نظرسنجی از اقتصاددانان جهان درباره نابرابری اقتصادی

نابرابری اقتصادی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟

تاریخ 1396/03/15 ساعت 10:06

در نگاه اول نابرابری اقتصادی مفهوم ساده‌ای به نظر می‌رسد که به سادگی قابل تشخیص است ولی به دلیل ابعاد گسترده‌ و تاثیر بزرگی که روی زندگی مردم دارد باید با دقت و جزئیات بررسی شود. در بیشتر مطالعات نابرابری اقتصادی به دو بخش نابرابری ثروت و درآمد تقسیم می‌شود و مطالعات نشان می‌دهد که نابرابری ثروت بیش از نابرابری درآمد است.

مترجم: مونا مشهدی رجبی/ آینده نگر

 نابرابری اقتصادی به معنای نابرابری در استفاده از منابع مالی و دریافت دستمزد است. اما اینکه چگونه می‌توان معیاری برای سنجش نابرابری در نظر گرفت و با این معیار به مطالعه سطح نابرابری اقتصادی در یک کشور یا در سطح جهان پرداخت، موضوعی است که این اقتصاددانان به آن پاسخ می‌دهند.

کیت پیکت، اقتصاددان

تاکنون همواره در مورد ضریب جینی  برای مشخص شدن میزان نابرابری اقتصادی در کشورهای مختلف صحبت شده است ولی به نظر من نسبت پالما  معیار قابل قبول‌تر و بهتری است. در این نسبت سهم درآمدی ۱۰ درصد افراد پردرآمد جامعه به نسبت درآمد ۴۰ درصد از کم‌درآمدترین افراد جامعه تقسیم می‌شود. در جوامعی که نابرابری اقتصادی در آنها کم است این نسبت در آنها یک یا کمتر است به این معنا  که میزان درآمد 10 درصد از ثروتمندان جامعه برابر یا کمتر از مجموع درآمد ۴۰ درصد از کم‌درآمدترین افراد جامعه است. در جوامعی که نابرابری اقتصادی زیادی را تجربه می‌کنند این نسبت تا ۷ هم بالا می‌رود به این معنا که سهم 10 درصد از ثروتمندترین افراد جامعه از تولید ناخالص داخلی خیلی بیشتر از طبقات پایین اقتصادی است. به نظر من یک هدف بالقوه برای هر کشور باید این باشد که تا سال ۲۰۳۰ میلادی این نسبت را به نصف سطح آن در سال ۲۰۱۰ کاهش دهد. هم‌اکنون ضریب پالمای جهانی برابر با ۳۲ است و این نشان می‌دهد که نابرابری اقتصادی در دنیا بسیار زیاد است و کاهش این نابرابری اقتصادی، هم به معنای کم کردن فاصله طبقاتی در داخل کشورها و هم به معنای کمک کردن به کشورهای فقیر در افزایش نرخ رشد اقتصادی و افزایش شاخص‌های توسعه انسانی است.

سلیان بار، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر

ضریب جینی یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای ارزیابی میزان نابرابری اقتصادی در یک کشور است. با استفاده از این شاخص می‌توان توزیع درآمد و ثروت را در یک کشور مورد مطالعه قرار داد و تعیین کرد که آیا در کشور مذکور توزیع درآمد و ثروت عادلانه انجام می‌شود یا خیر. این شاخص بین صفر تا ۱۰۰ است و هرچه ضریب جینی در یک کشور به صفر نزدیک‌تر باشد یعنی برابری در توزیع درآمد و ثروت بیشتر است. اما انتقادهای زیادی در مورد کارایی و قدرت ارزیابی آن وجود دارد. اولین انتقاد این است که ضریب جیبی بیش از حد به تحولاتی که در طبقات متوسط و رده‌های  میانی اقتصادی  اتفاق می‌افتد حساس است و میزان حساسیت آن به عملکرد افرادی که در دهک‌های بالا و پایین درآمدی هستند چندان زیاد نیست. در حالی که دهک‌های  بالای و پایین درآمدی مهم‌ترین نقش را در تعیین میزان نابرابری در یک کشور دارند و ما از طریق ضریب جینی و دیگر شاخص‌ها به دنبال یافتن وضعیت اقتصادی همین گروه هستیم. به هر حال با وجود تمامی انتقادها و ضعف‌ها در سال‌های اخیر اصلی‌ترین ابزار برای مقایسه کشورها از نظر نحوه توزیع درآمد و سطح نابرابری اقتصادی ضریب جینی است.

آرتور کنیکل، اقتصاددان

در نگاه اول نابرابری اقتصادی مفهوم ساده‌ای به نظر می‌رسد که به سادگی قابل تشخیص است ولی به دلیل ابعاد گسترده‌ و تاثیر بزرگی که روی زندگی مردم دارد باید با دقت و جزئیات بررسی شود. در بیشتر مطالعات نابرابری اقتصادی به دو بخش نابرابری ثروت و درآمد تقسیم می‌شود و مطالعات نشان می‌دهد که نابرابری ثروت بیش از نابرابری درآمد است. طبقات بالای اقتصادی اغلب ثروت بیشتری دارند و تجمیع دارایی‌های آنها تفاوت زیادی با طبقات پایین اقتصادی دارد. بنابراین تفاوت در توزیع درآمد بین طبقات فقیر و غنی کمتر از تفاوت در توزیع ثروت است و از آنجا که ثروت و منابع مالی هم به خودی خود باعث ایجاد درآمد در افراد می‌شود مجموع دریافتی افراد ثروتمند فاصله زیادی با افراد فقیر خواهد داشت. از نظر من باید شاخصی تعریف شود که برآیندی از نابرابری ثروت و درآمد را در نظر بگیرد و بر این مبنا افراد جامعه طبقه‌بندی شوند. طبق آمارهای رسمی منتشرشده در امریکا، ۲۰ درصد از ثروتمندترین افراد به ۸۸.۹ درصد از کل ثروت در این کشور دسترسی دارند در حالی که ۶۱.۸ درصد از کل درآمد را کسب می‌کنند و تنها ۳۸ درصد از درآمد خود را برای تامین نیازهای روزمره صرف می‌کنند.