
زنان و مردان کارآفرین در محیط کسبوکار رفتار متفاوتی دارند و گاهی کار خود را ترک میکنند. اما ترک کار به معنی شکست نیست. اچبیآر در این گزارش به مطالعه دلایل خروج از یک کار موفق پرداختهاست.
ترجمه:نسیم بنایی/منبع:اکونومیست/انتشار در آینده نگر
شکست در دنیای استارتآپها امری کاملاً طبیعی است. برخی از بررسیها نشان میدهد نرخ شکست در میان کارآفرینهای زن بیش از کارآفرینهای مرد است. در این گزارش هم این مسئله مورد بررسی قرار گرفته و هم مسئله شکست در استارتآپها به صورت کلی مطالعه شدهاست. بررسیها نشان میدهد یکی از دلایلی که باعث شده پژوهشگران تصور کنند زنان بیش از مردان در کارآفرینی خود شکست میخورند این است که بیش از آنها یک کار را رها کردهاند. یعنی نرخ خروج یا رهاسازی زنها از یک کار بیش از مردان است. گاهی خروج زنان از محل کار امری غیرداوطلبانه است و گاهی هم ارتباطی به عملکرد ضعیف آنها نداشتهاست. به هر حال میتوان اینطور برداشت که موفقیت کارآفرینی به حیات یک شرکت وابسته است.
اما آیا خروج از یک شرکت یا یک استارتآپ به معنای شکست است؟ پژوهشگران بر این باورند که تفاوت عمیقی میان خروج و شکست وجود دارد؛ در واقع این دو مفهوم کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. خروج از یک کسبوکار معمولاً یک تصمیم است و این تصمیم گاهی از فاکتورهای بیرونی و حتی غیرمالی ناشی میشود. اچبیآر روی 219 زن و مرد اسپانیایی مطالعهای را انجام داده که پیشتر کارآفرین بودهاند. در این مطالعه، فاکتورهایی که باعث شده آنها در نهایت تصمیم به خروج از کار بگیرند مورد بررسی قرار گرفتهاست. این نتایج درخور توجه هستند.
زنان کارآفرین نسبت به مردان کارآفرین تمایل بیشتری به خروج داوطلبانه از کار دارند؛ گاهی دلایل آنها کاملاً شخصی است و ربطی به شکست در کسبوکار ندارد. انگیزههای زنان برای خروج از کار معمولاً از فاکتورهای انسانی ناشی میشود و در برخی موارد به انتظارات آنها بازمیگردد. برای مثال زنان انتظار دارند که موفقیت استارتآپ خود را در فاکتورهای غیر پولی جستوجو کنند این در حالی است که مردان چنین چیزی را در نظر نمیگیرند. برای زنان مسائلی مانند رضایت مشتری یا تأثیرات اجتماعی بیش از پول اهمیت دارد اما در مورد مردان عموماً اینطور نیست.
برای زنان کارآفرینی که کسبوکارشان از این فاکتورها پیشی میگیرند، فروش آن کسبوکار به نظر مطلوب میآید. آنها میتوانند کار خود را خیلی راحت رها کنند تا حیاتی جدید برای خود شکل بدهند و به دنبال موفقیت دیگری بروند. برخی از بیرون، این کار را شکست تلقی میکنند اما از نگاه یک کارآفرین زن، موفقیت او کافی است و باید از آن خارج شود.
از دلایل شخصی تا دلایل حرفهای
سو شل مدیر یک شرکت تکنولوژی در مورد مشاهدات خود میگوید: «یکی از اتفاقاتی که در شرکتهای بزرگ میافتد این است که تمام تمرکز ناگهان از اهداف آن به سمت کسب سود بیشتر مایل میشود. همین باعث میشود تفاوت زنان و مردان در این شرکتها متفاوت باشد.» مطالعه اچبیآر نشان میدهد وقتی کارآفرین زن باشد، احتمال اینکه کار خود را به خاطر دلایل شخصی ترک کند، 15درصد بیشتر خواهد بود. در مقابل احتمال اینکه آنها به خاطر شکست کار خود را رها کنند نسبت به مردان 13درصد نیز کمتر بودهاست. پس آنها معمولاً به خاطر شکست از کار خود جدا نمیشوند. در این مطالعه 65مرد در کار خود شکست خورده بودند در حالیکه تنها 40 زن شکست خورده و کارشان را رها کردهبودند. اما زنانی که به خاطر دلایل شخصی کار خود را ترک کردهبودند 43 نفر بودند و در مقابل تنها 23نفر از مردان کارشان را به دلایل شخصی رها کردهبودند. برخی دیگر نیز بودند که دلایل حرفهای برای کار خود بیان میکردند مثلا اینکه فرصتهای شغلی بهتری در جای دیگر داشتهاند.
واقعیت این است که مسئله ترک کار هم برای زنان و هم برای مردان رخ میدهد. گاهی فاکتور خانواده از همه برجستهتر میشود. وقتی شخصی ازدواج میکند یا صاحب فرزند میشود شرایط زندگیاش به کلی تغییر میکند و در این بین کارش متأثر میشود. مطالعات نشان میدهد هم زنان و هم مردان به چنین دلیلی کار خود را ترک میکنند. البته نکته جالب توجه این است که وقتی مردان کار خود را به خاطر خانواده ترک میکنند از آن با عنوان «دلایل حرفهای» یاد میکنند چرا که وظیفه خود را تأمین مالی خانواده میدانند اما وقتی زنان به خاطر ازدواج و خانواده، کار خود را ترک میکنند آن را «دلیل شخصی» میدانند چرا که خود را در نقش مادر یا مراقبتکننده میبینند.
زنان و مردان در دنیای کسبوکار شرایط مختلفی دارند. این شرایط به خاطر زن یا مرد بودنِ آنها نیست؛ شرایط و موقعیتهای بیرونی که به آنها تحمیل میشود، مسیر زندگی آنها را عوض میکند. وقتی نرخ شکست در کار یا نرخ خروج از کار بررسی میشود باید تمامی فاکتورها و عوامل مورد بررسی قرار بگیرد تا نتیجهای دقیق اعلام شود. اینکه گفته میشود کارآفرینهای زن شکست میخورند در این پژوهش ثابت نشد. بسیاری از دیگر مسائل حوزه کارآفرینی هم همینطور است؛ باید رویکردها به کلی تغییر کند و نگاه به مردان و زنان یکسان شود.