
3 بیانضباطی، باعث بروز مشکلات متعدد اقتصادی شده است. بیانضباطی پولی در شبکه بانکی، بیانضباطی مالی در بودجه و بیانضباطی اداری که ناشی از عدم تخصص گرایی است. مهدی پازوکی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی دراینباره با سایت خبری اتاق تهران گفتوگو کرده است.
دولت یازدهم به دلیل انضباط مالی توانست وضعیت اقتصاد را تا حدودی بهبود ببخشد. ازجمله دستاوردهای انضباط مالی دولت کنترل تورم است. در این زمینه عملکرد دولت را چطور ارزیابی میکنید؟
در شرایط فعلی 3 بیانضباطی اقتصادی اقتصاد کشور را دچار مشکل کرده است. بیانضباطی پولی که در سیستم پولی و بانکی کشور رخداده است. بیانضباطی مالی که در سند بودجه آن را مشاهده میکنیم و متأسفانه همینالان که بودجه در مجلس است، نمایندگان حجم بودجه را افزایش میدهند درحالیکه منابع درآمدی دولت با آن سازگار نیست و بودجه جاری دولت روزبهروز افزایش پیدا میکند و این عامل فساد اقتصادی است و سومین بیانضباطی، بیانضباطی اداری است.
به نظر شما با این بیانضباطیها برخورد مناسبی انجامشده است؟
به نظر من دولت و بهتر است بگویم مجموعه حاکمیت در رابطه با بیانضباطی پولی که اقتصاد ایران را از سالهای گذشته فراگرفته بود، میتوانست بهتر از این عمل کند. به نظر میرسد دراینباره مماشات شده است. برای مثال در حال حاضر افرادی از شبکه بانکی وام گرفتند که اگر در بخش تولیدی این وام را سرمایهگذاری کردند، ایرادی ندارد که با توجه به رکود تورمی در اقتصاد ایران این پولها استمهال شود. از سوی دیگر بعضی افراد از طریق رانت و امضاهای طلایی موفق به دریافت وامهای میلیاردی شدند و این وامها را در بخشهای سرمایهگذاری کردند که ربطی به موضوع وام نداشته است. این افراد درواقع وارد فعالیتهای واسطهای و دلالی شدند درنتیجه باید با قاطعیت و با هماهنگی قوه قضاییه اموالی که از این بهجامانده برای بازگشت منابع به بانکها گرفته شود و سیستم بانکی که ضمانت لازم را نگرفته مورد مواخذه قرار دادهشده و حذف شود. به نظر من در این زمینه باوجود پیشرفتهایی هنوز اقدامات لازم انجامنشده است. مجموعه حاکمیت یعنی قوه مجریه، مقننه و قضاییه باید در مواجهه با افرادی که دنبال رانت هستند شدت عمل داشته و آنها را به سزای اعمال مخربشان در اقتصاد برسانند.
عامل اصلی بیانضباطی اداری را در شرایط فعلی اقتصاد را چه میدانید؟
یکی از مهمترین مسائل ما امروز در ایران این است که حزب نداریم. در حال حاضر یکی از انتقاداتی که به دولت روحانی دارم این است ک بسیاری از مدیران میانی دولت یازدهم کسانی هستند که فاقد تخصص و توان کارشناسیاند و اینها از طریق رابطه وارد سیستم شدهاند. در دولت قبلی هم اینطور افراد فعالیت میکردند. شاید بد نیست بدانید که در حال حاضر مخالفان دولت در مدیران میانی کشور بیش از طرفداران دولت هستند. ما درزمینهٔ انتخاب مدیران دچار مشکل گزینش هستیم. بیشتر باید به دنبال انتخاب افرادی باشیم که صاحب تخصص هستند اما متأسفانه چنین معیاری در نظر گرفته نمیشود. درنتیجه به وضعیت حال حاضر رسیدیم که همان بیانضباطی اداری است.
مشکل ما این است که با مدیریت سنتی یک جامعه صنعتی را اداره کنیم و دچار مشکل میشویم و برای اینکه یک جامعه توسعهیافته را اداره کنیم نیاز به تفکر جدید داریم. به تفکر کارشناسی و تفکر علمی. بنابراین ما اگر در جهت دانش و دانایی حرکت کنیم و درواقع سعی کنیم درواقع با روشهای مدرن به سمت دنیای توسعهیافته حرکت کنیم قطعاً مدیریتمان هم مدیریت علمی و کارشناسی خواهد شد و کشور به سمت پیشرفت و تعالی حرکت میکند.