
وقتی پاپ دست به دامن اینستاگرام شد
ترجمه کاوه شجاعی
با ۹.۶ میلیون پیرو در توئیتر، پاپ فرانسیس ۷۹ ساله احتمالا غیرمنتظرهترین ستاره نوظهور عصر شبکههای اجتماعی محسوب میشود. چند ماه پیش او که علاقهمند بود نسلهای جوانتر را هم به خود جذب کند شخصی را به قصرش در واتیکان احضار کرد که تعداد اعضای جوان و نوجوان پلتفرمش حتی بالاتر از کلیسای کاتولیک است: کوین سیستروم، مدیرعامل برنامه اشتراکگذاری عکس اینستاگرام.
اینستاگرام بیش از ۵۰۰ میلیون عضو دارد و ۶۳ درصد جوانان و نوجوانان امريكایی عضو آن هستند. سیستروم ۳۲ ساله که اصولا فروشندهای عالی به حساب میآید، هدیهای ملاحظهکارانه و تبلیغی برای پاپ برد: یک کتابچه از ده عکس اینستاگرام: مثلا اعتراضی صلحآمیز، پناهندگان و یک ماهگرفتگی - موضوعات مورد توجه پاپ. سیستروم درباره این دیدار میگوید: «پاپ توضیح داد که وقتی با بچهها طرف میشود آنها لزوما به زبان او صحبت نمیکنند، اما به او عکسهای موبایلشان را نشان میدهند. از دید او، این قدرتمندترین راه ارتباطی است.» سیستروم فرد صریحی است و همان ابتدای مصاحبه خیلی راحت اعتراف میکند که «به اندازه اکثر مردم دنیا مذهبی نیست.»
اما به هر حال این دو نفر به هم نیاز داشتند. سه هفته بعد سیستروم دوباره به رم پرواز کرد. «وقتی برای بار دوم پاپ را دیدم طوری با من صمیمی بود که انگار با هم کالج رفتهایم یا گلف بازی کردهایم.» بنیانگذار اینستاگرام کنار پاپ ایستاده بود که او با آیدی @franciscus به اینستاگرام پیوست و اولین عکسش را پست کرد: خودش که زانو زده با زیرنویس «برای من دعا کنید» به ۹ زبان. این عکس ۳۲۷ هزار بار لایک خورده است.
از آن زمان اینستاگرام به محلی برای نگاه نزدیک به درون قصر پاپ تبدیل شده است. جهانی که قبلا خلوتگاه به حساب میآمد و دور از چشم مردم عادی بود حالا جلو آمده است. پاپ با پناهجویان افریقایی راه میرود و عکس میاندازد یا حتی در سلفی با عبادتکنندگان لبخند میزند. در فقط 4 ماه پاپ ۲.۸ میلیون پیرو جمع کرده، تقریبا یکسوم مخاطبان توئیتر که در طول ۴ سال به دست آورده است.
نکته جالب تعداد پیروان فیسبوکی پاپ است: صفر. پاپ اصلا وارد فیسبوک نشده است. پیامش را از طریق توئیتر میرساند و زندگیاش را در اینستاگرام با جوانترها تقسیم میکند.
فیسبوک یا اینستاگرام؟ مسئله این است
و مارک زاکربرگ، صاحب فیسبوک اصلا با این مسئله مشکلی ندارد. وقتی زاکربرگ در سال ۲۰۱۲ تصمیم گرفت نزدیک به یک میلیارد دلار صرف خرید یک برنامه اشتراکگذاری عکس با فقط ۳۰ میلیون عضو بکند، اکثر تحلیلگران این کار را بیاحتیاطی و نشانه حبابی شدن بازار سیلیکون ولی میدانستند. اما به نظر میرسد زاکربرگ دوباره نشان داد که از بقیه باهوشتر است. در چهار سال اخیر اینستاگرام یکی از سریعترین رشدهای تاریخ اینترنت را تجربه کرده و تعداد کاربرانش از مجموع کاربران توئیتر (۳۱۰ میلیون)، اسنپچت (بالای ۱۰۰ میلیون) و پینترست (۱۰۰ میلیون) بالاتر رفته است.
