
مایکل کلین اقتصاددان میگوید میتوان اقتصاد کلان در سطح بینالمللی را در یک جمله خلاصه کرد؛ در این گزارش جملهای که خلاصه علم اقتصاد است مطرح شده و مورد بحث قرار گرفتهاست.
ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست
هیلل یکی از رهبران بزرگ یهودی در قرن نخست میلادی بود. یک بار از او خواستند در حالیکه روی یک پای خود ایستاده به صورت خلاصه محتوای تورات را بگوید. او گفت: «آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند. کل تورات همین است و بقیه آن حرفهای اضافی است.» مایکل کلین از دانشگاه تافت نیز در مورد دیدگاههای خود درباره اقتصاد کلان نوشته اقتصاد کلان در سطح بینالمللی هم میتواند به صورت مشابه خلاصه شود: دولتها برای سیاستگذاریهای خود با یک سهگانه روبهرو هستند. بقیه اضافی است.»
سهگانه سیاستگذاری که با عنوان سهگانگی متناقض یا غیرممکن نیز شناخته میشود این ایده را مطرح میکند که یک کشور باید میان جریان آزاد سرمایه، کنترل نرخ ارز و استقلال پولی دست به انتخاب بزند (اینها سه گوشه یک مثلث هندسی هستند). تنها دو مورد از سه مورد، ممکن است. کشوری که میخواهد ارزش ارز خود را ثابت نگه دارد و در عینحال سیاستی برای نرخ بهره داشتهباشد که از نفوذ خارجی در امان باشد (سمت ج مثلث) نمیتواند به سرمایههای خود اجازه جریان آزاد در مرزهایش را بدهد. اگر نرخ ارز ثابت باشد اما مرزهای کشور برای جریان آزاد سرمایه باز باشد دیگر نمیتواند سیاسی پولی مستقلی (سمت الف) داشتهباشد. و اگر کشوری جریان آزاد سرمایه را انتخاب کند و در عینحال استقلال مالی بخواهد باید به ارز خود (سمت ب) اجازه جریان و نوسان بدهد.
برای اینکه این سهگانه را به خوبی درک کنید کافی است کشوری را تصور کنید که نرخ ارز خود را در برابر دلار ایالات متحده امریکا تثبیت میکند و در برابر سرمایههای خارجی نیز درهای خود را باز میگذارد. اگر بانک مرکزی این کشور نرخ بهرهای بیش از نرخ تعیینشده از سوی فدرال رزرو امریکا در نظر بگیرد سرمایههای خارجی که به دنبال راهی برای بازگشت میگردند مانند سیل جاری میشوند. این جریان باعث افزایش تقاضا برای ارز محلی میشود و در نهایت اتصالی که میان ارز و دلار برقرار شده، میشکند. اگر نرخ بهره پایینتر از میزان آن در امریکا در نظر گرفتهشود، سرمایهها از کشور خارج میشوند و ارز سقوط میکند.
جایی که موانع بر سر راه جریان سرمایه مناسب نیست و یا بیثمر است، این سهگانه تنها یک انتخاب پیش روی دولتها میگذارد: نرخ ارز پر از نوسان و کنترل سیاستهای پولی؛ یا نرخ ارز ثابت و اسارت پولی. کشورهای ثروتمند معمولاً مورد اول را انتخاب میکنند. اما کشورهایی که یورو را به عنوان ارز ثابت خود دارند به سراغ دومی رفتهاند. قربانی شدن استقلال سیاستهای پولی از سال 1999 مد شدهاست.
در اروپا سرمایه به صورت آزادانه در گردش است به همین خاطر سهگانه باعث شده اعضا از سیاست پولی آلمان تابعیت کنند که قدرت آن منطقه به شمار میآید. این بردگی پولی تنها برای هلند قابل تحمل است چرا که شروع آن به آلمان وابسته است و شرایط کسبوکار آن با افتوخیزهایی مشابه آلمان همراه است. اما برای اقتصادهایی مانند اسپانیا و یونان که وابستگی تجاری کمتری به آلمان دارند هزینه از دست دادن استقلال پولی بسیار بالاست. نرخ بهره که در دوران رونق اقتصادی بسیار پایین بود باعث شد بحران اقتصادی به بار بیاید.
اقتصاد در یک جمله
نظریه سهگانه مانند سایر نظریههای اقتصادی پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. برای نسلی از دانشآموزان و دانشجویان علم اقتصاد، مدل ماندل- فلمینگ که بحث جریان سرمایه، نرخ بهره و ثبات نرخ ارز را مورد بررسی قرار میداد جزو مهمترین مباحث بود. این مدل به نام رابرت ماندل اقتصاددان و مارکوس فلمینگ نظریهپرداز عرصه کسبوکار نامگذاری شد. اگر دنیای اقتصاد بدون تغییر بزرگ باقی مانده به خاطر جریان اندک سرمایه در این زمان بودهاست. ارز کشورهای ثروتمند که به دلار وابسته است جزو دیگر مسائل تأثیرگذار بودهاست. نخستین باری که مدل ماندل- فلمینگ مورد توجه قرار گرفت سال 1976 بود که رودیگر دورنباش این نظریه را از سوی موسسه تکنولوژی ماساچوست معرفی کرد. حاصل نهایی این نظریه نیز این است که کشورها یا باید مرزهای خود را برای عبور و مرور سرمایه کنترل کنند یا باید وضعیت مالی و پولی را کنترل کنند. در حقیقت آنها با یک دوگانه در دل یک سهگانه روبهرو هستند. در پایان نیز این نکته مطرح شده که سیاست نرخ بهره داخلی در برابر چرخه مالی در جهان، قدرت و اهمیت کمتری دارد. به هر حال اقتصاد باید روی یک پا بایستد و اقرار کند که کل آن در همان یک جمله سهگانه خلاصه میشود.