
منصور معظمی تاكید می كند كه وزارت نفت شاید در رابطه با اجرای قراردادهای نفتی محافظه كاری حداكثری را در پیش گرفته است. او معتقد است بعد از برجام، فرصت های خوبی فراهم شده منتها باید زودتر تصمیم گیری شود. او هشدار می دهد: «سرمایه گذار خیلی در خط نمی ایستد. اگر با شما مذاكره كرد و به نتیجه رسید كه كار انجام می شود، اما اگر به نتیجه نرسید، منتظر شما نمی ماند و سراغ نفر بعدی می رود».
با وجود اينکه شش ماه از برجام مي گذرد، هنوز نتوانسته ايم سرمايه خارجي جذب كنيم. مشكل اصلي كجاست و چطور بايد رفع شود؟
بايد ببينيم چه اتفاقاتي بعد از برجام افتاده و اگر برجام نبود چه مي شد. همه مي دانيم تمام ارتباطات و روش هايي كه منجر به تامين منابع مالي، تكنولوژي و ارتباطات براي ايران مي شد قطع شده بود. به ويژه از سال ٩٠ به بعد كه آمريكايي ها فشار وارد كردند، تقريبا همه راه هاي دسترسي ايران به منابع خارجي بسته شد. درست است كه سال ها تحت تحريم بوديم اما در آن دوران اين فرصت بود كه پول جابه جا كنيم يا فاينانس كنيم و قرارداد ببنديم. بعد از سال ٩٠ همه اين كارها هم مختل شد. نفت را مي فروختيم و نمي توانستيم پول بگيريم و پول هايمان بلوكه شده بود؛ حتي شركت هاي خارجي برخلاف ميل باطني شان ، با ما مذاكره نمي کردند. حتي جواب ايميل هاي ما را هم نمي دادند و معامله اي با ايران صورت نمي گرفت. اگر مي خواستيم قطعاتي را براي صنايع خريداري كنيم ناچار بوديم با چند واسطه و با چندين برابر قيمت واقعي اين كار را انجام دهيم. اين واقعيت قبل از برجام بود. بعد از برجام ملموس ترين اتفاق افزايش صادرات نفت خام بوده كه به ٢،١ميليون بشكه در روز رسيد. در شروع دولت آقاي روحاني صادرات نفت خام به حدود يك ميليون بشكه در روز رسيده بود؛ يعني اكنون صادرات نفت خام دو برابر شده است. بعد از دولت آقاي روحاني صادرات نفت خام از يك ميليون و ١٥٠هزار به دوميليون و ١٠٠هزار بشكه رسيد، يعني صادرات نفت خام دو برابر شده و مي توان آن را افزايش هم داد. به دنبال افزايش صادرات، توليد نفتمان هم افزايش پيدا كرده است. اکنون سه ميليون و ٨٠٠ هزار بشكه توليد داريم و در آينده نزديك به چهار ميليون بشكه خواهيم رسيد. دومين اتفاق اين بود كه كالاهايي را که نمي توانستيم خريداري كنيم يا در گمركات حبس شده بودند، آزاد شدند و حالادر صنايع نفت به كار گرفته مي شوند. سوم؛ مذاكرات رودررو صورت مي گيرد. نبايد انتظار داشته باشيد نتيجه مذاكرات در بخش صنعت در شش ماه جواب دهد. قبلاكه مشكلات نبود از زماني كه شروع به مذاكره مي كرديم تا زماني كه قرارداد بسته مي شد حداقل يك سال زمان نياز بود.
اما بحث اينجاست كه گفته مي شود بايد پيش از اتفاق افتادن برجام مذاكرات انجام مي شد. چون به خصوص در ميادين مشترك گازي و نفتي متضرر هستيم...
