
حبیبالله بیطرف وزیر اسبق نیرو از پروژههای نیمهتمام میگوید. پروژههایی که به گفته او در دولت نهم و دهم به طور فلهای و غیرکارشناسی استارت خورد و اکنون به عنوان مشکلی در اقتصاد کشور مطرح است. چراکه بدهکارانی از این پروژهها برجای مانده که هنوز نتوانستهاند بدهیهای خود را از دولت وصول کنند.
تعدادی که قابلیت بهرهبرداری دارند نیز باید به بخش خصوصی واگذار شوند. البته بخش خصوصی میتواند در برخی از این پروژهها با دولت نیز مشارکت داشته باشد. به گفته بیطرف میتوان از سرمایهگذاران خارجی نیز برای تکمیل این پروژهها کمک گرفت. در ادامه مشروح گفتوگوی حبیب الله بیطرف با آیندهنگر را میخوانید.
استارت پروژههای نیمهتمام از کجا زده شد و از چه زمانی این پروژههای نیمهتمام به وجود آمدند و به این شدت تعداد آنها افزایش پیدا کرد؟
روند شمار پروژهها بر اساس سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق با نام کنونی برنامه و بودجه، تغییر یافته و کاملا مشخص است. من فکر میکنم که بخش عمده پروژههای باقیمانده و نیمهتمام در دست دولت، در دوره دولتهای نهم و دهم ایجاد شده است. اینچنین بوده است که دولت در سفرهای استانی و براساس تقاضای مسئولان محلی اقدامات خیلی گستردهای برای پروژههای عمرانی بهخصوص پروژههای کوچک در سطح شهرستانها و استانها اتخاذ کرده است و حجم این پروژهها متناسب با منابع مالی و دستگاه مدیریتی دولت وقت نبود.
چرا این پروژهها نیمهتمام ماندهاند. برخی از کارشناسان معتقدند برخی از این پروژهها به دلیل مکانیابی نادرست، توجیه اقتصادی نداشتهاند و به اتمام نرسیدهاند. نظر شما در این مورد چیست؟
باید مورد به مورد بررسی کرد. اما آنچه که مسلم است، شروع فلهای تعداد زیادی پروژه با امکانات ضعیف و حداقلی، طبیعتا چنین نتیجهای را به دنبال خواهد داشت. بسیاری از ملاحظات زیستمحیطی و اقتصادی در مورد آنها به طور کامل و دقیق انجام نشده است و احتمالا تعدادی از این پروژهها هم دارای این مشکل هستند.
به هرحال آنچه مشخص است اگر پروژهای توجیه اقتصادی نداشته باشد، برای اتمام آن نیز انگیزهای وجود ندارد.
برای تصمیمگیری در خصوص پروژههای نیمهتمام، دستگاههای اجرایی با کمک مدیریت، ظرفیتهای فنی را باید در مورد به مورد این پروژهها مورد بررسی قرار دهند. آنهایی که توجیه فنی و اقتصادی ندارند، قاعدتاً باید تعطیل بشوند و آنهایی هم که توجیه اقتصادی فنی دارند باید روش تکمیلشان تعیین بشود.
به نظر شما آیا این پروژها با منابع دولتی قابل تکمیل هستند؟ یا اینکه باید به بخش خصوصی واگذار بشوند تا بخش خصوصی هم بتواند آنها را تکمیل و از آنها بهرهبرداری کند؟
در این خصوص من فکر میکنم مسلما پروژهای را باید به بخش خصوصی واگذار کرد که از توجیه فنی و اقتصادی برخوردار باشد و بتواند با تکمیل شدن، هزینههای سرمایهگذاری را در دورههای معقولی بازگرداند.
آیا در حال حاضر بخش خصوصی این توانمندی را دارد که بتواند پروژههای نیمهتمام را به اتمام برساند یا خیر؟
از نظر مدیریتی و اجرایی قطعا این توانمندی را دارد. از لحاظ منابع مالی هم قسمتی از بخش خصوصی تمکن لازم را دارند. یک قسمت دیگر هم باید از طریق تسهیلات بانکی یا احیانا تسهیلات خارجی بتوانند این کار را انجام بدهند. ولی به هر صورت نگهداری پروژه نیمهتمام که دارای توجیه فنی و اقتصادی نیست، کار خردمندانهای نیست. یا دولت باید آن را تکمیل کند، یا اینکه آن را به بخش خصوصی یا خارجیها واگذار کرد که بتوانند آن را تثبیت کنند و بشود از آن بهره برداری کرد.