با اینکه دیگر خریدهای بزرگ (و گرانتر) فیسبوک - سرویس پیامرسان واتساپ و سرویس نوظهور واقعیت مجازی Oculus VR - هم باعث جلب توجه و مخاطبان تازه برای فیسبوک شدهاند، این اینستاگرام است که برای زاکربرگ درآمد جذب میکند: طبق برآورد ایمارکتر درآمد اینستاگرام در سال ۲۰۱۵ حدود ۶۳۰ میلیون دلار بوده است.
این البته در برابر درآمد فیسبوک غولپیکر و بیرقیب زیاد نیست: فیسبوک 1.7میلیارد عضو دارد و سالی ۱۸ میلیارد دلار درآمدش است. اما اگر فقط یک چیز از عصر دیجیتال فهمیده باشیم این است که یک سرویس هرچقدر هم مشهور و همیشهحاضر باشد - مثل یاهو، چه AOL چه بلکبری - وقتی پلتفرم تازهنفس و جذاب بعدی میرسد یک قران هم نمیارزد. حالا هم از هر نوجوان زیر ۱۸ سالی درباره شبکههای اجتماعی بپرسید خواهد گفت که فیسبوک شبکه اجتماعی پدر و مادرهاست. حالا با اطمینان میتوان اعلام کرد اینستاگرام پلتفرم بعدی است. سیستروم و تیم کوچکش در حال بیمه کردن آینده فیسبوکاند و ثابت کردهاند که خرید زاکربرگ یکی از ۵ خرید عالی عصر اینترنت بوده است. طبق برآورد مجله فوربز اگر اینستاگرام همین امروز از فیسبوک جدا شود ارزش آن چیزی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیارد دلار خواهد بود.
و این رقم همچنان رو به افزایش است. فیسبوک این روزها نشانههای اشباع را نشان میدهد، اما اینستاگرام آخرین 100 میلیون عضو خود را طی ۹ ماه به دست آورده است. انتظار میرود فروش اینستاگرام امسال ۳ برابر شود و به ۱.۵ میلیارد دلار برسد. طبق برآورد ایمارکتر فروش اینستاگرام تا سال ۲۰۱۸ باز هم 3 برابر میشود و به ۵ میلیارد دلار خواهد رسید.
و جالبترین - و البته پرسودترین - بخش ماجرا این است که اینستاگرام به عنوان یک بخش کوچک فیسبوک در حال کار است: اینستاگرام ۳۵۰ کارمند دارد که کمتر از ۳ درصد ارتش ۱۳۶۰۰ نفری زاکربرگ در فیسبوک است. شریل سندبرگ، از مدیران اجرایی ارشد فیسبوک، میگوید: «اینستاگرام یک فرصت تصویری است که به شما اجازه میدهد تا به عنوان یک شخص حقیقی یا یک کسبوکار داستانتان را بگویید و مخاطب خاصتان را هدف قرار دهید. ترکیب این چند ویژگی بسیار قدرتمند بوده است و البته شیوه رهبری کوین را نمیتوان در این روند نادیده گرفت.» مسئله اینجاست که فیسبوک، مثل هر شرکتی در این اندازه عظیم، سنگینتر از قبل حرکت میکند و زاکربرگ با کمک اینستاگرام و سیستروم، سعی میکند موتور کارآفرینیاش را روشن نگه دارد.
از کار در کافیشاپ تا تاسیس اینستاگرام
اینستاگرام سنگر خود را در پردیس منلو پارک فیسبوک پرپا کرده و تعمدانه میان خود و کشتی مادر (فیسبوک) یک خیابان و یک مسیر کوتاه با دوچرخه فاصله انداخته است. دفتر آنها پر است از پوسترهای بزرگی از عکسهای اینستاگرام که توسط کارمندان انتخاب شدهاند: از کوه اورست یا دریاچه مریت در اوکلند گرفته تا عکسی از هنر تزئین قهوه. یک دیوار دیگر با کلاژی از اثر انگشتهای عظیم پوشیده شده. سیستروم در سبک پوشش هم با زاکربرگ متفاوت است و کفشها و کتهای شیک را به سوئیشرت و تیشرتهای تنگ زاکربرگ ترجیح میدهد. با این حال خیلی راحت و بیخیال به نظر میرسد، برعکس زاکربرگ که رفتارش تصنعی است.
