4.5 سال، زمان موردنیاز برای ورشکسته شدن در ایران

ورشکستگی ترسناک است؟

تاریخ 1395/09/07 ساعت 14:01

فضای کسب‌وکار نه در تولد بنگاه‌ها به فعالان اقتصادی آسان می‌گیرد نه در مرگ آن‌ها. ورشکستگی یکی از شاخص‌های بررسی میزان مناسب بودن فضای کسب‌وکار است. اینکه پایان دادن به کار یک بنگاه به‌اندازه شروع کار آن بنگاه آسان باشد، از شاخص‌های مهم برای شروع فعالیت اقتصادی در کشورهاست. شاخصی که در ایران از سال‌های پیش شرایط مناسبی ندارد. به‌راستی چرا در ایران بنگاه‌ها از اعلام ورشکستگی طفره می‌روند؟ چرا برعکس دیگر کشورها ورشکستگی مؤسسات مالی و بنگاه‌ها در ایران به بحران‌های اجتماعی می‌انجامد؟

در یک‌خانه دورافتاده از شهر پنهان‌شده است. کنار راه‌پله چمباتمه زده است و پوک‌های عمیق به سیگارش می‌زند. با بلند شدن کوچک‌ترین صدایی از جایش می‌پرد و هراسان به‌طرف پنجره خیز برمی‌دارد. منتظر است اما ظاهر آشفته‌اش انتظار کشیدن او برای یک مهمان عزیز را نشان نمی‌دهد. چشم‌هایش گشاد می‌شود. کسی که دزدانه وارد حیاط خانه دورافتاده شده را می‌شناسد و در را برایش باز می‌کند. پسر جوان، حسابدار شرکت است. می‌گوید اوضاع به‌هم‌ریخته است. کارگرها شلوغ کردند و دستمزدهای عقب‌افتاده را می‌خواهند. طلب کارها پاشنه در کارخانه را از جا کنده‌اند و  همه دارند دنبال او می‌گردند. اویی که زمانی  کسب‌وکارش را باعلاقه به تولید آغاز کرده بود اما چند سال بعد حجم معوقات بانکی‌اش بالا زده بود و حالا در آستانه ورشکستگی قرارگرفته بود. این تصویر آشنای یک کارخانه‌دار ورشکسته در سریال‌های تلویزیونی ایرانی است که از ترس اعلام ورشکستگی گوشه‌ای خزیده است و جرات روبه‌رو شدن با طلبکارانش را ندارد. در رسانه‌های ما، ورشکسته‌ها مثل مسافران کشتیِ در حال غرق شدنی هستند که کوسه‌ها برای افتادنشان به اقیانوس لحظه‌شماری می‌کنند. اعلام خبر ورشکستگی مثل اطلاع‌رسانی درباره سرطان هولناک به نظر می‌رسد. گویا برای یک کارآفرین، صنعت‌گر و فعال اقتصادی کلمه‌ای ترسناک‌تر از ورشکستگی نیست و ورشکسته شدن به معنای از بین رفتن همه آبرو و اعتبار یک فعال اقتصادی است. حتی کسانی که قانون تجارت را خوانده و با مفهوم قانونی ورشکستگی آشنایی دارند، نمی‌توانند ترس ناشی از اطلاق این کلمه به بنگاه اقتصادی را انکار کنند. این در حالی است که ورشکستگی یک مرحله از کار اقتصادی است و در اقتصاد جهانی مواجهه کشورها با این مرحله از کسب‌وکار از اهمیت به سزایی برخوردار است.

