هوش مصنوعي و خودكارسازي باعث انقلابي در اقتصاد جهاني خواهد شد

اقتصاد روباتیك

تاریخ 1395/12/09 ساعت 09:22

شركت‌های برتر حوزه فناوری جهان برای ساختن بهترین فناوری هوش مصنوعی و تصاحب بیشتر سهم بازار به شدت با هم رقابت می‌كنند

ترجمه: سعید ارکان زاده یزدی/ آینده نگر/ منبع اصلی نیوزویک

دفعه بعدي كه شما در يك پمپ بنزين كه با روبات‌هاي خودكار خدمات مي‌دهد ايستاديد،‌ به روبات سلام كنيد و به داستان زندگي او فكر كنيد. تحولاتي كه خودكار شدن در پمپ‌هاي گاز به خود ديده مي‌تواند چگونگي تاثير خودكار شدن ناشي از هوش مصنوعي را نشان دهد. اين پديده زندگي را براي تقريبا همه ما راحت‌تر كرده است.

اولين نسخه خام يك پمپ بنزين كه با روبات‌هاي تحويل‌دهنده خودكار در بازار ظاهر شدند در سال 1964 پديد آمدند، در يك پمپ بنزين در وست‌مينستر در ايالت كلورادو. در اين پمپ، يك جعبه الكتريكي بود كه يك منشي درون آن مي‌نشست و از بيرون هر يك از پمپ‌ها را كنترل مي‌كرد. تا دهه 1970 روش‌هاي ديگري از خودكار شدن در پمپ بنزين‌ها ديده نشد، تا وقتي كه مشتريان خود مي‌توانستند پول را پرداخت كنند. 30 سال بعد هم هر كاري كه كنار منبع بنزين بود را روبات‌ها بر عهد گرفتند. تا سال‌هاي دهه 2000، شغل كارگر پمپ بنزين به كلي ناپديد شد.

آن صدها هزار فرصت شغل دود شد و به هوا رفت و اكنون 168 هزار پمپ بنزين در آمريكا هستند كه اين شغل‌ها را از دست داده‌اند. از بين رفتن اين مشاغل بدون شك براي افرادي كه آنها را داشتند دردآور بوده اما تاثير گسترده‌تر مثبتي روي بقيه ما داشته است.

همان طور كه در تاريخ خودكار شدن اتفاق افتاده، برخي از مشاغل با خودكار شدن پمپ‌هاي بنزين از بين رفته اما مشاغل بهتر و جديدي به وجود آمده است. اكنون بسياري از شركت‌هاي توزيع بنزين كه در آمريكا صاحب پمپ بنزين‌هاي متعددند در حال استخدام نرم‌افزارنويسان، مهندسان، فروشندگان و مديران پرو‍ژه هستند. پول‌هاي اضافي‌اي صاحبان پمپ بنزين‌ها در مي‌آورند صرف ايجاد ميني‌سوپرها مي‌شود كه كارمند مي‌خواهند يا به صرف ايجاد پمپ بنزين‌هاي بيشتر مي‌رسد كه كه به تبع آن، افراد بيشتري استخدام مي‌شوند. مشتريان نيز پول كمتري براي بنزين خرج مي‌كنند چون ديگر نيازي نيست براي كس ديگري كه آن را پمپ مي‌كند پولي پرداخت كنند. اين پول كه توسط مشتريان صرفه‌جويي مي‌شود مثلا به خرج آي‌فون‌هاي بيشتر يا سفارش ماهي از رستوران‌ها مي‌شود كه شغل‌هاي بيشتري را ايجاد مي‌كند.

نسلي از پمپ‌هاي گاز در حال غيب شدن هستند اما خودكار شدن پيام‌هاي روشني مي‌فرستد كه روي افراد نبايد شغل‌هاي بدون مهارت خيلي تكيه كنند. همين پيام‌ها والدين بيشتري را ترغيب كرده كه بچه‌هايشان را به كالج بفرستند. در سال 1970، تنها 14 درصد از مردان داراي مدرك تحصيلي چهارساله كالج بودند و 8 درصد زنان نيز اين مدرك را داشتند. تا سال 2015،‌اين سهم به 32 درصد مردان و زنان رسيد. بنابراين در طول زمان، ما صدها هزار نفر از مردم را از شمار كساني كه ممكن بوده بخواهند كارگر پمپ بنزين شوند خارج كرده‌ايم و آنها را بالا برده‌ايم تا سطح بازار مشاغل حرفه‌اي و به اين ترتيب ارزش زيادي به جامعه و نيز به كيف‌هاي پول آنها افزوده مي‌شود. در حالي كه فناوري نسبتا دليل سال‌هاي ركود دستمزدي در طبقه متوسط بوده، عمدتا به افراد كمتر تحصيل‌كرده ضربه زده و به افراد بيشتر تحصيل‌كرده كمك كرده است.

