
کارآفرینی نوآورانه، شکلی تازه از کارآفرینی در فضای کسبوکار جهانی است. این مدل جدید کارآفرینی بیش از هر چیز محصول تحولات سریع فناوری در جهان است. در ایران از 15 سال پیش با در نظر گرفتن شرایط صنعت در کشور ، پارکهای فناوری و مراکز رشد با رسالت توسعه فناوری در فضای کسبوکار شکل گرفتند. آیندهنگر دراینباره با دکتر جلیل خاوندکار، دبیر انجمن پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد کشور گفتوگو کرده است.
*تصور ما از کارآفرین در ایران معطوف به همان کسانی است که در اوایل دهه چهل شمسی صنایع بزرگ فعلی را بنیان گذاشتند. امروز اما شکل تازهای از کارآفرین و کسبوکار در دنیا باب شده است و به ایران هم سرایت کرده است. این تغییر از چه سالی آغاز شد و چه روندی را تا امروز طی کردیم؟
از پنجاه سال پیش شهرکهای صنعتی مختلف در کشور ایجاد شد که بخش اعظمی از فضای کسبوکار کشور را به خود اختصاص داد. باوجود اثرگذاری مثبت این شهرکها اما این انتظار وجود داشت که در چند سال آینده با ریزش چشمگیری در آنها مواجه شویم. 17 سال پیش اینطور پیشبینی میکردیم که شهرکهای صنعتی ما در حال افول است. باگذشت زمان هیچ تغییری درروند کار این شهرکها اتفاق نیفتاده و آنها از فنّاوریهای جدید بیخبر هستند. علاوه بر این، شهرکهای صنعتی از سامانههای مدیریتی جدید هم فاصلهدارند و روشهای جدید مدیریتی را نمیدانند.
بر همین اساس نهضت جدیدی درزمینهٔ اشتغال و کارآفرینی بنیان گذاشته شد که بر دو اصل استوار بود. اول اینکه کارآفرینی باید آموزش داده شود و اینطور نیست که کسی کارآفرین به دنیا بیاید. دوم اینکه باید کارآفرینی فناورانه به میدان بیاید. بهعنوان اولین اقدام در تحقق این دو اصل با حمایت وزارت کار آموزشهای کارآفرینی را بهطور آزادراه انداختیم. چند واحد در دانشگاهها برای آموزش دانشجویان در نظر گرفتیم و بعدازآن، پژوهشهایی که در این زمینه در پایاننامه دانشجویان و پژوهشهای آزاد انجام میشد بیشتر حمایت کردیم. در این زمینه کتابهایی هم توسط وزارت علوم منتشرشده است.
برای ترویج اصل دوم یعنی کارآفرینی فناورانه مراکز رشد را تعریف کردیم و حدود 20 تا 30 مرکز رشد را با همکاری 10 دانشگاه راهاندازی کردیم که هسته اولیه کارآفرینی فناورانه را شکل میدهند. نتیجه این شد که امروز 4 هزار شرکت فناورانه در پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد کشور مستقر شدند که در عمل نقش مهمی در توسعه فناوری در کشور دارند. مراکز رشد با حمایت دانشگاهها ایجاد شدند اما تفاوت کار آنها با دانشگاهیان سنتی این است که نانشان از این شرکتها درمیآید یعنی باید با سماجت دنبال صاحبان صنعت، مدیران کارخانهها و مدیران دولتی، دانشگاهها و هرکسی که متقاضی نوآوری است بروند و با آنها قرارداد ببندند و متعهد باشند که کار را به آخر میرسانند. مشتری ممکن است چهرههای مختلفی داشته باشد، بسته یا باز عمل کند. اصل اما این است که مشتری احترام دارد.