بانک جهانی هرساله در ماه اکتبر گزارشی از فضای کسب‌وکار کشورها ارائه می‌کند. در این گزارش شاخص‌های مختلفی برای بررسی فضای کسب‌وکار کشورها ارائه می‌شود و نمره‌ای که کشورها از مجموع این شاخص‌ها کسب می‌کنند، رتبه کشورها را ازنظر فضای کسب‌وکار در جهان مشخص می‌کند. یکی از این شاخص‌ها، شاخص ورشکستگی است. بررسی این شاخص در گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد که مرگ بنگاه‌ها به‌اندازه تولد آن‌ها اهمیت دارد و کوتاه بودن و آسان بودن فرایند اعلام ورشکستگی و رسیدگی به وضعیت سهام‌داران نشان‌دهنده سلامت محیط کسب‌وکار یک کشور است. در واقع کشورهایی که می‌خواهند رتبه آن‌ها در گزارش بانک جهانی از فضای کسب‌وکار بهبود پیدا کند باید علاوه بر تسهیل شرایط راه‌اندازی بنگاه اقتصادی به‌ روزهای ورشکستگی هم ‌فکر کنند. بر اساس گزارش سال گذشته بانک جهانی موسوم به DOING BUIESNESS ایران در شاخص تعطیلی شرکت‌ها رتبه 140 را  کسب کرده بود.  بر این اساس رتبه ایران درزمینهٔ ورشکستگی و پایان یافتن یک فعالیت تجاری سه پله نزول داشت و از 137 در سال 2015 به 140 در گزارش سال 2016 رسیده بود. زمان مربوط به تعطیلی یک کارگاه اقتصادی در ایران 6.5 سال اعلام‌شده بود و  در شاخص کیفیت مقررات اعلان ورشکستگی ایران از 16 نمره، نمره هفت را کسب کرده بود. در شاخص مدیریت دارایی‌های فرد یا شرکت ورشکسته هم ایران از 6 نمره، نمره 3 گرفته بود. در گزارش جدید بانک جهانی از فضای کسب‌وکار شرکت‌ها اما ایران علاوه بر تنزل رتبه در بین کشورهای جهان از جایگاه 118 به 120 رسیده است و ازنظر ورشکستگی و پرداخت دیون رتبه کشورمان 156 است. اين رقم براي سال گذشته 155 بوده است. تعطیلی بنگاه اقتصادی در ایران بر اساس جدیدترین گزارش بانک جهانی به 4.5 سال زمان نیاز دارد و نرخ احیا و تجدید حیات اقتصادی هم از 18 درصد در سال 2016 به 17.9 درصد کاهش پیداکرده است.

استارت آپ ها و بانک‌ها هم ورشکسته می‌شوند؟

اصطلاح ورشکستگی در مورد استارت آپ ها محلی از اعراب ندارد. استارت آپ ها درواقع ایده‌های راه‌اندازی کسب‌وکار پیش از شروع آن هستند. در فضای کسب‌وکار استارت آپ ها یا به نتیجه می‌رسند یا شکست می‌خورند. مجله فوربس در گزارشی اعلام کرد که تنها 10 درصد از استارت آپ ها به موفقیت می‌رسند و 90 درصد از آن‌ها شکست می‌خورند. نیل پاتل، مشاوره کارآفرینی دراین‌باره می‌نویسد: این‌یک حقیقت سخت و تلخ است. از هر 10 استارت آپ، 9 تای آن شکست می‌خورد. یکی از  مهم‌ترین دلایل شکست استارت آپ ها ساختن محصولاتی است که هیچ‌کس آن را نمی‌خواهد. مجله فورچون فهرستی از دلایل شکست خوردن استارت آب ها ارائه کرده است. براساس گزارش این مجله 42 درصد از استارت آپ ها به دلیل عدم شناخت کمبودها و کالاهایی که بازار فاقد آن است شکست می‌خورند. دلیل دوم در این مقاله  عدم توجه کارآفرینان به فرایند کسب‌وکار و مسائل شرکت‌ها عنوان‌شده است. اما غیر از بنگاه‌های اقتصادی، ورشکستگی بانک‌ها هم از بحث‌های داغ اقتصادی است. در سال‌های اخیر که بانک‌ها در تأمین منابع موردنیاز تولید دچار مشکل شده‌اند، بحث ورشکستگی بانک‌ها بیش از گذشته در رسانه‌ها مطرح‌شده است. به نظر می‌رسد صاحب‌نظران با در نظر گرفتن ترازنامه بانک‌ها بسیاری از آن‌ها را ورشکسته می‌دانند و معتقدند نقدینگی بانک‌ها صرف خرید املاک شده است و با توجه به رکود مسکن، بانک‌ها منابع قابل نقد شدن ندارند. در این شرایط بانک‌ها نمی‌توانند پول‌هایی را که مردم نزد آن‌ها سپرده کردند بازگرداندند و از طرف دیگر قدرت تسهیلات دهی بانک‌ها هم کاهش پیداکرده است.

