7نكته مهم در خصوص صنعت هوایی

تاریخ 1395/06/29 ساعت 08:39

ینكه ایران بخواهد هاب هوایی منطقه باشد فقط به هواپیما نیاز ندارد، چراكه ایران هنوز آشیانه و فرودگاه مناسبی ندارد.

عليرضا منظري

 1- دومين گردهمايي شركت‌هاي بزرگ هواپيمايي ديروز در حالي برگزار شد كه ناوگان هوايي ايران با اين واقعيت روبه‌رو است كه اين ناوگان نياز به يك ترميم و تغيير جدي در خود دارد. براساس اين گردهمايي قرار است چند ده هواپيماي كوچك و بزرگ از چندين شركت معتبر سفارش داده شود اما اين سوال مطرح است كه آيا ناوگان هوايي به اين تعداد هواپيما نياز مند است يا خير؟ معمولا براي هر كشوري در اين زمينه مطالعاتي در سطوح بسيار بالا صورت مي‌گيرد و با توجه به اين مطالعات مشخص مي‌شود كه چه تعداد تقاضا براي حمل و نقل هوايي نياز است. بعد از اين مرحله متناسب با نتايج اين مطالعات، هواپيما به عنوان بخش عرضه خدمات حمل و نقل هوايي مورد توجه قرار مي‌گيرد. ضمن اينكه بايد اين موضوع را در نظر داشت كه تنها يك نوع هواپيما در ليست عرضه وجود ندارد و هواپيماهايي هم با ظرفيت 20 تا 170صندلي وجود دارند كه البته نحوه خريد آنها را نيز بازار تعيين مي‌كند.
2- معمولا در زمينه تعيين ظرفيت براي ناوگان هوايي، كشورها طرح جامع حمل و نقل دارند كه در چارچوب اين طرح به اين پرسش كه چه تعداد هواپيما نياز است پاسخ داده مي‌شود. اين در حالي است كه در ايران در اين زمينه فقط يك بار مطالعه‌يي صورت گرفت كه البته به صورت ناقص و ناتمام به پايان رسيد. اما باتوجه به تجربه‌يي كه وجود دارد در حال حاضر در كشور چيزي حدود 400 تا 500فروند هواپيما براي تامين تقاضاي موجود مورد نياز است. هواپيماهايي كه در حال حاضر در ايران موجود است حدود 250فروند است كه نيمي از آنها غيرفعال هستند. اين موضوع نشان مي‌دهد اين تعداد فروند هواپيما پاسخگوي تقاضا در بازار نيست. ضمن اينكه هواپيماهايي كه در حال حاضر فعال هستند نيز به لحاظ سني و شكل با مشكلات عديده‌يي مواجه هستند؛ بنابراين در آينده نزديك اين هواپيماها هم نمي‌توانند به فعاليت خود ادامه دهند و بايد به فكر جايگزيني براي آنها بود. به‌طور كلي بايد گفت ايران براي 5 تا 10سال آينده حدود 300 تا 400فروند هواپيما نياز دارد كه بايد هرچه زودتر شرايط را براي خريد و تهيه آنها فراهم كرد. به همين جهت وزارت راه و شهرسازي به دنبال اين است كه شركت‌هاي هواپيمايي داخلي در اين زمينه متقاضي شوند و سفارش دهند تا بتوانند هواپيماهاي جديد مورد نظر خود را تهيه و به تدريج وارد بازار كنند.
3- از سوي ديگر گفته مي‌شود كه ايران با خريد هواپيماهاي جديد به هاب هوايي منطقه تبديل مي‌شود، اما مدت اين قراردادها حدود 10سال است. از ديدگاه من اين بحث روش مناسبي براي توسعه ناوگان هوايي كشور نخواهد بود، چراكه اگر قرار باشد ايران به هاب منطقه تبديل شود، بايد اين موضوع در طرح جامع مورد بررسي قرار گيرد كه چه زماني مي‌خواهيم به هاب منطقه تبديل شويم و اين موضوع را به عنوان يك هدف در نظر بگيريم. بنابراين بايد متناسب با اين طرح قدرت لازم را به دست آوريم تا بتوانيم در آينده نزديك و با لغو تحريم‌هاي بين‌المللي به هاب منطقه تبديل شويم. قدرت تنها به اين نيست كه فقط هواپيما خريداري شود، ضمن اينكه اين موضوع را بايد مدنظر داشت كه در منطقه ساليان سال است برخي كشورها سرمايه‌گذاري كرده‌اند و به هاب منطقه تبديل شده‌اند؛ بنابراين چه بخواهيم و چه نخواهيم در اين مساله رقباي جدي و جان سختي وجود دارند كه در رقابت با آنها بايد با برنامه‌ريزي مستمر از آنان پيشي گرفت. اين در حالي است كه اگر نتوانيم با يك برنامه‌ريزي مناسب به جدال با اين رقبا برويم طبيعي است كه در اين رقابت نمي‌توانيم برنده ميدان باشيم. طبيعي است كه هاب‌هايي كه در منطقه ايجاد شده‌اند براي حفظ جايگاه خود تلاش مي‌كنند و تعداد ناوگان هوايي را متناسب با پاسخگويي هاب‌هاي موجود افزايش مي‌دهند. بنابراين بايد برنامه استراتژيك و راهبردي براي هاب شدن در سطح منطقه داشته باشيم.
