
متوسط سرمایهگذاری معادن ایران در سطح حدود 2 هزار معدنی که دارای پروانه بهرهبرداری هستند نزدیک به 700 میلیون تومان است.
سعید ارکان زاده/ آینده نگر
احمد شریفی، دبیرکل و عضو هیئتمدیره انجمن سنگ ایران، در گفتوگو با «آیندهنگر» از وضعیت وخیم معادن سنگ و صنعت سنگ در ایران انتقاد میکند. او راهکارهایی را برای بهبود وضعیت سنگ ایران برمیشمارد که عمدهترین آنها تزریق سرمایه از طریق صندوق توسعه ملی است. دبیرکل انجمن سنگ ایران میگوید: «متوسط سرمایهگذاری معادن ایران در سطح حدود 2 هزار معدنی که دارای پروانه بهرهبرداری هستند نزدیک به 700 میلیون تومان است. در ایران دستکم برای اینکه یک معدن بتواند کار خود را شروع کند، نیاز به یک بیل و یک لودر قوی دارد. این تجهیزات و محاسبات انجمن سنگ ایران نشان میدهد که دستکم 3 میلیارد تومان سرمایهگذاری نیاز است تا یک معدن سنگ بتواند به صورت اقتصادی کار کند.» به گفته شریفی، متوسط عمر ماشینآلات در بخش معدن سنگ تزیینی در حدود 20 سال است. استهلاک بالا، تعمیرات زیاد و خواب دستگاهها در بخش معدن باعث میشود که راندمان تولید پایین بیاید و به جای اینکه معادن با 60 تا 70 درصد ظرفیتشان کار کنند تنها با 35 درصد ظرفیت فعالیت میکنند. او میافزاید: «بنابراین این وضعیت ایجاب میکند که دولت از طریق صندوق توسعه ملی برای رونق بخشیدن به صنعت سنگ کشور در حوزه معادن دستکم یک میلیارد دلار به بخش معدن سنگهای تزیینی تزریق کند. اگر این اتفاق رخ ندهد، باید آینده بسیار تاریکی را برای این بخش رقم بزنیم.» او میافزاید: «انجمن سنگ در حال آمارگیری دقیق واحدهای فرآوری سنگ کشور است تا بتواند عارضهیابی و دستهبندی واحدها را انجام دهد و در نهایت بتواند نیاز آنها را در زمینه حمایتها و سرمایههای ارزی تخمین بزند. اما به طور کلی پیشبینی میشود که اگر بخواهیم به 1.5 میلیارد دلار صادرات سنگ فرآوریشده در سال 99 برسیم، دستکم باید در حدود 500 میلیون دلار دیگر نیز از صندوق توسعه ملی به بخش فرآوری تزریق شود.»
در بخش فرآوری، به گفته دبیرکل انجمن سنگ ایران، شرایطی وجود دارد که به شدت نیاز به حمایت دارد. در این بخش، 6 هزار و 500 واحد فرآوری در سطح کشور دارای مجوز هستند. البته به گفته شریفی، بخش عمده این واحدها سنتی هستند و با ماشینآلات ضعیف ایرانی کار میکنند و توان تولید استاندارد برای صادرات را ندارند اما در میان این واحدها، دستکم 200 واحد فرآوری هستند که ماشینآلات مدرن ایتالیایی دارند. این واحدهای مدرن فرآوری عمدتا دچار مشکلات عدیدهای هستند، از جمله اینکه وامهای ارزی گرفتهاند و نتوانستهاند تسویه کنند، بنابراین بانکها آنها را در اختیار گرفتهاند، آنها را تعطیل کردهاند و این سرمایه در حال از بین رفتن و نابود شدن است. دبیرکل انجمن سنگ ایران میگوید: «بخش عمدهای از این 200 واحد فرآوری مدرن زیر بار استقراض ارزی شدید هستند که نتوانستهاند آن را بازپرداخت کنند. بنابراین به تدریج بانکها در حال به مزایده گذاشتن این واحدها هستند. در سالهای گذشته در بخش واحدهای فرآوری مدرن دستکم در حدود 500 میلیون دلار سرمایهگذاری صورت گرفته است. اگر این 200 واحد فرآوری هرکدام در حدود 500 هزار متر سنگ صادراتی در سال تولید کنند، ظرفیت صادرات آنها در سال 10 میلیون متر مربع خواهد بود. سرمایهگذاری در این واحدها نیز برای صادرات انجام شده اما امروز اکثر این واحدها یا متوقف هستند یا با ظرفیت بسیار پایین برای بازار داخلی تولید میکنند. اگر بتوان کاری کرد که این 10 میلیون متر مربع سنگ صادراتی در بازارهای صادراتی هر متر 30 دلار فروش برود، با کمی توجه به واحدهای موجود فرآوری سنگ میتوان در حدود 300 میلیون دلار به ارزش صادرات سنگ تزیینی فرآوریشده استاندارد ایران اضافه کرد.»
انواع و اقسام مشکلات از جمله ناتوانی بازپرداخت وامهای ارزی، به فروش گذاشتهشدن توسط بانکها، کمبود نقدینگی در گردش، مدیریت تولید و آموزش که واحدها با آن روبهرو هستند باعث شده است که به جای تولید 10 میلیون متر مربع سنگ صادراتی، اکنون ایران زیر 2 میلیون متر مربع سنگ فرآوریشده استاندارد تولید کند. صادرات سنگ فرآوریشده ایران در حال حاضر در حدود 250هزار تن است که با احتساب هر متر مربع 50 کیلوگرم، این میزان صادرات 5 میلیون متر مربع برآورد میشود اما دبیرکل انجمن سنگ میگوید که در حدود 3 میلیون متر مربع از این سنگهای صادراتی غیراستاندارد است که به کشورهای همسایه از جمله عراق صادر میشود و تنها حدود 2 میلیون متر مربع آن استاندارد است. شریفی میگوید: «صادرات سنگ غیراستاندارد به کشورهای همسایه به طور مستمر انجام میشود اما سنگی که ما برای بازارهای هدف در نظر گرفتهایم سنگی استاندارد است که برای افزایش تولید آن، باید 200 تا 300 کارخانه مدرن ایران عارضهیابی شوند، مشکلاتشان شناسایی شود، گرههایشان باز شود و از آنها پشتیبانی شود تا برای صادرات سنگ استاندارد تولید کنند.» به گفته او، بسیاری از این واحدهای مدرن اکنون سنگ غیراستاندارد تولید میکنند و عمدتا با ظرفیتی به اندازه 20 تا 30 درصد توان خود تولید را انجام میدهند. شریفی میافزاید: «این واحدها توان مالی برای اینکه سنگ فرآوریشده خود را صادر کنند ندارند، از بازارهای هدف شناختی ندارند، بخش بازرگانیشان ضعیف است، مشکل نقدینگی در گردش دارند، با بانکها مشکل پیدا کردهاند و به همین دلایل قیمت تمامشده بالایی دارند که با بازارهای جهانی قابل رقابت نیست. همه این عوامل باعث شده همان بلاهایی که بر سر واحدهای معدنی ما میآید، به تدریج بر سر واحدهای تولید سنگ مدرن ما نیز بیاید.»