در 200 سال گذشته صنعتگران ایرانی روزهای تلخ و شیرینی را سپری کردند. در تاریخ فعالیت صنعتی افرادی مثل محسن آزمایش، محسن خلیلی، حسن تفضلی، علی‌اکبر رفوگران، برادران عمید حضور، سید محمد گرامی و خاندان نمازی روزهای ناکامی از سوددهی بنگاه‌های صنعتی و ورشکستگی ثبت‌شده است. فریدون شیرین‌کام در گفت‌وگو با آینده‌نگر با اشاره به اینکه در تاریخ 200 ساله صنعت ایران بنگاه‌های صنعتی بیش از ورشکستگی دچار ناکامی می‌شدند گفت: تاریخ صنعت در ایران به سه دوره تقسیم می‌شود. اولین دوره در زمان زمامداری قاجار آغازشده است. افرادی چون امین الضرب، ابریشم چی و معین التجار بوشهری در این دوره کارخانه‌هایی را تأسیس کردند اما 10 سال هیچ خبری از فعالیت این کارخانه‌ها نیست و همه تعطیل شدند. در این دوره صنایع عمر کوتاهی دارند و البته عمرمحدود بنگاه‌ها صرفاً به این دوره محدود نمی‌شود هرچند شکل ناکامی صنعتگران در دوره‌های مختلف صنعتی متفاوت است. دوره دوم صنعت در ایران، در عصر پهلوی اول آغاز می‌شود. در این دوره صنایعی شکل می‌گیرند و عمر پررونقی دارند. در این دوره ایران اشغال می‌شود و سرمایه‌گذاری‌های نظامی در کشور انجام می‌شود. صنایع شکل‌گرفته در این دوره در سال‌های 1329 و 1328 باوجود رونق اولیه برای ادامه فعالیت به حمایت‌های دولتی نیاز پیدا می‌کنند و حتی شرکت‌های دولتی تأسیس می‌شوند تا مدیریت صنایع را به دست بگیرند. از سوی دیگر سازمان برنامه و وزارت اقتصاد هم مدیریت بخشی از این بنگاه‌ها را به دست می‌گیرند و این بنگاه‌ها را به سودرسانی می‌رسانند و این وضعیت تا سال 1335 ادامه دارد. دوره سوم  صنعتی شدن در ایران در دهه چهل شمسی آغاز می‌شود. موج سوم صنعتی شدن در این سال‌ها ارتفاع می‌گیرد اما چند ناکامی در این دوره رخ می‌دهد که به مفهوم ورشکستگی به معنای امروزی‌اش نزدیک است هرچند بیشتر این موارد ناکامی است تا ورشکستگی. برای مثال کارخانه پارچه‌بافی مقدم یا چیت چیان در این دوره دچار مشکل می‌شود. اما اینجا بحث این نیست که یک صنعت‌گر در تمام بنگاه‌هایش شکست بخورد. به‌طورمعمول صنعت گران چندین بنگاه را اداره می‌کردند که درنهایت یکی از این بنگاه‌ها به سوددهی نمی‌رسید  و آن را تعطیل می‌کردند برای مثال لاجوردی و قاسمی در سال 50 باهم یک شرکت کشتیرانی تأسیس کردند که با 27 میلیارد ریال زیان مواجه شد. یا یک شرکت تولید فلاکس و کلمن راه‌اندازی شد که نتوانست با رقبای چینی و ژاپنی رقابت کند. این بنگاه  در سال 45 تأسیس و در سال 55 تعطیل شد.

دلایل ناکامی صنعت گران به‌ویژه در دوره سوم صنعتی شدن ایران متعدد است. شیرین‌کام پژوهشگر تاریخ اقتصاد از دلایل متعددی می‌گوید که باعث می‌شود بنگاه‌های صنعتی به سوددهی نرسیدند و تعطیل شوند.«یکی از دلایل ناکامی فعالان اقتصادی این است که بیشتر از دل تجارت آمده بودند و شرایط صنعت را درک نمی‌کردند. از سوی دیگر بعضی از آن‌ها تفکر سنتی داشتند و درک صنعتی نداشتند. همین مسئله باعث بروز تعارض منافع می‌شد و به ناکامی و ورشکستگی بنگاه‌ها می‌انجامید. مسئله دیگر مدیریت بنگاه پس از مؤسسان بنگاه بود. در مواردی دخالت فرزندان صنعتگر در مدیریت بنگاه سرنوشت بنگاه را تغییر می‌داد و این در حالی بود که خروج مدیریت بنگاه از دایره خانواده می‌توانست ضامن طولانی شدن عمر بنگاه صنعتی و مدیریت حرفه‌ای آن باشد.