این تفاوتها را که کنار بگذاریم، راه سیستروم به سمت فیسبوک از پیش مقدر شده بوده. در سال ۲۰۰۵، زاکربرگ تلاش کرد او را متقاعد کند که سال آخر تحصیلاتش در استنفورد را رها کند و بخش تصویری فیسبوک را راه بیندارد. سیستروم این را نپذیرفت و پذیرش سهام فیسبوک را که بعدها دهها میلیون دلار ارزش پیدا کرد رد کرد. او بعد از دانشگاه مجبور شد حتی مدتی در یک کافیشاپ کار کند. (مشهور است که حتی یک بار مجبور شد برای زاکربرگ قهوه ببرد.) او بعد در گوگل و یک استارتآپ دیگر کار کرد. در سال ۲۰۱۰ سیستروم و دوستش با الهام از برنامههای مبتنی بر مکان (مثل فور اسکوئر) یک بازی با نام Burbn راه انداختند. کمی بعد سیستروم وقت خود را معطوف یک برنامه عکاسی کرد و اولین فیلترش را با نام X-Pro II موقعی که در تعطیلات در مکزیک بود طراحی کرد و اینستاگرام زاده شد. فیلترهای بعدی بهسرعت اضافه شدند و کاربران تازه هم میلیونی از راه رسیدند.
از همان موقع اینستاگرام با حداقل کارمند اداره میشد. در سال اول اینستاگرام فقط ۶ کارمند داشت و زمانی که به فیسبوک فروخته شد ۱۳ نفر در آن کار میکردند. سیستروم به فورچن میگوید: «اکثر شرکتهایی که به نیممیلیون نفر خدمات میدهند هزاران آدم دارند. اما ما هنوز چندصد نفریم و به همین خاطر باید متمرکز باشیم. همین اولویتبندی است که بازده ما را بالا برده و باعث موفقیتمان شده.»
چرا اینستاگرام محبوب است؟
سادگی همیشه شعار سیستروم بوده است. اینستاگرام برنامهای غیرپیچیده بود که ابزارهای ساده ویرایشی را به همراه تعدادی فیلتر به کاربر ارائه میکرد و به هرکس اجازه میداد عکسها و فیلمهای موبایلش را به خاطرات تصویری دیدنی، نوستالژیک، شخصی یا دراماتیک تبدیل کند. فیلترهای اینستاگرام زندگی روزمره را به ایدهآلی رنگی تبدیل میکرد: آگهیهایی شخصی از زندگی خصوصی برای نشاندادن به دوستان و هواداران.
امروز تقریبا هر چهره عمومی، از عزیز انصاری تا دالایی لاما و تیلور سوئیفت در اینستاگرام فعالیت دارد. ورزشکاران اینستاگرام را تابلوی دوم امتیازات خود به حساب میآورند. وقتی تعداد هواداران اینستاگرامی لیونل مسی، سوپراستار فوتبال در ماه سپتامبر ۳۰ میلیون را رد کرد، استیون کاری با فرستادن پیراهن شماره ۳۰ امضاشده خود به او تبریک گفت. مسی هم چند ماه بعد وقتی حساب اینستاگرام کاری به ۱۰ میلیون هوادار رسید، لطف او را با فرستادن پیراهن شماره ۱۰ امضاشده بارسلونا جبران کرد.