اقتصاددانان نشان داده‌اند كه زمان و نيز اين خودكار شدن كمك كرده كه كل استانداردهاي زندگي بالا رود، نرخ سواد بهبود يابد، ميانگين طول زندگي بالا رود و نرخ جرايم كاهش يابد. بعد از موجي از خودكار شدن – انقلاب صنعتي، مكانيزه شدن و رايانه‌اي شدن – ما وضعيت بهتري از هر وقت ديگري داشته‌ايم. همان طور كه مت ريدلي در كتابش، «خوش‌بين منطقي»،‌ نوشته هر آمريكايي در سال 1900 به طور ميانگين 76 دلار از هر 100 دلار خود را صرف غذا، پوشاك و مسكن مي‌كردند. امروزه اين آمريكايي تنها 37 دلار از هر 100 دلار را صرف اين بخش‌ها مي‌كند. در آن زمان،‌ براي خريد يك خودروي مدل تي در سال 1908، هر آمريكايي بايد به طور متوسط 4 هزار و 700 ساعت كار مي‌كرد اما امروزه هر آمريكايي براي خريد يك خودرو كه هزار برابر مدل تي بهتر است، بايد هزار ساعت كار كند. سازمان ملل تخمين زده است كه فقر در 50 سال اخير به اندازه بيشتري از كاهش فقر در 500 سال گذشته،‌ كمتر شده است. اگر پيشرفت باعث شده باشد كه نيروي كار در انتهاي طيف مهارت كمتر شده باشد، هنوز كمك مي‌كند كه وضعيت زندگي بهتر شود؛ دست‌كم با ساختن توليداتي كه قيمت مناسب‌تري دارد و هم‌زمان بهتر است.

و حالا، حتي با نرم‌افزارهايي كه همه نوع مشاغل را خودكار كرده، نشانه‌هايي در دست است كه فناوري مشاغل بيشتري توليد كرده تا مشاغلي كه از بين برده است. در آخرين آماري كه در ماه سپتامبر گذشته منتشر شد، ميزان كاهش فقر سالانه از 1999 تا كنون،‌ در يك ساله گذشته بيشترين مقدار بوده است. نزديك به 3 ميليون شغل بين سال‌هاي 2014 تا 2015 ساخته شده است. دونالد ترامپ در تبليغات انتخاباتي خود قول مي‌داد كه شغل‌ها را به آمريكا باز گرداند؛ قولي كه توسط بسياري از افراد كه احساس مي‌كردند با فناوري كنار رفته‌اند باور شد. اما هنوز همه شواهد نشان مي‌دهد كه تعداد شغل‌ها رو به افزايش است.

شركت‌هاي برتر حوزه فناوري جهان براي ساختن بهترين فناوري هوش مصنوعي و تصاحب بيشتر سهم بازار به شدت با هم رقابت مي‌كنند و اين امر به اين معني خواهد بود كه فناوري براي ما بهتر و سريع‌تر خواهد شد. شركت آي‌بي‌ام حدود يك ميليارد دلار روي فناوري واتسون سرمايه‌گذاري كرده است. آمازون در فناوري الكسا مثل بانك پول ريخته است. شركت اپل فناوري سيري را دارد. گوگل، فيس‌بوك و مايكروسافت تحقيقات خود را به آزمايشگاه‌هاي هوش مصنوعي و روباتيك اختصاص داده‌اند.

هوش مصنوعي ما را به سمت مادر تمام انقلاب‌هاي فناوري سوق خواهد داد. آخرين باري كه همه چيز تغيير كرد و وضعيتي كاملا انقلابي در فناوري به وجود آمد حوالي سال 1900 بود كه اتومبيل، مخابرات، هواپيما و الكتريكي شدن با هم يك جا جمع شدند و جهان را از اواخر قرن نوزده تا دهه 1920 به طور ريشه‌اي تغيير دادند. چنين دوران‌هايي به خصوص خيلي هم ترسناك هستند؛ جامعه‌اي كه روندهاي روزمره، هنجارها و نظارت‌هاي خود را داشته وضعيت‌هاي خود را مطابق با انقلاب قبلي ساخته و اكنون با انقلابي كه در فناوري به وجود مي‌آيد، همه اين جنبه‌ها متحول مي‌شود. اما مسئله اين جاست كه همان طور كه كالروتا پرز،‌ اقتصاددان و نويسنده كتاب «انقلاب‌هاي فناوري و سرمايه مالي» نوشته، هنجارها،‌ عادت‌ها و نظارت‌هاي انقلاب فناوري اخير اصلا مشابه انقلاب‌هاي گذشته نيست و به راحتي نمي‌توان با آنها كنار آمد.