بدهی پیمانکاران از کجا نشئت میگیرد؟ این بدهی از چه زمانی شروع شده و چرا این بدهیها به این صورت روی هم جمع شده و پرداخت نشدهاند؟
در طی هفت الی هشت سال گذشته، مشخصا در سه سال آخر دولت دهم، تخصیص بودجههای عمرانی یا تملک سرمایهای به مقدار خیلی کمی بوده است. مثلا بودجه مصوب سال 90 به مقدار 40 هزار میلیارد تومان بوده است. ولی بودجه تخصیصیافته 10 هزار میلیارد تومان بوده است. 25 درصد بودجه مجلس تخصیص یافته است. با وجود اینکه درآمدهای نفتی بالایی هم وجود داشته است، ولی کوتاهی دولت نسبت به انجام وظایف قانونی خودش در مورد تامین پروژههای عمرانی موجب شده است که این اختلاف به وجود بیاید و این شرایط برای پیمانکاران رقم بخورد. پیمانکاران با فرض اینکه بودجه آن طرح 100 درصد اختصاص پیدا میکند، رفتهاند و روی یک پروژه کار کردهاند. صورت وضعیت کردهاند. ولی بودجه تخصیصی یکچهارم بودجه مصوب بوده است و لذا پیمانکاری که کار کرده و دستگاه اجرایی هم او را تشویق کرده است که در ازای کار به او پول خواهند داد، عملا پولی دریافت نکرده است. دولت پول او را پرداخت نکرده است و این بدهیها در دست دولت باقی مانده و تا الان هم پابرجاست.
پیمانکاران در حال حاضر و در این شرایط چهکاری باید انجام بدهند؟ فکر میکنید که برای پرداخت این بدهیها ، وضعیت به چه صورت پیش خواهد رفت؟
پیمانکارانی که هنوز برای آنها توان مالی، مدیریتی و اجرایی باقی مانده است، بهتر است که با دولت در زمینه گرفتن طرحهای عمرانی و تکمیل این طرحها مشارکت کنند و دولت بخشی از این طرحها را با دادن تسهیلات ویژه، به گونهای که بخش خصوصی بتواند این طرحها را تکمیل و بهرهبرداری کند و از محل بهرهبرداری آن، هزینهها، طلب و سرمایهگذاری آنها مستهلک بشود، به این بخش واگذار کند.
فعالان بخش خصوصی معتقدند دولت علاقهای به این کار ندارد.
اگر که علاقهمند نیست، این طرحهای نیمهتمام میماند و این پیمانکاران هستند که همچنان سرگردان خواهند بود.
آیا پروژهها برای بخش خصوصی جذابیت دارد که بتوانند مشارکت داشته باشند؟ یا اینکه به دلیل عدم توجیه اقتصادی بعضی از پروژهها برای آنها، از چنین واگذاریای استقبال نخواهند کرد؟
آن پروژههایی که توجیه اقتصادی ندارند باید متوقف بشوند.
تکلیف منابعی که صرف این پروژهها شده است، چه میشود؟
در مورد آن باید بررسی کنند و راهکارهایی برای آن بیابند. ولی به هرصورت پروژههایی که توجیه اقتصادی و فنی دارند، توسط بخش خصوصی مورد استقبال قرار خواهند گرفت. چون با تکمیل آن پروژه بازگشت سرمایه اتفاق خواهد افتاد. اگر دولت بیاید و مشوقهایی را هم قایل بشود، یعنی هزینههایی را که در پروژه انجام شده است به صورت تسهیلات در اختیار پیمانکاران بخش خصوصی قرار بدهد، به صورت کمک بلاعوض واگذار کند، جذابیت کافی به وجود خواهد آمد. این راهکارهای مدیریتی و اقتصادی دارد که باید آنها را پیدا کنند و انجام بدهند.