بعد از برجام بايد به شركت ها اعلام مي كرديم كه سرمايه گذاري كنند. شركت هاي بزرگ كه قصد سرمايه گذاري دارند در سال هاي گذشته از طرف آمريكا با آنها برخورد شده است. سفراي آمريكا در همه كشورها در طول تحريم بعد از سال ٩٠، با تك تك شركت ها و بانك ها صحبت كرده و از بعضي بانك هاي بزرگ، تعهد گرفته اند كه با ايران كار نكنند. بانك پاريبا (فرانسه) جريمه بسيار سنگيني شده و طبيعي است اگر بخواهد دوباره با ايران كار كند، محافظه كارانه برخورد خواهد كرد. بعد از برداشتن تحريم ها اين فضا شكسته شد. اکنون شش ماه از برجام گذشته اما هنوز بانك هاي بزرگ با ايران كار نمي كنند چون مي ترسند. بالاخره آمريكايي ها محدوديت هايي را براي اين شركت ها در نظر گرفته بودند. آقاي جان كري و وزراي خارجه بيانيه اي اعلام كردند كه محدوديتي نيست و بانك ها و شركت ها مي توانند با ايران كار كنند اما هنوز اين اتفاق نيفتاده و به نظرم پروسه اي زمان بر است. فكر نمي كنم بانك ها با ايران كار نكنند، شركت هاي بزرگ خواهند آمد اما زمان نياز است. شما درحال حاضر مذاكره مي كنيد، كنگره آمريكا تحريم جديدي وضع مي كند. شيطنت آمريكايي ها و خباثت بخشي از آمريكايي ها كماكان ادامه دارد. آقاي اوباما اعلام كرد بويينگ و آب سنگين را وتو خواهد كرد اما تا کي اين روند ادامه دارد؟
در داخل هم با يک سري مخالفت ها روبه رو هستيم. آيا اين مخالفت ها منطقي است؟
در داخل هم با محدوديت ها و يك سري مخالفت ها روبه رو هستيم. آنچه به اشتباه قرارداد نفتي ناميده مي شود، چارچوبي است كه براساس آن وزارت نفت مي خواهد قرارداد ببندد. بهتر بود وزارت نفت درحالي كه قراردادها را تدوين مي كند با كساني كه نقطه نظراتي دارند آن را مطرح كند. به نظرم در اين بخش در وزارت نفت بي سليقگي صورت گرفت. وزارت نفت مي توانست وقتي درفت هاي اوليه و ثانويه قراردادها را تدوين كرد، اعلام كند و نظر ديگران را هم بگيرد؛ اما وقتي قراردادها را اعلام کرد كه نهايي شده بودند و قرار به رونمايي بود که در اين زمان وزارت نفت با فشار بخشي از افكار عمومي و فشار سياسي مواجه شد. نظراتي كه مخالفان در بحث قراردادها دارند چند دسته است. بخشي نقطه نظراتي است كه مي شد و مي شود آنها را منظور كرد. بخشي نظراتي است كه واقعا پذيرفتني نيست. ضمن احترامي كه براي نظرات مخالفان قائلم... بايد متناسب با شرايط كشور، رقبا و كساني كه تمايل به آمدن دارند، قراردادها را تنظيم كنيم. اين طور نيست كه در بخش قراردادها فقط ما باشيم؛ اين امر دوطرفه است. براي طرف مقابل هم بايد جذابيت داشته باشد كه وارد بازار ايران شود. عراق در همسايگي ما قراردادهايي را تنظيم كرده كه شركت هاي بزرگ خارجي آنجا سرمايه گذاري كرده اند و حالاظرفيت توليد عراق از ايران بيشتر است. ما فرصت را از دست داده ايم. سومين دسته مخالفان، آنهايي هستند كه كاري به اين مسائل ندارند و از بيخ و بن مخالف هستند که با آنها نمي شود کاري کرد. برنامه ششم مي گويد نفت براي حفظ وضع موجود و توسعه در حد يك ميليون بشكه، ١٨٠ ميليارد دلار پول نياز دارد. ١٨٠ ميليارد را بر پنج تقسيم كنيم سالي ٣٦ ميليارد دلار است. شركت ملي نفت ايران در بهترين شرايط خود پيش از تحريم ها، حداكثر ٢٣ ميليارد دلار در سال جذب كرده است. در حالت خوش بينانه از ١٨٠ ميليارد دلار، ٧٠، ٨٠ ميليارد دلار از داخل تامين مي شود؛ بنابراين انتظار از سرمايه گذاران خارجي، آوردن تكنولوژي و سرمايه است؛ البته اعلام كرده اند كه بايد آموزش هم بدهند. طبيعي است كه بايد بتوانيم نظر سرمايه گذار خارجي را جلب كنيم. اين يك حركت دوطرفه است يعني هم سرمايه گذار بايد بپذيرد هم سرمايه پذير كه ما هستيم. اينكه مي گويند در قراردادهاي خارجي انتقال تكنولوژي صورت نمي گيرد، من مي گويم در متن قرارداد اين بند موجود است و ما بايد توانمند باشيم كه تكنولوژي منتقل شود. سوال من اين است در سال هاي گذشته كه اين قراردادهاي نفتي نبوده چرا انتقال تكنولوژي صورت نگرفته، چرا تا اين حد از نظر تكنولوژي در صنعت نفت عقب هستيم؟ به نظرم قراردادهاي نفتي يك فرصت است كه بايد از آن استفاده كنيم. در قراردادها گفته شده شما حتما بايد شريك ايراني داشته باشيد كه اين يك فرصت براي شركت هاي ايراني است. بنابراين از منتقدان منصف اين الگوي قراردادهاي نفتي خواهش مي كنم برخورد منصفانه داشته باشند و نظراتشان را بگويند. از طرف ديگر وزارت نفت خويشتن داري لازم را داشته باشد تا بعد از اينكه به يك اجماع رسيده شد، هرچه زودتر قراردادها را اجرائي و اعلام كنيم.