در این پارکها چهره جدیدی از دانشگاه را معرفی کردیم. در اینجا دانشگاه نهفقط صاحب دانشجو بلکه صاحب شرکت بود. آنهم 4 هزار شرکت که زندگی 20 تا 30هزار نفر بهطور مستقیم به آن وابسته است و 70 تا 80 هزار نفر در لایههای بعدی با این شرکتها در ارتباط هستند. یعنی ما حدوداً با 100 هزار نفر مواجه هستیم که مشاغلی را تعریف کردند که این مشاغل در شهر یا استان آنها و حتی در کشورمان و حتی در دنیا وجود نداشته است. در این پارکها ردیفهای شغلی جدید تعریفشده است که میتواند در آینده، افراد دیگری را هم به دنبال خودش بکشد. ردیفهای شغلی سنتی در جامعه پر شدند. ساندویچی و سوپرمارکتی و اتومبیل کرایه اشباعشده است. اگر فردی برود آرایشگاه بزند نان آنیکی آرایشگر را نصف میکند اما در کارآفرینی نوآورانه مشاغل جدیدی ایجاد میشوند که در آینده توسعه پیدا میکند. درواقع محصولی تولید میشود و درنهایت فرد دیگری مشابه محصول را با رویکرد دیگری تولید میکند.
*مشکلات مربوط به تأمین مالی، چالش با سازمانهای بیمه و مالیات از مشکلاتی است که صاحبان صنعت بهعنوان سختی کار از آن یاد میکنند. شرکتها در پارکهای علم و فناوری چقدر با این مشکلات دستوپنجه نرم میکنند؟
سپیدی و سیاهی همیشه باهم است. سختی و آسانی از هم جدا نیست. این مسئله در نهاد طبیعت است و من این سختیها در مسیر کارآفرینی نوآورانه انکار نمیکنم اما باید دید در پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد چه آسانی ایجادشده است؟ در دنیا نُرم این است که در شرایط آزاد 20 درصد از شرکتها موفق میشوند و 80 درصد شکست میخورند. اما در شرایط حمایتشده یعنی شرایط که ما برای شرکتها در پارکهای علم و فناوری تعریف کردیم این نُرم برعکس شده است یعنی 80 درصد از شرکتها موفق میشوند و 20 درصد شکست میخورند. کار شرکتها در شرایط غیر حمایتی در فضای درگیر با قوانین دست و پاگیر کسبوکار در جامعه اتفاق میافتد اما در پارکها ما مواظب هستیم که شرکتها ایده محوری داشته باشند، گروه کاری مطمئن در نظر گرفته باشند و Business Plan داشته باشند. این شرکتها بیتدبیر و ساده وارد پارکها نمیشوند بلکه یک ایده محوری قابل دفاع دارند و دو شرط دیگر را هم در نظر میگیرند. در کارآفرینی نوآورانه یک مشاور بالای سر این شرکتهاست و بهطور مداوم آموزشهای لازم و مشاورههای مدنظر را ارائه میکند. علاوه بر این نهادی مثل دانشگاه پیشرفت این شرکتها در نظر دارد که چطور حرکت میکنند؟ میدوند؟ راه میروند؟ اگر سرعتپایین است چه دلیلی دارد؟ این شرکتها بهطور مداوم پایش میشوند. نکته دیگر این است که سرمایه اولیه برای راهاندازی کسبوکار و برخی از ملزومات کار که هزینهای را به شرکتها تحمیل میکند توسط دانشگاه تأمین میشود و حتی یک در پروژه یابی، کارهای اولیه با توصیه و سفارش به شرکتها داده میشود. در پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد سختیهایی که شرکتها در شرایط آزاد با آن مواجه میشوند تعدیل میشود تا این شرکتها از گردنه عبور کنند. نکته دیگر اینکه شرکتهای نوپا در پارکهای علم و فناوری از حسن همنشینی استفاده میکنند. یعنی شرکتهایی مثل خودشان، ضعیفتر یا بهتر از خودشان را در کنارشان میبینند و امکان انتقال تجربه برای این شرکتها مهیا میشود. علاوه بر یادگیری، روحیه ایجاد یکنهاد مدنی که میتواند این شرکتها را متحده کرده و از حقوقشان دفاع کند شکل میگیرد و این دستاورد بزرگی است.
