
بعد از توئیت های مختلف دیروز ترامپ علیه ایران، بازار ارز تکان نخورد و حتی به گفته دلار فروشان میدان فردوسی قیمت ها کاهش هم داشته است.
بازار ارز دیگر بیحس شده و باخبرها و تحریمها و شایعات دیگر تکان نمیخورد و دستخوش تغییرات و هیجان نمیشود. دیروز روز پرخبری بود، دونالد ترامپ رئیسجمهوری جدید امریکا مدام در توییتر خود مطالب مختلفی توئیت میکرد که هرکدام از این توئیت ها میتوانست جریانی به پا کند.
در ابتدا دیروز ترامپ صادرات تجهیزات پزشکی به ایران را محدود کرد. وزارت خزانهداری آمریکا با انتشار اطلاعیهای جدید که بر روی سایت اینترنتی این وزارتخانه قرارگرفته، فهرست تجهیزات پزشکیای که برای صدور به ایران نیازمند کسب مجوز ویژه هستند، را بهروز کرد و اقلام بیشتری را به این فهرست افزود.
یکی از توئیت های ترامپ ازاینقرار بود: «ایران با آتشبازی میکند. آنها قدر مهربانی اوباما را نمیدانند. من آنطور (مهربان) نیستم»
پنجشنبه هم ترامپ توییتی دیگر منتشر کرد با این مضمون که: «ایران داشت نفسهای آخر را میکشید و در حال فروپاشی بود تا اینکه آمریکا با طناب نجاتی در قالب توافق هستهای به مددش رسید: 150 میلیارد دلار»
در ابتدا به نظر میرسید که این صحبتها و توییت ها بازار ارز را دچار هیجان کند و امروز شاهد تغییرات در قیمت باشیم. اما بازار ارز تکان نخورده است. دور میدان فردوسی همچنان دلارفروشان در کنار هر رهگذری بهراحتی میگویند: «دلار، دلار، خانوم دلار می خوای، آقا دلار به قیمت خوب بهت میدم.»
یکی از همین دلارفروشان درباره صحبتهای ترامپ و عدمتغییر بازار میگوید: «ترامپ دیگه کیه. اصلاً مهم نیست چی می گه. بازار امروز تکون نخورده و حتی قیمتها پایین هم آمده است.»
ساعت 10 صبح امروز روی تابلوی قیمت ارز صرافیها قیمت دلار برای خرید از شما 3795 تومان و فروش به شما 3810 تومان درجشده است. البته چند دلارفروش قیمت دلار را 3830 تومان عنوان میکنند. در سایت اتحادیه طلا و جواهر هم قیمت امروز دلار 3828 تومان بیانشده است.
آنطرف میدان فردوسی دیگر دلارفروشان دورهم جمع شدهاند و منتظر مشتری هستند. ساعت 10 و نیم صبح است و چند صرافی هنوز قیمتها را روی تابلوی خود قرار ندادهاند. آنها جلوی قیمت خرید دلار ...37 و قیمت فروش ...38 تومان نوشتهاند. انگار مطمئن هستند که امروز قیمت خرید حتماً در کانال 3700 تومان و قیمت فروش هم در کانال 3800 تومان میچرخد.
خانم نسبتا مسنی روبه روی تابلوی قیمت یک صرافی ایستاده و قیمت ها را نگاه می کند و روی دفترچه اش ضرب و تقسیم انجام می دهد. نفسی از سر راحتی می کشد و می گوید: «آخیش یه سری دلار برای فروش آورده بودم، بهم گفته بودن امروز قیمت دلار خیلی ریخته، اما خوبه، خیلی هم کم نشده. یه بدهی داشتم که امروز حتما باید می دادم. این دلارها رو هم مقدار گرونی خریده بودم. خوبه الان کمتر ضرر می کنم.»