اما اینستاگرام چیزی بیشتر از ابزار سلبریتیها برای دور زدن پاپاراتزیها و ارتباط مستقیم با هواداران است. آنچه که سیستروم قدرت اصلی اپ مینامد «توانایی آن در برآوردهکردن نیازها و دلمشغولیهای گروههای گستردهای از افراد است که از اینستاگرام سود مالی یا عاطفی میبرند». کاربران به طور مرتبط دور کانونهای تصویری تخصصی جمع میشوند و موضوعات مورد علاقهشان را - از نمایش نور یا فروشگاههای تخصصی پنیر گرفته تا فوتوفنهای تخته اسکیت - تماشا میکنند. کاربران روزانه به طور میانگین ۲۱ دقیقه را در اینستاگرام میگذرانند و بیش از ۹۵ میلیون عکس و فیلم در آن آپلود میکنند.
این تعهد کاربران به حضور در اینستاگرام در حال تغییر دادن چندین صنعت مختلف است. به صنعت مد نگاه کنید. امسال یک طراح مد با نام میشا نونو، که پوشاک مدرن زنانهاش توسط اما واتسون و گویینت پالترو پوشیده میشود بیخیال هفته مد نیویورک شد و کلکسیون بهار ۲۰۱۶ خود را با کفشهای Aldo منحصرا در اینستاگرام پخش کرد. تیم سیستروم به نونو کمک کرد که اکانتی جدید برای «اینستا شو»ی خود راه بیندازد و طرفدارانش دهها تیپ جدید را در درون اپ تماشا کنند. نونو به جای پرداخت پول به ۲۰ مدل و یک سالن گرانقیمت به ۳ مدل و یک اسمارتفون قناعت کرد. این تجربه بهخوبی جواب داد و در مقایسه با دیگر هفتههای مد ترافیک بیشتری را روانه سایتش کرد. او فقط ۶۵ درصد معمول هزینه کرد.
نونو در میان متخصصان مد تنها نیست. امسال تامی هیلفیگر، بهترین صندلیها را در سالن رژه مدلها به اینستاگرامرهای تاثیرگذار اختصاص داد تا آنها بهترین عکسها را بگیرند و آن را با هواداران خود قسمت کنند. در کل، جهان مد و اینستاگرام روابط گرمی دارند و در جریان 4 هفته مد بهار امسال در نیویورک، لندن، میلان و پاریس ۴۲ میلیون هوادار، ۲۸۳ میلیون بار عکسها را لایک کردند یا کامنت گذاشتند.
اما نفوذ اینستاگرام به دنیای مد ختم نمیشود. در سال ۲۰۱۴ فروشگاه زنجیرهای والمارت، سیستروم را به هیئتمدیره خود اضافه کرد تا حضور دیجیتال خود را پررنگتر کند. برندها از فستفود تا بانک کمکم اینستاگرام را بهترین جا برای تبلیغات به حساب میآورند. در کل در حال حاضر بیش از ۲۰۰ هزار شرکت در اینستاگرام تبلیغ میکنند درحالی که ژوئن پارسال این آمار چندصد شرکت بود. یک بررسی موسسه نیلسن روی بیشتر از ۷۰۰ شرکت نشان میدهد که برای ۹۸ درصد آنها میزان رضایت از بازگشت سرمایه تبلیغیشان در اینستاگرام ۲.۸ برابر بیشتر از میانگین تبلیغات آنلاین بوده است. این همان چیزی است که باعث شد شبکه TV Land از اینستاگرام برای تبلیغ سریال «معلمان» استفاده کند و آمار آگاهی بینندهها از این سریال را ۲۱ درصد افزایش دهد. مایکی کیلون، مسئول بخش استراتژی اجتماعی و دیجیتال یک شرکت تهیهکننده موسیقی در این مورد گفته: «اینستاگرام یک فید تصویری ساده است. اینجا تمرکز روی هر تکه از محتواست. وقتی من فیسبوک میروم هزاران چیز حواسم را پرت میکنند، اما در اینستاگرام اینطوری نیست.»
سود زاکربرگ و ضرر سیستروم؟
وقتی میگوییم زاکربرگ یکی از بهترین قراردادهای تاریخ معاصر را امضا کرده، نتیجه منطقیاش این میشود که سیستروم یکی از بدترین قراردادهای تاریخ را امضا کرده است. اگر سیستروم فقط یکی، دو سال صبر کرده بود آن یک میلیارد دلار، ۱۰ میلیارد دلار شده بود.