بحث بر سر منابعي است كه از دست مي رود. حتي با وجود مخالفت ها، وزارت نفت يا قوه مجريه نمي تواند خودش مستقلاوارد مذاكرات شود؟
وقتي موضوعي در چنين سطحي مطرح مي شود، حتما بايد اجماع صورت گيرد. مي شد كار به اينجا نرسد اما رسيده. با اين شرايط وزارت نفت نمي تواند كار جدي انجام دهد مگر اينكه آن اجماع صورت گيرد.
يعني اگر از همان ابتدا وزارت نفت درفت ها را در اختيار منتقدان مي گذاشت، اين حساسيت ايجاد نمي شد؟
به نظرم اين طور بود. سران سه قوه درباره قراردادهاي نفتي نظراتي داده اند و اکنون هم اين قراردادها را در ستاد اقتصاد مقاومتي تصويب كرده اند. حالاوزارت نفت بايد در توسعه ميادين با استفاده از منابع داخلي و خارجي تسريع كند. هر روز كه ديرتر كار انجام شود، به ضرر منافع ملي ما و به نفع رقبايمان است. در مخازن مشترك تقسيم بندي وجود ندارد كه سهم هر کشور مشخص باشد. بنابراين هر کشور مي تواند براساس توانايي خود از مخزن برداشت كند؛ بدون اينكه ما بتوانيم اعتراضي داشته باشيم.
تعلل در اين زمينه آسيب رسان است. اينكه چرا وزارت نفت اين كار را انجام نمي دهد، به خاطر نگراني از شكايت ها و پرونده سازي هاست؟
حتما همين طور است. دوستان نفت جانب احتياط و محافظه كاري حداكثري را در پيش گرفته اند كه به طور يقين به نفع صنعت نيست و ازدست دادن فرصت است.
اين حجم محافظه كاري در شرايط كنوني بيش از اندازه نيست؟
حتما هست كه به صلاح نيست. فرصت ها هميشگي و ماندگار نيستند. ما بايد با استفاده حداكثري از توان داخلي و به صورت خاص، نيروي انساني توانمند از اين شرايط استفاده كنيم.
همان طور که اشاره كرديد، ايدرو به عنوان يک شرکت E&P (اکتشاف و توليد) انتخاب شده تا به عنوان شريك وارد مذاكره شود. ايدرو در بخش اكتشاف سابقه نداشته. قرار است چطور براي مشاركت آماده شود؟
همه آن ميادين اكتشافي نيستند. ميادين توسعه اي هم وجود دارد. يادتان باشد قرار نيست ايدرو از A تا Z پروژه را انجام دهد. ايدرو براساس توانايي ها، قابليت ها و تجربه موفقي كه داشته، مشاركت مي كند. ما تجربه اكتشاف نداشتيم و حتما در اين زمينه وارد نمي شويم و در بحث مذاكره با خارجي ها اين بخش را بر عهده آنها خواهيم گذاشت. البته در داخل توانمندي هاي خوبي در زمينه اكتشاف داريم.
ايدرو كدام قرارداد را در مشاركت ها ترجيح مي دهد؟
اعلام آمادگي كلي كرده ايم در تمامي پروژه هايي كه قابليت داريم با سرمايه گذار خارجي مشاركت كنيم.
تفاوتي ندارد چه قراردادي باشد؟
خير. تفاوتي ندارد.
شركت هاي بين المللي كدام قراردادها را بيشتر مي پسندند؟
تركيبي از همه قراردادها.
قبلابه باي بك واكنش داشتند و قبول نمي كردند.
باي بك مدلي بود كه شركت ملي نفت ايران در آن زمان خودش اختراع کرد. در جهان سه نوع مدل قراردادي بيشتر نداريم؛ مشاركت در توليد، سرويس و امتيازي. هر سه اين قراردادها در دنيا وجود دارد اما در دنيا بيشتر قراردادهاي سرويس و PSA وجود دارد.