*اصلی مسئله شرکتها پس از برداشتن حمایت پارکهای علم و فناوری را چه میدانید؟
در پارکهای علم و فناوری شرکتها تا یکجایی بالا میآیند و بعدازآن باید بدون حمایت این نهاد در جامعه آزادکار کنند. با توجه به نرخ بهره تسهیلات بانکی که برای هیچکس، از مراجع تقلید گرفته تا آدمهای عادی قابلتحمل نیست، کار سخت خواهد بود. در این جامعه دولت در چهره مأمور مالیات، مأمور بیمه و درواقع یک مأمور معذور ظاهر میشود که شرکتها باید با آن مواجه شوند. از طرف دیگر قوانینی وجود دارد که مجبور به اجرای آن هستند. بنابراین شرکتها وارد بازاری میشوند که روابط تجاری ساده، بیریا و بی تشنج نیست. چهار هزار شرکتی که در پارکهای علم و فناوری حضور دارند برای وارد شدن به فضای باز اقتصاد به سرمایهگذاری جسورانه یا Venture capital نیاز داریم. واقعیت این است که بانکها قادر به تأمین منابع مالی لازم نیستند. کار بانکها این است که وام بگیرند و چند برابر پس بگیرند درنتیجه این شرکتها به سرمایهگذار نیاز دارند. در اینجا بحث محاسبه ریسک مطرح میشود. سرمایهگذاران باید با اطمینان از اینکه چقدر این همکاری برای آنها سود و چقدر خطر از دست دادن سرمایهشان وجود دارد وارد کار شوند. این مسئله نیاز امروز شرکتهاست که البته در کشور ما رشد چندانی نداشته است و بهطور حتم این ریسک پیش پای 4 هزار شرکتی که در پارکها و مراکز رشد فعالیت میکنند وجود دارد و امیدوارم بتوانیم این گردنه را همپشت سر بگذاریم.
*دانشکده کارآفرینی در این زمینه چه نقشی ایفا میکند؟ فارغالتحصیلان این دانشگاه چه نقشی در فضای کسبوکار ایفا میکنند؟
در دانشگاه الزاماً کارآفرین تربیت نمیکنیم بلکه آموزشگاهی ایجاد کردیم که محصول آن میتواند یک کارآفرین، یک مدیر یا یک کارآفرین سازمانی باشد. بهطورکلی محصول دانشکده کارآفرینی کسی است که کارآفرینی سازمانی و اجتماعی را توسعه بدهد. اولویت مهمتر البته این است که ما تلاش کردیم مشاور و کارشناس کارآفرینی تربیت کنیم یعنی کسی که مردم سراغش بروند، به مدیران مشاوره بدهد و برای کارخانهداران سنتی business plan بنویسد و طرحهای نوآورانه را دایر کند. کار دانشکده کارآفرینی صرفاً تربیت کارآفرین نیست. اتفاقاً برجستهترین فارغالتحصیلان این دانشگاه کارشناسان و مشاوران کارآفرینی هستند که آثار بسیار خوبی هم در جامعه اقتصادی کشور برجای گذاشتند.