البته سیستروم دلایلی برای قوت قلب دارد. اول اینکه طبق برآورد فوربز، سیستروم که در ازای فروش اینستاگرام سهام فیسبوک را دریافت کرد، حالا با ثروت خالص ۱.۱ میلیارد دلاری به رده میلیاردرهای دنیا وارد شده است. اگر سیستروم یک دهه پیش پیشنهاد اول زاکربرگ را برای کار در فیسبوک میپذیرفت امکان نداشت به چنین درآمدی برسد.
دوم اینکه این فیسبوک بود که باعث تقویت و رشد انفجاری اینستاگرام شد. سیستروم خودش میگوید: «به خاطر فیسبوک بود که ما به چنین اندازهای رسیدیم. اینستاگرام پیش از فیسبوک هم رشد سریعی داشت، اما بعد از آن متوجه شدیم که نیاز به این تقویت داشتیم.»
اینستاگرام با کار کردن درون غولی به اسم فیسبوک، از یک میلیارد عضو آن، تکنواوژی پیشرفته، زیرساختها و مهندسان بیرقیب و نیروی فروش عظیم آن بهره گرفت. اسکات گالووی استاد بازاریابی دانشگاه NYU میگوید: «مثل این است که مایکل جردن و مجیک جانسون را در یک تیم داشته باشی.»
سندبرگ این را تایید میکند: «هر پنج دقیقهای که شما در موبایلتان صرف میکنید، یک دقیقهاش سهم اینستاگرام و فیسبوک است. آنها با هم بهترین پلتفرم تبلیغاتی تاریخ به حساب میآیند.»
اینکه شرکتی درون فیسبوک باشید مزایای خود را دارد. سیستروم علاوه بر گپوگفت هفتگی با زاکربرگ، به طور مرتب با سران دو شرکت تحت کنترل فیسبوک – واتساپ و Oculus - به اضافه مدیران عاليرتبه فیسبوک (از جمله سندبرگ، مایک شروپفر و کریس کاکس) دیدار میکند. سیستروم میگوید: «یکی از ویژگیهای خوب کار کردن در اینجا این است که با همه این آدمها در یک اتاق مینشینم. ما به هم کمک میکنیم و از هم چیز یاد میگیریم. ما کسبوکارهای خیلی متفاوتی با هم داریم، اما تعداد زیادی از چالشهایمان مشابهاند: مثل مقررات، تغییر در اکوسیستم، مردم و نحوه ارتباطشان. ما با رقبای تقریبا مشابهی دست و پنجه نرم میکنیم.»
برای نابود کردن رقبا، فیسبوک ماموران فروش خود را به اینستاگرام قرض میدهد و بیش از ۳ میلیون تبلیغاتچی، تکنولوژیهای تبلیغی، الگوریتمهای مرتبط، ابزارهای مقابله با کلاهبرداری و شاید از همه موثرتر پایگاه اطلاعاتی مشترکانش (در مورد جنسیت، علایق، محل زندگی، شغل و باقی چیزها) را در اختیارش میگذارد. برای بازاریابها، گسترش کمپین تبلیغاتی فیسبوک به اینستاگرام بیدردسر انجام شده و ۹۸ شرکت از ۱۰۰ شرکت اصلی آگهیدهنده به فیسبوک، در اینستاگرام هم حضور دارند.
با این حال با وجود تمامی اشتراکات فیسبوک و اینستاگرام، آنها در یک ویژگی کلیدی فرهنگی تفاوت دارند: شعار فیسبوک میتواند «سریع جلو برو و بقیه را نابود کن» باشد، اما شعار کلیدی اینستاگرام احتمالا «با مراقبت برخورد شود» است. این ارزشی است که سیستروم از زمان تاسیس اینستاگرام به آن پایبند بوده است
استیو اندرسون، اولین سرمایهگذار اینستاگرام، میگوید: «کوین فقط میخواست کسانی را استخدام کند که به اندازه خودش به محصول متعهد بودند. او در این راه کوتاه نیامد و میتوانید بگویید که این سرعت رشد شرکت را كم کرد، اما بالاخره معلوم شد که تصمیم درستی بوده است.»
