روندهاي پراداواطوار سازماني كه با پيرترها سازگار نيست رو به گسترش است

فرهنگ شركتیِ ضدپیرها در دره سیلیكون

تاریخ 1395/10/14 ساعت 15:13

بخش بزرگی از اقتصاد امروز جهان در حوزه دانش‌محور است و دره سیلیكون نیز بزرگ‌ترین قطب اقتصاد مبتنی بر فناوری به شمار می‌رود. آگاهی از فرهنگ كسب‌وكار دره سیلیكون برای فعالان اقتصادی ایران نیز مفید است.

لاكي كلاوِي/ تحليل‌گر حوزه مديريت: شركت‌هاي حوزه فناوري در دره سيليكون ضد پيرها هستند. ميانگين سني كاركنان در شركت‌هاي فيس‌بوك و لينكداين 29 سال است. در گوگل اين رقم براي همه به 30 سال مي‌رسد. همان‌طور كه ادعا شده مارك زاكربرگ، مديرعامل فيس‌بوك، گفته: «اشخاص جوان حتما باهوش‌تر هستند». حتي اگر آنها باهوش‌تر هم نباشد، مطمئنا ارزان‌ترند.

داستان‌هاي زيادي از افراد تاسف‌برانگیزی در دهه‌هاي 40 و 50 عمرشان وجود دارد كه مزخرفات‌ يك ابَرقهرمان را مي‌خرند و آنها را خيلي زياد مي‌خوانند،‌ قبل از اينكه قدم به راه واقعيِ جست‌وجوي يك شغل بگذارند. برخي عاقبت استخدام مي‌شوند اما بيشتر آنها پيداست كه نمي‌توانند كاري پيدا كنند. همه اين‌ها چيزهايي را از زناني به خاطر من مي‌آورد كه تلاش مي‌كردند براي ورود به يك جهان مردانه مانند مردها شوند – شلوار مي‌پوشيدند و گلف بازي مي‌كردند،‌ كارهايي كه تنها در زمانه كنوني بدتر به نظر مي‌رسد. سان‌فرانسيسكو به مركز بوتاكس تبديل شده است، با كاركنان حوزه فناوري كه در اواخر دهه 20 و دهه 30 عمر خود هستند و در جست‌وجوي تزريق ماده‌اي به صورت خودشان‌اند كه باعث بي‌روح و بي‌حالت شدن آنها مي‌شود تا با همكاراني مانند شوند كه صورت‌هايي شبيه به بچه‌ها دارند.

هنوز موانع بزرگ‌تري براي افراد مسن‌تر شاغل در حوزه فناوري وجود دارد كه هيچ‌كس درباره آن صحبت نمي‌كند و هيچ خاطرات و نصايح پرت‌وپلا يا سرنگ پر از مواد سمي به آن توجه نخواهد كرد. نمي‌توان گفت كه يك پيش‌داوري درباره اين وجود دارد كه افراد بالاي دهه 40 سن خود در تبحر يافتن در فناوري كُند يا فاقد روحيه كارآفريني هستند. در عوض، مانع امر خيلي مهمي است كه اين شركت‌ها بابت آن به خود مي‌بالند؛ ساختار سازماني جديد آنها.

من كتاب «شركت گفت‌وگويي» را كه كاترين توركو،‌ يك جامعه‌شناس در ام‌آي‌تي، نوشته خوانده‌ام. توركو كسي است كه ماه‌ها زمان براي رخنه در شركت «تك‌كو» فعال در حوزه نرم‌افزار در امریکا كه به‌سرعت در حال رشد است، صرف كرده است. اين شركت روش‌هاي قديمي كار كردن را به‌زور دور انداخته و تلاش كرده روي خطوط بازتر و غيرسلسله‌مراتبي‌تر حركت كند. اين شركت محصول يك دورانِ از نظر اجتماعي شبكه‌اي‌شده است كه در آن افراد با روش‌هاي مختلفي در داخل شركت با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. توركو مي‌گويد كه نتيجه اين شده است كه يك سازمان ساخته‌شده پيرامون گفت‌وگو شكل بگيرد. اين اتفاق خيلي خوب و خيلي دور است؛ همه افراد در سن من عاشق گفت‌وگو هستند. اما نه با اين‌همه تنوع.

اين كتاب با يك توصيف درخشان از «شب هك» در شركت «تك‌كو» آغاز مي‌شود. صدها كارمند شركت در يك سالن در دفتر مركزي شركت جمع مي‌شوند. عصر با اعلام كردن نام هركس براي گفتن ايده‌اش به مخاطبان شروع مي‌شود. سپس هر ايده به بخشي از سالن اختصاص مي‌يابد و هركسي به گوشه‌اي مي‌رود تا درباره ايده‌هايي كه نظرش را جلب كرده بحث كند. نوشيدني، پيتزا و كلي بحث در آنجا هست. اين كار ساعت‌ها طول مي‌كشد. نزديك ساعت 9 شب هركسي به خانه‌اش مي‌رود.

در شركت «تك‌كو» اشخاص عاشق شب هك هستند. اما آنها اين طورند چون ميانگين سني 600 كارمند آنجا 26 سال است. من به اين شب‌ها به عنوان يك وحشت محض نگاه مي‌كنم؛ نه به اين دليل كه فكر مي‌كنم كار نمي‌كند يا بحث‌هاي ثمربخشي در نهايت از آن نتيجه نمي‌شود. اين كار به‌سادگي براي من به عنوان بخشي از شركت كار نمي‌كند چراكه من دست‌كم دو دهه از ميانگين سني آنجا پيرتر هستم. تك‌كو اين جلسات را «آشوب كنترل‌شده» ناميده اما من مخالف هر نوع از آشوب هستم روي زميني كه پر از آشوب است و بنابراين روش سازماني‌دهي آن نسبت به چيزي كه ساخت‌يافته‌تر باشد كمتر كارآمد است. بدتر اينكه ايده شب هك به من آسيب مي‌رساند چون مثل خيلي از افراد در سن خودم، آدم بدبيني هستم. سازمان‌هاي سنتي مي‌توانند ميزان كم‌وبيشي از بدبيني را تحمل كنند اما اين شركت‌هاي جديد تنها وقتي درست كار مي‌كنند كه هركسي به آن واقعا باور داشته باشد.

هرچه شركت‌هايي كه خود را با اين نوع از «گفت‌وگو‌» مدل‌سازي مي‌كنند بيشتر باشند، افراد بيشتري از نسل من درهاي آنها را به روي خود بسته مي‌بينند؛ حتي اگر رئيس‌هاي جوان گفتن چيزهاي عصباني‌كننده ضدپيرها را متوقف كنند و تلاش كنند كه برخي از افراد مسن را نيز به استخدام دربياورند. مسئله اينجاست كه اين روند ادامه دارد و وقتي كه يك سرمايه‌دار سن‌دار مي‌خواهد كسب‌وكاري را به راه بيندازد، بايد كار را به افرادي بسپارد كه اصلا دركي از روش كاري آنها ندارد. چيزي كه باعث نگراني من مي‌شود اين است كه ايده‌هاي سازماني در شركت‌هاي دره سيليكون در حال از بين رفتن هستند و اين شركت‌ها نه به دليل تعصب‌ها بلكه به دلايل ساختاري ضد پيرها و افراد مسن مي‌شوند.

منبع: فايننشال تايمز/ ترجمه آینده نگر