* این مشاوران کارآفرینی چقدر توانستند روی فعالیتهای بنگاهها اثر بگذارند؟
مشاورههای کارآفرینی برای 4 هزار شرکت مستقر در پارکها مفید بوده است. خیلی از این شرکتها توانستند از سرمایهگذاران، دانشگاهها و صندوقها منابع مالی بگیرند و این یعنی با تکیهبر این مشاورهها کارشان را خوب انجام دادند. زندگی عده زیادی به فعالیت این شرکتهای کوچک و متوسط فناورانه وابسته است. برای مشاوره دادن به مشاغل بزرگ و واحدهای صنعتی بزرگ هم با حمایت وزارت کار مراکز مشاوره کارآفرینی شکلگرفته و مردم حاضرند به این مراکز پول دهند و مشاوره بگیرند. کسی مردم را مجبور نمیکند و اینکه مشورتی با این مراکز انجام میشود نشاندهنده این است که حضور اینها در جامعه پذیرفتهشده است. تنها جایی که کمابیش مشاوران کارآفرینی در آن کمتر دیده میشوند صنایع بزرگ هستند و که باید برای قانع کردن آنها تلاش کرد.
*چرا؟
شرکتهای جدید بر اساس ایدههای جدید ساخته شدند اما صنایع بزرگ، شرکتهای استخوانداری هستند و که دستکم 20 تا 30 سال سابقه کاردارند و اینطور فکر میکنند که بهعنوان صنایع بزرگ میتوانند به زندگیشان بدون این مشاورت ها ادامه دهند. البته ما فکرهای زیادی در این زمینه داریم. در سال گذشته ما همایش رهبران کارآفرین را ایجاد کردیم که از بهترین صنعتگران کشور در این همایش دعوت کردیم تا ارتباط مداومشان با دانشگاه را حفظ کنند. این همایش سالانه برگزار میشود و هرسال آدمهای برجستهای از صنعت کشور و بخشهای خدمات و کشاورزی در این همایش شرکت میکنند.
یکنهاد مدنی در کنار دولت شکلگرفته است. ما علاوه بر مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری انجمنهای نزدیک به صنعت را هم شکل دادیم که برای همجوشی و آشتی صنعت و دانشگاه تلاش میکنند. تعداد قراردادهای شرکتهای مستقر در پارکها با صنعت بیش از 100 هزار قرارداد است و این در حالی است که دانشگاههای ما بیش از هزار قرارداد با صنعت نبسته بودند. این حجم قابلتوجهی است. هم صنعت به این شرکتها نیاز دارد و هم این شرکتها به صنعت، اینجا ضرورتهای نمایشی و تعارفات هیچ جایی ندارد.
*شرکتها بیشتر با بخش دولتی همکاری میکنند یا بخش خصوصی؟
ببینید! شرکت میخواهد زندگی کند، پس به همه مراجعه میکند.
درواقع نکتهی مهم این است که آنطرف چه واکنشی نشان بدهد.
درواقع هر بنگاهی که نیاز به فناوری داشته باشد طرف این شرکتهاست. در شرایط فعلی بیشتر قراردادها با بخش خصوصی بستهشده است. اتفاقاً بخش دولتی خیلی کارفرمای خوبی نیست. بخش دولتی اگر دوست داشته باشد پول میدهد و اگر هم نه، میگوید بودجهاش را ندارم و مشکلات دیگری دارم. اتفاقاً خیلی از شرکتها به همین دلیل تمایل ندارند با بخش دولتی کار کنند اما بخش خصوصی ما در این زمینه فعالتر و چابکتر است.
آینده کارآفرینی نوآورانه در ایران را چطور میبینید؟ فکر میکنید شرکتهایی که در حال حاضر با حمایت پارکها فعالیت میکنند ماندگار شوند؟
اول؛ اگر شرکتی توانست سالهای خطرناک عمرش را رد بکند، ماندگار میشود. دوم؛ اگر شرکتی توانست دخلوخرج درستی داشته باشد و به سود نسبتاً قابلتوجهی برسد ماندگار است. خوشبختانه بسیاری از شرکتهای ما ارزشافزودههای بسیار بالا دارند و بیشتر کادر آنها، کادر یقهسفیدند تا یقه آبی یعنی کمتر کار آنها شامل کارهای سخت، کثیف و خطرناک یا dangerous dirty difficult است. این امید وجود دارد که این شرکت ماندگار شوند.