
برای خروج از رکود بخش ساختمان و صنایع وابسته به آن باید سیستمی مانند صندوق توسعه ملی بنا شود. به این ترتیب که با توجه به تعهدات حرفه ای و مسئولیت اجتماعی دولت که در قبال جان مردم مسئول است، صندوقی به عنوان صندوق توسعه مسکن یا صندوقی تحت عنوان احیای بافت فرسوده ایجاد شود. در این صندوق هم سهمی از ارز یا بودجه عمرانی کشور ریخته شود و اجماعی از بانک ها و تخصیص حمایت های مورد نیاز صورت بگیرد.
مرتضی لطفی
بافت فرسوده تهران دو بخش است؛ یکی بافت فرسوده شهری و دیگر بافت فرسوده روستایی است. این بافت فرسوده روستایی با توجه به قدمت و مصالحی که در آنها استفاده شده است و با عنایت به زلزله خیز بودن این مناطق و زلزله هایی که در در دهه های گذشته رخ داده خسارت زیادی را ایجاد کرده است. اما مقابله با این موضوع به عنوان یک تعهد ملی و یک اخلاق حرفه ای و به اعتبار اینکه حاکمیت در قبال جان مردم مسئولیت دارد آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است.
در حادثه پلاسکو –که تقاضای علو درجات برای شهیدان این حادثه را دارم- سیستم برخورد و مواجه با بحران خیلی پویا و کارساز نبود، به طوری که آواربرداری یک ساختمان آن هم در شرایط عادی یک هفته طول کشید.
این موضوع را باید در کنار مسایل مهمی مانند دو گسل فعال تهران قرار دارد. در تهران دو گسل فعال غرب- شرق و شرق-جنوب قرار دارد. اما به راحتی می توان گفت که که از میدان انقلاب به پایین شهر خیلی شاهد نوسازی نبوده ایم گاهی قدمت ساخت و ساز به بیش از 20 تا 25 سال می رسد. مضافا به اینکه نظام ساخت و ساز و معماری و شهرسازی تهران قابلیت های دسترسی لازم را ندارد و حتی ایمنی های لازم برای حوادث غیرمترقبه و قطعی گاز در آن دیده نمی شود. این موارد، موضوعاتی است که مواجه با بحران را سخت تر می کند.
من در دوره شورای شهر اول، از اعضای شورای شهر بودم. همان زمان هم آماری از تراکم جمعیت در مناطق فرسوده شهری مطرح می شد. به هرحال باید توجه کرد که مناطق جنوب و شرق شهر چقدر فربه هستند.
همه این موارد هشدارهای لازم را باید برای مسئولان به صدا دربیاورد. به این صورت گرفت که بافت فرسوده در کشور باید احیا شود. البته از دولت انتظار نمی رود که بتواند بودجه لازم را در این مورد اختصاص دهد، به هرحال در دوره رکود هستیم و منابع دولت با مخارج آن همخوانی ندارد، به همین دلیل هم عمدتا با کسری بودجه مواجهیم؛ صنعت با ظرفیت کامل کار نمی کند. زمانی هم که صنعت با ظرفیت کامل کار نکند نقدینگی در دست مردم برای ساختمان کم می شود. در این باره حتی حمایت های بانکی کسری نقدینگی مردم برای ساخت و ساز را پوشش نمی دهد. بنابراین با رکود مواجهیم و صنعت ساختمان بعضا یا متوقف شده یا با ظرفیت 60 درصدی کار می کنند و این رکود به تمام صنایع وابسته به مسکن هم سرایت کرده است.
به اعتقاد من با توجه به نشست های مختلفی که در انجمن های صنفی، دانشگاه ها و ستاد اقتصاد مقاومتی و کارگروه مخصوص سیمان و ساختمان داشتیم راهی جز ایجاد فرهنگ مصرف و بازار مصرف جدید نداریم. به طور مثال الان رویه بتونی برای جاده و بزرگراه ها در نظر گرفته شده است. این اقدام در حال انجام است و حتی از جاده قائم به بیرجند که 120 کیلومتر است، رویه بتونی کار می شود. احیای جاده دماوند هم با رویه بتونی انجام می شود.
در بافت فرسوده هم با توجه به توافق و تعاملی که با نظام مهندسی در ارتباط با برنامه ریزی برای کاهش سهم سازه های فلزی و استفاده بیشتر از سیمان مطرح شده سهم قابل توجهی برای رونق صنایع ساختمانی ایجاد خواهد کرد.
البته من معتقدم که بودجه لازم را نداریم اما به این معنا نیست که توجه جدی به بافت فرسوده نشود. چرا که می شود با مشارکت مردم و ارائه تسهیلاتی در جهت احیای بافت فرسوده گام برداشت. همان طور که گفتم کارگروه اقتصادی ساختمان روی این موضوع کار می کند.
همچنین با توجه به اینکه کار بودجه 96 تمام شده و 57 هزار میلیارد تومان برای بودجه عمرانی دیده شده است، باید گفت که این مقدار احتمالا صرف بدهی دولت به تعهدات قبلی شود.
اما برای خروج از رکود بخش ساختمان و صنایع وابسته به آن باید سیستمی مانند صندوق توسعه ملی بنا شود. به این ترتیب که با توجه به تعهدات حرفه ای و مسئولیت اجتماعی دولت که در قبال جان مردم مسئول است، صندوقی به عنوان صندوق توسعه مسکن یا صندوقی تحت عنوان احیای بافت فرسوده ایجاد شود. در این صندوق هم سهمی از ارز یا بودجه عمرانی کشور ریخته شود و اجماعی از بانک ها و تخصیص حمایت های مورد نیاز صورت بگیرد. در این قسمت حتی دستگاه های مجری هم می توانند تسهیلات بدهد. به طور مثال در شهرها، شهرداری ها با توجه به مسئولیت های اجتماعی و تعهداتشان در زمینه دادن تراکم و عوارض فعالیت کنند.
حل این مسایل احتیاج به اراده جهانی و ملی دارد که اگر نباشد تغییری در این بازار رخ نمی دهد.