این نگاه پیچیده به بخش تبلیغات هم رسیده است. سیستروم کسبوکار تبلیغیاش را محتاطانه بنا کرد تا مطمئن شود بازاریابها کاربران را خسته نمیکنند و باعث فرارشان نمیشوند.
حتی با وجود آنکه آگهیدهندگان برای حضور در اینستاگرام سر و دست میشکستند، سیستروم راه ورود را تدریجی باز کرد. خودش اولین سری تبلیغها را امتحان کرد و بعد از اینکه مطمئن شد که آنها بر مخاطبان تاثیر بدی نمیگذارند اجازه دعوت مشتریان بیشتر را صادر کرد. اولین تبلیغ اینستاگرام در نوامبر ۲۰۱۳ و از طرف Michael Kors بود، برند کالاهای لوکس که پیش از این در مجلههای گلاسه آگهی میداد و حالا جذب ظاهر همانقدر شفاف و به لحاظ تصویری جذاب اینستاگرام شده بود. تا اواخر سال ۲۰۱۴ سیستروم شخصا آگهیها را روی جزوههایی چاپی تماشا میکرد و بعد چراغ سبز را میداد.
اینستاگرام از آن زمان تاکنون با عبور از آگهیهای صرفا عکسی، آگهیهای ویدئویی را اضافه کرده، پلتفرم تبلیغاتی خود را به بیش از ۲۰۰ کشور دنیا گسترش داده و میزان آگهیهای تبلیغاتی خود را به ۶۰ ثانیه رسانده است. هنوز هم تیمی ویژه در اینستاگرام با تبلیغاتچیها کار میکنند تا آگهیهایی خلاق بسازند که بخش طبیعی برنامه به نظر برسند. سیستروم میگوید: «همه قرار نیست آگهیها را دوست داشته باشند، اما تبلیغات ما در مقایسه با روز اول خیلی بهتر شده است. فراموش نکنید مردم از چیز نامربوط بیشتر از تبلیغات بدشان میآید.»
از چاپ به دیجیتال، از تلویزیون به دیجیتال
سیستروم شاید آرام حرکت کند، اما لجوج و یکدنده نیست. در در طول سالها، او بارها و بارها محصولش را تغییر داده و به آن امکان پیام مستقیم، هشتگ برای موضوعات و جاها، ایجاد تب Explore برای دنبال کردن روندها و مهمتر از همه ویدئو اضافه کرده است. اما برخلاف فیسبوک که بارها تجربیات تازه را ایجاد و بعد تعطیل کرده (اپهایی مثل Paper و Slingshot یا Rooms)، اینستاگرام خیلی محتاط بوده و تاکنون فقط ۴ برنامه مجزا منتشر کرده است: بومرنگ برای تولید گیفهای یکثانیهای، لیآوت برای تولید کلاژ و هایپرلپس برای ویدئوهای تایم لپس. البته تجربه ناموفق Bolt هم در کارنامه اینستاگرام وجود دارد، یک سرویس پیامرسان که اینستاگرام در چند کشور خارج از امريكا امتحان کرد که جواب نداد و بسته شد.
به هر حال تکامل طبیعی اینستاگرام حرکت به سمت ویدئو بوده است. شرکتهای تکنولوژیکی نظیر گوگل، توئیتر، فیسبوک و پینترست توانستهاند تسلط تبلیغاتی را از رسانههای کهنه چاپی بگیرند. حالا که بازار ۷۰ میلیارد دلاری تبلیغات تلویزیونی بهسرعت به سمت آیفون در حرکت است، تولیدکنندگان محتوا در تلاشاند تا بازار ویدئو در موبایل را تحت سلطه خود درآورند. شرکتهایی که از ابتدا ویدئویی بودهاند - مثل یوتیوب، Vice و اسنپچت - از بقیه جلوتر هستند. اینستاگرام برای رسیدن به اینها نیاز دارد توازن ظریفی را برقرار کند: اینکه چطور بهسرعت به سمت ویدئو برود بدون اینکه ۵۰۰ میلیون کاربری را كه به خاطر دیدن عکس عضوش شدهاند از خود نرنجاند. طبق گزارش موسسه تبلیغاتی L2، برنامه تبلیغات تصویری اینستاگرام که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، حالا فقط ۱۹ درصد تبلیغات این اپ را در اختیار دارد.
