
بعضی آرزوها وقتی بیان شوند خودبهخود میشوند طنز تلخ!
ناصر ریاحی
دارم با دوچرخه به سازمان غذا و دارو میروم، آخر در اتحادیه تصمیم گرفتیم که همه مدیران و پرسنل شرکتهای عضو برای کمک به محیط زیست با دوچرخه تردد کنند. هوا عالیست، آسمان آبی و پرندگان خوشحال روی درختها. دوچرخهام را جلوی سازمان پارک میکنم و آنرا قفل نمیکنم.
در ورودی سازمان به مدیر یکی از شرکتهای تولیدکننده برخورد میکنم. از دیدنش خیلی خوشحال میشوم و معلوم است او هم خوشحال شده است. مقصد هر دوی ما طبقه نهم سازمان است. تصمیم میگیریم با پله برویم و در راه صحبت کنیم. آقای تولیدکننده از من میخواهد در صادرات محصولش به یکی از کشورها به او کمک کنم، من هم چون امکاناتی در آن کشور دارم و از طرفی ایشان به خیلی کشورهای دیگر صادرات دارد با خوشحالی استقبال میکنم و قرار میشود روز بعد برای نهار به دفتر ایشان بروم و کار را نهایی کنیم. به طبقه نهم که میرسیم چون وقت ملاقات او با مسئول محترم قبل از من است داخل اتاق میشود و من در سالن انتظار مینشینم. مدیر یکی از شرکتهای تولیدکننده مواد اولیه کنارم نشسته است. وای چه روز خوبی است، خیلی از عزیزان را اتفاقی میبینم. چون وقت داریم سر صحبت باز میشود. ایشان پیشنهاد میکند با توجه به کمبود یکی از اقلام مواد اولیه که باعث کم شدن واردات من شده است، حاضر است سهمیهای برای تولیدکننده خارجی من مقرر و به او بفروشد. خیلی خوشحال میشوم چون شرکت ایشان بزرگترین تولیدکننده این ماده اولیه در جهان است و شرکت خارجی سالهاست که در انتظار چنین روزی است. برای پنجشنبه قرار یک شام خانوادگی را میگذاریم تا جزئیات را مذاکره کنیم.
در همین زمان مسئول محترم که مدیر تولیدکننده را برای نهار نگه داشته است از ما دو نفر هم دعوت میکند به آنها ملحق شویم و ضمن صرف نهار صحبت کنیم. اتفاقاً یکی از مدیران شرکتهای پخش هم داخل اتاق است. بلافاصله از من گله میکند که چند هفتهای هست که چکهای شرکت ما را آماده کردهاند و ما برای دریافت نمیرویم. به او توضیح میدهم که نمیخواستم موجودی حسابمان خیلی بالا برود!
مسئول محترم ضمن صرف غذا، ابتدا از واردکنندگان تشکر میکند که در چند سالی که مشکلات بانکی و کمبود ارز و دهها مشکل دیگر وجود داشته با تحمل ریسک و زحمت زیاد نگذاشتند، مشکلی برای بیماران پیش بیاید و سپس گزارش مختصری از اوضاع میدهد. از اینکه صادرات داروی ما نسبت به سال گذشته 7 برابر شده است و کشورهای غربی نیز از ثبت داروهای تولید ما در کشورهایشان استقبال میکنند و تقریباً تمام صنعت دارویی ما اکنون تائیدیه GMP اروپا و آمریکا را دارند. او ادامه میدهد که در زمینه تولید مواد اولیه نیز آنقدر پیشرفت کردهایم که برخی از صنایع مشابه در جنوب شرقی آسیا در حال بستن کارخانههای خود هستند و امکان رقابت با ما را ندارند. از چندین مورد انتقال تکنولوژی ساخت دارو و غیره میگوید. از دو برابر شدن بودجه سلامت و اضافه شدن اکثر واکسنهای شناخته شده به برنامه سراسری و دهها درخواست سرمایهگذاری دارویی در ایران. عجب روز خوبی است امروز.
با خوشحالی در حال ترک سازمان هستم که یکی دیگر از مسئولین محترم را در راهرو میبینم و ایشان میگوید تمام مجوزهای ترخیص کالاهای شما یک روزه صادر شده است و بیایید الآن آنها را بگیرید که با تشکر دریافت آنها را به روز بعد موکول میکنم، چون مدتهاست که همه ما از مدیران شرکتها تا مسئولان به دلیل کم شدن بروکراسی اداری و سرعت کارها میتوانیم ساعت 6 بعدازظهر منزل باشیم و حق خانواده را نیز ادا کنیم.
دوچرخه را برمیدارم و از خوشحالی خیلی تند پا میزنم. ناگهان دوچرخه شروع به پرواز میکند و بالا میرود از ابرها هم بالاتر. خیلی سرد شده است . جداً سردم است و دارم یخ میزنم ...
ناگهان از خواب میپرم.
فکر کنم باز این شوفاژ خراب شده است و خانه یخ کرده است. البته پرخوری دیشب هم بیتاثیر نبوده است.
با خود میگویم کاش اقلاً عجله نمیکردم و مجوز ترخیصها را میگرفتم!
رئیس اتحادیه واردکنندگان دارو