با توجه به اينكه عراق و عربستان سرويس هاي خوبي ارائه مي دهند، ايران باز هم جذابيت دارد در پروژه هاي نفتي و گازي سرمايه گذاري جذب كند؟
به طور قطع و يقين بله. دنياي كسب وكار دنياي فرصت هاست. اما يادمان باشد كه اين فرصت ها هميشگي نيستند. اين فرصت ها محدود است و بنگاه هايي كه قاعده كسب وكار را بلد باشند، مي توانند از آن بهره مند شوند. ما هم بايد الگوي قراردادهايمان به گونه اي باشد كه از عراق جذاب تر باشد. به نظر من با توجه به شرايط سياسي و اجتماعي كه در كشور داريم، جذابيت سرمايه گذاري در ايران بسيار بالاتر از همه كشورهاي منطقه است. ما سرمايه گذاران را دعوت مي كنيم كه با توجه به واقعيت ها وارد بازار ايران شوند. به طور قطع و يقين شرايط ما در منطقه از نظر جذب سرمايه گذاري خارجي استثناست.
حتي اگر قراردادهايمان مثل ديگر كشورها جذاب نباشند، باز هم اين جذابيت وجود دارد؟
از ديدگاه من آنچه در الگوي قراردادهاي نفتي آمده جذابيت كافي را دارد.
سرمايه گذاران خارجي از کدام شرکت ها و کشورها بيشترين تمايل را براي حضور در ايران دارند؟
هنوز كه اعلام نكرده اند، اما فكر مي كنم شركت هاي خوب خواهند آمد. البته درباره شركت هاي بزرگ و اصلي بايد منتظر بود. اميدوارم شرايط به گونه اي باشد كه انتظارات شركت ملي نفت ايران در رابطه با تعداد و همچنين حضور شركت هاي بزرگ محقق شود.
آيا درخواست هاي ويژه اي از جانب آنها مطرح شده است؟
حتما. شركت ملي نفت ايران با آنها در حال مذاكره غيررسمي و روشنگري ابعاد قراردادهاست. طبيعي است كه شركت ها به دنبال منافع حداكثري خود هستند. شركت ملي نفت ايران و مديران نفتي بايد دقت لازم و توجه و حساسيت لازم را داشته باشند.
فکر مي کنيد شركت ملي نفت بايد چه برنامه اي در توسعه ميادين داشته باشد؟
هر كسي كه مديرعامل شركت ملي نفت ايران يا وزير نفت باشد، بايد مهم ترين و اولين اولويتش ميادين مشترك باشد. ميادين مشترك بحث اولويت كشور است. بالاخره اين سرمايه ملي است كه از بين مي رود. بعد از برجام فرصت هاي خوبي فراهم شده، منتها بايد زودتر تصميم گيري شود. سرمايه گذار خيلي در خط نمي ايستد. اگر با شما مذاكره كرد و به نتيجه رسيد كه كار انجام مي شود اما اگر به نتيجه نرسيد، منتظر شما نمي ماند و سراغ نفر بعد مي رود. سرمايه مانند كبوتر است كه به راحتي از روي بام مي پرد. بنابراين از كساني كه اهل سخن و دست به قلم هستند و تريبون دارند، به عنوان كارشناس انرژي خواهش مي كنم كمك كنند تا بتوانيم سرمايه ها را جذب كنيم. اجازه دهيد ملموس تر صحبت كنم. درحال حاضر چهار ميليون دانشجو در دانشگاه ها داريم. بيش از يك ميليون فارغ التحصيل ليسانس و بالاتر، بي كار هستند. اين دانشجوها دو، سه سال ديگر قرار است وارد بازار كار شوند. اما كار کجاست؟ كاري نيست. بايد فضا براي جذب سرمايه به منظور ايجاد اشتغال فراهم شود. اشتغال جز با جذب سرمايه گذاري امكان پذير نيست. از ديدگاه من، بزرگ ترين دغدغه كشور بايد رفع مشكل اشتغال باشد. يكي از بزرگ ترين دغدغه هاي مسئولان طراز اول كشور بايد توجه به جوانان براي حل مسائل آينده شان باشد. صنعت نفت را پيشران خروج از ركود مي دانم. اگر صنعت نفت راه بيفتد، ساير صنايع هم راه خواهند افتاد. صنعت نفت رشد اقتصادي را به همراه خواهد داشت. در صنعت نفت مستقيما اشتغال زياد ايجاد نمي شود. اما در صنايع پايين دست پتروشيمي، اشتغال فراوان ايجاد مي شود كه اکنون متوقف مانده است. صنايعي كه درحال حاضر با ظرفيت كمي كار مي كنند، رونق خواهند گرفت. مثلادر دهه ٨٠ كه صنعت نفت با سرعت كار مي كرد، تمام صنايع ماشين سازي، لوله سازي و... سه شيفت كار مي كردند. اما اکنون همان صنايع با ٣٠، ٤٠ درصد ظرفيت كار مي كنند. بنابراين صنعت نفت مي تواند پيشران خروج از ركود و كمك به افزايش رشد اقتصادي كشور باشد.
