
رفاه در غرب بهعنوان حق اجتماعی تلقی میشود. دفاتری در شهرداریها هست که وکلای مستقل به درخواستهای شهروندان رسیدگی میکنند. در ایران صرفاً دو نهاد کمیته امداد و بهزیستی و بهصورت محدود افراد را موردحمایت قرار میدهند. درنهایت اینکه خانواده در کشور ما بار اصلی تأمین رفاه اعضای خود را به دوش میکشد.
علی اصغرسعیدی
دولتهای رفاه در کشورهاي توسعهیافته نيز با مشکل کارتنخوابی و شهروندان خياباني روبهرو هستند. اما در اين کشورها چنين پدیدهای ريشه در اعتیاد و مسائل اینچنینی ندارد. در عموم کشورهاي توسعهیافته چون هلند و انگلستان که نظامهای رفاهي همهگیر نيز دارند گرفتار چنين مشکلاتي هستند. در اين کشورها سياستمداران و پژوهشگران دریافتهاند که نظام جامع رفاهي در برخي نقاط دچار ضعفهایی است که باعث پديد آمدن چنين مسائلي شده است. تحقيقات در اين کشورها نشان میدهد عموم کارتنخوابها و بیخانمانها جواناني هستند که پس از تحصيلات به کارتنخوابی روي آوردهاند. چراکه در اين جوامع به دليل هستهای بودن خانوادهها، جوانان پس از اتمام تحصيلات مجبور به ترک خانواده هستند. افراد در خانوادههای اين کشورها در صورت بيکاري و نداشتن درآمد کافي همچون کشور خودمان نمیتوانند در خانواده پدري به زندگي خود ادامه دهند. هرچند اين مسئله به دليل جذب و حمايت بيکاران جوان خود، موجب کاهش سطح رفاهي خانوادههای ايراني میشود. بنابراين اصلیترین دليل کارتنخوابی در کشورهاي توسعهیافته بيکاري افرادي است که پس از تحصيلات و جدايي از خانواده، شغلي براي تأمین هزینههای زندگي خود ندارند. در اين کشورها هرگز يک خانواده کارتنخواب نمیشود، چراکه نظام جامع رفاهي در اين کشورها همواره خانوادهها را در اولويت قرار میدهد و افراد و بهویژه جوانان هستند که به کارتنخوابی روي میآورند.
در انگلستان کارتنخوابها در برابر رفتن به گرمخانهها مقاومت میکنند. چراکه افراد براي در اختيار گرفتن مسکن مستقل از دولت اقدام میکنند. اين مسئله ناشي از آن است که پيوندهاي اجتماعي، مخصوصاً پيوندهاي خانوادگي ضعیفتر است. مهاجران پاکستاني در انگلستان، ترکها در آلمان و مهاجراني اینچنین گاهي در یکخانه چند نفر زندگي میکنند، چراکه از پيوند اجتماعي و خانوادگي مناسبي برخوردار هستند. مسئله گور خوابی در ايران نيز نشان میدهد هرچند خانواده از هستهای قدرتمند برخوردار بوده، اما اين مسئله امروزه شکننده شده است. درواقع بايد منتظر موج جديد کارتنخوابها بود. اینیک هشدار براي نظام رفاهي ايران است و نهادهايي چون وزارت رفاه بايد برنامه مشخص خود را در اين حوزهها بهدقت تهيه و اعلام کنند. دولتهای اروپايي در دهه 70 حمایتهای رفاهي مناسبي را به شهروندان خود ارائه میکردند. علاوه بر هزينه مسکن و نیازهای اوليه حدود 70 درصد درآمد يک فرد شاغل را به ساير افراد بيکار کمک میکردند. بعدها به اين نتيجه رسيدند که اینگونه نمیتوانند ادامه دهند. در اين زمان از سوي آنتوني گيدنز انديشه راه سوم مطرح شد. درراه سوم انديشه قديمي سوسیالدموکراسی از بين رفت، چراکه افراد براي داشتن درآمد کافي بايد کار میکردند. در همين زمان بود که عدهای کار به دست نياوردند يا از کار خود راضي نبودند. در اين زمان پديده کارتنخوابی در اروپا شکل گرفت.
اگر بخواهيم کارتنخواب اروپايي و ايراني را مقايسه کنيم،خواهيم ديد که فرد اروپايي مدرن بوده و حق انتخاب بيشتري را از زندگي انتظار دارد. بهآسانی به گرمخانه نمیرود و از نظام رفاهي انتظار دارد براي او امکانات لازم را فراهم کند. درواقع نمیخواهند همراه سايرين به گرمخانهها رفته و بهصورت جمعي با هر نوع فردي زندگي کنند و با رفتن به خانههای مستقل حريم خصوصي را حفظ کنند. رفاه در غرب بهعنوان حق اجتماعي تلقي میشود. دفاتري در شهرداریها هست که وکلاي مستقل به درخواستهای شهروندان رسيدگي میکنند. در ايران صرفاً دو نهاد کميته امداد و بهزيستي و بهصورت محدود افراد را موردحمایت قرار میدهند. درنهایت اينکه خانواده در کشور ما بار اصلي تأمین رفاه اعضاي خود را به دوش میکشد. بنابراين وقتي میبینیم که گور خوابی در سطح جامعه ديده میشود به اين معني است که منابع حمايتي خانواده، بهعنوان يک منبع طبيعي روبهزوال میرود و بايد يک سيستم رفاهي بتواند جاي خالي آن را پر کند. بهعبارتدیگر با روند بهبود وضعيت اقتصادي و رفاهي خانوادهها،کارتنخوابها را کمتر خواهيم ديد. در حال حاضر به دليل بحران اقتصادي در سالهای اخير وضعيت رفاهي خانوادهها شکننده شده است و با نگهداري ساير افراد بيکار در خانواده هرچند باعث کاهش رفاه جمعي خود میشوند، ولي شاهد کارتنخوابی افراد جوان يک خانواده نيستيم. بنابراين با بهبود وضعيت خانوادهها و گسترش نهادهاي مستقلي همچون کميته امداد میتوان گفت وضعيت رفاهي جامعه بهبود خواهد يافت.
**جامعهشناس اقتصادی
منبع:دنیای اقتصاد