4- اما اينكه ايران بخواهد هاب هوايي منطقه باشد فقط به هواپيما نياز ندارد، چراكه ايران هنوز آشيانه و فرودگاه مناسبي ندارد. به نظر من بحث هاب شدن فعلا در حد يك شعار مطرح است و تاكنون هم رفتار و اقدام عملي و موثري در اين جهت صورت نگرفته است. درواقع سيستم حاكميتي دولت تاكنون يك برنامه مطالعاتي دقيق در اين جهت طراحي نكرده است، چون بحث هاب منطقه شدن فقط مساله ناوگان و خريد هواپيما نيست و مسائل سياسي، منطقه‌يي، بازاريابي، نرم‌افزاري و سخت‌افزاري هم در اين موضوع دخيل هستند و بايد بتوان عوامل متعدد را ايجاد كرد.
5- اگر همه اين عوامل نتوانند به صورت يك پازل در كنار يكديگر و به صورت متوازن پيش روند، قطعا با مشكل رو به رو خواهيم شد. در يك دوره‌يي در كشور تنها فرودگاه مي‌ساختيم در حالي كه الان متوجه شده‌ايم تعداد زيادي فرودگاه داريم كه ناوگان هوايي ندارد و نمي‌توان از اين ظرفيت‌ها استفاده موثر كرد. اكنون نيز در مورد ناوگان دوباره همين بحث‌ها مطرح شده است و شايد هم سرمايه‌گذاري زيادي در اين زمينه صورت گيرد. اگر به ساير عوامل توجه‌يي نشود طبيعتا كشور در اين سرمايه‌گذاري نمي‌تواند موفق عمل كند.
6- اما انتقادي كه جديدا مطرح شده اين است كه ايرلاين‌هاي ايراني ممكن است هواپيما‌دار شوند، اما هنوز شيوه كار در عرصه جهاني را بلد نباشند. اين انتقاد مخصوصا در بحث فروش، بازاريابي و خدمات كه برخي از آنها به دليل برخي محدوديت‌ها اساسا امكان برآورده شدن ندارد بيشتر است. در بحث شركت‌هاي هواپيمايي حدود 25سال است كه به هيچ عنوان به دنبال افزايش بار علمي نبوده‌ايم؛ چه از لحاظ علمي و چه از لحاظ افزايش تجربه‌ها. درواقع شركت‌هاي هواپيمايي حتي قديمي‌ها تجربيات خود را به‌روز نكرده‌اند و شركت‌هاي جديد هم در اين زمينه كار موثري انجام نداده‌اند. دليل اين موضوع هم به بحث عرضه و تقاضا، قيمت‌گذاري و بحث روش اداره و مديريت كردن باز مي‌گردد كه به خوبي صورت نگرفته است. طبيعتا در اين شرايط با مشكل نحوه جديد مديريت به‌ويژه در بخش‌هاي بازرگاني، برنامه‌ريزي مسيرهاي هوايي، بازاريابي مسافر براي ايرلاين‌هاي هواپيمايي مواجه هستيم و در بخش‌هاي متعدد ضعف‌هايي وجود دارد. اگر بنا باشد در فضاي رقابتي پيش رويم، بايد تمام اين زيرساخت‌ها فراهم شود. اين در حالي است كه در بخش آموزش داراي ضعف‌هاي بي‌شماري هستيم و بايد علاوه بر اينكه از نيروهاي جوان كارآمد در اين بخش استفاده شود از تجارب خارجي‌ها نيز بهره لازم را ببريم.
7- اما انتقاد ديگر بحث حمايت دولت از هواپيماهاي دولتي و بي‌نصيب ماندن خصوصي‌هاست. يكي از اشكالات مهمي كه به نظر من در برنامه‌ريزي اين كار وجود دارد اين است كه دولت و وزارت راه زمينه براي فعاليت بهتر شركت‌هاي دولتي فراهم مي‌كنند در حالي كه تعداد زيادي شركت هواپيمايي خصوصي وجود دارد. نگاه به اين شركت‌ها بايد يكي باشد تا به موازات يكديگر در جهت رشد و توسعه ناوگان هوايي حركت كنند. اگر اين اقدام صورت نگيرد بدون شك فضا به يك فضاي انحصاري تبديل مي‌شود و انحصار همواره در بخش‌هاي مختلف اقتصادي موجبات رقابت و بالا رفتن كيفيت خدمات را كاهش داده است. انحصار باعث مي‌شود اجازه ندهيم مردم استفاده بهينه از خدمات مختلف ايرلاين‌هاي مختلف داشته باشند. اين نوع برنامه‌ريزي طبيعتا برنامه‌ريزي مناسبي نيست. اين در حالي است كه مقام‌هاي دولتي همواره اين موضوع را مطرح مي‌كنند كه حامي بخش خصوصي هستند اما عملا شاهد اتفاق ويژه‌يي در اين بخش نيستيم. البته اين موضوع شايد ناشي از اين باشد كه برنامه‌ريزي درستي در اين زمينه صورت نگرفته، وگرنه كشور نيازمند اين است كه دولت كمك و حمايت كند كه حداقل چند شركت قدرتمند داخلي داشته باشيم كه با يك توازن مناسب جلو روند و بتوانند در آينده رقابت كنند. اگر اين شركت‌ها به‌طور موازي صاحب ناوگان نشوند كشور با مشكلاتي رو به رو مي‌شود. به همين جهت به نظر مي‌رسد اين روشي كه در حال حاضر اجرايي مي‌شود خيلي مناسب نيست و بايد تغييراتي اعمال شود.

معاون سابق هوانوردي و امور بين‌الملل سازمان هواپيمايي كشوري

منبع:تعادل