ابزارهاي فناوري نوين حدود سه ميليارد نفر را در جهان به يك شبكه وصل مي‌كند كه همه در يك گروه نيروي كار داراي مهارت تحصيل‌كرده جاي مي‌گيرند. در اين بازار جهاني بسيار شبكه‌اي شده و متصل به هم، امواج خودكار شدن در سريع‌ترين حالت نسبت به هر موقع ديگري در گذشته است.

مديريت سرعت اين تغييرات دشوار خواهد بود. انقلاب مبتني بر هوش مصنوعي كه در حال پيش آمدن است به قدري سريع است كه ما را دچار مشكلاتي خواهد كرد كه حتي برايمان قابل تصور نيست. هوش مصنوعي امروز همان وضعيتي را دارد كه رايانه‌اي شدن در اوايل دهه 1950 داشت، زماني كه پيشروان اوليه آن ايده‌هايي ابتدايي براي موارد استفاده رايانه‌هاي الكترونيكي مطرح مي‌شد. در كمتر از 20 سال، رايانه‌ها در سيستم‌هاي رزرو خطوط هواپيمايي،‌ خودپردازهاي بانكي به كار آمدند و به ناسا كمك كردند كه انسان روي ماه پياده شود.

مسئله اين جاست كه خودكار شدن در ظاهر باعث شده است كه مشاغل زيادي از دست بروند. فرصت‌هايي شغلي كه گاهي باعث مهاجرت‌ هم شده است. مثلا راننده كاميون بيشترين فرصت‌هاي شغلي را در جهان دارد و به تنهايي 3.5 ميليون راننده كاميون در جهان وجود دارد. خودروهاي بدون راننده اين شغل را به شدت به خطر انداخته است. شركتي مثل اوبر هم روي خودروهاي بدون راننده سرمايه‌گذاري زيادي كرده‌اند، همچون شركت گوگل. طي پنج سال اخير، هوش مصنوعي بسيار پيشرفت كرده و تخمين زده شده در 10 سال آينده نيز تغييرات زيادي در وضعيت اقتصاد و جامعه پيش بياورند. به تدريج شما شاهد اين خواهيد بود كه شركت‌ها شغل‌هاي شما را از بين ببرند يا آنها را به حاشيه برانند. اين اتفاق كمتر براي افراد تحصيل‌كرده ممكن است رخ دهد و ابتدا و سريع‌تر از همه شغل‌هايي مثل رانندگان، پيشخدمت‌ها، كارگران كارخانه و منشي‌هاي دفتري حذف خواهند شد.

روباتي شدن كار در مشاغل دانش‌بنيان حل خواهد شد. مثلا حسابداران با مهارت پايين به وسيله نرم‌افزارها خورده خواهند شد. به همين ترتيب، نگارش ابتدايي؛ همان طور كه بلومبرگ از هوش مصنوعي براي نوشتن برخي از گزارش‌هاي ساده‌اش استفاده كرده است. برخي از كارشناسان هشدار مي‌دهند كه نگراني از هوش مصنوعي براي بازار كار در اقتصادي كه به سمت خودكار و روباتيك شدن در حال حركت است اين نخواهد بود كه جايگزين مشاغل انساني مي‌شود بلكه مشكل اين خواهد بود كه در يك بازه زماني بخش زيادي از افراد را بيكار خواهد كرد. به عبارت ديگر، در بلندمدت انسان‌ها و اقتصاد تلاش خواهد كرد كه با هوش مصنوعي كنار بيايد و بر مشكلات آن فائق خواهد آمد اما در كوتاه‌مدت شغل‌هاي زيادي از دست خواهند رفت و زندگي‌هاي زيادي با سختي مواجه خواهد شد.

هوش مصنوعي در بسياري از موارد البته مي‌تواند كمك‌حال متخصصان باشد. مثلا در زمينه درمان سرطان،‌ يك نرم‌افزار متصل به هوش مصنوعي مي‌تواند در عرض دو ثانيه اطلاعات و داده‌هاي بيماران را كه قبلا توسط يك كارشناس دو هفته طول مي‌كشيد پردازش مي‌كند. كساني كه در پي مشاغل بهتر در اقتصاد هوش مصنوعي هستند مي‌توانند روي حوزه‌هايي تمركز كنند كه تنها از دست بشر بر مي‌آيد و تنها بشر است كه مي‌تواند آن كارها را انجام دهد. با اين حال، هوش مصنوعي مي‌تواند با همكاري مشاغل انساني پيشرفت‌هاي مفيدي براي ما رقم بزند؛ مثل پايان دادن به سرطان، جلوگيري از تغييرات اقليمي، يافتن گونه‌هاي جديد در مريخ و مسايلي كه قبلا رسيدن به آنها به سختي قابل تصور بود.