
بخش مهمی از اقتصاد جهان به اقتصادهای نوظهور وابسته است. وضعیت بازارهای نوظهور در دو سال گذشته نگرانکننده بوده و اکنون نیز آمدن ترامپ شرایط را پیچیدهتر کرده؛ اما این گزارش حرف دیگری برای گفتن دارد.
ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست
کنسولگری سوریه در استانبول یکی از نقاط بسیار شلوغ است. مردها در سرمای بیرون ازدحام میکنند و در کنار در پرزرقوبرق آن صف میکشند. اما در همسایگی، همهچیز به طرز عجیبی رها شدهاست. یک سلسله حملات تروریستی به همراه یک کودتای ناموفق باعث شده همه خسته و غمگین باشند. یکی از مغازهداران میگوید: «هر بار که بمبی در جایی منفجر میشود، مردم تا مدتها بیرون نمیآیند. تقریباً یک هفته همهجا تعطیل میشود و همهچیز برای آن هفته از دست میرود.»
جنگ همسایه و وحشت در خانه به اقتصاد ترکیه آسیب بسیاری وارد کردهاست؛ در کنار آن آشوب سیاسی نیز دست از سر اقتصاد برنداشتهاست. لیر به عنوان ارز رایج این کشور از زمان انتخابات امریکا در 8 نوامبر تا پایان اولین ماه از سال جدید بیش از 15درصد سقوط را در برابر دلار تجربه کردهاست. کسی دیگر در برخی از مناطق ترکیه نمیتواند خانهای را کرایه کند. حتی روی در خانه اورهان پاموک نویسنده معروف ترک نیز تابلوی «برای اجاره» دیده میشود.
شرکتهای بسیاری در ماه نوامبر در ترکیه دچار بدبختی و فلاکت شدهبودند. دیگر بازارهای نوظهور نیز نسبت به نتایج انتخابات امریکا واکنش بسیار بدی نشان دادند چرا که همه منتظر اوقاتتلخیهای ترامپ بودند. اما در چند هفته اخیر، بازارهای نوظهور موفق شدهاند پای خود را از ماجرای امریکا و رئیسجمهوری جدیدش کنار بکشند. راند به عنوان ارز رایج افریقای جنوبی دوباره ضعف خود را جبران کردهاست و قدری نسبت به دلار جان گرفتهاست. ارزهای رایج هند و اندونزی نیز هر دو افزایش 2درصدی داشتهاند. رئال برزیل که که سقوط 8درصدی را در برابر دلار تجربه کردهبود اکنون دوباره قدرت گرفتهاست. تنها پزوی مکزیک است که همچنان با سقوط 10درصدیِ خود، در کاهش ارزش با لیر ترکیه رقابت میکند.
ظاهراً بازارها به این نتیجه رسیدهاند که سیاستهای ترامپ برای اولویتبخشی به امریکا، اقتصادهای نوظهور را بیش از سایر اقتصادها به عقب میراند. چهار خطرِ بالقوه وجود دارد که باید آنها را در نظر گرفت: دلار قوی؛ جنگ تجاری؛ محدودسازی مهاجرت؛ و تعطیلات مالیاتی که باعث میشود شرکتهای امریکایی سود خارجی را به خانه خود بازگردانند. روسیه با قوت ادامه میدهد و در برابر هیچیک از این خطرات آسیبپذیر نیست. در مقابل مکزیک در معرض همه این خطرات قرار دارد. بقیه اقتصادها نیز وضعیتی میانه دارند.
ترکیه چه حالی دارد؟
اما ترکیه چه شرایطی خواهد داشت؟ در نگاه نخست به نظر میرسد که این کشور ترس چندانی ندارد. این کشور در برابر جنگ تجاری خطری را احساس نمیکند. در برابر محدودسازی کارگران مهاجر یا سود شرکتها نیز مشکلی نخواهد داشت. این کشور بعد از بحران بزرگ مالی که در سال 2001 تجربه کرد، نظام بانکی خود را اصلاح و وضعیت تورم و لیر را کنترل کرد.
هرچند ترکیه از گذشته خود درسهای بسیاری گرفتهاست اما از همتایان خود چیزی یاد نگرفتهاست. تجربه دیگر اقتصادهای نوظهور در20سال گذشته نشان میدهد وضعیت کسری امروز میتواند به اندازه کمبود مالی، ایجاد مشکل کند. تجربه آنها همچنین نشان میدهد برای تأمین مالی تکیه بر سرمایهگذاریهای خارجی بهتر از پول نقد است. اما ترکیه از این قوانین پیروی نکردهاست. رئیسجمهوری این کشور، ترکیه را با انبوه بدهیها رها کرده و اکنون حجم بدهیهای این کشور به 100میلیارد دلار میرسد. این بدهیها باعث آسیبپذیری ترکیه میشود.
سقوط ارزش ارز ترکیه با خطر افزایش قیمتها همراه است. ترکیه در زمینه افزایش تورم، تجربه تاریخی بدی دارد. اردوغان در سال 2005 به خاطر همین افزایش تورم مجبور شد شش صفر از ارز کشور را کم کند. تجربه تاریخی این کشور نشان میدهد کاهش10درصدی ارزش لیر برابر با افزایش 1.5درصدی قیمتهاست. این مسئله نیز تمامی تلاشهای بانکهای مرکزی را زیر سوال میبرد. در واقع آنها دیگر نمیتوانند تورم را از 8.5درصد به نرخ هدف که 5درصد است برسانند. ضعف ارز در ترکیه بیشک به معنای ضعف اقتصادی است. آنها نمیتوانند تورم را کنترل کنند و به اینترتیب کنترل اقتصاد از دستشان خارج میشود. اکنون نبض حیات اقتصادی ترکیه در دستان لیر است.