چطور سرنوشت غول‌های آی‌تی دنیا در بنگلور به مافیای آب وابسته شد؟

بیزینس هست، آب نیست

تاریخ 1396/03/06 ساعت 09:44

رشد بی‌رویه شهر که با رونق‌گرفتن بخش آی‌تی در آن و حضور گسترده شرکت‌های خارجی همراه بود، زمینه بروز بحران آب را در بنگلور فراهم کرد

مترجم: کاوه شجاعی/آینده نگر/ سامانت سوبرامانیان:نویسنده و روزنامه‌نگار هندی/ منبع: وایرد

بنگلور معروف‌ترین شهر آی‌تی در هند است و بسیاری از غول‌های تجاری جهان در آن هزاران پرسنل دارند. بنگلور را حتی «سیلیکون ولی هند» هم خوانده‌اند. اما این شهر فعلا یک مشکل بسیار بزرگ دارد: آب دارد تمام می‌شود. خیلی هم سریع.

بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا امروزه با مشکل کم‌آبی مواجه‌اند که از افزایش جمعیت، بی‌برنامگی، رشد نامتوازن شهر و نیز گرمایش زمین و خشک‌سالی نشئت گرفته‌ است. اما در بنگلور، بحران جدی‌تر از هر شهر بزرگ دیگری در دنیاست. تابستان گذشته پی‌ان راویندرا یکی از استادان انستیتو علم هند اعلام کرد بنگلور از سال ۲۰۲۰ به بعد قابل زندگی‌کردن نخواهد بود. او بعدا حرفش را پس گرفت و گفت مرگ این شهر در زمان دیرتری رخ می‌دهد. اما برخی مقامات اداره آب و فاضلاب بنگلور می‌گویند چنین پیش‌بینی‌هایی چندان هم بی‌ربط نیستند چون منابع زیرزمینی آب بنگلور دارد به صفر می‌رسد.

از سال ۲۰۱۲ تاکنون، بنگلور هر سال دچار خشک‌سالی بوده است. سال گذشته، ایالت کارناتاکای هند که بنگلور پایتختش است کمترین میزان بارش باران را در چهل سال اخیر تجربه کرد. اما تغییرات اقلیمی را نمی‌توان تنها علت بروز بحران آب در بنگلور دانست. رشد شهر که با رونق‌گرفتن بخش آی‌تی در آن و حضور گسترده شرکت های خارجی در این حوزه همراه شد، زمینه بروز بحران را در بنگلور فراهم کرد. جمعیت بنگلور در سال ۲۰۰۱، ۵.۷ میلیون نفر بود اما این جمعیت امروز به ۱۰.۵ میلیون نفر رسیده است.

درواقع در دهه ۲۰۰۰ میلادی سرعت رشد شهری بنگلور آن‌قدر بالا بود که فرصتی برای گسترش و اصلاح سیستم لوله‌های آب آن وجود نداشت. این مسئله به خصوص در مناطقی مثل وایتفیلد که غول‌های تجاری بزرگ خارجی را در خود جا داده، شدیدتر بود. لایه‌های بتون و آسفالت بر اثر ساخت و ساز طوری همه زمین را پوشاند که راه نفوذ آب باران‌های موسمی به زمین بسته شد. بنگلور که زمانی معروف به داشتن صدها دریاچه در شهر بود، حالا تنها ۸۱ دریاچه دارد. بقیه آنها پر شده‌اند و رویشان ساخت و ساز شده است. از میان دریاچه‌های باقی‌مانده هم تعداد زیادی به فاضلاب آلوده شده‌اند.

در محله‌هایی در بنگلور که آب شهری دریافت می‌کنند، ۴۴ درصد از آب لوله‌ها به خاطر قدیمی‌بودن لوله‌ها و نیز سرقت آب در میانه راه، از دست می‌رود. تقاضا برای آب آن‌قدر بالاست که چاه‌های بسیار عمیق حفر می‌شود و دائم رقابت برای دسترسی به منابع آب بالاتر می‌رود.

جرایم سازمانیافته و آب

در این میان، وظیفه توزیع آبی که از چاه‌ها به دست می‌آید، به لشکری غیررسمی از تانکرهای بخش خصوصی سپرده شده است. تعداد این تانکرها در شهر بین هزار تا سه هزار است و مسئولیت کل آنها به عهده تعداد محدودی از افراد بانفوذ است: افرادی که حالا سرنوشت آب بنگلور را به دست دارند و مثل کارتل‌ها می‌توانند روی قیمت آب زور بگویند. مقامات دولتی هند به این افراد نام «مافیای آب»‌ داده‌اند.