ورشکستگی به معنی از بین رفتن تمام دارایی‌های فرد در خانواده‌های بزرگ و فعالان صنعتی برجسته در تاریخ ایران کم است. هرچند بنگاه‌های صنعتی در اندازه‌های کوچک دچار ورشکستگی می‌شدند اما سازمان برنامه مدیریت آن‌ها را بر عهده می‌گرفت و سپس بنگاه‌ها را واگذار می‌کرد. کارخانه کفش بلا پیش از انقلاب اسلامی به دلیل بدهی گسترده به بانک‌ها با همین مشکل مواجه شد و بانک ملی مدیریت بلا را بر عهده گرفت. زمانی شما کارخانه نساجی راه می‌اندازید اما نسل دوم شما علاقه‌ای به ادامه این راه ندارد. راه درست این است که این بنگاه واگذار شود اما باید یک‌نهاد مدیریتی عمومی قوی وجود داشته باشد که صنعت‌گر به آن اعتماد کند و بنگاهش را در اختیار این نهاد بگذارد. چنین نهاد کار آیی در ساختار اقتصاد ایران وجود ندارد که اگر حق امضا به مدیران جدید بنگاه دادید و آن‌ها کلاه‌برداری کردند بتوانید از طریق این نهاد حقوقی جلوی نابودی بنگاه را بگیرید. یکی از دلایل محدود بودن عمر بنگاه‌ها همین است.

دلیل دیگر محدود بودن عمر بنگاه‌های صنعتی در ایران بحران‌های سیاسی است. در سال 57 و پس از وقوع انقلاب اسلامی تعداد زیادی از بنگاه‌های صنعتی مصادره شدند. از سوی دیگر حاکمان بر ساختار سیاسی تعیین‌کننده بقا یا حذف بنگاه‌داران از عرصه اقتصاد کشور بودند. اگر بنگاه‌داران گرایش سیاسی دیگری داشتند حذف می‌شدند یا از تسهیلات برخوردار نمی‌شدند.»

کوتاه بودن عمر بنگاه‌ها علاوه بر مسائلی ازاین‌دست به شرایط عمومی اقتصاد ایران هم بازمی‌گردد. شیرین‌کام یک مسئله مهم در عمرمحدود بنگاه‌های صنعتی و ناکامی آن‌ها را فقدان وجود یک‌نهاد بوروکراتیک حقوقی می‌داند.« پیش و پس از انقلاب اسلامی هیچ نهاد بی‌طرفی برای داوری در کار بنگاه‌های صنعتی شکل نگرفته است.  همیشه عده‌ای با ایجاد رابطه با ساخت سیاسی رقابت را برده‌اند. اگر برای همه تسهیلات با 12 درصد سود اعطا می‌شود، بنگاهی هست که این تسهیلات را با 4 درصد سود دریافت کند. شرایط کار برای بنگاه‌های صنعتی در ایران نابرابر است و  همین مسئله زمینه ورشکستگی و غیررقابتی بودن محصولات را فراهم می‌کند. اگر کسی در یک دوره خاص تعرفه‌ها را به نفع بنگاهی دست‌کاری کند، شرایط برای تمام بنگاه‌های دیگر سخت می‌شود. درواقع یک بنگاه بالا می‌رود و باقی بنگاه‌ها زمین می‌خورند. در تاریخ اقتصادی ایران هیچ‌گاه یک‌نهاد داوری در بخش عمومی بی‌طرفانه به مسائل بنگاه‌ها نظارت نکرده است. گذشته از این فقدان منطق اقتصادی، کار آیی و بهره‌وری شرایط را برای فعالیت بنگاه‌ها سخت کرده است»

منبع:آینده نگر