
برخی از حقوقیها به صورت فعال و شفاف در بازار سرمایه فعالیت میكنند و هدفهای مشخصی را نیز دنبال میكنند و برخی دیگر ممكن است خیلی فعال نباشند و به صورت منفعلانه عمل كنند
علي رحماني
طي چند روز اخير در بازار سرمايه تغييراتي رخ داده است. حقوقيهاي بورس بهشدت و در حجمهاي بالا اقدام به خريداري سهام ميكنند، اما بايد ديد ريشه اين تغيير روش از كجا نشأت ميگيرد. به هر حال در بازار بورس و به صورت روزانه معاملاتي صورت ميگيرد كه خوشبختانه حجم و ارزش اين خريد و فروشها تاكنون نوسان غيرعادي نداشته است و روند ميانگيني را دنبال ميكند. از سوي ديگر حجم معاملات، رقم قابل قبولي را از سرگذرانده يا به عبارت ديگر نقدشوندگي بازار روند مساعدي را سپري ميكند.
البته ممكن است در اين ميان فرصتهاي سرمايهگذاري براي عدهيي از سرمايهگذاران مهيا شده باشد. فرصتهايي كه در يك نگاه كلي از زمان بحث كاهش نرخ سود بانكي پررنگتر شده و درنتيجه عدهيي را ترغيب و تشويق كرده كه وارد معاملات و خريد و فروشهاي بازار سرمايه شوند. اين در حالي است كه با بررسي روند كلي شاخصهاي بورس، به اين نتيجه ميرسيم كه اتفاق غيرمعقول يا عجيبي در اين بازار رخ نداده و افت و خيزها همه جنبه معمولي و عادي دارند.
اما در اين ميان يك مساله وجود دارد و آن هم روند كلي فعاليت بازارگردانها در بازارهاي بينالمللي و مقايسه آنان با بازارگردانان ايراني است. در دنيا عموما بازارگردانها به هر اندازه كه لازم باشد سهام ميخرند يا ميفروشند. اما نكته مهم اين است كه آيا حقوقيهاي ايران هم رفتاري مشابه با اين نهادها دارند؟ لزوما نه؛ چراكه در سالهاي گذشته كه اوضاع اقتصادي كشور در شرايط بغرنج قرار داشت، روي تشكيل صندوقهاي بازارگرداني در ايران تاكيد بسيار شد كه اين كار به صورت تخصصي دنبال و انجام شود. حتي صندوق توسعه بازار كه بيش از 1200ميليارد تومان دارايي دارد، با همين هدف تشكيل شد كه به صورت عام درواقع بازارگرداني صورت گيرد.
اين در حالي است كه يكسري از صندوقها نيز به صورت خاص اين اقدامات را در پيش گرفتند. يك صندوق ديگر هم در كشور تشكيل شد كه به صورت چندين صندوق به هم متصل، اداره ميشد و اين امكان را فراهم ميكرد كه در سهمهاي جداگانه منابعش نگهداري و بازارگرداني شود. اما به هر حال برخي شركتها مانند شركتهاي مادر ممكن است از شركتهاي زيرمجموعه خود حمايت كنند و كار بازارگرداني را انجام دهند يا برعكس آن شركتهاي تابعه، بازارگرداني شركت مادر را انجام دهند. اينها موضوعاتي است كه در ايران و در بخش بازارگرداني ديده ميشود كه با بازارهاي جهاني متفاوت است.
در اين ميان هم شائبههايي ايجاد شده كه خريد حقوقيها به صورت دستوري و براي مثبت نگه داشتن شاخص انجام ميشود. از ديدگاه من بسيار بعيد است كه چنين شائبهيي درست باشد. چراكه به هر حال مقام ناظر بورس مرتبا با حقوقيها در ارتباط است و با آنان درخصوص موضوعات مختلف بورس نيز مشورت ميگيرد و حتي در جريان امور مربوط به آنان نيز هست. اما اينكه بگوييم در شرايط فعلي اتفاق خاصي در اين خصوص رخ داده، بايد پاسخ منفي داد چراكه روند، همان روند قبلي است.
اساسا رفتار حقوقيها در بازار سرمايه را ميتوان با يك قاعده كلي قضاوت كرد. برخي از حقوقيها به صورت فعال و شفاف در بازار سرمايه فعاليت ميكنند و هدفهاي مشخصي را نيز دنبال ميكنند و برخي ديگر ممكن است خيلي فعال نباشند و به صورت منفعلانه عمل كنند. اما بالاخره اين موضوع را بايد در نظر داشت كه ايرانيها در بسياري از بخشها با خارجيها و دنياي بيرون فاصله دارند، فاصلهيي كه در گذشتههاي دور هم به همين شكل ادامه داشته است. زماني كه شاخصي به سرعت در حال افزايش و رشد است ممكن است يك حقوقي با وجود اينكه قيمت سهم لزوما آنقدر باارزش هم نباشد، اين سهام را خريداري كند. رفتارهاي اينچنيني در بازار بورس ما ديده ميشود اما عمومي نيست و در قالب استثناها جاي ميگيرد.
مديرعامل سابق بورس تهران
منبع: تعادل