ماجرا درست مثل فیلم «مکس دیوانه» است: گروه کوچکی در منطقه‌ای بی‌آب توانسته‌اند کنترل منابع آب را به دست بگیرند و هرطور که خواستند آب را در اختیار دیگران بگذارند.

آر.کی میسرا که رئیس کمیته دولتی بهبود زیرساخت‌های عمومی بنگلور است، بی‌پرده درباره مافیای آب این شهر با من حرف زد: «هیچ کسب‌وکار غیرقانونی‌ای نمی‌تواند بدون حمایت سیاستمداران یا پلیس کارش را ادامه بدهد. مافیای آب هم بسیاری از مشخصات جرایم سازمان‌یافته را دارد: فعالیت‌های بی‌مجوز (مثل حفر چاه در مکان‌های عمومی)، خشونت و درافتادن با گروه‌‌های مافیایی دیگر و تهدید مردم عادی. سیاستمداران از پله‌های قدرت بالا می‌روند و خودشان را از پست‌های محلی به پست‌های دولتی و قانون‌گذاری می‌رسانند و در این راه‌، حمایت مافیای آب را پشت خود دارند. مافیای آب در زمان انتخابات به کمپین آنها پول می‌دهد و در مقابل، آنها وقتی انتخاب شدند جلوی هر تلاشی برای ایجاد اخلال در کار مافیای آب را می‌گیرند. به همین خاطر هیچ کاری در این خصوص به نتیجه نرسیده است.»

برخورد از نزدیک

وقتی روی این گزارش کار می‌کردم، تصمیم گرفتم هرطور شده با یکی از روسای مافیای آب بنگلور دیدار کنم. توانستم اطلاعاتی درباره یکی از آنها به نام تایاپا به دست بیاورم. او کنترل آب منطقه ایلبور را در بنگلور در دست دارد. این منطقه تا همین پانزده سال پیش، دهکده‌ای در حومه بنگلور بود. اما حالا بخشی از جنوب این شهر است و به دلیل نزدیکی‌اش به منطقه وایتفیلد (که شرکت‌های بزرگ خارجی را در خود جا داده)، به یک منطقه مسکونی پرجمعیت با آپارتمان‌های زیاد تبدیل شده و صدها هزار نفر از کارکنان این شرکت‌ها در آن ساکن شده‌اند. این آپارتمان‌ها زمین تنیس و حوض‌های تزئینی و امکانات مختلف دارند، اما با مسئله تامین آب مواجه‌اند. اینجاست که مافیای آب هرکار بخواهد می‌کند.

ساکنان منطقه می‌گویند مافیای آب، این آپارتمان‌ها را به شش شاخه در میان خودشان تقسیم کرده‌ و هرکدام، قیمت آب را به سلیقه خود تغییر می‌دهند یا در آب‌رسانی به وسیله تانکر تاخیر ایجاد می‌کنند. آنها همه بر این عقیده بودند که تایاپا مرد اصلی میدان است و بقیه از او دستور می‌گیرند. تلاش ساکنان برای اینکه صاحبان تانکر از مناطق دیگر را به آوردن آب به این منطقه مجاب کنند نتیجه نداده، چون همه از تایاپا می‌ترسند. حتی تلاش برای زدن چاه عمیق در این منطقه برای تامین آب هم با تهدید و ارعاب مافیا مواجه شد و بی‌نتیجه ماند.

در موارد زیادی، مقامات شهری، اداره آب و اعضای احزاب سیاسی با مافیای آب در ارتباط‌اند و بنابراین، گامی برای مقابله با فعالیت‌های غیرقانونی آنها برنمی‌دارند.

بالاخره تصمیم خودم را گرفتم و برای گفت‌وگو با تایاپا به او تلفن زدم. با من در خیابان قرار گذاشت. سر قرار رفتم و چهار ساعت هم بین یک دکه ماهی‌فروشی و یک دکه چای‌فروشی منتظر ماندم. ولی تایاپا نیامد. در این مدت، تانکرهای آب زیادی از جلوی چشمم رد شدند. حدود ۵۷ تانکر تنها از خیابانی که من در آن بودم گذشتند.

روز بعد از آن که تایاپا مرا سر کار گذاشت، دوباره به ایلبور رفتم تا با او تماس بگیرم. قرار شد روز بعد ملاقات کنیم. من هم که چاره‌ای جز اطاعت از حرف او نداشتم. او با یک موتور نقره‌ای‌رنگ رویال انفیلد سر قرار آمد. قرار همان جایی بود که بین دکه ماهی‌فروشی و چای‌فروشی قرار داشت. تایاپا به سمت یکی از دکه‌های دیگر رفت که نارگیل می‌فروخت. نارگیل‌فروش وقتی تایاپا را دید از جایش بلند شد، صندلی‌اش را گردگیری کرد و از دکه بیرون آمد تا تایاپا بنشیند.

