروج کشورشان از اتحادیه اروپا و تعاملات اقتصادی با این منطقه صحبت کردند مسئلهای که در دورههای قبلی اصلا مطرح نبود. در واقع میتوان این سخنان را به نشانه ایجاد موج تازهای در اروپا دید که ممکن است بسترساز نابودی اتحادیه پولی یورو طی دهههای آینده شود. اما سؤال این است که چرا برخی از کشورها در مورد خروج از اتحادیه اروپا صحبت میکنند؟ آیا هزینههای عضویت در اتحادیه اروپا برای کشورها بیشتر از مزایای آن است؟
جالب اینجاست که تمامی کشورهای عضو این اتحادیه در جریان بحران بدهیهای دولتی در یونان و ورشکستگی دولتی این کشور و حتی بحران در اقتصاد ایتالیا و اسپانیا تلاش کردند تا گزینه خروج از اتحادیه اروپا را حذف کنند و کمکهای مالی و مشاورههای اقتصادی لازم را به دولتهای بحرانزده میدادند تا مانع از خروج آنها از اتحادیه اروپا شوند. ولی این سیاست برای بریتانیا اصلا مطرح نشد. در بریتانیا مردم به سادگی به پای صندوقهای رأی رفتند و خروج را بر ادامه حضور در اتحادیه ترجیح دادند در حالی که چنین مسئلهای در اروپا سابقه نداشته است.
مردم بریتانیا در جریان یک همهپرسی خواستار خروج کشورشان از اتحادیه اروپا شدند و کاندیداهای رسمی انتخابات در کشورهای فرانسه و هلند در مورد خروج از اتحادیه اروپا صحبت کردند. اگرچه مردم در این دو کشور کاندیدای مطرحکننده این دیدگاه را انتخاب نکردند ولی نمیتوان تصور کرد که چنین دیدگاهی در آینده مطرح نمیشود یا مردم فرانسه و هلند در جریان یک همهپرسی در دهههای آینده راه بریتانیاییها را طی نمیکنند مگر اینکه بریتانیا بعد از خروج از این اتحادیه روزهای سختی را در اقتصادش تجربه کند که مردم دیگر کشورها را به باقی ماندن در اتحادیه ترغیب کند.
اما اصلیترین و کلیدیترین اقتصاد اروپا، کشور آلمان است. این کشور صنعتیترین اقتصاد اروپا است و بخش بزرگی از بار مالی اتحادیه را بر دوش میکشد. حال این سؤال وجود دارد که آیا آلمانیها هم به خروج از اتحادیه اروپا فکر میکنند یا خیر؟ آیا میتوان انتظار داشت که روزی آلمان از اتحادیه اروپا خارج شود؟
آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا است
در سال 2015 ارزش اقتصاد آلمان برابر با 3.841 هزار میلیارد دلار بود و نرخ رشد اقتصادی این کشور برابر با 1.5 درصد بود. آلمان در دو سال گذشته با سرعت بالاتری رشد کرد و توانست اقتصادی پویا ایجاد کند اگرچه فشارهای ناشی از کمکهای مالی آلمان به دیگر کشورهای اروپایی سبب شد تا این کشور فشار مالی بزرگی را تحمل کند.
طبق گزارش منتشرشده توسط صندوق بینالمللی پول در سال 2015 سرانه تولید ناخالص داخلی در آلمان برابر با 46900 دلار امریکا بود در حالیکه سرانه تولید ناخالص داخلی در امریکا 55 هزار و 800 دلار و متوسط سرانه تولید ناخالص داخلی در اتحادیه اروپا برابر با 37 هزار و 800 دلار بود. جالب اینجاست که اقتصاد آلمان در سالهای قبل از بحران مالی 2008 با نرخ کمتر از یک درصد رشد میکرد ولی بعد از آن تاریخ بود که نرخ رشد اقتصادی در آلمان افزایش یافت و این کشور توانست به موتور محرک اقتصادی در اروپا تبدیل شود. در مورد دلیل پایین بودن نرخ رشد اقتصادی در آلمان قبل از سال 2008 می توان به این موارد اشاره کرد:
اول: فرآیند مدرنیزه شدن آلمان شرقی در ابتدا سالانه هزینهای برابر با 70 میلیارد دلار داشت ولی بعد از بحران مالی سال 2008 و افت ارزش دلار در برابر یورو، هزینه مدرنیزه شدن آلمان شرقی به 12 میلیارد دلار تقلیل پیدا کرد که مزیت اقتصادی بزرگی برای آلمان بود و باعث شد تا اقتصاد این کشور فرصت رشد بالاتری به دست آورد.
دوم: نرخ بالای بیکاری در آلمان و مشکل پیری جمعیت که برای آلمان یک معضل بسیار جدی است در طول زمان کاهش یافته است. در این کشور نرخ بیکاری برابر با 9.5 درصد است که نسبت به سال 2005 میلادی 2 درصد کاهش داشته است. از طرف دیگر 20 درصد از ساکنان این کشور بیش از 65 سال دارند به این معنا که هزینههای تامین اجتماعی در این کشور هر روز رشد بیشتری میکند ولی شمار افرادی که شاغل هستند و با پرداخت مالیات بر دستمزد در واقع هزینه پرداخت مستمریهای بازنشستگی را تامین میکنند بسیار کم است. آمار نشان میدهد با ورود مهاجران به آلمان و وضع قوانین تازه هر روز بیش از قبل شمار افراد شاغلی که مالیات میپردازند بیشتر میشود و سهم افراد مسن در این کشور هم کمتر میشود. در این شرایط آلمان به سمت بهبود اوضاع اقتصادی حرکت میکند که این کمک بزرگی برای اقتصاد آلمان است.