کریگر، یک فارغالتحصیل استنفورد که به عنوان مدیر ارشد تکنولوژی، ستون فقرات اینستاگرام در دستان اوست میگوید شریکش (سیستروم) محتاط است اما دقیقا میداند که کجا میخواهد برود و این دو ویژگی یکدیگر را متوازن میکنند.
در طول تاریخ اینستاگرام، وقتی سیستروم خبر تغییرات بزرگ برنامهاش را اعلام کرده، بارها با مقاومت کارمندانش روبهرو شده است. مثل ژوئن ۲۰۱۳ که طرح ورود فیلم به اینستاگرام را مطرح کرد، یا وقتی گذار از فریم معروف مربعی به سمت پرتره و منظره را اعلام کرد و بالاخره امسال که فید الگوریتمیک خود را معرفی کرد که محتوا را نه با زمان انتشار، که با مربوط بودن ارائه میکند. کریگر میگوید: «ایده اضافه کردن ویدئو به اینستاگرام واقعا یک گروه از کارمندانمان را به وحشت انداخت.» سیستروم مثل یک والد با قوت قلب به جنگ این چالش رفت. او اذعان کرد که حرکتش وحشتآمیز بوده است اما تیمش را متقاعد کرد که قصد ندارد آنها را سمت پرتگاه بکشاند. «او آماده است که تصمیمهای نهاییای را بگیرد که محصول را به جلو میبرند، حتی اگر بدیهی به نظر نرسند یا بهسرعت محبوب نشوند. خبر خوب اینکه این روش تا حالا جواب داده.»
این بهخصوص برای فیسبوک خبر خوبی است. امسال زاکربرگ برنامه سه، پنج و دهسالهاش را برای آینده فیسبوک منتشر کرد. فیسبوک فصل اول این برنامه را اشغال کرده است. فصل دوم به اینستاگرام و دیگر محصولات مثل مسنجر و واتساپ مربوط است و با آنکه دوتای آخر بهشدت محبوباند (هرکدام با یک میلیارد مشترک) - و ممکن است به کسبوکارهای عظیمی تبدیل شوند - هنوز هیچکدام درآمد کلانی نصیب فیسبوک نکردهاند. این باعث میشود که زاکربرگ فعلا اینستاگرام را به عنوان نیروی پیشبرنده فیسبوک در نظر داشته باشد. اما این هم دائمی نیست: بدون تردید زمانی که واقعیت مجازی و هوش مصنوعی باعث تغییر بنیادین در رسانههای اجتماعی، ارتباطات و کامپیوتر بشوند باید منتظر محبوب شدن برنامههایی دیگر باشیم.
تکنولوژیها تغییر میکنند اما ایده اولیه سیستروم برای اینستاگرام ثابت مانده است: ایجاد سابقه تصویری هرچه که در گوش و کنار دنیا هر لحظه رخ میدهد و اجازه دادن به کاربران برای زوم کردن روی هر نقطه از این زمین با هدف گشتوگذار یا کسبوکار. برای رسیدن به این هدف سیستروم در نظر دارد تعداد کاربران را به یک میلیارد یا حتی یک و نیم میلیارد برساند و مخاطبی را به وجود بیاورد که حتی رقیب فیسبوک شود: ما رسیدن به ۵۰۰ میلیون کاربر را جشن میگیریم، اما این برای ما یک نشانه است نه نشان افتخار. این نشانه بلندپروازی ماست. بدیهی است که ما حالا متوقف نمیشویم.»
منبع: آینده نگر