جان نش با نظریه تعادل خود افق‌های دید علم اقتصاد را گسترش داد

فرار از زندان

تاریخ 1396/02/15 ساعت 12:48

جان نش جزو معروف‌ترین اقتصاددان‌هایی است که نوبل اقتصاد را دریافت کرد. او نظریه تعادل نش را در علم اقتصاد مطرح کرد که باعث شد چشم‌انداز این علم وسیع‌تر شود. در این گزارش نظریه تعادل نش مورد بررسی قرار گرفته‌است.

ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست

جان نش در سال 1948 به دانشگاه پرینستون رفت تا تحصیلات خود را در مقطع دکتری ادامه بدهد؛ کسی که او را به این دانشگاه معرفی کرده‌بود یک جمله زیر معرفی‌نامه نوشته‌بود: «او در ریاضیات یک نابغه است.» نش کسی را ناامید نکرد. او که تنها 19سال داشت در عرض 14 ماه موفق به خلق آثاری شد که در سال 1949 حاصل آن جایزه نوبل اقتصاد بود. نظریه‌ای که نش در آن همکاری داشت و بابت آن جایزه نوبل دریافت کرد نظریه بازی نام داشت.

نش در 16نوامبر 1949 به آکادمی علوم مقاله‌ای نوشت و مفهوم «تعادل نش» را در آن مطرح کرد. این مفهوم، نتیجه‌ای ثابت را توصیف می‌کند که حاصل تصمیمات عقلانی افراد یا نهادهایی است که آن تصمیمات را بر پایه افکار دیگران بنا کرده‌اند. در تعادل نش هیچ‌کس نمی‌تواند با تغییر استراتژی، موقعیت خود را بهبود ببخشد؛ هرکسی تا جای ممکن کار درست را انجام می‌دهد حتی اگر این کار نتیجه‌ای نهایی برای جامعه نداشته‌باشد. نش با یک معادله ریاضیاتیِ ساده نشان می‌دهد که هر «بازی» با تعداد محدودی از بازیکن‌ها در نهایت به چنین تعادلی دست پیدا می‌کند.

نظریه تعادل نش

دیدگاه‌های نش، افق‌های دیدِ علم اقتصاد را گسترش داد. در بازارهایی که کاملاً رقابتی هستند و مانعی برای ورود افراد وجود ندارد، افراد با کالاها و محصولات ویژه و منحصر به فرد خود شرایط را به گونه‌ای ایجاد می‌کنند که هیچ فروشنده و خریداری نمی‌تواند روی بازار تأثیر بگذارد؛ هیچ‌کس هم نیازی ندارد به تصمیمات افراد دیگر توجه کند و آنها را برای انجام کار خود رصد کند. اما اکثر بازارها این‌طور نیستند. تصمیمات رقبا و فروشندگان در این بازارها حرف اول را می‌زند. تعادل نش از مزایده‌ها گرفته تا بازار کار، همه را زیر ذره‌بین علم قرار داد و کمک کرد از این طریق پیش‌بینی‌های دقیقی از انگیزه‌های انسانی در دنیای واقعی به دست بیاوریم.

یکی از نمونه‌های معروف در این زمینه که به صورت نمادین تعادل را نشان می‌دهد موقعیت دوگانه زندانیان است. نش به کمک هندسه و اعداد این موقعیت را به تصویر کشیده‌است و آن را در مقاله‌ای در سال 1951 منتشر کرده‌است. در این تصویر دو زندانی وجود دارند که هرکدام در سلول‌های مجزا حکم مشابه قاضی را بر دوش می‌کشند. هردو اگر به یک قتل خونین اعتراف کنند با حبس ده‌ساله در زندان مواجه می‌شوند. اگر یکی سکوت کند و دیگری اقرار کند، کسی که اقرار کرده پاداش دریافت می‌کند در حالی‌که فرد مقابل به حبس ابد محکوم می‌شود. اما اگر هردو سکوت کنند تنها به یک سال حبس در سلول‌هایشان محکوم می‌شوند.

در نظریه تعادل نش تنها یک راه‌حل برای وضعیت حیص‌وبیصِ زندانیان وجود دارد: هردو اقرار کنند. هرکدام سعی کرده‌اند بهترین واکنش را در برابر استراتژی دیگری دنبال کنند؛ از آنجا که احتمال دارد دیگری زبان به دندان نگرفته و اقرار کرده‌باشد او نیز برای اینکه به حبس ابد محکوم نشود اقرار می‌کند. تراژدی قصه اینجاست که اگر هردو از تصمیم هم باخبر بودند می‌توانستند با همکاری یکدیگر موقعیت بهتری را برای خودشان خلق کنند.

این مثال نشان می‌داد که جمعیت‌ها می‌توانند در عین باهوش بودن احمق نیز باشند. چیزی که می‌تواند برای یکی بهترین باشد برای دیگری فاجعه‌بار خواهد بود. این اتفاق در دنیای واقعی بارها و بارها رخ داده‌است. کارگرانی که می‌خواهند رئیس خود را تحت تأثیر قرار بدهند آن‌قدر از زیردستان خود کار می‌کشند که آنها را به مرز نابودی می‌کشانند و به این ترتیب باعث نابودی خودشان نیز می‌شوند.

نظریه تعادل نش به اقتصاددان‌ها کمک کرد راه‌های بهبود وضعیت افراد را درک کنند و چاره‌ای برای آن بیابند؛ آنها حالا می‌دانند که هر فردی باید با بهترین انگیزه‌های ممکن روبه‌رو شود تا در نهایت نیز بهترین تصمیم را بگیرد. نظریه تعادل نش نقشی کلیدی را در اقتصاد کلان بازی می‌کند. خالق این نظریه جان خود را در یک تصادف رانندگی در سال 2015 از دست داد. او جزو اقتصاددان‌هایی بود که از ابتدا مورد توجه همگان قرار گرفت؛ از همان ابتدا به دانشگاه پرینستون دست پیدا کرد و در طول حیات خودش به جایزه نوبل اقتصاد نیز دست یافت. نش کمک کرد افراد در جوامع روابط تعاملی بهتری با یکدیگر داشته‌باشند و بیشتر از اینکه خود را یک فرد ببینند در قالب یک گروه فعالیت کنند.