
چالش اصلی ما به نبود ارتباط بین دانشگاه و صنعت و شرکت های دانش بنیان با صنعت باز می گردد، اتفاقی که سال هاست درباره آن صحبت و ابراز نگرانی می شود ولی همچنان به همان صورت قبلی باقی مانده است
عضو هیات نمایندگان اتاق تهران معتقد است چیزی که هم اکنون در ایران با آن رو به رو هستیم این است که مقررات، شرایط و چارچوب استاندارد و معین برای تاسیس شرکت های شتاب دهنده و حمایت از استارت آپ ها و شرکت های دانش بنیان وجود ندارد و استاندارد نیستند و تاسیس و وظایف شتاب دهنده ها از سوی بخش های خصوصی تعریف نشده است و در بخش های دولتی مانند معاونت علمی ریاست جمهوری و دانشگاه ها هم که شاهد چنین موسسه های حمایتی هستیم تعاریف به صورت کلی است و به همین دلیل شاهد نتایج آن چنانی و مشخص از آن ها نبوده ایم.
مسعود شنتیایی در ادامه با اشاره به اینکه حمایت های مالی و جذب سرمایه برای عملیاتی شدن ایده ها، ابتکارات و شکل گیری شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها از اهمیت ویژه ای برخورددار است اما همه چیز نیست می گوید:« در کنار جذب سرمایه برای راه اندازی شرکت های دانش بنیان و بحث های مالی آن چیزی که اهمیت ویژه دار تجربیاتی در زمینه های راه اندازی شرکت ها، اصول مدیریت آن ها و نیروی انسانی، بحث تعهدها و قراردادها، موضوعات و تجربیات حقوقی و... است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و با کمک شرکت های شتاب دهنده و با تجربه می تواند در اختیار شرکت های دانش بنیان نوپا قرار گیرد و آن ها را از سرخوردگی دور کند و جلوی شکستشان به خصوص در مدیریت نیروی انسانی را بگیرد؛ شما توجه داشته باشید که در شرکت های دانش بنیان باتوجه به جایگاه نیروی انسانی مبتکر حفظ و مدیریت این نیرو از اهمیت ویژه ای برخورد دار است.»
او در ادامه با اشاره به اینکه به صورت طبیعی یک شرکت نوپا تجربه آنچنانی در حوزه مالیات، تامین اجتماعی، تضمین های حقوقی و... ندارد، می گوید:« شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها معمولا به خصوص در ابتدا شرکت های کوچکی هستند که توان جذب نیروهای مختلف در حوزه های حقوقی، مشاوره و... را ندارند و از این جهت نیز حضور شتاب دهنده ها و شرکت های حامی در کنار این شرکت ها الزامی است و باعث رونق آن ها و تمرکزشان روی کار اصلی و ابتکار و خلاقیتشان خواهد شد به جای درگیری های اداری و...»
این عضو هیات نمایندگان اتاق تهران با بیان اینکه در دنیای امروز که هر روز اگر گامی به جلو برداشته نشود از همه چیز عقب خواهیم افتاد، نمی توان چند سال صبر کرد تا یک شرکت دانش بنیان خود به رشد در همه زمینه ها برسد، می گوید:« چالش اصلی ما به نبود ارتباط بین دانشگاه و صنعت و شرکت های دانش بنیان با صنعت باز می گردد، اتفاقی که سال هاست درباره آن صحبت و ابراز نگرانی می شود ولی همچنان به همان صورت قبلی باقی مانده است و حل نشده؛ این یک واقعیت است که ارتباطی بین صنعت و دانشگاه در کشور ما وجود ندارد و یا بسیار بسیار ضعیف است. آن چیزی که ما هم اکنون شاهد آن هستیم یک بی اعتمادی بین دو طرف است؛ نکته ای که باعث می شود با رشد رو به رو نشویم زیرا باید بدانیم که دانشگاه و صنعت برای اشتغال، کارآفرینی و... به یکدیگر وابسته هستند.»
شنتیایی با اشاره به اینکه باید بی اعتمادی جای خود را به ارتباط منسجم بین دانشگاه و صنعت بدهد، می گوید:« به اعتقاد من چاره حل این مشکل استفاده از تشکل های تخصصی هر حوزه است که ارتباط را بین دانشگاه و صنعت فراهم کنند و ضامن اجرایی شدن قراردادها و تعهدها باشند، آن چیزی که الان شاهدیم این است که دانشگاه ها منابعی دولتی را در اختیار استادان و دانشجویان قرار می دهند و این باعث می شود که آن ها علاقه ای به کار در حوزه صنعت پیدا نکنند و به فکر ایجاد شرکت های خود بیفتند و وارد صنعت نشوند و به دلیل نبود تجربه کافی و تامین نشدن کامل منابعی که دولت به آن ها قول داده است با شکست رو به رو شوند در صورتی که با تبادل ارتباط و همکاری شرکت های دانش بنیان با کارخانه ها و صنعت علاوه بر رونق اقتصادی و توسعه صنعتی شاهد رشد شرکت های استارت آپی و دانش بنیان هم خواهیم داد. این یک واقعیت است که صنعت ایران برای به روز شدن نیاز به تکنولوژی جدید دارد و این شرکت های دانش بنیان هستند که می توانند این خلاء را پر کنند.»