
بانكها سال 95 را در شرایطی به پایان میبرند كه همچنان سایه بحران را بالای سر خود احساس میكنند.
منبع: آینده نگر
كمبود منابع در بانكها، رقابت بر سر جذب سپرده را به اوج خود رسانده و نرخ سود را بيش از دو برابر نرخ تورم نگه داشته است. مسعود نيلي مشاور اقتصادی رئیسجمهور، اصلاح نظام بانکی را حیاتیترین ضرورت نجات اقتصاد ایران دانسته است. الزام بانكها به رعايت اصول حسابداري بينالمللي، زيانده بودن بخش مهمي از شبكه بانكي را نشان داد. ارزش سهام بانكها در بورس نيز به واسطه نمايان شدن زيان در حسابهاي مالي، افت كرد. مسعود نيلي معتقد است كه نظام بانکی بیش از هر نهاد دیگر از سوءسیاستگذاری به ویژه در 10 سال گذشته آسیب دیده و هیچ نشانهای ازشکلگیری نقطه چرخش در آن مشاهده نمیشود. فاصله نرخ سود بانكي با نرخ تورم از سوي رئيس كل بانك مركزي به عنوان نماد بحران بانكها معرفي شده است. وليالله سيف صراحتا اعلام كرد كه بانكها زيانده هستند و از مشكل كمبود منابع آسیب میبینند.

پیش بینی: بانک ها در انتظار جراحی بزرگ
آينده تاريك بانكها در سال 96
سيدبهاءالدين حسينيهاشمي
به آينده بانكهاي ايران خوشبين نيستم چرا كه آسيبشناسي ساختار بازار پول و تركيب داراييها و بدهيها و همچنين منابع و مصارف بانكها نشان از يك بحران واقعي دارد، بحراني كه ريشه آن را بايد در دو دهه گذشته جستوجو كرد و براي نجات بانكها از باتلاق و بحران پيشآمده نيازمند يك جراحي گسترده و بدون اغماض خواهيم بود. اين جراحي البته بدون درد و خونريزي اتفاق نخواهد بود و نبايد دولت و بانك مركزي به دليل تبعات جراحي و اصلاح بنيادين ساختار بانكها و سوق دادن آنها به نظارت بيشتر و شفافيت دقيقتر ترديدي به خود راه دهند.
در حالي كه سال 95، سال رونمايي از بحران زياندهي بانكهاي ايران بود، به نظرم زيان احتمالي بانكها بيش از آن مقداري است كه تاكنون در گزارشها به آن اشاره شده است و اجراي استانداردهاي گزارشگري بينالمللي IFRS عمق بحران را در بازار پول و شبكه بانكي در سال آينده به تصوير خواهد كشيد. افزون بر اينكه گريزي از شفافيت بيشتر و نظارت دقيقتر نيست و نميتوان براي نشان ندادن بحران در بانكها، حصار خودساختهاي ايجاد كرد، چرا كه پيوستن بانكهاي ايران به زنجيره پيچيده و درهمتنيده بانكهاي جهان بدون تن دادن به استانداردهاي جهاني و رعايت مقررات ناظر بر فعاليت بانكها از جمله مقررات بال 2 و 3 ممكن نخواهد بود.
سال آينده براي بانكهاي ايران هم فرصت است و هم تهديد و اگر مصمم هستيم كه اين تهديد و بحران را به فرصت تبديل كنيم، بايد قبول كنيم كه راه نجات حركت بر مداري است كه دنياي بانكها بر آن ميچرخد. بديهي و البته مهم اين است كه عبور از بحران با اداره غيرحرفهاي بانكها توسط شبهبانكداران شدني نيست و اگر هم اصرار بر اين رويه داشته باشيم، راهي پرهزينه و با ريسك بالا را انتخاب كردهايم. به نظرم مانع اصلي در اصلاح ساختار بانكها، به رفتار و كردار دولتها برميگردد كه حاضر نيستند بانكها را از حالت قلك دولتها بودن خارج كنند، ديگر دوران دولتي و دستوري اداره كردن بانكها گذشته و امروزه دنياي بانكداران، دوران حرفهايهاست.