سوم: آلمان بعد از بحران بدهی در یونان و بحران اقتصادی در کشورهای صنعتی اقدام به کاهش هزینههای خود کرد تا کسری حساب جاری را به کمتر از 3 درصد تولید ناخالص داخلی برساند. این سیاستی بود که آلمان به یونان هم پیشنهاد داد تا از این طریق یونان مشکلات مالی خود را برطرف کند ولی به درستی در یونان اجرا نشد. در جریان بحران اقتصادی دنیا آلمان این فرصت را پیدا کرد تا از طریق اجرای طرحهای ریاضتی زیرساختهای مالی خود را بازسازی کند و هماکنون توان رشد بالای اقتصادی را به دست آورده است.
ساختار اقتصادی آلمان چگونه است
اقتصاد آلمان اقتصادی ترکیبی است. در این کشور اقتصاد بازار آزاد در بخش ارائهدهنده خدمات کسب و کار و کالاهای مصرفی وجود دارد ولی دولت بر تمامی بخشهای اقتصاد نظارت و کنترل دارد و تمامی برنامهها و قوانین دولتی با هدف تامین امنیت اقتصادی و روانی مردم ساکن در این کشور اروپایی است. دولت قوانینی برای حمایت از مصرفکنندگان وضع کرده است و به همین دلیل کسب و کارها در این کشور بسیار ضابطهمند فعالیت میکنند. دولت آلمان پوشش همگانی بیمههای درمانی را در دستور کار خود قرار داد و بیمههای درمانی توسعهیافتهای هم دارد به این معنا که افراد بر مبنای میزان درآمد و میزان تمکن مالی خود مالیات به دولت میپردازند ولی مزایای بهداشتی و درمانی که دریافت میکنند متناسب با نیازهای آنها است. در واقع درمان در این کشور کاملا رایگان است و این مسئله از نظر مردم آلمان و دولتمردان این کشور بزرگترین مزیت آنها محسوب میشود. اما اقتصادی به بزرگی و توسعهیافتگی اقتصاد آلمان از عضویت در اتحادیه اروپا چه منفعتی میبرد؟ آیا این عضویت تنها هزینههایی به آلمان تحمیل میکند یا اینکه مزایای اقتصادی دیگری هم برای این کشور به همراه میآورد؟
مزایای عضویت در اتحادیه اروپا
یکی از مزایای مهم اقتصادی عضویت در اتحادیه اروپا برای آلمان را میتوان پذیرش یورو به عنوان واحد پول رسمی کشور دانست. استفاده از یورو باعث شده است تا قدرت اقتصادی آلمان بیشتر شود و بازارهای هدف بیشتری برای محصولات خود داشته باشد. از طرف دیگر سطح پایین نرخ بهره بانکی که توسط بانک مرکزی اتحادیه اروپا تعیین میشود هم زمینه را برای افزایش سرمایهگذاری در بخشهای صنعتی و زیرساختی آلمان فراهم میکند که یک مزیت مهم اقتصادی برای این کشور است.
در حقیقت با وجود اینکه در برهههایی از زمان میشنویم که سیاستمداران آلمانی در مورد هزینههای زیاد عضویت این کشور در اتحادیه اروپا صحبت میکنند ولی در واقع مزایایی که آلمان در نتیجه عضویت در این اتحادیه از آنها برخوردار است خیلی بیشتر از هزینههای آن است. در نتیجه، این عضویت و عدم محدودیت در دسترسی به بازار مصرف کشورهای اروپایی برای آلمان به این معنا است که این کشور بازار بسیار بزرگی برای محصولاتش در اختیار دارد و با استفاده از سرمایههای خارجی و داخلی بدون نگرانی در مورد بازار مصرفی که در اختیار دارد میتواند به افزایش تولید بپردازد. در واقع تولیدات آلمانی در بازارهای اتحادیه اروپا دارای مزیتهای رقابتی زیادی است و به همین دلیل شرکتهای تولیدی آلمانی درآمد زیادتری نسبت به حالتی که این کشور عضو اتحادیه اروپا نبود کسب میکنند. این درآمد مازاد وارد آلمان میشود و قدرت خرید مردم را بیشتر میکند.
شاید یکی از اصلیترین و مهمترین معایب عضویت در اتحادیه اروپا را بتوان ورود مهاجران و پناهندهها به این کشور دانست. البته آلمان به دلیل پیری جمعیت خود تمایل زیادی برای ورود افراد تحصیلکرده خارجی دارد ولی پناهندهها و جنگزدههایی که در سالهای اخیر به آلمان وارد شدهاند مشکلات زیادی را برای جامعه آلمان ایجاد کردهاند و این مسئله مشکلات زیادی را برای این کشور ایجاد کرده است. با وجود این مسئله آلمان عضویت در اتحادیه را به خروج از آن ترجیح میدهد.
بنابراین به راحتی میتوان دید که آلمان هیچگاه از عضویت در این اتحادیه خارج نمیشود زیرا اتحادیه اروپا مزایای اقتصادی زیادی برای آلمان دارد و شاید بتوان از این تصمیم سیاسی به عنوان عاملی در جهت تقویت نرخ رشد اقتصادی در آلمان و تبدیل شدن آن به یک ابرقدرت اقتصادی در دنیا نام برد.