چرا با توجه به حذف سقف قرارداد در دوران احمدي نژاد در قرارداد آزادگان، دولت از همين مدل با افزايش دوره بازگشت سرمايه استفاده نمي کند؟
آزادگان يكي از پروژه هاي كليدي وزارت نفت و شركت ملي نفت ايران است كه به نظرم بايد حساسيت كافي نسبت به اين پروژه داشته باشند. در هر حالت بايد پروژه نهايي و فعال شود.
يعني اکنون خودمان در آزادگان كار مي كنيم؟
بله.
وزارت نفت يا شبه دولتي ها؟
صنعت نفت. البته به دنبال شريك مطمئن و توانمند داخلي و خارجي هستند.
در ميادين مشترك چقدر عدم النفع داشته و چقدر متضرر شده ايم؟ با توجه به اينكه طبق گزارش منتشرشده، عربستان و عراق و قطر چندين برابر ايران برداشت دارند.
در شرايط پيك، اين کشورها بيشتر از دو، سه برابر ايران برداشت نداشته اند. درحال حاضر با توجه به طرح هاي توسعه اي به خصوص در بخش گاز در آينده نزديك، برداشتمان از قطر بيشتر خواهد شد. طرح هاي توسعه اي گاز در اين مدت حقيقتا به خوبي پيش رفته است. ٥٠٠، ٦٠٠ ميليون مترمكعب گاز در حال افزايش است كه فرصت بسيار خوبي بوده. البته قراردادها در گذشته منعقد شده و اکنون تاكيد بر اتمام اين قراردادهاست كه كار ارزشمندي است.
وزارت نفت مي گويد هرگونه تاخير در اجراي قراردادهاي جديد نفتي، ماهانه هشت تا ١٠ ميليارد دلار زيان براي کشور به همراه خواهد داشت.
گذشته، ديگر تمام شد و بايد آينده را دنبال كنيم و اينكه چطور آن را از دست ندهيم.
نمي توان محاسبه كرد؟
چرا محاسبه پذير است اما من رقمي در اختيار ندارم. شايد شركت نفت اين رقم را در دست داشته باشد اما من اطلاع ندارم. البته نبايد بر گذشته تاسف خورد. بايد تلاش كنيم هرچه زودتر و سريع تر جبران مافات كنيم.
شايد بيان اين اعداد و ارقام سبب تسريع در كار شود.
به نظرم همه اين شرايط را مي دانند و هيچ مشكلي هم ندارند. ما كه نمي توانيم گذشته را برگردانيم. بايد ديد چگونه مي توان گذشته را جبران كرد.
باتوجه به اينکه در درياي خزر در دولت اصلاحات بر سهم ٢٠درصدي تاکيد داشتيم اما اکنون سهم ايران را به ١٣ درصد تقليل داده اند و دولت گذشته هم به آن اعتراضي نکرده، اکنون وضعيتمان در حوزه نفت درياي خزر چگونه خواهد بود؟
در رابطه با خزر وزارت نفت اقداماتي را انجام داده است. در آنجا استفاده از تكنولوژي هاي آب هاي عميق مطرح است و بايد دقت بيشتري شود. در دنيا هم شركت هايي هستند كه در اين بخش تكنولوژي دارند كمااينكه قبلابا شرکت نفتي پتروبراس برزيل کار مي کردند اما بعد از تحريم ها رفتند. اما در هر حال وقتي امكان توليد و اكتشاف در مناطق جنوبي و ميادين مشترك را به صورت سريع تر و ارزان تر داريم، بايد براساس اولويت هايمان عمل كنيم. علاوه بر آن، خزر غير از مسائل اقتصادي و فني يك موضوع سياسي كشوري است كه بايد در سطوح ديگري درباره آن تصميم گيري شود.
منبع:شرق