تایاپا مرد میان‌سالی بود که موهایش کم‌کم داشت می‌ریخت. تی‌شرت زردی پوشیده بود و سبیل داشت. او با لحنی مطمئن و خودمختار حرف می‌زد ولی تناقض زیادی در حرف‌هایش بود. یک بار گفت فقط یک تانکر آب دارد و می‌خواهد از این کار بیرون بیاید. یک بار دیگر گفت چهار تانکر دارد که حالا به دو تا کاهش پیدا کرده‌اند و یک بار هم گفت دو تانکر کوچک و یک تانکر بزرگ دارد.

تایاپا تعریف کرد که قبلا منطقه ایلبور فقط محل کشاورزی بوده. وقتی شهر این دهکده را بلعید، تایاپا یکی از اولین افرادی بوده که وارد بیزینس تانکر آب شده و از همان سال ۲۰۰۳ تاکنون در همین کار مانده.

وقتی سعی کردم بحث را به جزئیات کار بکشانم، تایاپا گارد گرفت و همه‌چیز را انکار کرد. کلیدی‌ترین حرفی که او تکرار می‌کرد این بود: «فرض کن من برایشان آب نیاورم. مردم می‌خواهند چه‌کار کنند؟ چه‌کاری از دستشان برمی‌آید؟ هرکس هرچه می‌خواهد می‌گوید ولی درنهایت باز هم به آب احتیاج دارد.» او به دمای چهل‌درجه‌ای بنگلور هم اشاره کرد و گفت: «از دریاچه‌ها هم چیزی نمانده. شهر می‌خواهد از کجا برای مردم آب تامین کند؟ دو، سه سال بیشتر آب موجود نخواهد بود. آن وقت همین آپارتمان‌ها باید تخلیه کنند و بروند.»

چه باید کرد؟

کارشناسان خوش‌بین می‌گویند هنوز می‌توان بنگلور را نجات داد. اما باید اصلاحات جدی در نحوه مدیریت آب صورت بگیرد. اس ویشوانات یک برنامه‌ریز شهری که ایده‌هایی را در باب استفاده پایدار از آب مطرح کرده، این راه‌حل‌ها را پیشنهاد می‌دهد: تمام ساختمان‌های شهر باید به سیستم جمع‌آوری آب باران مجهز شوند، مقامات شهری باید جلوی آلوده‌شدن آب به فاضلاب را بگیرند، آنها باید جلوی ساخته‌شدن ساختمان‌ در محل دریاچه‌ها را بگیرند.

اما چقدر می‌توان به چنین راه‌حل‌هایی امید بست؟

یکی از این راه‌حل‌ها سال ۲۰۰۹ به عنوان قانون تصویب شده است: بر این اساس، ساختمان‌ها باید به سیستم جمع‌آوری آب باران مجهز باشند. اما عملا درصد زیادی از ساختمان‌ها به این قانون عمل نکرده‌اند و راه‌های فرار از قانون هم زیاد بوده است. در شهری مثل بنگلور که ثروت به خاطر رونق بخش آی‌تی به شدت در حال افزایش است و هرروز اتومبیل‌های لوکس بیشتری به خیابان‌ها می‌آیند، عبور تانکرهای آب از خیابان‌های باریک هم به سختی انجام خواهد شد.

یکی از چهره‌های کم‌اهمیت‌تر و رده‌پایین‌تر در مافیای آب که من در جریان تحقیق برای گزارشم با او چند بار دیدار داشتم، گودا از شرکت تامین آب هیمالیا بود. او می‌گفت کار استخراج آب از چاه‌های عمیق بسیار سخت است و رساندن آب به مناطق مختلف با تانکر هم تنش زیادی دارد. او برای درک موضوع از من دعوت کرد چند روز پیاپی با یکی از راننده‌های تانکر همراه باشم و خودم ماجرا را ببینم. این تانکر، مسئولیت آب‌رسانی به کمپانی چینی هواوی را در بنگلور به عهده داشت. در روزهایی که با این تانکر بین چاه آب و مقر هواوی در رفت و آمد بودیم، متوجه شدم که آنجا هرروز دارد شلوغ و شلوغ‌تر می‌شود. هرروز تاکسی‌های اوبر بیشتری در اطرافش دیده می‌شدند و تعداد ماشین‌ها و موتورسیکلت‌ها هرروز بیشتر از روز قبل بود. آنچه از شواهد برمی‌آمد این بود که اوضاع بیزینس برای این شرکت چینی تولید موبایل و بسیاری از شرکت‌های دیگر مستقر در بنگلور خیلی خوب است. درواقع تکنولوژی و بیزینس هست، ولی آب نیست.